نیلوفر باقری

نیلوفر باقری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

رابطه هوش مصنوعی و نوآوری آموزشی از دیدگاه مدیران دوره ابتدایی منطقه یک شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش مصنوعی و نوآوری آموزشی از دیدگاه مدیران دوره ابتدایی منطقه 1 شهر تهران صورت گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس ابتدایی منطقه یک شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 190 نفر بود که با استفاده از جدول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی ساده حجم نمونه 127 نفر تعیین و وارد پژوهش شدند. ابزارهای پژوهش جهت گردآوری داده ها شامل پرسشنامه هوش مصنوعی (چن و همکاران، 2022) و پرسشنامه نوآوری آموزشی (پازکی و افضل خانی، 1395) بودند. سپس تحلیل داده ها به شیوه معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار smart pls انجام گرفت. نتایج یافته ها نشان داد بین هوش مصنوعی و نمره کل نوآوری آموزشی به همراه مولفه های آن رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/0>p). بین تمامی مولفه های هوش مصنوعی با نوآوری آموزشی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/0>p). همچنین ضریب تعیین برای متغیر ملاک نوآوری آموزشی برابر با 343/0 بود که نشان دهنده آن است که هوش مصنوعی در مجموع 3/34 درصد از واریانس نوآوری آموزشی را توضیح می دهند. در نتیجه می توان گفت در آموزش و پرورش و مراکز آموزشی، جهت نوآوری آموزشی می توان به هوش مصنوعی و قابلیت های آن توجه ویژه ای کرد.
۲.

تاثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی و عواطف مثبت و منفی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۳۱۶
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی و عواطف مثبت و منفی در بیماران مبتلا به ام اس شهر اصفهان بود. روش: این پژوهش یک مطالعهی نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایشی و کنترل از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه ی آماری، تمامی بیماران مبتلا به ام اس مراجعه کننده به مرکز درمانی در سال 1398 و حجم نمونه 31 نفر داوطلب مایل به شرکت در جلسات آموزشی بودند که به صورت دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرارگرفتند. تمامی شرکت کنندگان در شرایط یکسان، پرسشنامه های عواطف مثبت و منفی (واتسون، 1988) و بهزیستی معنوی (دهشیری، 1388) را به عنوان پیش آزمون تکمیل کردند. سپس مداخله ی آموزش خودشفابخشی هفته ای 1 مرتبه به مدت 14جلسه ی 60 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. برای بررسی تاثیر آموزش خودشفابخشی بر عواطف مثبت و منفی از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و برای بررسی تاثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی به دلیل عدم برقراری مفروضه توزیع نرمال داده ها از آزمون فریدمن و ویلکاکسون استفاده شد. یافته ها: آموزش خودشفابخشی توانست ارتباط فرد با خود، ارتباط فرد با طبیعت و عواطف مثبت گروه شرکت کننده را به طور معناداری افزایش دهد (05/0>P) ولی بر ارتباط فرد با دیگران، ارتباط فرد با خدا و کاهش عواطف منفی تأثیر معنا داری دیده نشد. نتیجه گیری: می توان روش خود شفابخشی را به عنوان یکی از رویکردهای جدید روانشناسی مثبت گرا جهت افزایش بهزیستی معنوی و عواطف مثبت در بیماران مبتلا به ام اس به کار برد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان