علیرضا قائمی نیا

علیرضا قائمی نیا

مدرک تحصیلی: عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۰۴ مورد از کل ۱۰۴ مورد.
۱۰۲.

نقش استعاره مفهومی ساختاری در موافقت سنجی تعبیری روایات با آیات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۳
روایات از منابع اصیل و بنیادین در فهم دین به شمار می روند؛ ازاین رو بررسی صحت آن ها از طریق کشف نظام ارجاعی میان روایات و آیات و شناخت جایگاه این میراث گران سنگ در منظومه جهان بینی اسلامی، همواره اهمیت داشته و دارد. ویژگی های معرفتی منحصربه فرد عصر حاضر، بهره گیری از روش های نوین معناشناختی شناختی را در این زمینه ضروری ساخته است. یکی از عرصه های مهم در معناشناسی شناختی، بررسی نظام «موافقت تعبیرى» میان آیات و روایات است؛ آن هم به عنوان متونی چندلایه، در چارچوبی استعاری و با رویکردی مقایسه ای و داورانه، که از آن با عنوان «موافقت استعاری» یاد می شود. درک این نظام، پذیرش استعاره ها و معارف دینی را، به ویژه در حوزه های انتزاعی و اعتقادی همچون جایگاه اهل بیت^، خردمندانه تر و قابل فهم تر می سازد. پژوهش میان رشته ای حاضر، با تکیه بر نظریه موافقت تعبیرى، امکان کشف و اثبات نظام ارجاعی در موافقت استعاری روایات را به شیوه ای توصیفی تحلیلی بررسی می کند. این مطالعه با تمرکز بر انواع استعاره های مفهومی به ویژه درباره اهل بیت (ع) گونه های گوناگون رابطه شبکه ای میان روایات و آیات را شناسایی کرده است؛ رابطه هایی که ضمن تبیین ضرورت و کارآمدی این نوع مطابقت ها، درک ژرف تری از متون دینی درباره مقام اهل بیت (ع) فراهم می سازند. نمونه های بررسی شده، نشان از ارتباط گسترده میان قرآن و روایات دارند؛ همچنان که کشف استعاره های ساختاری مانند «زندگی، سفر یا تجارت یا مزرعه است»، پیوندی شبکه ای میان مفاهیمی چون صراط، هادی، زاد، مرکب، خریدار و فروشنده، کالا و ثمن، سود و زیان، زارع، بذر، دانه و محصول را با آیات قرآن شکل می دهد که نشانگر وجود نظام ارجاعی دقیق در موافقت استعاری ساختاری است. همچنین، در استعاره های جهتی و وجودی نیز موافقت هایی میان مضمون روایت و استعاره قرآنی مشاهده می شود. نکته ای نوآورانه در این پژوهش، توجه به «رابطه طولی» در موافقت های استعاری است که مبنای شکل گیری استعاره های فرعی دیگر در روایات قرار می گیرد؛ استعاره هایی که اعتبار آن ها نیز از این مسیر قابل اثبات است؛ ازجمله : صراط و هادی به عنوان ائمه (ع)، توشه سفر به مثابه محبت اهل بیت (ع)، مرکب سفر همانند کشتی اهل بیت (ع)، و بذر و دانه به عنوان نماد معرفت ائمه (ع).  
۱۰۳.

ساختار معرفت سایبر (نظریه آشوب و معرفت سایبر)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۷
تعیین ساختار معرفت یکی از مسایل مهم معرفت شناسی معاصر است. دیدگاه های مختلفی در این باره مطرح بوده که امروزه هم مورد بحث و مناقشه قرار گرفته اند. در خصوص معرفت سایبر هم این مسأله مطرح می شود که این معرفت چه ساختاری دارد. در این مقاله نخست دیدگاه های کلی در زمینه ساختار معرفت به طور کلی بیان شده و سپس نگارنده به نقد تطبیق این دیدگاه هها بر معرفت سایبر پرداخته است. مبناگرایی و انسجام گرایی و نیز کل گرایی، هیچیک ساختار این نوع معرفت را نشان نمی دهد. نگارنده در ادامه، با توجه به نظریه آشوب و پیامدهای معرفت شناختی آن، ساختار معرفت سایبر را آشوبناک معرفی می کند. بنا به این دیدگاه، در ظاهر معرفت سایبر ساختار منظم ندارد و فضایی آشوبناک و بدون تعین است. در فضای سایبر تنها اطلاعات جایگزین معرفت نمی شود، بلکه ساختارهای سنتی معرفت هم در هم می ریزد. اطلاعات یک کاربر در فضای سایبر یک سیستم در حال تغییر را تشکیل می دهد که در ظاهر گونه ای بی نظمی بر آن حاکم است. تغییر این سیستم در ظاهر قابل پیش بینی نیست. در فضای مجازی با چنین سیستم هایی از باورها رو به رو هستیم. عواملی که در تغییر این باورها نقش دارند بسیار زیاد و تا حدی غیرقابل تعیین هستند.
۱۰۴.

معرفت حصولی تکنولوژیک (نظریه ای جدید در باره معرفت سایبر)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۰
در این مقاله، چارچوبی نو با عنوان «معرفت حصولی تکنولوژیک» صورت بندی می شود؛ چارچوبی که می کوشد مفهوم سنتی معرفت حصولی را در پرتو دگرگونی های عمیق عصر دیجیتال بازتعریف کند. مطابق این نظریه، فرایند حصول معرفت صرفاً از طریق صورت های ادراکی درونی شکل نمی گیرد، بلکه در بستر فناوری های دیجیتال، داده، الگوریتم و شبکه های هوشمند تحقق می یابد. معرفت در جهان تکنولوژیک بر چهار رکن استوار است: ذهنِ ظهور یافته در بستر داده، که در آن ذهن انسانی به گونه ای پدیداری خصلت اطلاعاتی پیدا می کند؛ شناخت توزیع شده، که در آن تولید و پردازش معرفت میان انسان، ابزار و محیط دیجیتال تقسیم می شود؛ بازنمایی فناورانه، که به جای صورت های ذهنی کلاسیک عمل کرده و جهان را از طریق مدل ها و تصاویر دیجیتال در دسترس شناخت قرار می دهد؛ پدیدارشناسی تکنولوژیک، که تجربه زیسته انسان را از رهگذر میانجی های دیجیتال بازمی سازد. این مقاله همچنین بر نوعی برون گرایی تکنولوژیک تأکید می کند که صدق معرفت را نتیجه پیوند علّی معتبر میان داده تکنولوژیک و پدیده بیرونی می داند. نظریه اطلاعاتیِ پدیداری ذهن و شناخت توزیع یافته نیز به عنوان مبانی نظری این طرح تحلیل می شوند. نظریه «معرفت حصولی تکنولوژیک» در نهایت نشان می دهد که در عصر هوش مصنوعی و محیط های شبکه ای، فناوری دیگر ابزار معرفت نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار تحقق خودِ معرفت شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان