کیومرث حبیبی

کیومرث حبیبی

مدرک تحصیلی: دانشیار مهندسی شهرسازی دانشگاه کردستان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸۱ مورد.
۱.

توسعه نماگرهای سفارشی سازی خدمات گردشگری: زمینه سازی کاربست هوش مصنوعی جهت ارتقاء سطح رضایتمندی، مطالعه موردی: شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
صنعت گردشگری به طور فزاینده ای به سمت ارائه خدمات سفارشی شده به عنوان یک عامل کلیدی در افزایش رضایت گردشگران پیش می رود. در این راستا، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری قدرتمند برای تحلیل داده ها، پیش بینی نیازهای مشتریان و ارائه خدمات شخصی سازی شده، نقش بسیار مهمی ایفا می کند. سنندج با داشتن جاذبه های فرهنگی و تاریخی منحصربه فرد، پتانسیل بالایی برای ارائه خدمات گردشگری سفارشی شده دارد، بااین حال، به نظر می رسد که از ظرفیت های هوش مصنوعی در جذب و ماندگاری گردشگران در این شهر به طور کامل بهره برداری نشده است. این پژوهش باهدف توسعه نماگرهای سفارشی سازی خدمات گردشگری و فراهم کردن زمینه برای استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه، به بررسی موردی شهر سنندج می پردازد. روش تحقیق به صورت ترکیبی (کمی-کیفی) طراحی شده است و برای جمع آوری داده های کمی، پرسش نامه ای شامل ۲۴ گویه در طیف پنج درجه ای لیکرت در نوروز 1404 بین گردشگران توزیع شد. داده های کمی از طریق توزیع ۳۲۵ پرسش نامه به کمک نمونه گیری جامعه در دسترس جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شدند. همچنین، به منظور شناسایی چالش ها و فرصت های موجود، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهند که کیفیت اطلاعات آنلاین و قابلیت دسترسی به خدمات دیجیتال تأثیر قابل توجهی بر رضایت گردشگران دارند. علاوه بر این، عدم وجود سیستم های مؤثر برای سفارشی سازی خدمات و اطلاعات ناکافی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شده مطرح می شوند. در این راستا، به مدیران شهری و فعالان صنعت گردشگری توصیه می شود که با بهبود زیرساخت های دیجیتال و ارائه خدمات شخصی سازی شده، تجربه و رضایت گردشگران را افزایش دهند.
۲.

توزیع فضایی فقر در گستره ی شهر و تحلیل اثرات آن؛ مطالعه موردی: شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
یکی از راه های پیشگیری از توسعه فقر و نیز سامان بخشی به وضعیت مکان های فقیرنشین، شناخت دقیق گستره های فقر به ویژه در سطح شهرهای بزرگ است. زیرا هر برنامه ای برای مقابله با فقر شهری در سطح شهر بدون شناخت دقیق موقعیت مکانی آن امکان پذیر نخواهد بود. عدم شناخت کافی از فقر شهری، به ویژه ابعاد و گستردگی آن در سطح شهر، می تواند مانع از سیاست گذاری صحیح برای کاهش فقر شود. این ناآگاهی ممکن است منجر به هدر رفتن منابع اقتصادی و ناکامی برنامه های کاهش فقر شود. از اینرو پژوهش حاضر به دنبال آن است که به تعیین گستره های فقر در شهر کرمانشاه بپردازد. در خصوص روش پژوهش می توان اذعان نمود که با توجه به موضوع پژوهش، از نظر هدف نوع آن کاربردی و از نظر نوع داده کمّی است. محدوده پژوهش، 136 محله عرفی شهر کرمانشاه در سال 1403 بوده است. داده های مربوط به بخش مبانی نظری به صورت اسنادی و کتابخانه ای تهیه شده و داده های خام از سالنامه آماری مرکز آمار ایران مربوط به سال 1400 شهر کرمانشاه و نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1395 استخراج شده اند. بر این مبنا، محله های شهرکرمانشاه با چهار مؤلفه و 34 شاخص ارزیابی شدند. نتایج لکه های داغ حاکی از آن است که میزان فقر در سطح شهر کرمانشاه به صورت متعادل توزیع نشده و در بعضی مکان ها شدت فقر بسیار زیاد و در بعضی مکان ها شدت خوشه ای فقر بسیار کم است. علاوه بر این نتایج آزمون خودهمبستگی موران بیانگر آن است که الگوی فضایی فقر در شهر کرمانشاه به صورت خوشه ای است.
۳.

اثرگذاری سرمایه اجتماعی بر مؤلفه های اقتصادی محرک بازآفرینی شهری در محله های تاریخی، مورد مطالعه: محله فیض آباد شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
سرمایه اجتماعی به عنوان یک عنصر کلیدی در بازآفرینی شهری شناخته می شود. ازآنجایی که این گونه از سرمایه تسهیلگر بازآفرینی جامعه محلی بوده و موفقیت پروژه های بازآفرینی بدان وابسته است، ضعف در مؤلفه های آن می تواند اثرات منفی بر پروژه های بازآفرینی داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن بر مؤلفه اقتصادی محرک بازآفرینی شهری در محله تاریخی فیض آباد کرمانشاه پرداخته است. در این مطالعه، 180 پرسشنامه تکمیل و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. هفت مؤلفه شامل احساس تعلق، حمایت نهادهای اجتماعی، مقبولیت ارزش ها، درک مشترک، شبکه ها، قابلیت اعتماد و مشارکت مدنی به عنوان مؤلفه های سرمایه اجتماعی شناسایی شدند. همچنین سه عامل اقتصادی محرک بازآفرینی شامل باور به افزایش ارزش املاک، تمایل به استفاده از وام ها و انگیزه اختصاص درآمد شخصی به پروژه ها بررسی شد. یافته ها حاکی از آن است که تنها دو مؤلفه «احساس تعلق» و «درک مشترک و همیاری» بر مؤلفه اقتصادی محرک بازآفرینی تأثیر مثبت و معنادار دارند. اما این تأثیرگذاری در سایر عوامل به صورت مستقیم دیده نمی شود. عواملی چون «مقبولیت ارزش ها»، «مشارکت مدنی» و «شبکه ها، روابط و ارتباطات» به صورت غیرمستقیم تأثیرگذار هستند. ارتباط ساکنین با یکدیگر (سرمایه درون گروهی) از وضعیت مطلوبی برخوردار است اما ارتباط ضعیف آنان با نهادهای حاکمیتی و عدم اعتماد به شهرداری و دولت، سبب ضعف در سرمایه اجتماعی میان گروهی و برون گروهی شده است. بنابراین ناکارآمدی های شهرداری و دولت، پتانسیل های سرمایه اجتماعی محله تاریخی فیض آباد را برای بازآفرینی پایدار محدود ساخته است.
۴.

طراحی چارچوب مفهومی بومی برای بازی وارسازی تجربه گردشگری در بافت تاریخی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۳
بیان مسئله: بافت های تاریخی شهری در سال های اخیر با چالش هایی همچون تضعیف هویت فرهنگی، فشار بر زیرساخت ها و کاهش کیفیت تجربه بازدیدکنندگان مواجه شده اند. در این میان، بازی وارسازی به عنوان یک رویکرد نوین طراحی مبتنی بر عناصر بازی (مانند مأموریت، روایت، پاداش و چالش)، ظرفیت بالایی برای ارتقای مشارکت گردشگران و رفتارهای پایدار دارد. بااین حال، اغلب چارچوب های موجود در این حوزه، انتزاعی، فناورانه محور و نامتناسب با پیچیدگی های فرهنگی و فضایی بافت های تاریخی، به ویژه در کشورهای جنوب جهانی، هستند. هدف: هدف این پژوهش، طراحی یک مدل مفهومی بومی شده برای ادغام بازی وارسازی در مدیریت پایدار گردشگری شهری با تمرکز بر بافت تاریخی شهر همدان است. روش: این مطالعه با بهره گیری از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی و در چهار مرحله انجام شد: ۱) پیمایش کمی با نمونه ۳۸۴ نفره از گردشگران و ساکنان؛ ۲) مصاحبه های نیمه ساختاریافته با پنج خبره حوزه طراحی شهری، گردشگری و فناوری تعاملی؛ ۳) اجرای سه مرحله ای روش دلفی برای اعتبارسنجی مدل مفهومی؛ و ۴) تلفیق داده ها و ساخت مدل نهایی با استفاده از رویکرد تحلیلی-مفهومی. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی چهار لایه اصلی در مدل منجر شد: عوامل علی (مانند مشارکت محلی و غوطه وری روایی)، عوامل زمینه ای (مانند ظرفیت نهادی و محدودیت های زیرساختی)، مکانیزم های مداخله گر (شامل طراحی بازی وار و مدیریت هوشمند)، و پیامدها (همچون پیوند با مکان و اقتصاد تجربه). مفهوم مرکزی مدل، "تجربه تعاملی و انگیزشی در چارچوب حکمرانی نرم" شناسایی شد. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی، با تلفیق نظریه های انگیزشی، اقتصاد تجربه و حکمرانی نرم، چشم اندازی بومی و کاربردی برای به کارگیری بازی وارسازی در بافت های تاریخی ارائه می دهد. این مدل نه تنها به ارتقای کیفیت تجربه گردشگران کمک می کند، بلکه ابزاری برای توانمندسازی جوامع محلی و حفاظت پایدار از میراث شهری محسوب می شود.
۵.

تحلیل عوامل مؤثر بر زیست شبانه در محورهای چند عملکردی، مطالعه موردی : خیابان شبرنگ مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
با رشد شهرنشینی در جهان و تأکید بر توسعه پایدار، تبدیل معابر شهری به پیاده راه به عنوان رویکردی مؤثر در ارتقای کیفیت زندگی شهری شناخته شده است. در ایران نیز، اهمیت طراحی فضاهای پیاده محور به ویژه در مناطق تاریخی و مرکزی شهرها، به دلیل تأثیرات آن بر سرزندگی، امنیت محیطی، و اقتصاد شبانه، به طور فزاینده ای موردتوجه قرارگرفته است. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل نقش و اهمیت مؤلفه های مؤثر بر زیست شبانه در خیابان شبرنگ به منظور شناسایی عوامل تأثیرگذار بر توسعه زیست شبانه در بافت مرکزی انجام شده است. این خیابان به دلیل موقعیت تاریخی، اجتماعی، و تجاری منحصربه فرد خود، پتانسیل بالایی برای ارتقای زیست شبانه و تقویت تعاملات اجتماعی دارد. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل عاملی تأییدی (CFA) با استفاده از نرم افزار Smart PLS است. داده ها با پرسش نامه جمع آوری و از طریق شاخص های کالبدی، اجتماعی، کارکردی، اقتصادی، و زیست محیطی تحلیل شده اند. نتایج نشان داد که ابعاد اجتماعی با ضریب 0.935 و کارکردی با ضریب 0.820 بیشترین تأثیر را بر تقویت زیست شبانه دارند. همچنین، شاخص های کالبدی، اقتصادی و زیست محیطی با ضرایب 0.709، 0.694 و 0.678 نیز نقش مؤثری ایفا می کنند. بهبود مبلمان شهری، افزایش تنوع و مقیاس کاربری ها، ارتقای روشنایی و امنیت محور و برگزاری فعالیت ها و رویدادهای شبانه از عوامل کلیدی شناسایی شده اند. این پژوهش اطلاعات ارزشمندی برای تصمیم گیران شهری و سیاست گذاران فراهم می آورد که می تواند در طراحی شهرهای پایدار و تقویت اقتصاد شبانه به کار گرفته شود.
۶.

تبیین چارچوب فلسفی - کارکردی کاربست شهر هوشمند در مطالعات بازآفرینی بافت مرکزی شهری براساس رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
بافت های مرکزی کلان شهرها، به عنوان هسته های هویتی و اقتصادی، با چالش های چندبعدی مواجه هستند. پارادایم شهر هوشمند، ظرفیت تحول در بازآفرینی این بافت ها را دارد؛ بااین حال، فقدان یک چارچوب نظری یکپارچه که هم زمان ابعاد فلسفی (چرایی) و کارکردی (چگونگی) را تبیین کند، مانعی اساسی است. این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی فلسفی کارکردی و زمینه آگاه برای این منظور انجام شد. روش شناسی ترکیبی مبتنی بر پراگماتیسم به کار گرفته شد. جامعه آماری، ۲۰۰ مقاله معتبر بین المللی بود که بر اساس پروتکل PRISMA انتخاب و با تلفیق تحلیل کمی (الگوریتم LDA و K-Means در پایتون) و کیفی (تحلیل مضمون) بررسی شدند. اعتبار با رویکرد مثلث سازی و پایایی با ضریب کاپای ۰٫۸۷ تأیید گردید. یافته های کمی، ۶ خوشه مفهومی اصلی را شناسایی کرد: فناوری و زیرساخت هوشمند (%26٫۴)، ابعاد اجتماعی فرهنگی (%2۲٫۱)، حکمرانی و سیاست گذاری (%1۸٫۷)، پایداری و تاب آوری محیطی (%1۵٫۹)، بازآفرینی اقتصادی (%1۲٫۵) و چالش ها (%4٫۴). یافته های کیفی منجر به استخراج ۵۵ مضمون اصلی و ۱۹۵ مضمون فرعی و سازمان دهی آن ها در یک چارچوب سه لایه (فلسفی، کارکردی، زمینه ای) شد. چارچوب نهایی نشان می دهد موفقیت درگرو گذر از نگرش صرفاً فناورانه و اتخاذ رویکردی تکوین گراست که فناوری را در بافت اجتماعی فضایی تنیده و سه قید کلیدی «حکمرانی داده شفاف»، «پیوست اجتماعی ضد جابه جایی» و «معماری مالی چند منبعی» را لحاظ می کند. دستاورد پژوهش، ارائه نقشه راهی اجرایی و بومی پذیر برای تبدیل این بافت ها به فضاهای هوشمند، عادلانه، تاب آور و پایدار است.
۷.

شهرهای ایرانی در آینه سفرنامه ها: تحولات و دیدگاه های شرقی و غربی (قرون سوم تا دوازدهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۱
بیان مسئله: شهرهای ایرانی به عنوان نماد تمدنی کهن، همواره کانون توجه سیاحان شرقی و غربی بوده اند. با وجود ارزش تاریخی سفرنامه های قرون ۳-۱۲ هجری به عنوان منابع دست اول، مطالعات پیشین از سه محدودیت اصلی رنج می برده اند: نگاه مقطعی به تحولات شهری، غفلت از تفاوت های دیدگاهی شرق و غرب، و ضعف روش شناختی در تحلیل محتوا. هدف: این پژوهش با هدف پر کردن این خلأهای پژوهشی، به تحلیل نظام مند سیر تحول شهرهای ایرانی و مقایسه تطبیقی دیدگاه های سفرنامه نویسان شرقی و غربی می پردازد. روش: با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ۱۴ سفرنامه منتخب (۷ شرقی و ۷ غربی) در نرم افزار MAXQDA بر اساس ماتریس پنج بعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی) کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها: تحولات شهرهای ایرانی در سه دوره متمایز قابل شناسایی است: در دوره نخست (قرون 3-6 هجری)، شهرها با ساختاری ساده حول محور مسجد و بازار شکل گرفتند. دوره میانی (قرون 7-9 هجری) شاهد احیای تدریجی شهرها پس از آسیب های ناشی از حمله مغول بود. در نهایت، دوره سوم (قرون 10-12 هجری) با توسعه چندبعدی و شکوفایی همه جانبه شهرها همراه بود. در بررسی دیدگاه های سفرنامه نویسان، نویسندگان شرقی عمدتاً بر جنبه های انسانی و فرهنگی شهرها تأکید داشتند، در حالی که سفرنامه نویسان غربی توجه بیشتری به ابعاد کالبدی و اقتصادی شهرهای ایرانی نشان دادند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که شهرهای ایرانی با حفظ هویت اصلی خود، توانایی بالایی در انطباق با تحولات تاریخی داشته اند. تفاوت دیدگاه های شرقی و غربی نه به معنای تضاد، بلکه به عنوان مکمل هایی برای درک جامع تر شهرهای تاریخی ایران قابل تفسیر است. نتایج این پژوهش می تواند چارچوبی برای مطالعات تطبیقی در تاریخ شهری ارائه دهد.
۸.

بررسی تأثیر اعتماد نهادی بر کیفیت زندگی شهروندان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۴۳
برنامه ریزی به عنوان یک فعالیت در جهت منافع عمومی در نظر گرفته می شود و خیر مشترک  اصل مرکزی در نظریه برنامه ریزی است؛ بر این اساس عمل برنامه ریزی به اعتماد نیازمند است. در عین حال اثربخشی فرایندهای برنامه ریزی مشارکتی نیز در گرو اعتماد است. این در حالی است که برنامه ریزی شهری معاصر به دلیل ماهیت بوروکراتیک و ناتوانی در درک و کار برای شهروندان با بحران اعتماد مواجه است. بر این اساس هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر اعتماد نهادی شهروندان بر کیفیت زندگی آنان در راستای برنامه ریزی زیستگاه های انسانی پایدار و برابر است. داده های مورد نیاز این پژوهش از پایگاه پیمایش ارزش های جهانی استخراج گردید. به منظور دستیابی به هدف تحقیق از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته ها حاکی از این است که بین اعتماد نهادی و کیفیت زندگی شهری رابط معنادار و مثبت وجود دارد؛ با افزایش اعتماد نهادی، کیفیت زندگی شهروندان بهبود می یابد. اعتماد نهادی 9/22 درصد از تغییرات واریانس متغیر کیفیت زندگی را تبیین می نماید. با بهبود اعتماد نهادی، امکان برنامه ریزی مشارکتی فراهم می گردد، احساس تعلق به جامعه در میان شهروندان افزایش یافته و کیفیت زندگی بهبود می یابد.
۹.

ارزیابی تأثیر توسعه زیرساخت های گردشگری بر ماندگاری گردشگران نوروزی در شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۵۹
زیرساخت های گردشگری شهری نقش مهمی در توسعه صنعت گردشگری ایفا می کنند. بهینه سازی و مدیریت صحیح این زیرساخت ها تجربه کلی گردشگران را بهبود می بخشد و به طولانی شدن اقامت گردشگران در مقصد کمک می کند. شهر سنندج به عنوان شهر خلاق موسیقی و پایتخت نوروزی جهان، یکی از مناطق گردشگری پرطرفدار استان کردستان محسوب می شود که سالانه، به ویژه در ایام نوروز، پذیرای گردشگران داخلی و خارجی زیادی است. بااین حال، زیرساخت های گردشگری شهر سنندج به خوبی در جذب و ماندگاری گردشگران موفق عمل نمی کنند. ازاین رو، این پژوهش در تلاش است تا تأثیر زیرساخت های گردشگری شهری را بر ماندگاری گردشگران نوروزی شهر سنندج بررسی کند. با توجه به ماهیت کاربردی پژوهش، روش تحقیق به صورت ترکیبی (کمی-کیفی) اتخاذشده است. برای این منظور، پرسش نامه هایی با ۲۲ گویه در طیف پنج درجه ای لیکرت در نوروز 1403 بین گردشگران توزیع شد. جامعه آماری این پژوهش شامل گردشگران شهر سنندج با جمعیت ۱, ۷۷۴, ۷۶۷ نفر بود. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۳۸۴ نفر محاسبه شد و به منظور افزایش دقت در تحلیل ها، تعداد ۴۱۰ پرسش نامه توزیع گردید. همچنین، نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انجام شد. داده های حاصل با استفاده از مدل رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند. همچنین، به منظور مشخص شدن معضلات موجود در سطح شهر، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با گردشگران انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهند که زیرساخت های گردشگری شهری، به ویژه مکان های تاریخی و فرهنگی با ضریب تأثیر ۳۱۶/۰، نقش حیاتی در جذب و افزایش ماندگاری گردشگران نوروزی در سنندج دارند. در این راستا، به مدیران شهری توصیه می شود که با تقویت و بهینه سازی این زیرساخت ها و همچنین بهبود حمل ونقل و شرایط جاده ها، تجربه و رضایت گردشگران را افزایش دهند تا به ماندگاری بیشتر آن ها در این شهر بینجامد
۱۰.

مطالعه و تحلیل آینده نگری کاربرد بازآفرینی هوشمند در احیای بافت مرکزی کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۲۸
مقدمه: در سال های اخیر، بازآفرینی شهری به یک استراتژی حیاتی برای مقابله با چالش های بسیاری از شهرها تبدیل شده است، به ویژه در زمینه افزایش سریع شهرنشینی و نیاز به توسعه پایدار. مطالعه در زمینه آینده پژوهی در بازآفرینی بافت مرکزی شهری، به خصوص از طریق رویکرد شهر هوشمند، به بررسی راه حل های نوآورانه برای احیای هسته شهری کلان شهرهایی همچون تهران می پردازد. مفهوم آینده پژوهی شامل پیش بینی سیستماتیک روندها و چالش های آینده است که به برنامه ریزان شهری و تصمیم گیرندگان این امکان را می دهد تا به توسعه های احتمالی پیش رو فکر کرده و استراتژی های مؤثری طراحی کنند. در زمینه تهران، بافت مرکزی شهری دارای تلفیقی از اهمیت تاریخی و چالش های مدرن، از جمله ازدحام ترافیکی، زیرساخت های ناکافی و نابرابری های اجتماعی است. با استفاده از روش های آینده پژوهی، ذی نفعان می توانند عوامل کلیدی تغییر و نیازهای نوظهور جمعیت را شناسایی کنند. رویکرد شهر هوشمند، فناوری و تجزیه وتحلیل داده ها را در برنامه ریزی شهری ادغام می کند و مدیریت منابع شهری را پاسخ گو و کارآمدتر می سازد. این رویکرد بر بهبود کیفیت زندگی ساکنان از طریق خدمات، زیرساخت و پایداری محیط زیست تمرکز دارد. در تهران، اجرای فناوری های هوشمند می تواند به طور قابل توجهی به بازآفرینی هسته شهری کمک کند. علاوه بر این، تحلیل بازآفرینی شهری با لنز آینده پژوهی و اصول شهر هوشمند از اهمیت مشارکت جامعه و برنامه ریزی مشارکتی تأکید می کند. درگیر کردن جوامع محلی در فرایند تصمیم گیری اطمینان می دهد که راه حل های توسعه یافته نه تنها به چالش های فنی پاسخ دهد، بلکه با نیازها و آرزوهای شهروندان نیز هم راستا باشد. در نهایت، اجرای مؤثر یک رویکرد شهر هوشمند مبتنی بر آینده پژوهی می تواند به هسته شهری پایدارتر و مقاوم تر در تهران منجر شود و به رشد اقتصادی، انسجام اجتماعی و کیفیت زندگی بهتر برای ساکنان آن کمک کند. مواد و روش هااین مطالعه با هدف ارائه راهکارهای علمی و عملی در جهت تحول و ترقی شهرهای هوشمند و تأثیر مثبت آن ها بر بازآفرینی شهری در ایران طراحی شده است. تحقیق به طور کلی به عنوان یک مطالعه توسعه ای و کاربردی طراحی شده و به دو مرحله کلیدی به نام های مرحله شناختی و مرحله اکتشافی تقسیم می شود. در مرحله شناختی، محققان به جمع آوری داده ها از منابع مختلف پرداخته اند. برای این منظور، روش های متنوعی از جمله مطالعات کتابخانه ای، اسنادی، انجام پیمایش و مصاحبه با خبرگان استفاده شده است. در این مرحله، داده های کیفی ابتدا از طریق پرسشنامه های باز و مصاحبه ها گردآوری شدند. همچنین، داده های کمی نیز به صورت عددی، با استفاده از روش وزن دهی بر مبنای پرسشنامه های دلفی، تهیه شده اند. اعضای پنل دلفی متشکل از 29 نفر بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند و مشارکت کردند. هدف آنالیز اطلاعات جمع آوری شده این است که با به کارگیری روش فراترکیب، دیدگاه ها و نکات کلیدی مؤثر در تحولات مرتبط با بازآفرینی هوشمند شناسایی شوند. از طریق مرور سیستماتیک ادبیات مربوطه، شش بعد اصلی شامل: کالبدی و دسترسی، عملکردی، زیست محیطی، زیست پذیری، اقتصادی، و اجتماعی/فرهنگی تعریف و مورد تحلیل قرار گرفتند. در ادامه، 33 مؤلفه و 107 شاخص به عنوان معیارهای کلیدی استخراج شدند. سپس، این شاخص ها در اختیار گروه دلفی قرار گرفتند و از اعضای این گروه خواسته شد تا به هر یک از شاخص ها امتیاز دهند و به شناسایی و معرفی عوامل بالقوه ای بپردازند که می توانند بر عدم تحقق اهداف بازآفرینی تأثیر منفی بگذارند. در مرحله اکتشافی، تمرکز بر شناخت نظرات و دیدگاه های ذی نفعان به عنوان یک عامل ضروری مطرح است. در این راستا، با جمع بندی داده ها و استفاده از رویکرد سیستمی و تحلیل محیطی، تلاش شده است تا پیشران های اصلی مؤثر بر موفقیت یا عدم موفقیت فرایند بازآفرینی شناسایی و سناریوهای ممکن آینده مورد بررسی و تحلیل قرار گیرند. این سناریوها به منظور برنامه ریزی بهینه و اتخاذ تصمیمات استراتژیک در زمینه بهبود وضعیت کنونی شهرها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان تدوین شده اند.یافته هادر قدم نخست با استفاده از روش فراترکیب 6 بعد، 33 مؤلفه و 107 شاخص استخراج شد. در فاز اکتشافی به منظور شناسایی عوامل اثرگذار و بهره گیری از رویکرد سیستمی و پویش محیطی، پیشران های کلیدی شناسایی و با تبیین وضع موجود، سناریوهای محتمل آینده شناسایی و تحلیل شدند. نتایج تحلیل دلفی نشان می دهد بازآفرینی هوشمند در ابعاد عملکردی (0/3456)، کالبدی و دسترسی (0/2345)، اجتماع/فرهنگ (0/1789)، اقتصادی (0/1234)، زیست محیطی (0/0678) و سپس زیست پذیری (0/0498) اثرگذاری بیشتری در ارتباط با تحولات و بازساخت فضایی بافت مرکزی شهر تهران بازی خواهد کرد. براساس رویکرد پژوهش، بخش مرکزی تهران به چند خرده حوزه درک پذیر قابل تقسیم است. هدف از این تقسیم، تعریف زیرحوزه های غالب و درک پذیر برای ارائه برنامه ها و آینده های کوچک مقیاس تر و سریع الوصول تر برای هر حوزه مبتنی بر رویکرد شهر هوشمند، ضمن توجه به برقراری تعادل میان این اندام واره های ناحیه مرکزی است. تدقیق و تشخیص این حوزه ها در هسته قدیمی و مرکزی شهر، افراط ها و کاستی ها را در هر حوزه نمایان خواهد کرد که می تواند به پتانسیل سنجی و آینده پژوهی آن ها در خصوص کاربست شهر هوشمند بینجامد. در بخش مرکزی کلان شهر تهران خرده حوزه های زیر قابل تمییز هستند:1. حوزه اقتصادی که این ناحیه با عملکرد غالب تجاری و تجمع مغازه های عمده فروشی و خرده فروشی قابل تشخص است.2. حوزه فرهنگی آموزشی که با عملکرد و فعالیت غالب کاربری های فرهنگی و گردشگری که رو به تخریب و نابسامانی است، همراه است.3. حوزه مسکونی که اکنون بخش کوچکی از این نواحی را به خود اختصاص داده و جابه جایی و تخلیه این خرده حوزه ها بسترساز زندگی ناسالم شهری شده است.4. حوزه اداری خدماتی که با عملکرد غالب انتشارات و چاپخانه ها، مؤسسه ها و ادارات، بانک ها، پذیرایی ها و... که در حال حاضر نمود بیشتری دارد. ارزیابی اولیه ساختار فضایی بافت مرکزی نشان می دهد ساخت و بافت شهری به شدت تحت تأثیر فرسودگی، عدم تعادل و توزیع نامناسب کاربری ها و گسیختگی در ساختار مورفولوژیک قرار دارد. این مسائل به ویژه شامل تقسیم کار فضایی ناکارآمد است.مطابق نتایج، 5 پیشران؛ طراحی سیستم های انعطاف پذیر و مدولار، خوانش زیباشناسی و بهره گیری از فرهنگ مصور در بازآفرینی رویدادمدار، امتزاج عناصر و فرایند بازآفرینی با محیط پیرامون، انعطاف پذیری در عملکرد و طراحی مکان های هوشمند عوامل کلیدی خواهند بود که با تشریح اقدامات و بازیگران براساس ماتریس مشارکت کارکنان پروژه، حوزه مسئولیت، تحقیق و توسعه، حمایت فنی، مدیریت تحقیق و توسعه، تخصیص منابع و مدیریت قائل است. نگرش کلان حاکم بر این پژوهش معتقد است که بافت مرکزی شهر تهران (به عنوان هسته های عملکردی فضایی)، ۴ کارکرد ویژه شهر هوشمند را بازتولید کرده و در مسیر هوشمندی در حرکت است: 1) توسعه مراکزی تجاری و مال ها؛ 2) توسعه خدمات تخصصی فناور؛ 3) توسعه خدمات پشتیبان، شرکت های دانش بنیان و استارت آپ ها؛ و 4) گذار از بافت تاریخی به بافت فرهنگی کارکردی.نتیجه گیریبررسی ها نشان می دهد روش های موجود برنامه ریزی شهری نتوانسته اند مشکلات بافت های تاریخی کلان شهر تهران را حل کنند و نیاز به رویکردی جدید احساس می شود. ساختار فضایی و عملکردی بخش مرکزی تهران ابتدا نظم خاصی داشت که ناشی از ویژگی های محیط طبیعی و اجتماعی اقتصادی آن بود. اما با تغییرات تاریخی و ظهور مدرنیسم، این ساختار دچار تغییرات جدی شده و به شکل ناهمگون درآمده است. گسترش کالبدی فضایی، توزیع نامتناسب کاربری ها و استقرار نامتعادل جمعیت به ظهور بافت های ناکارآمد منجر شده است. این نواحی، شامل بافت های تاریخی و میانی، دارای کیفیت زندگی سطح پایینی هستند و با چالش هایی نظیر مسکن نامناسب، کاربری های ناسازگار، کمبود فضای سبز و زیرساخت های ناکافی مواجه اند. اگر به این مشکلات توجه نشود، ممکن است در آینده به مسائل بزرگ تری تبدیل شوند. بسیاری از رهیافت های بازآفرینی شهری که برای ساماندهی مناطق ناکارآمد طراحی شده اند، به دلیل نگرش تک بعدی و عدم توجه به ساختارهای انسانی، شکست خورده اند. مفهوم بازآفرینی هوشمند به عنوان یک رویکرد جامع در ابعاد اقتصادی، زیست محیطی، فرهنگی و اجتماعی مطرح شده است. این رویکرد می تواند فرایند حل مسائل شهری را تسهیل کند و استانداردهای کیفیت زندگی را برای نسل های حاضر و آینده تأمین کند. مدیریت بازآفرینی مکان های مرکزی باید به گونه ای باشد که ایده ها و سیستم های نوآوری را جذب کند تا فعالیت های اجتماعی افزایش یابد. در نهایت، اجرای پروژه های بازآفرینی هوشمند در بافت مرکزی کلان شهر تهران نیازمند همکاری بین دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی است. استفاده از فناوری های نوین و تشویق مشارکت عمومی می تواند کلید موفقیت این فرایند باشد و بهبود کیفیت زندگی ساکنان را تضمین کند. برقراری ارتباط مؤثر میان شهروندان و ایجاد فضاهای مناسب برای زندگی و کار می تواند تحولات مثبت و پایداری در بافت مرکزی کلان شهر تهران ایجاد کند.
۱۱.

سنجش و ارزیابی تاب آوری کالبدی شهر مریوان در برابر زلزله با استفاده از مدل ترکیبی فازی (Fuzzy) و فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۷۳
وقوع رخدادهای طبیعی به ویژه زلزله در شهرها آسیب های جبران ناپذیری را به دنبال دارد. به طوری که برنامه ریزی برای مقابله با این چالش گذار از مدیریت بحران به تاب آوری را تجویز می کند. ازاین رو هدف از این پژوهش سنجش و ارزیابی نقاط آسیب پذیر شهر مریوان در برابر زلزله با استفاده از روش تحقیق توصیفی – تحلیلی می باشد که برای تحلیل داده ها از مدل فازی (Fuzzy) در نرم افزار ArcGIS و مدل فرایند تحلیل شبکه (ANP) در نرم افزار Super Decision استفاده شده است.نتایج پژوهش نشان می دهد 170 هکتار از بخش های شمالی شهر (14 درصد از کل مساحت شهر) شامل محلات شماره 4،3،14،15،16،17 به دلیل شیب زیاد ، ریزدانگی بافت و عمر بالای ابنیه و 121 هکتار از بخش های شرقی شهر (10 درصد از کل مساحت شهر) شامل محلات شماره 24،25،26،27به دلیل فاصله از مراکز خدماتی و عدم تأمین دسترسی مناسب به این خدمات و نزدیکی به گسل، در کنار 181 هکتار از بافت مرکزی (16 درصد از مساحت کل شهر) شامل محلات شماره 1،2،12،13،22 با توجه به ریزدانگی و کیفیت پایین کالبدی ابنیه آن تاب آوری متوسط رو به پایینی در برابر زلزله داشته و در صورت وقوع آن به شدت آسیب پذیر خواهد بود. با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت وضعیت شاخص های کالبدی تاب آوری در سکونت گاه های خودانگیخته و بافت های ناکارآمد شمالی و مرکزی شهری ازلحاظ شاخص های کالبدی با 39/0 درصد و بخش های شرقی شهر شامل بافت های جدید شکل گرفته بدون برنامه ازلحاظ شاخص های فاصله و دسترسی به خدمات با 25/0 درصد به مراتب از سایر نقاط شهر تاب آوری پایین تری را در برابر زلزله دارند.
۱۲.

ارزیابی عناصر شهرهای اسلامی- ایرانی در برندسازی مکانی بافت های تاریخی (نمونه موردی: بافت تاریخی شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۶۲
یک شهر اغلب دارای پندارهای قابل شناسایی خاص یا ارزش های درونی ادراک شده از ساکنان آن است. برندسازی شهری ریشه در خلق و برجسته کردن هویتی از ارزش های متنوع دارد که همواره با شنیدن نام یک شهر، تصویری در ذهن ما تداعی می شود؛ این تصویر می تواند شامل ابعادی چون تصویر اجتماعی، تصویر اقتصادی، تصویر کالبدی یا تصویری که از گذشته تاریخی آن شهر داریم، شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی عناصر شهرهای ایرانی-اسلامی در برندسازی مکانی در بافت تاریخی شیراز است. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی است و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش توصیفی با استفاده از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره تاپسیس انجام شده است. روش گردآوری داده ها به دو صورت اسنادی و از طریق فیش برداری (شامل کتاب، مقالات فارسی و لاتین، پایان نامه ها) و میدانی (پرسشنامه و برداشت میدانی) به دست آمده است. پس از تبیین شاخص های مرتبط با موضوع، پرسشنامه ای ساختاریافته در قالب طیف لیکرت تدوین و توسط کارشناسان تکمیل شد. در این پژوهش 9 مورد از عناصر بافت تاریخی شیراز که جزو عناصر سازنده شهر ایرانی-اسلامی هستند، مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان می دهد، شاه چراغ با شاخص اولویت 85/0 رتبه اول، ارگ کریم خان نیز با شاخص اولویت 83/0رتبه دوم، بازار وکیل با شاخص اولویت 64/0 رتبه سوم و مدرسه خان با شاخص اولویت 11/0 رتبه نهم را در برندسازی مکانی بافت تاریخی شیراز دارند. براساس نتایج به دست آمده مسائل مربوط به دلپذیری، محرک بودن و هیجان انگیز بودن فضا در ایجاد تصویر ذهنی مطلوب تأثیر زیادی داشته است. شاه چراغ بزرگ ترین مزیت گردشگری شیراز است که بازدیدکنندگان می توانند با انجام برنامه ریزی و مهیاکردن شرایط محیطی مناسب از این موهبت ویژه استفاده کنند. با این حال تخریب های گسترده و ساخت وسازهای خارج از اصول شهرسازی می تواند ضربه جبران ناپذیری بر این پتانسیل ویژه برندسازی شیراز وارد سازد. در راستای برندسازی شهری شیراز، برخورد ضابطه مند و بر اساس اصول شهرسازی، شناسایی واقعیت های جامعه و تلاش برای رفع موانع و کمبودها و مشارکت و نظارت ذی نفعان، مشارکت و همکاری همه سازمان های تأثیرگذار اقتصادی، مدیریت شهری، سازمان های فرهنگی و آموزشی و سازمان های مردم نهاد ضروری هستند.
۱۳.

طراحی سامانه اطلاعات مکانی مبتنی بر وب (Web-Based GIS) ویژه مدیریت اطلاعات شهری(نمونه موردی: شهر بانه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۸۸
بحث مدیریت شهری کشور در چند دهه گذشته از ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، زیرساختی، اداری، قانونی و غیره  آسیب شناسی شده و مدیریت یکپارچه به عنوان پاسخی به مشکلات فعلی همواره مطرح بوده است. اما نقش اطلاعات و زیرساخت های آن در این چرخه زیاد موردتوجه قرار نگرفته است. ازاین رو هدف این پژوهش بر شناسایی ضعف های سازوکارهای اطلاعاتی مجموعه مدیریت شهری بانه و ارائه راهکارهای اجرایی برای رفع آن ها با استفاده از قابلیت های سامانه اطلاعات مکانی مبتنی بر وب (Web-Based GIS) است. جامعه آماری پژوهش حاضر تمام مدیران و پرسنل متخصص شهرداری بانه هستند  که 10 نفر از مدیران و پرسنل به صورت تصادفی انتخاب و اطلاعات لازم با استفاده از مصاحبه های تخصصی جمع آوری شده و از روش کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) در نرم افزار Nvivo11 تحلیل شده، که نتایج کلی آن ضعف در دسترسی و طبقه بندی اطلاعات تمام بخش ها، درنتیجه عدم زیرساخت های مناسب برای طبقه بندی داده ها را نشان می دهد درنهایت پس از اولویت بندی مشکلات بخش های مختلف با کمک پرسنل و مدیران جهت حل مشکلات ذکرشده به طراحی یک سامانه جامع اطلاعاتی ویژه مدیریت عوارض ساختمانی شهرداری بر بستر وب پرداختیم. در این راستا بخش Frontend سامانه را با HTML5 و CSS3 و Bootstrap5 طراحی و بخش Backend را با زبان برنامه نویسی JavaScript و Python در فریم ورک Django و با استفاده از پایگاه داده متن باز PostgreSQL11 توسعه دادیم. نتایج پیاده سازی این ساختار نشان می دهد علاوه بر توجیه پذیر بودن اقتصادی آن به بهبود سازوکارهای مختلف این حوزه شامل اخذ و مدیریت داده های مکانی، طبقه بندی داده ها، به روزرسانی آنی با رابط کاربری ساده، امکان گزارش گیری لحظه ای از وضعیت پرداختی ها، مشاهده تراکنش های نقدی و غیرنقدی، کنترل کارکنان شهرداری و ثبت خودکار فعالیت های آن ها، دسترسی به تمام داده ها بدون محدودیت زمانی و مکانی با امکان تعیین سطح دسترسی به آن ها و مشاهده آنی تغییرات در بازه زمانی دلخواه منجر شده است. همچنین یک سیستم جست وجوی پیشرفته بر روی پایگاه داده با 43 فیلد اطلاعاتی پیاده سازی شده که امکان هر نوع اعمال فیلتری را روی اطلاعات فراهم کرده است. درنهایت با پیاده سازی سامانه مدیریت اطلاعات عوارض ساختمانی  مسیر توسعه سامانه های مکمل شهرسازی، پسماند، بافت فرسوده و غیره را هموار و روشن کرده است.
۱۴.

رهیافت های توسعه گردشگری در شهرهای کوچک برمبنای تحلیل عوامل و مسائل بازدارنده آن؛ مطالعه موردی: شهر دلبران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۹۳
جریان فعالیت گردشگری اثرات زیادی را در زمینه های مختلف به دنبال دارد و رونق و توسعه آن نیز وابسته به عوامل متنوعی است. ضعف امکانات شهری و خدمات زیرساختی، در شهرهای کوچک مناطق محروم، عاملی است که فاصله جریان فعالیت گردشگری را نسبت به حد ایده آل بیشتر می کند و محدودیت ها و مسائلی را در مسیر توسعه آن به وجود می آورد. این پژوهش که از نوع کاربردی و رویکرد روش شناسی آن آمیخته است، با هدف ارائه رهیافت های توسعه گردشگری در شهرهای کوچک، در پی تبیین و تحلیل زمینه های بازدارنده توسعه گردشگری در شهر دلبران می باشد. مسائل مترتب بر گردشگری شهر دلبران و حوزه تحت نفوذ آن احصاء و جمع آوری شده و بر اساس بار محتوایی آنها در سه بُعد ناکارآمدی نظام اقتصادی، ضعف زیرساخت های ارتباطی و خدماتی و ناتوانی و سستی ساختارهای اجتماعی-فرهنگی نام گذاری و دسته بندی شدند. ابعاد مذکور در ارتباط با ایستایی فعالیت گردشگری از طریق 23 شاخص مشاهده پذیر و در چارچوب مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) سنجش و بررسی شد. یافته ها نشان می دهند که رابطه عامل های ضعف زیرساخت ها و ناکارآمدی نظام اقتصادی با ایستایی فعالیت گردشگری معنی دار می باشد و 94 درصد از تغییرات کسادی و بی رونقی فعالیت گردشگری در مدل ساختاری پژوهش قابل تبیین و برآورد است. ناکارآمدی نظام اقتصادی و ضعف زیرساخت ها به ترتیب با ضریب اثر 0.401 و 0.394 بر ایستایی فعالیت گردشگری اثرگذار هستند. ضعف زیرساخت ها هرچند در رتبه دوم اثرگذاری قرار دارد ولی به دلیل اینکه اثر غیرمستقیم (0.311) هم دارد مهم ترین و اثرگذارترین متغیر موثر بر جریان فعالیت گردشگری است. درنهایت متناسب با نقشه روابط میان عوامل و مسائل بازدارنده فعالیت گردشگری، رهیافت های ارتقاء و توسعه زیرساخت های ارتباطی و خدماتی، بهبود زمینه های اقتصادی و توانمندسازی ساختارهای اجتماعی- فرهنگی ارائه شده است.
۱۵.

تدوین کیفی الگوها و شاخص های بازآفرینی اقتصادمبنا با رویکرد رقابت پذیری شهر (شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۶ تعداد دانلود : ۳۹۶
مقدمه رقابت پذیری موضوعی مهم و محوری است که از آن به عنوان وسیله ای برای دستیابی به رشد اقتصادی مطلوب و توسعه پایدار یاد می شود. رقابت پذیری یک شهر به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد که شامل نوع حاکمیت، ارتباطات جهانی، زیرساخت های اجتماعی و اقتصادی، کیفیت سرمایه انسانی و محیط طبیعی، محیط تجاری و قابلیت مؤسسه های محلی است. طی چند دهه اخیر شهر، سنندج به عنوان مرکز استان کردستان با رشد روزافزون جمعیت و مهاجرت که منجر به ساخت وساز و تغییرات زیاد در ساختار فضایی به ویژه رشد و گسترش کالبدی - فیزیکی شهر در مکان های نامساعد طبیعی شده است. موقعیت بافت قدیم و بازار تاریخی در مرکز ثقل جغرافیایی شهر و بارگذاری پتانسیل های گردشگری- تفریحی به خصوص آبیدر، توجه به پتانسیل رودخانه قشلاق و لبه های طبیعی می تواند با تأکید بر تعیین عوامل و تعیین الگوها و شاخص ها که لزوم توجه به مسائل شهری و به خصوص رقابت پذیری اقتصاد شهری آن را ضروری ساخته است. این پژوهش ضمن مرور مفاهیم، رویکردها و نظریه های رقابت پذیری شهری و بازآفرینی شهری به ارائه الگوها، مضامین و شاخص های رقابت پذیری شهری پایدار با تأکید بر رویه اقتصادمبنا در برنامه های مدیریتی بازآفرینی پایدار خواهد پرداخت. مواد و روش ماهیت روش شناسی پژوهش حاضر بر اساس نتیجه از نوع توسعه ای و بر اساس ماهیت، هدف و روش، از جنس ترکیبی به صورت توصیفی - تحلیلی است. با توجه به مسئله پژوهش حاضر که ضمن بررسی استنادی، شاخص و معیارها، مفاهیم و الگوهای مستخرج از بخش مبانی نظری از طریق تحلیل محتوا و تکنیک تحلیل کیفی (تحلیل مضمون) و بررسی وضع موجود محدوده مورد مطالعه با روش رگرسیون چندگانه در محور اصلی پژوهش با استفاده از تحلیل داده های محتوای و کدگذاری، نرم افزار کتاب شناختی (VOSviewer) و نرم افزاری (SPSS20) در عنوان، چکیده، کلیدواژه، متن و نتایج مقالات که به زبان انگلیسی در ژورنال های معتبر شامل مقاله (article) یا مقاله مروری (review) چاپ شده در نشریات (ScienceDirect) و (Scopus) در مجموع 623 سند حاوی یکی از کلیدواژه های رقابت پذیری شهری، بازآفرینی اقتصادی در این پایگاه های علمی مورد بررسی و مطالعه اولیه قرار گرفته است. همچنین، جامعه آماری 76 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی در دسترس شامل سازمان ها و نهادهای دخیل در امر بازآفرینی شهری و تأثیرگذار بر اقتصاد شهری و همچنین، نهادهای مردمی و خصوصی شهر سنندج در ارتباط با مناطق انتخابی به عنوان نمونه های مورد مطالعه شامل پارک تفریحی و گردشگری کوه آبیدر به عنوان نشانه کلان و شاخص شهری، بازار سنتی به عنوان هویت تاریخی، رودخانه قشلاق و لبه های طبیعی تعیین شده است. یافته ها مرحله اول: بخش کیفی؛ این نتایج بیانگر آن است که (ScienceDirect) 311 سند و (Scopus) با 312 سند در مجموع 623 سند علمی معتبر حاوی یکی از کلیدواژه های رقابت پذیری شهری، بازآفرینی اقتصادی در این پایگاه های علمی مورد بررسی و مطالعه اولیه قرار گرفته است. در نهایت، با بررسی مقالات؛ تعداد 15 مقاله علمی معتبر که بیشترین ارتباط موضوعی و محتوایی را با عنوان پژوهش و مقاله حاضر داشتند، تجزیه و تحلیل نهایی شدند. بیشترین تعداد مقالات و اسناد علمی منتشر شده در این بازه مربوط به سال 2021 و مرتبط به مقالاتی از نوع پژوهشی با 61.1 است. نشریات Sustainability Switzerland بیشترین استناد علمی بر اساس سال انتشار در زمینه بازآفرینی و رقابت پذیری شهری است. بیشترین تعداد مقالات در این زمینه موضوعی به لحاظ قلمروی جغرافیایی به آمریکا با 202 مقاله و پس از آن به انگلستان با 96 و ایالت متحده آمریکا با 90 مقاله اختصاص دارد. بر اساس تحلیل و بررسی محتوایی و کیفی جدول 1 کدگذاری انجام شده نتایج نشان دهنده 55 معیار/شاخص، 12 مضامین (محتوایی و رویه ای) و 5 مؤلفه اصلی «اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، سیاسی و مدیریتی، کالبدی» است. نتایج تحلیل ثانویه و مستخرج از کدگذاری اولیه در جدول 2 بررسی شده است. مرحله دوم: بخش کمی؛ برای تهیه پرسشنامه به منظور بررسی شناسایی الگوها، شاخص ها/معیارها و مفاهیم مؤثر بر رقابت پذیری اقتصادی شهر سنندج و جامعه آماری منتخب از طریق روش دلفی و ابزار پرسشنامه، جامعه آماری 76 نفر از طریق نمونه گیری تصادفی در دسترس از کارمندان و شاغلان در سازمان ها و و نهادهای دخیل در امر بازآفرینی شهری و تأثیرگذار بر اقتصاد شهری و همچنین، نهادهای مردمی و خصوصی شهر سنندج در ارتباط با مناطق انتخابی به عنوان نمونه های مورد مطالعه شامل پارک تفریحی و گردشگری کوه آبیدر به عنوان نشانه کلان و شاخص شهری، بازار سنتی به عنوان هویت تاریخی، رودخانه قشلاق و لبه های طبیعی هستند. با توجه به روش ترکیبی پژوهش و مشخص کردن مضامین از طریق تحلیل محتوای کیفی، تعداد 12 مورد از مضامین استنباطی از مرحله اول تجزیه وتحلیل برای ادامه در روش کمی مورد بهره برداری و تحلیل نهایی خواهد بود. نتایج جدول 6 و میانه نظری (عدد 3) نیز نشان می دهد اختلاف معناداری وجود دارد (05/0p<). براساس مدل در سطح اول، مضامین متغیر رقابت پذیری شهری اقتصادی شهر مورد بررسی قرار گرفته اند. در مجموع میانگین؛ در مضامین «سرمایه گذاری شهری»، «رقابت پذیری رویدادمحور شهری»، «توسعه رقابتی کاربری های زمین»، «رقابت پذیری گردشگری شهری»، «مسکن و رقابت اقتصادی»، «رقابت در ایجاد دسترسی در شهرها» بالاتر از میانه نظری ارزیابی شده که در جدول 7 به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته و نشان دهنده این مطلب است. نتیجه گیری نتایج حاصل از تحلیل های انجام شده در منابع و نتایج پرسشنامه نشان می دهد مهم ترین مقولات تأثیرگذار بر رقابت پذیری بازآفرینی اقتصادی شهری در قالب پنج مؤلفه (اجتماعی، مدیریتی سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی) و با بررسی و جمع بندی مبانی نظری و روش پژوهشی ترکیبی شامل تحلیل محتوای کیفی و کمی، 5 کلیدواژه موضوعی به عنوان مفهوم «ایجاد رقابت شهری از طریق برنامه های رویدادمحور، سرمایه گذاری در جذابیت های رقابت پذیر شهر، سرمایه گذاری در صنایع دوستدار محیط زیست، رشد خلاقیت و نوآوری رقابتی در کارآفرینی، رقابت پذیری در سطح مکان و مسکن» 55 کلیدواژه به عنوان شاخص های پژوهش «جذابیت مناطق تاریخی شهری، خلاقیت شهری، جذابیت و رقابت پذیری، ساختار اجتماعی شهر، پویایی شهری، کاهش جنبه های فرهنگی، پراکندگی شهری، نوآوری شهری، تولید دانش، سرمایه فرهنگی، جذابیت اقتصادی شهری، رقابت اقتصادی جهانی، توسعه رقابت اقتصادی، رقابت بین شهرهای کوچک و متوسط، مکانیسم های اقتصادی و مالی، بهبود رقابت شهری، ایجاد اشتغال، جذب سرمایه، قیمت مسکن، ارتقای سلامت عمومی، زیست محیطی، اکوسیستم شهری، سیاست های گسترش شهری، موقعیت مکانی، رویدادهای شهری، حاشیه نشین اقتصادی، رقابتی شدن شهرها، سیاست پولی دولت، مقاصد رقابت پذیر گردشگری، فناوری اطلاعات کسب وکار، نابرابری های منطقه ای و شهری، پیاده راه، توسعه مجدد نواحی تاریخی، دسترسی، بازآفرینی توسعه مجدد زمین، توسعه خودبه خود، تراکم شهری، فاصله رفت و آمد شهری، سرمایه گذاری های زیرساختی، آثار تاریخی، بازار مسکن، نوسازی مسکن، گسترش شهری» و 5 کلیدواژه موضوعی به عنوان الگوهای پژوهش «رقابت در نوآوری شهری، رقابت پذیری گردشگری شهری، سرمایه گذاری شهری، پراکندگی شهری و رقابت شهری، عوامل رقابت پذیری در کارآفرینی، مسکن و رقابت اقتصادی، رقابت پذیری رویدادمحور شهری، رقابت در ایجاد دسترسی در شهرها، توسعه رقابتی کاربری های زمین، رقابت پذیری توسعه سبز، سرمایه گذاری های زیست پذیری بر اساس مزیت رقابتی، تجمع و مکان یابی و تجمع استقرار فعالیت ها» از مطالعات مستخرج شده است و اطلاعات و روند مفهومی به صورت تفصیلی در نمودار چارچوب نظری و مفهومی (شکل 6) ارائه شده است.
۱۶.

تحلیل کارکرد ساختارهای اجتماعی-فرهنگی محرک و توسعه دهنده ی شهر خلاق موسیقی، مطالعه ی موردی: شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۲۵۴
نیروها و امکانات مختلف شهر خلاق با پرورش و بهره برداری از قابلیت های شهر به وجود می آیند که در ابعاد گوناگون توسعه شهری را به دنبال خواهند داشت. شهر خلاق سنندج با وجود اینکه در حوزه ی فرهنگ و هنر و به ویژه موسیقی، از دیرباز فعال بوده و در چند سال اخیر نیز ثبت جهانی شده است ولی کارکرد آن نسبت به شرایط مطلوب فاصله دارد و دامنه ی فعالیت های آن در سطح بین المللی فراگیر نشده است. ضعف بخش هایی از ساختارهای اجتماعی-فرهنگی می تواند زمینه ی کاهش پرورش و بهره برداری از قابلیت های شهر خلاق سنندج را به دنبال داشته باشد. از این رو، در پژوهش حاضر با هدف تبیین پیشنهادات کاربردی برای توسعه شهر خلاق موسیقی سنندج، به بررسی کارکرد مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی و عوامل محرک و توسعه دهنده آن پرداخته می شود. روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است. از آزمون فرض تی تک نمونه ای و مدل رگرسیون چندگانه برای بررسی و تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که شهر خلاق موسیقی سنندج بر مبنای اکثر شاخص های مشاهده پذیر مؤلفه های قابلیت و استعداد سرمایه ی انسانی، تنوع فرهنگی-اجتماعی، سرمایه ی اجتماعی محرک و جاذبه های گردشگری ساختار اجتماعی-فرهنگی از کارکرد مناسب و قابل قبولی برخوردار است. شاخص های با کارکرد مناسب به سرمایه ی انسانی و اجتماعی و همچنین هویت شهر سنندج مربوط می شوند که پیشران ها و کلان روند های مؤثر بر توسعه ی امورات و فعالیت های هنری را به وجود آورده اند و با وجود محدودیت های مختلف، زمینه ی پیدایش شهر خلاق موسیقی سنندج را فراهم نموده اند. به منظور ارتقای کیفیت ها و کمیت های وابسته به امر میزبانی شهر سنندج در فرایند برگزاری رویدادها و همچنین برای گسترش و توسعه ی آتی شهر خلاق موسیقی سنندج، افزایش مطلوبیت و فعالیت مؤسسات و مکان های گردشگری، فعالیت نخبگان، فرهیختگان و مشاهیر بومی، حمایت رسانه های اجتماعی، فعالیت انجمن ها و مراکز علمی، آزادی های فردی و اجتماعی و زمینه سازی برای تولید موسیقی باید در اولویت های برنامه ریزی قرار گیرند.
۱۷.

ارزیابی طرح های توسعه شهری و تبیین عوامل ناکارآمدی محتوایی و رویه ای آن ها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۲۰۱
سازمان دادن و نظم بخشیدن به شهر و چگونگی رشد و تحول آن و آگاهی کامل از ابعاد مختلف رشد و توسعه آن و کنترل روند آینده آن نیاز به برنامه ریزی های دقیق دارد. در همین راستا، طرح های توسعه شهری به منظور هدایت بهتر روند آن ها به گونه ای پایدار تهیه شده اند و بنیادی ترین ابزار شکل دهی شهرها بر اساس نظم و برنامه از پیش اندیشیده شده محسوب می شوند. انجام مطالعات و تهیه طرح های توسعه شهری آغازی بر بهبود وضعیت فضایی کالبدی شهرها هستند. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل طرح های توسعه شهری ایران با استفاده از مفاهیم دیدگاه های برنامه ریزی و تبیین عوامل ناکارآمدی این طرح ها می پردازد. این پژوهش در زمره تحقیقات بنیادی-توسعه ای و روش توصیفی تحلیلی قرار می گیرد. روش تحقیق در این پژوهش شامل مطالعات کتابخانه ای است که در آن مفاهیم اساسی نظریه برنامه ریزی مرتبط با طرح های توسعه گرداوری شده و به صورت مرحله ای توسط کارشناسان ارزیابی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده معیار مشارکت و اجتماع محوری وضعیت نامناسبی را نسبت به سایر معیارها دارد. در ارزیابی مرحله ای از طرح های توسعه شهری، مراحل تدوین اهداف و سنجش وضع موجود، وضعیت بهتری را نسبت به مراحل تصمیم گیری و اجرا و ارزیابی پس از اجرا دارند. بر اساس این آسیب شناسی صورت گرفته، لزوم کاربست این معیارها در تمامی مراحل تهیه و اجرای طرح ها ضرورت دارد. تهیه طرح های کنونی نه تنها پاسخگوی بسیاری از ابعاد شهرها نیست، بلکه ادامه آن ها به این شکل و نادیده گرفتن مفاهیم اساسی، هیچ مشکلی را حل نکرده و چه بسا به دلیل همگام نبودن با تحولات زمانی، خود مشکلات عدیده ای را ایجاد کنند
۱۸.

رویکردی نوین در نگاشت نقشه های تحلیلی آب و هوای شهری، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۲۵۸
رشد و توسعه فضاهای شهری با تمرکز بر جنبه های کالبدی و غفلت از توجه به وضعیت محیطی آن ها در سال ها و دهه های گذشته سبب بروز برخی معضلاتی شده که کیفیت محیطی شهرها را تنزل داده است. نقشه آب وهوای شهری (UCMap)، ابزاری اطلاعاتی و ارزیابی است که با ادغام عوامل آب وهوای شهری و عوامل شهرسازی و برخی شرایط محیطی، به ارائه تصویری از مسائل آب وهوای شهری در فضایی دو بعدی منتج می شود. نقشه آب وهوای شهری از دو نقشه تحلیل آب وهوای شهری (UCAnMap) و نقشه دستورالعمل آب وهوای شهری (UCReMap) تشکیل می شود. این پژوهش با هدف تهیه نقشه تحلیل آب وهوای شهری به بررسی و تحلیل اطلاعات مکانی و اقلیم شهری تهران می پردازد. برای تهیه نقشه تحلیل آب وهوای شهری، به ترتیب 1) نقشه بار گرمایی شامل لایه های اطلاعات مکانی حجم ساختمان، توپوگرافی شهر و فضای سبز و 2) نقشه ظرفیت پویایی شامل لایه های اطلاعات مکانی پوشش زمینی، چشم انداز طبیعی و مجاورت با فضاهای باز، با یکدیگر تلفیق شدند. نقشه خروجی در هشت دسته طبقه بندی شد و نقشه تحلیل آب وهوای شهری تهران به دست آمد. نتایج تلفیق لایه ها و نقشه های به دست آمده نشان داد 59 درصد از مساحت مناطق شهر تهران که بیشتر مناطق شمالی شهر را شامل می شوند، از وضعیت سرمایشی و تهویه مناسبی برخوردار هستند. 19 درصد آن با تنش گرمایی و عدم تهویه هوا مواجه است که عمدتاً مناطق مرکزی، جنوب و جنوب غربی هستند و 22 درصد نیز در وضعیت بینابینی قرار دارند که در تمامی سطوح شهر پراکنده شده اند، هرچند بیشتر در مناطق شمالی، غربی و شرقی متمرکز هستند.
۱۹.

دستورالعمل های برنامه ریزی با نقشه های اقلیم شهری، مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۶ تعداد دانلود : ۲۶۱
شهرها رشد و توسعه جمعیتی و فیزیکی روزافزونی دارند. رشد فیزیکی آن ها همراه با تغییر و تبدیل پوشش/کاربری اراضی اثرات محیطی و اقلیمی زیادی به دنبال دارد. بی توجهی به ابعاد محیطی و اکولوژیک شهرها سبب کاهش کیفیت محیطی شهرها شده که از مهم ترین آن ها افزایش بار گرمای محیطی، کاهش ظرفیت جابجایی هوا و آلودگی هوا می باشد. نقشه های دو بعدی آب وهوای شهری ابزاری تحلیلی است که عوامل آب وهوای شهری را با عوامل شهری ادغام کرده تا سیاست گذاران و برنامه ریزان شهری بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند. برای محاسبه و ترسیم نقشه دستورالعمل های برنامه ریزی با رویکرد اقلیمی از داده ها و اطلاعات مختلف فیزیکی، پوششی و کاربری اراضی استفاده می شود؛ در این تحقیق از دو دسته 1) داده های جوی ایستگاه های هواشناسی برای تحلیل شرایط اقلیم شهر و 2) لایه های اطلاعات مکانی برای تلفیق و محاسبه نقشه اقلیمی توصیه های برنامه ریزی استفاده شدند. بر اساس، نتایج به دست آمده از تلفیق لایه های اطلاعاتی در سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، شهر تهران به پنج منطقه برنامه ریزی اقلیم شهری (UCPZ) طبقه بندی گردید. این مناطق شامل: منطقه یک برنامه ریزی اقلیم شهری، شامل 25 درصد از سطح پوشش مناطق با اقدام حفظ و نگهداری و جلوگیری از ایجاد تغییرات مخرب، منطقه دو برنامه ریزی اقلیم شهری با 35 درصد پوشش و با اقدام راهبردی نگهداری و حفظ مناطق و احیای مناطق تغییریافته، منطقه سه برنامه ریزی اقلیم شهری با 21 درصد مساحت و با اقدام توجه به کاهش عوامل مخرب، منطقه چهار برنامه ریزی اقلیم شهری شامل 16 درصد سطح پوشش و با اقدام راهبردی کاهش اقدامات لازم و توصیه شده و منطقه پنج برنامه ریزی اقلیم شهری، با 3 درصد پوشش با اقدام راهبردی کاهش اقدامات لازم و ضروری است که برای هریک از طبقه ها نیز توصیه هایی با رویکرد برنامه ریزی اقلیم شهری و به صورت تفصیلی ارائه می شود.
۲۰.

ارزیابی و تحلیل الگوها و شاخص های سرمایه گذاری شهری با تأکید بر بازآفرینی اقتصاد مبنا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۵ تعداد دانلود : ۳۸۲
     بازآفرینی اقتصاد مبنا شهری می توان به تفکر تأمین مالی و سرمایه گذاری شهری اشاره نمود که به عنوان یک مفهوم مهم در مباحث شهرسازی و برنامه ریزی توسعه گرا، تفکر جدید و ضروری را در مورد ارائه الگوها و شاخص های کابردی بازآفرینی شهرهایی که مسائل اقتصادی و سرمایه گذاری شهری را دارند. تبیین الگوها، مضامین و شاخص های بازآفرینی اقتصاد مبنا تأمین مالی و سرمایه گذاری شهری با توجه به روند مطالعاتی به روز و جدید مطرح درسطح جهانی، همچنین با توجه به مواجه بودن شهرها با بحران های مالی و تأمین بودجه متعدد در نتیجه درحل مشکلات،کاهش مضرات و مسائل مهم در این حوزه ضروری است. هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد، زمینه ها، الگوها، مفاهیم و شاخص های بازآفرینی شهری اقتصاد مبنا با تأکید بر سرمایه گذاری شهری می باشد. این پژوهش از زمره پژوهش های کیفی قرار دارد. روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی است. با توجه به مسئله پژوهش حاضرکه ضمن بررسی استنادی، شاخص و معیارها، مفاهیم و الگوهای مستخرج از بخش مبانی نظری از طریق تحلیل محتوا و تکنیک و روش تحلیل کیفی(تحلیل مضمون) در محور اصلی پژوهش با استفاده از کدگذاری(تفسیری) و نرم افزار کتابشناختی(VOSviewer)،بعنوان ابزار سنجش استفاده شده است. گردآوری اطلاعات این پژوهش به صورت اسنادی(کتابخانه ای) می باشد. جامعه اماری شامل مقالات علمی که به زبان انگلیسی در ژورنال های معتبر شامل مقاله (article) یا مقاله مروری(review) چاپ شده در نشریات(ScienceDirect) و(Scopus)در بازه زمانی12ساله(2010 تا 2022)با این مشخصات در این پایگاه های اطلاعاتی وجود دارد، مورد بررسی دقیق قرار گرفتند. نتایج حاصل از روش و مدل پژوهش و تحلیل محتوای پژوهش، نشاندهند؛(3)کلید واژه موضوعی بعنوان مؤلفه،(53)کلیدواژه به عنوان شاخص/معیارهای پژوهش و(6)کلیدواژه موضوعی به عنوان الگوهای پژوهش«حمایت از سرمایه گذاری شهری،جذب مشارکت های دولتی و خصوصی در تأمین مالی شهر،روش تأمین مالی زیرساخت ها اصلی شهر،سنجش وضعیت اقتصادی و دارای مالی شهرها، مدیریت مالی دولت در راستای اقتصاد سبز، پاسخگوی و شفافیت دولت محلی در حوزه مالی و سرمایه گذاری» بعنوان الگوهای تأثیر گذار بر روند برنامه ریزی تأمین مالی و سرمایه گذاری شهری بازآفرینی اقتصاد مبنا می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان