تدوین مدل نگرش و التزام عملی به نماز براساس سبکهای دلبستگی به خدا با نقش میانجی نگرش معنوی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۸
7 - 45
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: ارتباط و حضور خداوند در زندگی انسان محدود به مکان و زمان نمی شود. نماز نیایش یا عملی است که با هدف برقراری ارتباط نزدیک با معبود انجام می شود. نگرش و التزام عملی به نماز بیان می کند که فرد تا چه حد در امور اعتقادی و عملی زندگی خود بر نماز پایبند است. یکی از متغیرهای پیش بینی کننده برای اعمال مذهبی و تجارب معنوی «سبک دلبستگی» است. کرک پاتریک ارتباط انسان با خدا را پیوندی می داند که با نظریه دلبستگی تبیین پذیر است و به عبارتی فرد ارتباط خود با مراقب اولیه را درون سازی کرده، و با شکل دهی نوع رابطه، نگرش خویش با دیگران و روابط اولیه زندگی خود، عقاید و باورهای دینی اش را اتخاذ می کند. سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی به خدا سه نوع سبک دلبستگی به خدا می باشند. نگرش معنوی به دیدگاه ها، باورها، ارزش ها و احساساتی اشاره دارد که فرد نسبت به مسائل معنوی، وجود خدا یا قدرتی فراتر از خود، هدف زندگی و رابطه خود با جهان هستی دارد. براساس پیشینه نظری و عملی پژوهش نگرش معنوی متغیری است که هم با التزام و نگرش عملی به نماز و هم سبک های دلبستگی به خدا ارتباط دارد، نگرش معنوی می تواند نحوه درک و تجربه فرد از ارتباط با خدا را شکل دهد و درنتیجه میزان پایبندی وی به اعمال عبادی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل نگرش و التزام عملی به نماز براساس سبک های دلبستگی به خدا با نقش میانجی نگرش معنوی است. روش: این پژوهش از نوع بنیادی و داده های مورد استفاده کمّی است. روش آن با توجه به ماهیت موضوع، مطالعه توصیفی از نوع همبستگی مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه قرآن و حدیث در نیمسال دوم تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بودند. انتخاب نمونه به روش در دسترس انجام شد. داده ها با استفاده از مقیاس های «نگرش و التزام عملی به نماز» انیسی و همکاران (1389)، «دلبستگی به خدا» روات و کرک پاتریک (۲۰۰۲)، «سنجش نگرش معنوی» شهیدی و فرج نیا (۱۳۹۱)جمع آوری شدند. روش های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و همچنین روش مدل سازی معادلات ساختاری به شیوه حداقل مربعات جزئی در بخش آمار استنباطی و از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 27 و SmartPls نسخه 3 برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد میزان ضریب تعیین (R 2 ) که در داخل دایره متغیر ملاک یا وابسته اصلی مدل نشان داده شده است، 8/38 درصد از واریانس متغیر نگرش و التزام عملی به نماز از طریق متغیرهای پیش بین مدل، یعنی سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به خدا و نگرش معنوی تبیین شده است. مقدار R 2 به دست آمده به عنوان ضریب تعیین متوسط قلمداد شده و نشان دهنده برازش متوسط مدل ساختاری پژوهش است. معیار Q 2 که قدرت پیش بینی یا تناسب پیش بینی مدل را نشان می دهد برای نگرش معنوی 243/0 و برای نگرش والتزام عملی به نماز 296/0 به دست آمد؛ بنابراین با توجه به مقادیر Q 2 به دست آمده قدرت پیش بینی مدل برای متغیرهای نگرش معنوی و نگرش و التزام عملی به نماز در حد متوسط است. نتایج ضرایب مسیر مستقیم بین سبک های دلبستگی به خدا به متغیر نگرش و التزام عملی به نماز معنادار نیستند و مقدار t بقیه ضرایب مسیر بزرگ تر از 96/1 بوده و در سطح 05/0 معنادار هستند. براساس نتایج حاصل شده ضرایب مسیر مستقیم بین دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به خدا به نگرش و التزام عملی به نماز به ترتیب برابر 046/0، 093/0- و 002/0 بوده، و از نظر آماری معنادار نیستند ولی ضریب مسیر غیرمستقیم همین متغیرها از نظر آماری معنادار هستند؛ بنابراین می توان استنباط کرد که نگرش معنوی در ارتباط بین سبک های دلبستگی به خدا با نگرش و التزام عملی به نماز نقش میانجی کامل را دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی کامل نگرش معنوی برای درک بهتر و تقویت رفتار دینی مانند نماز باید به شکل گیری و توسعه نگرش معنوی نیز توجه ویژه شود. این نگرش به عنوان یک واسطه روان شناختی، انگیزه درونی لازم برای رفتار دینی مانند نماز را ایجاد می کند. این نگرش سبب معنا دادن به تجربه مذهبی می شود، نیروی درونی لازم برای تداوم و تعهد به اعمال عبادی را فراهم می سازد و عامل فعال کننده نیّت، انگیزه و التزام به نماز است. فرد ممکن است خدا را منبع امنیت بداند (دلبستگی ایمن)، اما تا زمانی که این تصویر در نگرش های عمیق معنوی نهادینه نشود به تعهد عملی در قالب اقامه نماز نمی انجامد. نگرش معنوی پل اصلی و ضروری بین رابطه درونی فرد با خدا (دلبستگی) و رفتار دینی او (نماز) است. افرادی با دلبستگی ایمن به خدا، خداوند را پناهگاهی امن می دانند؛ درنتیجه احساس حمایت، امنیت و معنا را از ارتباط با خداوند می گیرند، اما این احساس به تنهایی کافی نیست که الزام عملی به عباداتی مانند نماز ایجاد کند، بلکه نخست باید به یک «نگرش معنوی» نیرومند تبدیل شود. افراد با دلبستگی اجتنابی یا اضطرابی به خدا، رابطه ای ناپایدار، گسسته یا توأم با ترس از خدا دارند که مانع شکل گیری یک بنیان معنوی پایدار می شود و درنتیجه التزام به عبادت نیز دچار ضعف خواهد بود. در پایان پییشنهاد می شود مطالع ات بیش تری ب ا مقیاس هایی متنوع و نمونه هایی مختلف انجام پذیرد تا بتوان به چنین یافته هایی عمومیت بخشید. تقدیر از مشارکت همکاران: نویسندگان با شکرگزاری از خداوند، از تمام افرادی که در این پژوهش همراه بوده اند کمال قدردانی و تشکر را دارند. نویسنده اول مسئولیت هدایت فرایند کلی پژوهش و نویسنده دوم مسئولیت طراحی، جمع آوری داده ها و تحلیل را برعهده داشته اند. تضاد منافع و تأمین مالی: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تضاد منافع در این مقاله وجود ندارد و کلیه هزینه های پژوهش از سوی آنان تأمین شده است.