از اقتدار مردانه تا انتخاب زنانه؛ مطالعه ای دیرینه شناسانه در چرخش های گفتمانی در الهیات معاصر حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های منتهی به مشروطه، ورود و استقرار مفاهیم نوآیین در نظام آگاهی ایرانی، اقتدار بسیاری از حوزه های معرفت سنتی را با چالش مواجه کرد. در مواجهه با این چالش ها، اندیشه دینی دیگر نمی توانست بر پاسخ های تعبدی متکی باشد. همچنین تاریخیت تعینات اندیشه دینی، اجازه فراروی از مقدورات و امکانات نظام آگاهی مسلط آن دوره را نمی داد. این نظام دانایی که دارای مجموعه ای از مفاهیم و ارزش ها بود، هرگونه نظرورزی عقلایی را به این چارچوب ها محدود می کرد. تبیین و تحلیل حجاب در غیاب هرگونه عاملیت زنانه موجب شکل گیری تبیین هایی از حجاب شد که دارای سوگیری جنسیتی و گاهی زن ستیز بودند. این نگاه در بستر تحولات فکری جامعه ایرانی نتوانست استمرار یابد و با تحول در ساختار آگاهی قدمایی، اندیشه دینی به بازنگری در تمامی ادعاهای خود وادار شد. پژوهش حاضر، به روش دیرینه شناسی به بررسی این گسست و شرایط امکان آن در اندیشه اسلامی معاصر می پردازد. در این راستا، دوره تاریخی مورد مطالعه به سه مقطع پیشاپهلوی با گفتمان تحمیل حجاب حداکثری، پهلوی دوم با گفتمان حجاب و کنترل مدرن و پیشاانقلاب (دهه منتهی به انقلاب اسلامی) با گفتمان مشارکت اسلامی-اجتماعی زنان تقسیم شده است. سپس با اشاره به نخستین تبیین های شکل گرفته، تطورات فکر دینی درباره حجاب را نشان می دهد. یافته های پژوهش بیان می کند که خلط مناسبات فرهنگی و دینی در گذشته، سرعت تحولات فکری در ایران، مشروط شدن فضای فکری به حضور زنان و کنشگری گسترده زنان از عوامل مهم چرخش پیش گفته و ضرورت شکل دهی به زبان و منطقی زنانه و فراجنسیتی در فهم و تبیین حجاب است.