اثر بخشی نقشه مفهومی براصلاح بدساختاری دانش علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
179 - 204
حوزههای تخصصی:
بدساختاری دانش پدیده ای است که در آن ساختار دانش مورد نظر در حیطه آموزشی به دلایل مختلف در فراگیران شکل نمی گیرد. در این پژوهش برای اصلاح بدساختاری دانش از نقشه های مفهومی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد پنج کلاس به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. بعد از شناسایی دانش آموزان بدساختار، فراگیران در گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. برای گروه آزمایش مفاهیم از کتاب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی با استفاده از نقشه مفهومی در شش جلسه ارائه گردید. درگروه کنترل با روش های مرسوم تدریس شد. در ادامه ی پژوهش، آزمون معلم ساخته از مفاهیم اخذ شد. نتایج تحلیل کوواریانس جهت بررسی تأثیر نقشه مفهومی بر اصلاح بدساختاری دانش در مفاهیم تغییرات فیزیکی، تغییرات شیمیایی و رنگین کمان دانش آموزان، نشان داد تفاوت نمرات در هر سه مفهوم بین گروه آزمایش و کنترل، از لحاظ آماری معنادار می باشد. (01/0P<). در کل نتایج نشان داد با استفاده از نقشه های مفهومی می توان بدساختاری دانش را در بین دانش آموزان، اصلاح کرد.