تحلیل معرفت شناختی نقش اصل عدالت در نسبت فقه و اخلاق(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۹)
65 - 90
حوزههای تخصصی:
یکی از زوایای مهم و اساسی در نسبت فقه و اخلاق ، مسئله عدالت در استنباط است. اصل عدالت هم در فرااخلاق و هم در فقه به عنوان یک معیار معرفتی درخور تأمل است. در این پژوهش، نظریه های معرفت شناختی معطوف به نقش اصل عدالت در کشف احکام شرعی مقایسه و تحلیل شده است. بنا به یافته های تحقیق، «عدالت» در فقه بر دو رُکن معرفت شناسی ثبوتی و معرفت شناسی اثباتی استقرار یافته است. معرفت شناسی ثبوتی، دو رویکرد سلبی و ایجابی دارد: در رویکرد سلبی - بخلاف رویکرد ایجابی - امکان هر گونه نقش پذیریِ عدالت در فرایند کشف احکام منتفی است . گام بعدی در فعلیت بخشیدن به عدالت ، نیازمند بررسی معرفت شناسی اثباتی است. با این حال ، در معرفت شناسی اثباتی نیز ، غالب اندیشمندان امامیه ، به رغم بنیادهای عدل گرایانه ، به سوی قراردادگرایی سوق یافته اند. نقطه عزیمت قراردادگرایان که حق از منظر ایشان تشریعی و اعتباری است، از طبیعت گرایی و نقد معرفت عقلانی است. طبیعت گرایی که نقطه آغاز اندیشه حقوقی امامیه بوده و امروز از مهجورترین نظریه پردازی ها به شمار می رود ، فلسفه حق را بر اصولی همچون «انحصار شریعت به خداوند ، تقدم عقل (نظری) بر اراده (عمل) ، تلازم حق/ حکم با غایتمندی طبیعت و امکان معرفت برای عقل انسانی» مبتنی می داند؛ در حالی که نفی نقش اثباتی اصل عدل ، به اعتباری محض شدنِ حقوق اسلامی خواهد انجامید.