نگاهی آسیب شناسانه به موانع کارآمدی نظام تبلیغ دینی در ایران(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۴
93 - 132
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: توجه عموم به هنگام بحث از تبلیغ دینی، عمدتاً معطوف به مبلّغ به عنوان کنشگر اصلی است و از او انتظار ایفای نقش های متعدد دینی، فرهنگی و اجتماعی می رود؛ درحالی که، مبلّغ، تنها یکی از اجزای نظام تبلیغی است. شرایط حاکم بر جهان و وجود انبوه تبلیغات ضددینی با بهره گیری از فناوری های نوین ارتباطی، موانع بزرگی در موفقیت مبلّغان ایجاد کرده است. ازسوی دیگر، برخورد انفعالی، سنتی و ضعیف با این موج، جامعه دینی را در معرض آسیب ها و تحولات مخرب بنیادین فرهنگی قرار داده است. این وضعیت، ضرورت تبلیغ دین به صورت سازمان یافته و تشکیلاتی و توجه فوری به نظام تبلیغی و بهبود آن را دوچندان می کند. دشواری برنامه ریزی برای تبلیغات دینی، ناشی از تفاوت های آن با تبلیغات متداول است. بدیل های درون گفتمانی و برون گفتمانی جهان امروز با کمک علوم و تکنولوژی های ارتباطی، چالش های جدی بر سر راه توسعه فرهنگ اسلامی ایجاد کرده اند. پیدایی آسیب های دینی و گرایش های غیردینی نیز اهمیت این مسئله را افزایش داده است. اغلب مطالعات حاکی از آن است که مردم، وضعیت دین داری فعلی را ضعیف تر از گذشته تصور کرده و نهادها و نظام مدیریت تبلیغ دینی را ناکارآمد می دانند. پرسش اصلی این است که ما با چه آسیب هایی مواجه هستیم؟ و چگونه می توان به ارتقای کارآمدی نظام تبلیغ کمک کرد؟ هدف از این پژوهش، آسیب شناسی تبلیغ دینی در جهت اصلاح روش های معیوب گذشته و ارتقای آن در جهت تأثیرگذاری بیشتر است. چه اینکه اگر عوامل ناکارآمدی و اختلال در تبلیغ دینی به دقت شناسایی شود، می توان برای پر کردن خلل های موجود برنامه ریزی و آن را برطرف نمود. روش: با توجه به اینکه منبع اطلاعاتی در پژوهش حاضر (اسناد پژوهشی و مصاحبه ها) از جنس نماد و رسانه است، از روش تحلیل مضمون و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از MAXQDA استفاده شده است. برای سنجش اعتبار پژوهش از روش آزمون-بازآزمون استفاده و مقایسه نتایج این دو کدگذاری با بهره گیری از روش هولستی محاسبه شده است و با توجه به اینکه توافق کدگذاری به طورمتعارف بالای 70 درصد قابل اتکاست، عدد به دست آمده (91)، قابل قبول تلقی می شود.PAO= 2M/(n1+n2) =2*114/(125+125)=0/91مراحل پژوهش بدین صورت است:گزینش و جمع آوری اطلاعات: در پژوهش حاضر واحدهای تحلیل همان اسنادِ پژوهشی و نخبگان می باشند. گزینش اسناد بر مبنای معیارهای درون گنجی صورت گرفت. از میان انبوهی از اطلاعات و اسنادِ مرتبط با موضوع بر مبنای معیارهای درون گنجی، 21 مورد صلاحیت بررسی را کسب کردند. مهم ترین ابزار مورد استفاده در این مرحله فرم استخراج اطلاعات است. همچنین، برای انتخاب جامعه نمونه در روش مصاحبه، معیار نخبگی لحاظ شد. روش نمونه گیری در این مرحله از نوع «نظری» بود که 12 مورد از نخبگان به عنوان نمونه انتخاب و مصاحبه شدند. به این معنا، متناسب با خلأها و نیازهای پژوهشی نخبگان انتخاب و مصاحبه شدند و تا زمان اشباع داده ها مصاحبه ها تداوم داشت.استخراج مضامین و تلفیق داده های دوگانه (اسناد و مصاحبه ها): به این معنا که مصادیق، دعاوی و متون در وهله نخست، به کدهای اولیه تبدیل و سپس در یک سطح انتزاع بالاتر به مضامین تبدیل شدند. تمامی کدها و مضامین استخراج شده در بخش یافته ها و دستاوردها مشخص می باشند.ترسیم شبکه های مضمونی.تفسیر و تشریح شبکه ها. نتایج: این پژوهش با آسیب شناسی نظام تبلیغ دینی، موانع موجود را در پنج ساحت دسته بندی کرده است. تحلیل های آماری نشان می دهد بیشترین وزن آسیب ها مربوط به مدیریت تبلیغ (۴۲٪) و سپس عوامل مربوط به مبلّغ (۲۷٪) است. رئوس این موانع عبارت اند از:۱. موانع مدیریتی: پرتکرارترین آسیب ها شامل سیاست گذاری های فاقد پشتوانه علمی، سلطه تفکر سنتی و غفلت از ابزارهای نوین، توزیع نامتوازن و بدون برنامه مبلغان، ناهماهنگی بین نهادهای تبلیغی، ضعف در آموزش و نظارت، و وابستگی مالی و ساختاری تبلیغ به نهاد قدرت است.۲. آسیب های مبلّغ: مبلغان در چهار جنبه دچار چالش هستند:روشی: استفاده از شیوه های تقلیل گرا، احساسی و دور از استدلال.رفتاری/اخلاقی: عدم رعایت شئونات زی طلبگی و بی تعهدی حرفه ای.نگرشی: ضعف دانش روز و نگاه منفی به فضای مجازی.تعاملی: ناتوانی در برقراری ارتباط مؤثر با اقشار مختلف و عدم شناخت زبان مخاطب.۳. آسیب های پیام: شامل سستی و عدم اتقان محتوا، تمرکز صرف بر عبادات و غفلت از پاسخگویی به شبهات، و عدم تناسب پیام با نیاز و فهم مخاطب است.۴. موانع زمینه ای: عواملی همچون رقبای فرهنگی قدرتمند (سکولاریسم)، ضعف زیرساخت های سایبری، بازنمایی منفی دین در رسانه ها و مشکلات اقتصادی و سیاسی جامعه که پذیرش تبلیغ را دشوار می کنند.۵. آسیب های مخاطب: شامل ذهنیت منفی نسبت به قشر مبلّغ، بحران هویت و نسبت دادن ناکارآمدی های حاکمیتی به اصل دین.در نتیجه، عمده ترین دلیل ناکارآمدی تبلیغ دینی به ضعف های ساختاری در مدیریت و ناتوانی های فردی و مهارتی مبلغان بازمی گردد. بحث و نتیجه گیری: این نوشتار با بررسی ماهیت تبلیغ دینی به عنوان فرایندی نظام مند، قدسی و ارتباطی، بر ضرورت گذر از ساختارهای سنتی به شیوه های مدرن و کارآمد تأکید دارد. اگرچه پس از انقلاب اسلامی نهادهای متعددی برای تبلیغ دین تأسیس شدند، اما ارزیابی های آینده نگرانه نشان دهنده ضعف های جدی در ساختار، مدیریت و عملکرد روحانیت به عنوان بازیگر اصلی است. یافته ها نشان می دهد «مدیریت تبلیغ» ستون اصلی و پاشنه آشیل این نظام است؛ به طوری که بیشترین آسیب ها (بیش از ۴۰ متغیر) ناشی از سیاست گذاری های نادرست، موازی کاری دستگاه های متعدد، ضعف در توزیع و آموزش مبلغان و فقدان نظام بازخوردگیری است. مدیران و سیاست گذاران به دلیل عدم درک صحیح از مسائل فرهنگی و واقعیات جامعه، گاه سیاست هایی اتخاذ می کنند که نه تنها بی اثر، بلکه مانع گسترش دین می شوند. عملکرد جزیره ای نهادها و فقدان نگاه سیستمی، کارایی تبلیغ سنتی را در مواجهه با تبلیغات جهانی و جامعه مدرن به شدت کاهش داده است.راهبرد اصلی برای برون رفت از این وضعیت، توقف عملکرد جزیره ای و تشکیل یک «ستاد فرماندهی واحد» است. این ستاد باید بر تربیت مدیران متخصص، استفاده از علوم روز (مانند جامعه شناسی و روان شناسی) و هماهنگی کامل میان نهادها تمرکز کند. سرانجام، راهکارهای کلانی همچون استانداردسازی ساختار تبلیغی، تجربه نگاری، کیفی سازی نیروی انسانی، اصلاح نظام ارزیابی، توجه ویژه به مخاطب شناسی و ارتقای صنعت محصولات دینی برای تحقق اهداف قدسی و کاهش فاصله میان نهاد تبلیغ و نیازهای واقعی جامعه پیشنهاد شده است.