نقادی قرآنی نظریه «فقر منابع و ضرورت مهار رشد جمعیت» مالتوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
155 - 183
حوزههای تخصصی:
توماس رابرت مالتوس، با طرح نظریه «فقر منابع»، بر این باور بود که جمعیت با نرخ تصاعدی رشد می کند، درحالی که منابعْ تنها با نرخ حسابی افزایش می یابند. نتیجه آن که، دیر یا زود جوامع انسانی با شکافی فزاینده میان نیاز و توان تولید روبه رو خواهند شد و در پی آن، فقر، قحطی و بیماری به عنوان عوامل طبیعیِ تعادل بخش، وارد صحنه می شوند. این نظریه مبنای بسیاری از سیاست های کنترل جمعیت، توزیع منابع و برنامه های توسعه در سطح جهانی قرار گرفته است. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی، به نقادی این نظریه از منظر قرآن کریم می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه مالتوس صرفاً مدل آماری نیست، بلکه بازتاب دهنده جهان بینی خاصی است که نیازمند نقد معرفتی و بازتعریف مفاهیم بنیادین آن از منظر قرآنی است. نظریه مالتوس از منظر قرآن با چند اشکال اساسی مواجه است. اولاً فرضِ فقدان حکمت و رزاقیت در نظام طبیعت، مغایر با آموزه های قرآنی است که منابع را فراوان و جلوه ای از فیض الهی و مسخر و ملازم انسان معرفی می کند. رزق مقوله ای حتمی و مقدر است و اعمال انسان رابطه مستقیم با منابع و میزان برخورداری انسان از نعمات الهی دارد. بنابراین، فقر پدیده ای بشری محسوب می شود و قرآن سفارش مؤکد در حل این معضل اجتماعی دارد. تصویر انسان به مثابه مصرف کننده ای خودخواه، در تضاد با نقش خلیفهاللهی و مسئولانه او در نظام قرآنی است. ازاین رو جمعیت نه تنها تهدید محسوب نمی شود، بلکه فرصتی برای آبادانی و عمران زمین به شمار می رود.