صغری افکانه

صغری افکانه

مدرک تحصیلی: عضو هیات علمی دانشگاه رودهن و دانشجوی دوره دکتری تخصصی مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی علوم و تحقیقات تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۵ مورد از کل ۲۵ مورد.
۲۱.

ارایه مدل چابکی سازمانی مدارس بر اساس مدیریت دانش در مدارس مقطع متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۴۸
مقدمه و هدف: چابکی مدارس نشان دهنده ی پاسخگویی آنها در هنگام مواجهه با تغییرات داخلی و خارجی است . هدف از این پژوهش ارایه مدل چابکی سازمانی مدارس بر اساس مدیریت دانش در مدارس مقطع متوسطه شهر تهران می باشد.روش شناسی پژوهش: روش پژوهش آمیخته(کیفی- کمی)است. در بخش کیفی رویکرد تحلیل مضمون به روش استقرایی بکار می رود. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل 15نفر از اساتید عضو هیات علمی دانشگاه و در بخش کمی 381 نفر از مدیران، معاونان وکارشناسان مناطق آموزش و پرورش شهر تهران به عنوان نمونه تعیین شد. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای است. در این پژوهش، روش گردآوری داده ها در بخش کیفی ؛ مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه و در بخش کمی استفاده از پرسشنامه محقق ساخته دربرگیرنده ابعاد چابکی سازمانی برمبنای یافته های مرحله کیفی و اجرای پرسشنامه مدیریت دانش پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش ادام و همکاران (2022) بود جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی برای تحلیل داده ها از تحلیل مضمون با رویکرد استقرایی و نرم افزار maxqda استفاده شد و در بخش کمی از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شد.یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل مصاحبه ها 4مقوله اصلی بعد راهبردی ،بعد مدیریتی،بعد فناورانه و بعد شایستگی منابع انسانیشناسایی شدند. و در بخش کمی برازش مدل چابکی سازمانی مدارس بر اساس مدیریت دانش را تایید نمود. بحث و نتیجه گیری: با توجه به شناسایی تأثیر مثبت مدیریت دانش بر چابکی سازمانی ، به نظر می رسد می توان با افزایش و تقویت مدیریت دانش، زمینه را برای بهبود چابکی سازمانی فراهم کرد.
۲۲.

شناسایی شاخص های الگوی خودتنظیمی معلمان بر اساس خودکارآمدی، تاب آوری و هوش معنوی در مدارس متوسطه دوره دوم دخترانه استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخص های الگوی خودتنظیمی معلمان بر اساس خودکارآمدی، تاب آوری و هوش معنوی در مدارس متوسطه دوره دوم دخترانه استان آذربایجان غربی است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۱۵ نفر از متخصصان حوزه علوم تربیتی، روان شناسی و برنامه ریزی درسی بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری و سپس طی سه مرحله کدگذاری باز، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به استخراج ۱۰۱ کد اولیه (مضامین پایه) گردید که در قالب ۳۰ مؤلفه محوری (مضامین سازمان دهنده) طبقه بندی شدند. این مؤلفه ها در نهایت در ۸ مضمون فراگیر شامل خودارزیابی، خودرهبری، خودمدیریتی، خودآموزی، خودکنترلی، خودانگیزشی، خودنظارتی (نظم دهی) و خودقضاوتی سازمان دهی شدند که به عنوان ابعاد اصلی خودتنظیمی معلمان در بافت آموزشی مورد بررسی شناخته شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که خودتنظیمی معلمان پدیده ای چندبعدی است که از تعامل مؤلفه های شناختی، هیجانی، رفتاری، انگیزشی و معنوی شکل می گیرد. درک این ابعاد می تواند مبنای طراحی برنامه های توانمندسازی حرفه ای و سیاست گذاری های آموزشی مؤثر در راستای ارتقاء کیفیت عملکرد معلمان باشد.
۲۳.

تعیین روابط علّی بین توسعه حرفه ای مدیران عالی دانشگاه علمی کاربردی و تأثیر آن بر فرهنگ توسعه پایدار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه و هدف پژوهش: هدف از این پژوهش تعیین روابط علّی بین توسعه حرفه ای مدیران عالی دانشگاه علمی کاربردی و تأثیر آن بر فرهنگ توسعه پایدار است. روش پژوهش: روش تحقیق کمی وکیفی ازنوع توصیفی-همبستگی است جامعه آماری شامل کلیه مدیران عالی دانشگاه علمی کاربردی بوده و از مدل معادلات ساختاری برای انتخاب نمونه ها استفاده شد که در نهایت 247 آزمودنی انتخاب گردیدند. روش نمونه گیری به کاررفته در این پژوهش، غیرتصادفی سهمیه ای بود. برای جمع آوری داده های موردنیاز در بخش کمی، پرسشنامه ها با هماهنگی های لازم بین نمونه های آماری توزیع و جمع آوری شدند و داده های جمع آوری شده وارد سیستم گردید. مرحله کمی پژوهش شامل دو پرسشنامه محقق ساخته به منظور سنجش الگوی توسعه حرفه ای مدیران عالی دانشگاه علمی کاربردی وتأثیر آن بر فرهنگ توسعه پایدار و همچنین پرسشنامه سنجش اعتبار الگو بود یافته ها: به منظور محاسبه روایی، از چک لیست 27 موردی بر اساس مدل پریزما استفاده شد و برای محاسبه پایایی، از ضریب کاپای کوهن بهره برداری گردید. همچنین، روایی پرسشنامه از طریق روایی ظاهری، محتوایی و سازه مورد ارزیابی قرار گرفت. پایایی نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی محاسبه شد که همگی مورد تأیید قرار گرفتند. روش تحلیل داده ها با توجه به سؤال های پژوهش، شامل روش های آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS-V23 و آمار استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS-V23 و LISREL V8.8 بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین توسعه شناختی، توسعه رفتاری-قضاوتی، توسعه رهبری-مدیریتی و توسعه معنوی-اخلاقی با فرهنگ توسعه پایدار رابطه معناداری وجود دارد و تمامی مسیرها مورد پذیرش قرار گرفته اند.
۲۴.

الگوی آموزش مهارت محور در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
هدف: پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی آموزش مهارت محور (هدفمند) در آموزش عالی انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر در بخش کیفی خبرگان دانشگاهی (مدیران و برنامه ریزان آموزش عالی) و خبرگان سازمانی (مسئولین ذی - ربط دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی) و در بخش کمی نیز کلیه اعضای هیئت علمی و مدیران آموزشی و دانشجویان دوره دکتری دانشگاه های شهر تهران در دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی در سال تحصیلی 1402 و 1403 بود. در بخش کیفی نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (به صورت گلوله برفی) انجام شد که در مصاحبه 12، اشباع نظری حاصل شد؛ ولی تا مصاحبه 18 تحلیل شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و به منظور تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مبتنی بر کدگذاری باز و محوری و انتخابی بود، صورت پذیرفت. نمونه آماری بخش کمی نیز با استفاده از فرمول کوکران 386 نفر انتخاب شد و ابزار گردآوری اطلاعات در این بخش پرسشنامه محقق ساخته بود که برای تعیین روایی پرسشنامه از نظرات متخصصان و خبرگان حوزه آموزش دانشگاهی به صورت روایی محتوایی و پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ بین 852/0 تا 950/0 و مورد تائید قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مقوله محوری در آموزش مهارت محور، ارتقای پداگوژی آموزشی در راستای توانمندسازی نیروی انسانی و توسعه ویژگی های مدیریتی در آموزش عالی است. شرایط زمینه ای چون فرهنگ سازمانی، زیرساخت فناوری، مدل های یادگیری موجود و ظرفیت سازی انسانی در تحقق این هدف مؤثرند. مشارکت کنندگان راهبردهایی در سطوح فردی، سازمانی و کلان برای پیاده سازی مؤثر این الگو ارائه کردند. در نهایت نتایج معادلات ساختاری نیز اعتبار مدل را مورد تائید قرار داد. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده با تمرکز بر مهارت های قابل کاربرد در بازار کار، می تواند زمینه ساز تحول در آموزش عالی و ارتقای شایستگی حرفه ای فارغ التحصیلان گردد.
۲۵.

شناسایی و اولویت بندی پیشران های فرهنگ دیجیتال در مدارس دوره دوم مقطع متوسطه شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی پیشران های فرهنگ دیجیتال در مدارس دوره دوم مقطع متوسطه شهر تهران انجام شده است. این پژوهش به لحاظ نوع داده، آمیخته متوالی با رویکرد اکتشافی بود که شامل مراحل مصاحبه در بخش کیفی و مراحل پیمایشی/همبستگی در بخش کمی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 15 خبره بود که با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی 202 معلم مدارس دوره دوم مقطع متوسطه شهر تهران با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی و پایایی ابزارها در هر دو بخش بررسی و تأیید شد. تحلیل داده ها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه و در بخش کمی با آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل عاملی تأییدی و تی تک نمونه ای) و نرم افزارهای Maxqda-V2018، Spss-V23 و Smart Pls-V3 انجام شد. یافته ها نشان داد که پیشران های فرهنگ دیجیتال در مدارس شامل دسترس پذیری فناوری، آموزش معلمان در استفاده از فناوری های نوین، فرهنگ دیجیتال در بین دانش آموزان، تعاملات اجتماعی در فضای مجازی و تحلیل محتوای آموزشی دیجیتال است. از بین این مؤلفه ها، فرهنگ دیجیتال در بین دانش آموزان در اولویت اول قرار گرفت. در نهایت، مدل پژوهش با توجه به ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های شناسایی شده طراحی و به لحاظ اعتبار درونی و بیرونی موردسنجش قرار گرفت که نتایج بیانگر اعتبار مناسب مدل بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان