مقصود پیری
| مدرک تحصیلی: استاد گروه فیزیولوژی ورزش، دانشکده تربیت بدنی وعلوم ورزشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی،تهران، ایران |
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۲۱ تا ۲۳ مورد از کل ۲۳ مورد.
تاثیر یک دوره تمرین هوازی بر میزان لپتین کورتیزول و تستوسترون سرم مردان چاق و لاغر(مقاله علمی وزارت علوم)
کلیدواژهها: تمرین هوازی کورتیزول تستوسترون لپتین مردان چاق مردان لاغر
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین تاثیر یک دوره تمرین هوازی بر میزان لپتین کورتیزول و تستوسترون سرم در دو گروه از مردان چاق و لاغر تمرین نکرده بود. بدین منظور از بین افراد سالم و داوطلب در اجرای این پژوهش که در دامنه سنی5±30 سال قرار داشتند و پرسش نامه مشخصات فردی تاریخچه سلامتی میزان فعالیت بدنی و مصرف دخانیات را تکمیل کردند با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل ترکیبات بدن شاخص توده بدنی(BMI) آنها تعیین شد و تعداد 40 نفر تمرین نکرده به صورت هدفمند انتخاب شدند. تعداد(20 نفر وزن:9/15±8/96کیلوگرم قد:3/12±5/171سانتی متر سن:5±30 سال و شاخص توده بدنی: 1/2± 3/32کیلوگرم برمتر مربع) در گروه چاق و تعداد 20 نفر (وزن: 3/3±57کیلوگرم قد:3/3±177سانتی متر سن:5±30سال و شاخص توده بدنی: 58 /0± 1/18 کیلوگرم بر متر مربع) در گروه لاغر قرار گرفتند. نمونه های خونی برای تعیین میزان لپتین کورتیزول و تستوسترون سرم به روش رادیو ایمونو اسی(RIA) )2 روز قبل از تمرین اخذ شد. سپس هر دو گروه تحت تاثیر برنامه تمرین هوازی(دویدن روی نوار گردان با 65 تا 80 درصد حداکثر ضربان قلب) به مدت 30 دقیقه طی 3 جلسه در هفته و به مدت 2 ماه قرار گرفتند. 2 روز پس از پایان دوره تمرینی مجدداً نمونه های خونی اخذ و اندازه گیری متغیرها تکرار شد. تجزیه و تحلیل داده ها قبل و بعد از تمرین از طریق آزمون «تی» ویژه گروه های پیوسته و مستقل انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد تمرین هوازی با برنامه اعمال شده در داخل گروه ها به صورت معنی داری لپتین در هر دو گروه چاق (000/0= p) و لاغر را کاهش می دهد(004/0= p) و کاهش معنی دار ساختار توده بندی(012/0=p)و وزن(000/0= p) آزمودنیها را در گروه چاق درپی دارد و نیز افزایش معنی دار کورتیزول (070/0=p) و شاخص توده بندی(008/0p=) گروه لاغر را موجب می شود. همچنین نتایج مقایسه بین گروهی تفاوت معنی داری را در میزان لپتین (000/0= p) تستوسترون (009/0= p) شاخص توده بندی(000/0= p) و وزن(000/0= p) در بین گروه های چاق و لاغر نشان داد. با توجه به نتایج این پژوهش به نظر می رسد تمرین هوازی از طریق تغییر در برخی هورمون ها از قبیل لپتین کورتیزول و تستوسترون در تنظیم وزن بدن نقش اساسی ایفا می کند. ضمن این که احتمالاً ساز و کار تاثیر تمرینات بدنی هوازی در تعادل وزن گروه های چاق و لاغر متفاوت است.
تاثیر تمرینات استقامتی ، مقاومتی و ترکیبی بر ساختار قلب دختران دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
کلیدواژهها: شاخص توده بطن چپ ضخامت سپتوم بین بطنی قطر پایان دیاستولی قطر پایان سیستولی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر عبارت است از بررسی تاثیر تمرینات استقامتی، مقاومتی، و ترکیبی بر ساختار قلب دختران دانشگاهی. 39 دانشجوی دختر غیرورزشکار با میانگین سن 58/2±24 سال، قد 2/8±161 سانتی متر و وزن بدن 61/14±8/56 کیلوگرم با سلامت کامل قلبی- عروقی به صورت تصادفی در چهار گروه کنترل (9نفر:C)، تمرین استقامتی (10 نفر:E)، تمرین قدرتی (10 نفر: S)، و تمرین ترکیبی (10 نفر: SE) قرارگرفتند. برنامه استقامتی در هفته اول شامل دویدن با شدت 65 درصد ضربان قلب بیشینه (MHR) روی نوارگردان الکتریکی به مدت 16 دقیقه بود که هفته هشتم به تدریج به 80 درصد MHR و مدت 30 دقیقه رسید. برنامه تمرین قدرتی عبارت بود از اجرای حرکات پرس پا، پرس سینه، کشش زیر بغل، و کشش پشت ساق پا. حرکات در هفته اول با 50 درصد یک تکرار بیشینه (RM1) در 2 نوبت با 10 تکرار اجرا شد که به 80 درصد RM1 در 3 نوبت با 6 تکرار در هفته هشتم رسید. برنامه تمرین ترکیبی، ترکیب تمرینات دو گروه استقامتی و مقاومتی در هر نوبت تمرین بود. برنامه تمرین گروه ها سه روز در هفته انجام شد. اندازه های پایان دیاستولی و سیستولی، ضخامت دیواره خلفی، توده، و شاخص توده بطن چپ و ضخامت سپتوم بین بطنی استراحتی آزمودنی ها به روش اکوکاردیوگرافی تک و دوبعدی اندازه گیری شدند. یافته ها نشان داد اندازه پایان دیاستولی بطن چپ در دو گروه استقامتی و ترکیبی و قطر پایان سیستولی، توده بطن چپ، و شاخص توده بطن چپ گروه ترکیبی افزایش معناداری داشت (05/0≥P). در مقایسه چهار گروه، تنها اندازه قطر پایان دیاستولی بطن چپ گروه ترکیبی بیشتر از سایر گروه ها بود (05/0≥P). با وجود افزایش برخی متغیرهای ساختاری قلب در گروه ترکیبی که احتمالاً ناشی از ترکیب تمرینات استقامتی و قدرتی است، برنامه تمرینی تغییرات معناداری در متغیرهای ساختاری قلب ایجاد نمی کند.