ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط ترین
فیلتر های جستجو: یکی-بود-و-یکی-نبود حذف فیلتر ها
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۳.

کاربرد و کارکرد مثل در مجموعه داستانِ یکی بود و یکی نبود جمال زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کارکرد محتوا مثل فضاسازی جمال زاده یکی بود و یکی نبود

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱۳ تعداد دانلود : ۸۱۴
شاعران و نویسندگان فارسی زبان، همواره برای آنکه به لطف و شیرینی و رسایی کلام خویش بیفزایند، از مثل بهره برده اند. در میان نویسندگان معاصر، محمدعلی جمال زاده در داستان های خویش از مثل مکرر استفاده کرده است. او در پنج داستان در مجموعه یکی بود و یکی نبود، 73 مثل به کار برده است. شیوه های کاربرد (چون اقتباس، حل، اشاره و تصویرسازی) و کارکردهای مختلف (چون اجتماعی، ارزشی، اخلاقی، انتقادی و طنزآمیز) اهمیت مثل را در نظر این نویسنده و کنجکاوی و علاقه مندی او را نسبت به ادبیات عامه نشان می دهد. همچنین بیان ارزش های بارز فرهنگی و یا مخالفت با ضد ارزش ها از نظر مضمونی برای نویسنده اهمیت داشته است. در مجموعه یکی بود و یکی نبود، کاربرد مثل ها به تقویت و پرداخت بعضی عناصر داستانی (شخصیت پردازی، لحن، فضاسازی، موضوع و درون مایه و ... ) نیز کمک کرده است. می توان گفت کاربرد مثل جزو ویژگی های سبکی جمال زاده شده است.
۴.

تحلیل محتوایی مثل ها در «گلستان» سعدی و «یکی بود و یکی نبود» جمال زاده

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۲۵۴
مثل در ادب فارسی از جمله گنجینه های ارزشمند است و از دیرباز در آثار شعرا و نویسندگان نمود داشته و موجب غنای این آثار گشته است. در این پژوهش با مقایسه محتوایی مثل ها در دو اثر منثور دو نویسنده سرآمد در قرن هفتم و معاصر، (گلستان و یکی بود یکی نبود) تلاش شده نگرش و دیدگاه این دو نویسنده در کاربرد مثل سنجیده و تحلیل شود؛ گلستان و یکی بود و یکی نبود، اثر قابل تأملی در دو مقطع زمانی متفاوت بر ادبیات فارسی داشته اند، و نویسندگان هر دو اثر در تبیین، تفهیم، و آموزش پیام خویش از ارسال المثل بهره گیری نموده اند، در این جستار سعی شده با نگاهی اجمالی به هر دو اثر نمونه هایی از بازتاب ضرب المثل ها همراه با تحلیل محتوایی در هر دو اثر ارائه گردد و در پایان جمع بندی و نتیجه گیری مباحث صورت گرفته است. نتایج بیانگر آن است که از دیدگاه محتوایی مثل هایی که سعدی به کار برده است، خود دست به آفرینش آنها زده، است غالب این مثل ها دارای نکات عمیق و حکایات اخلاقی و آموزشی هستند. امّا نگارش و نگرش جمال زاده در کاربرد مثل ها صرفاً نگاهی تشبیهی به قصد وضوح تصویر و صحنه های داستان بوده است و به همین خاطر مثل ها نقش بسزایی در پربار کردن زبان وی داشته است.
۵.

هویت، فردیت و نمایش امر بدنی در داستان های یکی بود و یکی نبود جمال زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۲۷۹
بنا به پس زدگی فردیت در جهان قدیم، بدن و امر بدنی به مثابه عنصری هویت ساز در نظم نشانگانی متون ادبی کلاسیک فارسی نقش چندانی ندارد؛ در مقابل با فراهم آمدن پشتوانه های اجتماعی و فرهنگی در جهان معاصر، بازنمایی هویت سوژه های ادبی با تکیه بر بدن و ملزومات آن رایج شد. در این نوشتار بازنمایی بدن محورانه هویت سوژه - ابژه های داستانی مجموعه یکی بود و یکی نبود جما ل زاده از منظر«بدن به مثابه موضوعی نمادین- جامعه شناختی»، با تکیه بر آرای تورستین وبلن 1 و پی یر بوردیو 2 دلالت یابی، تحلیل و تفسیر شده است. نتایج نشان می دهد که در روایت پردازی رئالیستی راویِ جما ل زاده از سوژه- ابژه های مذکور، سه طبقه بازنمایی شده است: الف) طبقه بالا دستی که با انواع سرمایه فرهنگی همچون سواد، زبان، لباس و فاصله بدنی نیز انواع مصرف نمایشی، اقتدار خود را به نمایش می گذارد و هم زمان با انواع طنز و گروتسک از آن ها اقتدارزدایی می شود. ب) طبقه فرودست با سرمایه فرهنگی دریغ شده و غیرمتظاهرانه ای که در زبان، لباس نیز خود کم بینی ای در فاصله بدنی آنان با دیگران مشاهده می شود. ج) دسته ای دیگر به مثابه طبقه محذوف یا خاموش، خلاف دو طبقه قبلی، بیشتر از سامان یابی بر مبنای سرمایه فرهنگی و انواع سلیقه و مصرف، بر اساس جنسیت طبقه بندی شده است. همین طبقه بندی، سلیقه و مصرف آن ها را متأثر کرده است. چنین روایت پردازی ای ضمن هم سویی با بافت اجتماعی- فرهنگی و بازنمایی فردیت سوژه ها بر مبنای امر بدنی، از یک سو از تشخّصِ متورم گفتمان های غالب، اقتدارزدایی می کند واز سویی دیگر تشخص بدنیِ به حاشیه رفته صداهای خاموش را یادآوری می کند .
۶.

تأثیرپذیری محمدعلی جمالزاده از کنت آرتور دو گوبینو مورد مطالعه : یکی بود و یکی نبود و قنبرعلی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۶
محمدعلی جمالزاده از تأثیرگذارترین چهره های ادبیات داستانی ایران بوده که این گونه ادبی را چه در سبک و چه در محتوا دستخوش تغییرات بسیاری کرده است. نوآوری های جمالزاده تا حدود زیادی در گرو تسلط او بر ادبیات اروپایی بوده است. این رابطه موضوع اصلی مقاله حاضر است که با محدود کردن حوزه مورد بحث و تعمق در آن و با تکیه بر قوانین ادبیات تطبیقی، به تأثیرپذیری مجموعه داستان یکی بود و یکی نبود جمالزاده که به عنوان نخستین مجموعه داستان کوتاه ایرانی در شکل نوین آن به حساب می آید، از مجموعه داستان های آسیایی آرتور دو گوبینو، نویسنده و دیپلمات فرانسوی، و به ویژه داستان « قنبرعلی » او می پردازد. تمامی این ویژگی ها، نویسندگان این مقاله را بر آن می دارد تا در رویکردی تطبیقی، به اثرپذیری سبکی و محتوایی مجموعه جمالزاده از داستان گوبینو بپردازند و در این میان تا حد امکان میزان اصالت عملکرد جمالزاده را نیز بررسی نمایند.
۷.

بررسی نقش قاعده کم کوشی زبانی در شکل گیری زبان محاوره ی مجموعهٔ یکی بود و یکی نبود

تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۷۹
یکی از برجسته ترین رویدادهای زبانی در عصر مدرن و همزمان با تغییر و تحولات بنیادین در نحوه تفکر و شیوه زیست آدمیان حرکت زبان به سمت کم کوشی و میل به اختصار و ایجاز است. در تعاریف زبانشناختی، به قوانین و قواعد ناظر بر تحولات آوایی و صرفی زبان که به راحت تر شدن بیان و ساده تر شدن شکل و ساختار جملات و عبارات در فرآیندهای ارتباطی منتج می شود، «قانون صرف کمترین انرژی در گفتار و نوشتار» اطلاق می شود. یکی از مهمترین تأثیرات این قاعده بر صورتهای زبانی، خروج از معیارهای رسمی و کلیشه های تثبیت شده سنتی و حرکت تدریجی به سمت ساحتهای محاوره و غیر رسمی است. در این مقاله نشان داده ایم که یکی از عوامل تأثیر گذار در شکل گیری زبان محاوره محمدعلی جمالزاده تبعیت ذهن و زبان ایشان از قاعده کم کوشی زبانی است. بر این اساس پاره ای از فرآیندهای کم کوشانه زبانی را درسطح ارکان مختلف جمله، در نخستین مجموعه داستانی جمال زاده-«یکی بود و یکی نبود»- مورد بررسی قرار داده ایم و برآیند مقاله نیز فرضیه مزبور را تأیید کرده است.
۸.

سیری در افکار و عقاید لئونید نیکلایویچ آندریف؛ با نگاهی بر داستان «یکی بود، یکی نبود»و تقابل زندگی و مرگ در آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جامعه مرگ زندگی عقاید لئونید نیکلایویچ آندریف یکی بود، یکی نبود

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۲ تعداد دانلود : ۷۱۹
لئونید نیکلایویچ آندریف نویسنده مشهور روسی در قرن 19 و 20 می باشد که تنها تعداد اندکی از آثار او در ایران ترجمه شده و به چاپ رسیده است. از این رو در مقاله حاضر سعی شده تا دورنمایی هر چند مختصر از افکار و عقاید اجتماعی و سیاسی و روانشناختی وی بیان شود. آندریف، که از یک سو در بحبوحه بحران های اجتماعی و انقلاب ها حضور داشت و از سوی دیگر در مسیر ایده ها و جریانات اجتماعی و ادبی مختلف قرار گرفته بود، در دوره های مختلف زندگی اش با عقاید و افکار و تمایلات زیادی دست و پنجه نرم کرد. او تلنگری به همه مکتب های ادبی نوین زد و در راهی طولانی از رئالیسم به سمبولیسم، با در هم آمیختن این دو مکتب، طراوت و ظرافت خاصی به آثارش بخشید. او همواره به دنبال یافتن پاسخی برای پرسش های بی شمارش در زندگی از جمله سرنوشت، عشق، امید، زندگی، مرگ و غیره بود. داستان یکی بود، یکی نبود که در اولین مجموعه آثارش در سال 1901 به چاپ رسید، دغدغه نویسنده دربارة موضوع مرگ و زندگی را به روشنی بیان می دارد. او عقیده دارد که مرگ، پایان حضور جسمانی هر انسان در این دنیا است، ولی زندگی همچنان پس از مرگ او و بدون او ادامه دارد. قهرمان اصلی داستان, لاورنتی پترویچ، سیمای انسان معاصر است که غرق در جسم خود بوده و از روح و روان خویش غافل مانده و در نهایت پشیمان می گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان