مرجان کامیاب

مرجان کامیاب

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

خطاب و فراخوانی جنسیتی سوژه ها در داستان های صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۷۱
بنا به رخدادهای اجتماعی- فرهنگی ایران پس از مشروطیت، شکل های فراخوانی سوژه های انسانی و وجوه برساخت هویتی آنان تغییرکرده؛ این امر بر برساخت سوژه های داستانی اثر گذاشت. یکی از این موارد شکل متمایز فراخوانی جنسیتی سوژه های زن است که در همان داستان های آغازین ادبیات معاصر فارسی بویژه در داستان های صادق هدایت دیده می شود. در این نوشتار با نگاهی برساخت گرایانه، خطاب و فراخوانی جنسیتی سوژه ها در داستان های صادق هدایت طبقه بندی و تفسیر شده است. برای تبیین سطح کلان بحث، به نظریه آلتوسر و برای تحلیل دلالت های متنی به آرای گافمن، براون و لوینسون استناد شده است. نتیجه نشان می دهد که برساخت موقعیت/ وضعیت هر یک از سوژه های داستانی حاصل سه سطح  فراخوانی تنانه، کنش محور و متعلقات محور است که بر زبان راویان یا سوژه های داستانی جاری شده و همین خطاب ها سبب وجهه مثبت یا منفی سوژه ها شده است. البته در خطاب و فراخوانی تنانه، اگرچه توصیف بدن ها به شکل ابژکتیو و عینی صورت گرفته است، به هنگام ارزیابی و قضاوت درباب همان بدن ها، معیار وجهه بخشی، ذهنی- ذوقی و مبتنی بر معیارهای زیبایی شناختی کلاسیک است. برعکس سطح مذکور، بنا به غلبه نگاه رئالیستی بر متن ها، در فراخوانی های کنش و متعلقات محور، مناسبات طبقاتی و شکل های سلیقه و مصرف سوژه های موضوع فراخوانی، ملاک انواع وجهه بخشی است. بر همین اساس اگرچه کلیت برساخت جنسیتی سوژه های زن داستان های هدایت همسو با فردیت گرایی جهان معاصر بر مناسبات شخصی و تاریخی سوژه ها استوار است، ملاک های وجهه بخشی در آن، به صورت مرزی و توأمان بر مبنای انواعی از معیار های معرفتی- زیبایی شناختی کلاسیک و معاصر سامان یافته است.
۲.

هویت، فردیت و نمایش امر بدنی در داستان های یکی بود و یکی نبود جمال زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۲۸۰
بنا به پس زدگی فردیت در جهان قدیم، بدن و امر بدنی به مثابه عنصری هویت ساز در نظم نشانگانی متون ادبی کلاسیک فارسی نقش چندانی ندارد؛ در مقابل با فراهم آمدن پشتوانه های اجتماعی و فرهنگی در جهان معاصر، بازنمایی هویت سوژه های ادبی با تکیه بر بدن و ملزومات آن رایج شد. در این نوشتار بازنمایی بدن محورانه هویت سوژه - ابژه های داستانی مجموعه یکی بود و یکی نبود جما ل زاده از منظر«بدن به مثابه موضوعی نمادین- جامعه شناختی»، با تکیه بر آرای تورستین وبلن 1 و پی یر بوردیو 2 دلالت یابی، تحلیل و تفسیر شده است. نتایج نشان می دهد که در روایت پردازی رئالیستی راویِ جما ل زاده از سوژه- ابژه های مذکور، سه طبقه بازنمایی شده است: الف) طبقه بالا دستی که با انواع سرمایه فرهنگی همچون سواد، زبان، لباس و فاصله بدنی نیز انواع مصرف نمایشی، اقتدار خود را به نمایش می گذارد و هم زمان با انواع طنز و گروتسک از آن ها اقتدارزدایی می شود. ب) طبقه فرودست با سرمایه فرهنگی دریغ شده و غیرمتظاهرانه ای که در زبان، لباس نیز خود کم بینی ای در فاصله بدنی آنان با دیگران مشاهده می شود. ج) دسته ای دیگر به مثابه طبقه محذوف یا خاموش، خلاف دو طبقه قبلی، بیشتر از سامان یابی بر مبنای سرمایه فرهنگی و انواع سلیقه و مصرف، بر اساس جنسیت طبقه بندی شده است. همین طبقه بندی، سلیقه و مصرف آن ها را متأثر کرده است. چنین روایت پردازی ای ضمن هم سویی با بافت اجتماعی- فرهنگی و بازنمایی فردیت سوژه ها بر مبنای امر بدنی، از یک سو از تشخّصِ متورم گفتمان های غالب، اقتدارزدایی می کند واز سویی دیگر تشخص بدنیِ به حاشیه رفته صداهای خاموش را یادآوری می کند .

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان