جندی شاپور

جندی شاپور

جندی شاپور سال چهارم زمستان 1397 شماره 16

مقالات

۱.

روند اسطوره ای شدن خاندان های فئودالی در ایران با تأکید بر خاندان سورن

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
بررسی و شناسایی ریشه های پیدایش تاریخ اساطیری و تاریخ حماسی در تطبیق تاریخ و اسطوره و تفکیک آنها از یکدیگر، می تواند بخش قابل توجهی از حقایق تاریخی را برایمان روشن سازد. نگارندگان در این مقاله با توجه به پژوهش هایی که تا کنون صورت گرفته است و همچنین مطابقت دوره های زمانی و مکانی میان عصر اساطیری و تاریخی، سعی بر یافتن دلایل اسطوره ای شدن بخشی از تاریخ شفاهی جنوب شرقی ایران (سیستان) دارند و این احتمال را می دهند که تاریخ شفاهی ایران در دورهٔ پارتی توسط گوسان ها حفظ گردیده، سپس در طول زمان و به قولی در انتقال سینه به سینه به نسل های بعد، اغراق های تمثیلی بدان افزوده گردیده است که در نهایت در دوران اسلامی، زمانی که فرهیختگان ایرانی تلاش بر گردآوری تاریخ نیاکان خویش داشتند، به صورت مکتوب درآمده و در آخر نیز توسط فردوسی در شاهنامه جاودان شده است. البته در روند این جاودان سازی نباید دلاوری و مداخله های خاندان های فئودالی به ویژه خاندان سورن را نادیده گرفت.
۲.

دانش پزشکی از نگاه نوشتارهای دین زرتشتی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۳
موبدان زرتشتی در ایران باستان باور داشتند که دین شان آراسته به همهٔ دانش هاست. بنا بر دینکرد که مهم ترین منبع اطلاعاتی ما برای آگاهی از اوستای روزگار ساسانیان است پزشکی نیز در شمار همین دانش ها بود. اینکه در یکی از بلندترین فصل های کتاب دینکرد سوم که تأکید دارد برگرفته شده از آموزه-های دین زرتشتی است، یکسره به دانش پزشکی و قوانین مربوط بدان پرداخته اند، یا در دینکرد هشتم که خلاصه ای از نسک های گمشدهٔ اوستای ساسانیان را بازگو می کند در این باره سخن رانده اند، از آن روست که ایشان باور داشتند پزشکی دانشی اهورایی است که به یاری آن می توان بیماری، پیری و مرگ را که از کُنشِ اهریمن زاده شده اند از آفرینشِ اهورایی دور کرد. به همین دلیل است که دانش پزشکی در میان نوشتارهای دینیِ باقی مانده از فرهنگ ایران باستان جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. افزون بر این در دینکرد، پزشکی را هم چون جهان بینیِ دین زرتشتی به دو شاخهٔ مینو پزشکی و گیتی پزشکی بخش کرده اند که خود نشان از نوع نگرش این متون به دانش پزشکی و جایگاه آن در جهان بینیِ دینِ مزدیسنا دارد.
۳.

عوامل اثرگذار بر اهمیت نفت شمال در حوزهٔ دریای کاسپین

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۶
یکی از موضوعات مهم در بررسی تاریخ معاصر ایران، نفت و مسائل مربوط به آن است. با وجود پژوهش های فراوان در زمینهٔ تاریخ نفت ایران، امّا حوزهٔ نفت شمال تحت الشعاعِ نفت بخش های جنوبی ایران، نسبتاً کمتر مورد ارزیابی قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی بسترها و زمینهٔ توجه قدرت ها به نفت شمال و عوامل و نیروهای دخیل در اکتشاف و استخراج نفت این منطقه انجام شده است. مقاله در پی پاسخ گویی به پرسشِ عوامل اثرگذار بر اهمیت یافتن نفت شمال و شرکت های فعال در عرصهٔ نفت میادین نفتی حوزهٔ دریای خزر خواهد بود.. پژوهشگران ضمن بررسی اسناد و مدارک بازمانده نسبت به موضوع با بهره گیری از روش کتابخانه ای و اسنادی در صدد تجزیه و تحلیل داده ها و تبیین مسائل مطرح شده در پژوهش خواهند بود. یافته های بررسی نشان می دهد که مطالعات در حوزهٔ نفت شمال پاره ای جدا از حوزهٔ نفت جنوب و تحولات کلی در عرصه بین المللی نبوده است. رقابت های استعمار کشورها در دورهٔ قاجار و دگرگونی هایی که در قرادادهای فی مابین به وجود آوردند زمینهٔ حضور بیشتر شرکت ها را در نفت شمال فراهم کرد.
۴.

شاه عباس یکم و میسونرهای مذهبی اروپا

تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۷۰
شاه عباس یکم صفوی با وجود همهٔ مشکلاتی که جامعهٔ آن زمان صفویه دچارش شده بود به خوبی گذر کرد و دولت صفویه را به اوج شکوفایی و قدرت رساند. وی توانست با وجود این که مذهب تشیع قبلاً توسط شاه اسماعیل مذهب رسمی کشور شناخته شده بود، از مذاهب و دین های دیگر برای به دست آوردن ارتقا سطح جامعه استفادهٔ کامل را ببرد. شاه عباس به دلایلی چند با مسیحیان ارتباط برقرار کرد، وی در واقع نیاز به برقراری ارتباط با اروپا «بیشتر مسیحی اند» را داشته، به همین دلیل میسیونرهای مذهبی مسیحی اروپایی را که به ایران می آمدند با مهربانی با آنان برخورد می کرد. وی در بسیاری از مسائل با میسیونرها این رابطهٔ صمیمی بودنش را بیشتر می کرد، البته این نیز برای کارکردهایی صورت می گرفت که خود نیز تأثیرات مثبتی را در پیشرفت جامعه آن زمان صفویه می گذاشت. سؤال اصلی پژوهش این است که رابطهٔ شاه عباس با میسیونرهای مذهبی مسیحی چگونه و از چه عواملی تأثیر پذیر بوده است؟
۵.

ارزیابی شمایل نگاری خدا و شاه در هنر هخامنشی

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۵
در سنگ برجسته ها و حکاکی های هخامنشی، اغلب نماد مردی با بال های گشاده با حلقه دیده می شود. این نماد ترکیبی از نیم تنهٔ مرد و قرص خورشید بالدار است. در ترکیب این دو عنصر، شمایل های گوناگونی پیدا شده؛ گاهی نیم تنه وسط حلقه نشسته (شکل ۳) و گاه در نوک حلقه است (شکل ۱، ۲، ۴). در موارد مختلف، فضایی که برای حک نماد اختصاص داده شده متفاوت است و این موضوع باعث می شود که نمادها در جزئیات یکسان نباشند. آستین لباس مرد آویزان و نقطهٔ اتصال نیم تنه با حلقه را پوشانده است (Jacobs 1991, 62-63 شکل ۱، ۶-۱۰).
۶.

جدل نگاریِ سریانیِ شرقی بر ضد دین زردشتی و پس زمینه سیاسیِ آن

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
این مقاله به تحولاتِ جدل نگاریِ سریانیِ شرقی بر ضدِ دین زردشتی از حرکتِ لرزانِ نخستین اش در نگارشِ قدیسنامه های پایانِ سدهٔ چهارم و آغاز سدهٔ پنجم تا آثار پیچیده ترِ پایانِ دورهٔ ساسانی می پردازد. این مقاله نشان می دهد که ارتباطِ گاهنگارانه میانِ آغازِ تالیفاتِ جدلی و سازمان یافتگیِ کلیسای شرق در دلِ شاهنشاهیِ ایران تصادفی نیست. دگرگونیِ دغدغهٔ جدلیِ رهبران کلیسای نخستین از دین یهودی به زردشتی درست در زمانی رخ داد که آنان برای جذبِ پشتیبانی به دربارِ زردشتی وابسته شدند. با برآمدنِ کلیسای شرق، طبقهٔ ممتازِ برون کلیساییِ سریانیِ شرقی و رهبران کلیسایی توانستند در آیین های شاهنشاهی زردشتی مشارکت کنند، تا جایی که مسیحیان و متونِ جدلی هدف خود را بازشناسیِ روابط میانِ مسیحیان و زردشتیان، در پس زمینهٔ سیاسیِ گنبدواری از افزایشِ همکاری های میان دینی، گذاردند. پس تصویرِ سریانیِ شرقیِ نخستین از دین زردشتی به عنوانِ صورتیِ غریب از چندخداییِ یونانی-رومیرخت بربست و در حدود سال ۵۰۰ میلادی بینندهٔ روایت هایی با ظرافتی بیشتر از مناسک و کیهان شناسیِ زردشتی–به ویژه در شهادتنامهٔ پتیون، آدُراُهرمَزد و آناهید، و شهادتنامهٔ مار قرداق –هستیم. این روایت ها فضای سیاسی، سنت ها و هویت هایی را که در میان مسیحیان و زردشتیان مشترک بود نمایش می دهند. در همین زمان اسقف اعظم –جاثلیق مار آبا به مسیحیان به دلیل سازگاری یافتن با سنت های زردشتیِ ضروری برای مشارکتِ سیاسی آنان که اشرافی می بودند، حمله می برد و با این کار رهبران کلیسایی - که دین بهی را یک سره طرد می کردند - را از طبقهٔ ممتاز برون کلیسایی تمیز می داد. در این مقاله جدل نگاری به عنوانِ ابزاری برای آفرینشِ مرزبندی های لازم در میانهٔ همکاری های کاربردی میانِ مسیحیان و زردشتیان در نظر گرفته می شود. همچنین است تحولاتِ رخ داده در جدل نگاری که شاخصی از همگون شدگی و فرهنگ پذیریِ مسیحی از سدهٔ چهارم تا آغاز سدهٔ هفتم میلادی به دست می دهد.