فرهنگ معماری و شهرسازی اسلامی

فرهنگ معماری و شهرسازی اسلامی

فرهنگ معماری و شهرسازی اسلامی سال دوم پاییز و زمستان 1395 شماره 2 (پیاپی 3)

مقالات

۱.

مقایسه تطبیقی دو نمونه دیدگاه کل نگر پیش و پس از دوره مدرن در معماری: نگاه طبایعی (بر مبنای طبیعیات) و نظریه سالینگروس (بر مبنای فیزیک نوین و ریاضی)

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
کل نگری جدید رویکردی است که با مشخص شدن ضعف های دیدگاه جزءنگر در تبیین مکانیکی جهان و با هدف برطرف کردن این نقاط ضعف به وجود آمده است. کل نگری جدید و کل نگری قدیم عموماً دارای صفات یکسان شناخته می شوند اما پرسش اصلی این تحقیق آن است که معماری مبتنی بر نگاه های کل نگر جدید و قدیم چه مشابهت ها و چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند و میزان هم نوایی آنها تا چه اندازه است؟ فرضیه پژوهش حاضر بر این استوار است که اگرچه دیدگاه های کل نگر جدید و قدیم مشابهت هایی با یکدیگر دارند اما به نظر می رسد دقیقاً یکی نیستند و به همین سبب معماری مبتنی بر آنها نیز متفاوت خواهد بود. این پژوهش با هدف روشن کردن نسبت کل نگری جدید با کل نگری قدیم انجام یافته است. مقایسه ی تطبیقی دو دیدگاه پس از استخراج محورها به کمک تحلیل مضمونی و روش دلفی، با استدلال منطقی صورت گرفته و مقایسه در سه بخش مبادی، عمل و ارتباط اندیشه و عمل انجام شده است. این سه محور سطح نظری، سطح میانی و سطح کاربردی را در نمونه ای از نگاه های کل نگر جدید و نمونه ای از نگاه های کل نگر پیش از مدرن مقایسه می کند. در سطح عملی (کاربردی) نگاه طبایعی و نتایج آن در معماری (به عنوان نمونه ای از اندیشه های کل نگر پیش از دوره ی مدرن) در کنار نظریه ی سالینگروس (به همراه ریشه های آن در فیزیک نوین) از سهم نظرِ ارتباط درونی اجزای معماری، ارتباط معماری و محیط و ارتباط معماری و انسان با یکدیگر مقایسه شده اند. نتیجه به دست آمده نشانگر این امر است که کل نگری جدید بیش از آنکه هم نوا با کل نگری قدیم باشد، سنتی برآمده از جزءنگری مدرن است. نگاه طبایعی به عنوان یکی از دیدگاه های کل نگر قدیم برای مواردی که در ظاهر ارتباطی باهم ندارند، راهکار یکسانی ارائه می دهد. در حقیقت می توان نگاه طبایعی را شکلی تکمیل شده از «نظریه ای برای همه چیز» دانست که فیلسوفان کل نگر جدید آرزوی دستیابی به آن را دارند.
۲.

تغییر ادراک معنا از حرم امام رضا (ع) در نسبت با زمان

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
امروزه جایگاه بین المللی شهر مشهد به عنوان یکی از قطب های مذهبی و فرهنگی جهان اسلام، ضرورت برجسته کردن حرم مطهر، توجه به بافت پیرامونی و در نتیجه ساماندهی آن را به روشنی نمایان می سازد. عدم توجه به احیا و ساماندهی این بافت می تواند سبب کاهش جذب گردشگر، جابجایی جمعیت ساکن، رکود وضعیت اقتصادی و مهمتر از همه، از بین رفتن هویت و نقش مذهبی- فرهنگی آن گردد. در مقابل آشکار است که افزایش کیفیت معنایی و بصری عرصه های شهری می تواند عامل مهمی در جذب گردشگران مذهبی از سرتاسر نقاط جهان به شهر مشهد و همچنین حفظ ابعاد هویتی و خاطره ای نزد ساکنین و زوار محلی باشد . در پژوهش حاضر سعی بر آن بوده تا به این پرسش که کدام یک از ابعاد ادراک محیط حرم درگذر زمان دستخوش تغییر شده ، پاسخ داده شود. قلمرو مکانی این پژوهش خیابان های منتهی به حرم بوده و در تحقق آن از راهبرد اسنادی و پیمایش اجتماعی استفاده شده است. تأکید این جستار بر تغییر وجوه معنایی ادراک منظر بافت پیرامون حرم مطهر امام رضا (ع) درگذر زمان بوده و ارزیابی آن در ابعاد شناختی، احساسی، تفسیری و ارزش گذاری انجام یافته است. تعداد اعضای نمونه مرحله نظرسنجی 105 نفر می باشد که به روش تصادفی انتخاب و پرسش نامه ای شامل سؤالات باز و بسته میان آنان توزیع شده؛ همچنین تحلیل داده ها با استخراج ضریب رگرسیون میان متغیرهای مستقل و وابسته در نرم افزار SPSS 16 و Exel ارزیابی گردیده است. نتایج نشان می دهند که به سبب ظرفیت پایین بافت کنونی پیرامون حرم، بیشترین تأثیر بر تمایل افراد به تغییر محیط به ترتیب متوجه بعد شناختی، تفسیری، ارزشی و در نهایت بعد احساسی است که این نشان دهنده عدم توجه به ابعاد ادراکی، معنایی و به ویژه در بعد شناختی است که در معنادار شدن بیشتر محیط کمک مؤثری می نماید.
۳.

معماری در نقاشی مکتب هرات

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
نقاشی مکتب هرات به دلیل توجه خاص به انسان و محیط زندگی وی، به وفور از عناصر معماری استفاده کرده است. معماری در نقاشی مکتب هرات عنصری است که در فضای نگاره گسترده شده و به ساختار آن نظم می دهد و جایگاهی مناسب برای حضور شخصیت های نگاره می آفریند. مقاله حاضر در نظر دارد با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی ضمن بررسی عناصر معماری در مکتب نگارگری هرات به این سؤال اصلی پاسخ دهد که عناصر معماری چه جایگاهی در نقاشی مکتب هرات داشته و نقش آنها در ساختار تجسمی آثار چگونه بوده است؟ نمونه های مطالعاتی تحقیق از میان آثار برجسته دو دوره آغازین و پسین نگارگری تیموری انتخاب شده اند. نتایج حاصل نشان می دهد که ترسیم عناصر معماری در نگاره ها از ابتدایی ترین حالت آن که فقط شامل نمایی از یک بنا بوده، آغاز و رفته رفته تکمیل شده تا در نگارگری مکتب هرات به اوج تکامل خود رسیده است و بر مبنای نتایج این تحقیق، تبدیل به فضایی زنده و پویا گشته که ساختار ترکیب بندی کلی را تحت تأثیر قرار داده است. نوعی عمق نمایی ویژه به مدد عناصر معماری و نیز استفاده مکرر از تغییر زاویه دید و نمایش هم زمان فضاهای مختلف یک بنا از ویژگی های مکتب تیموری می باشد. بناهای تصویر شده در مکتب هرات شامل طیف وسیعی از بناهای مذهبی همچون مسجد تا بناهای مدنی نظیر استحکامات نظامی و حمام می باشد. تحولات حاصل از کادربندی و پلان بندی در نگاره، گسترش پهنای دید، واقعی تر شدن نحوه دید به معماری، به کار بردن جزئیات و تزئینات در سطوح معماری و تغییر در سلیقه انتخاب متون مصور شده، از عواملی است که نگارگری مکتب هرات را در نمایش معماری به پختگی رسانده است و جنبه کاربردی تری را در صفحه بدان بخشیده است. مقایسه ی انواع بنا در دو مرحله ی پیشین و پسین مکتب هرات نشانگر این موضوع است که نقاشی تیموری به چه بخشی از عناصر معماری توجه بیشتری نموده است.
۴.

مبانی فکری شکل گیری مکان تعاملات اجتماعی از منظر اندیشه اسلامی

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
مسئله تعامل اجتماعی در اندیشه غربی، به مکان های جمعی در جامعه وابسته است و دلیل توجه به مکان های شهری- جمعی از جمله خیابان ها، مراکز عمومی، میدان ها و دیگر موارد شهری- معماری، نشأت یافته از این مبانی است. تعریف تعامل اجتماعی در معماری غربی همگام با مکان جمعی شهری بوده و موجب شکل گیری نگرش های متفاوت در ایجاد این مکان ها و معماری آنها در مطالعه تطبیقی با اندیشه اسلامی شده است. یافتن مبانی فکری مفهوم تعامل اجتماعی در اندیشه اسلامی و نوع ویژگی های این مکانِ معماری، هدف اصلی این پژوهش است. نوع نگرش در این بحث واکاوی اساسی بحث تعامل اجتماعی از منظر فلسفه اسلامی و یافتن پاسخ این پرسش است که مبانی فکری محققان و اندیشمندان جامعه اسلامی در خصوص تعامل اجتماعی متأثر از چه چیزی بوده و در نهایت مبانی فکری شکل گیری مکان تعامل اجتماعی از منظر اسلام چیست. این تحقیق از نوع پژوهش های بنیادی- نظری است که به روش استنادی و استدلال منطقی پژوهش شده است. درک و تفهیم ارزش ها و مفاهیم برآمده از اندیشه اسلامی و رسیدن و استنباط اصولی که در نهایت عمل رفتاری را به همراه دارد، در خصوص مبانی نظری مکان تعامل اجتماعی از یافته های اساسی این تحقیق با توجه به اصول و نصایح موجود در منابع مطالعاتی اسلامی و اندیشه دانشمندان و محققان حوزه اندیشه اسلامی است. در ابتدا ارزش های معرفی و شناسایی شده توسط فرد و جامعه مقبول واقع گردیده و سپس از ناحیه نصایح و اصول دینی با توجه به نوع رایحه زندگی متّصل به مؤلفه های دینی در اجتماع، سنجیده و اصول یابی شده و سرانجام با توجه به مُحرز شدن این اصول به عنوان رفتاری عملی از جانب همان فرد و جامعه احراز می گردد. خانه و خانواده در مفهوم معماری اسلامی آغازگر تعامل اجتماعی است که در پرتو آن می توان به جامعه صالح که غایت آن مکان تعامل اجتماع است، رسید. این موضوعات در مکان معماری به واسطه فضاسازی های داخلی، مرکزیت قرار دادن فعالیت های خانواده در فضای اصلی و روابط و اختصاص دادن فضاهای گردشی- حرکتی با توجه به برخوردهای چهره به چهره قوی امکان پذیر می باشد که نمونه هایی از عمل به ویژگی های برآمده از اندیشه اسلامی در تعامل اجتماعی می باشند.
۵.

مقایسه گره های سنتی و الگوهای معاصر اسلامی با تمرکز بر کاربرد در معماری معاصر

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
گره اسلامی یکی از الگوهای هندسی مشهور در هنر و معماری اسلامی است که به دلیل پیچیدگی در ترسیم و گستردگی الگوها، در نزد معماران اسلامی فنی مهم و در نزد مستشرقین و پژوهشگران هنر اسلامی امری ناشناخته بوده است. با وجود اسناد مکتوب و آثار به جامانده از سنت معماری اسلامی- به دلیل ناآشنایی پژوهشگران غربی با اسناد به جامانده- در سده اخیر تلاش هایی برای باز اختراع روش های ترسیم گره های اسلامی از سوی برخی پژوهشگران غربی صورت گرفته که منجر به تعریف روش های گوناگون ترسیم و طراحی گره های اسلامی با تکیه بر ویژگی های متعدد این الگوها شده است. سؤال تحقیق آن است که چه اختلافی میان روش های معاصر و نمونه های سنتی با توجه ویژه به کاربرد معاصر گره ها وجود دارد؟ زیرا این روش ها با وجود تلاش برای ارائه الگوی جامع از ترسیم گره های اسلامی، به نتایج متفاوتی از گره های سنتی اسلامی می رسند که توجه به کاربردهای ویژه در معماری نظیر تأثیرات انحنای بستر بر هندسه ی گره های ترسیمی، به آشکاری این اختلافات کمک می کند. در این مقاله با بررسی هر یک از روش های سنتی و معاصر ترسیم گره های اسلامی و تحلیل تفاوت موجود میان الگوهای سنتی و معاصر در توجه به هندسه ی بستر در گره سازی با استفاده از روش های تحلیلی- توصیفی هندسی، به توضیح مفهوم چندزمینه گی و گونه ی گره های دست گردان در گره سازی سنتی به عنوان خصوصیتی منحصربه فرد در الگوهای کهن گره سازی اسلامی، دست می یابیم و مشخص می شود که این مفهوم در راهبرد معماران سنتی برای توجه به زمینه و طراحی یک گره مختص بستری خاص بوده است. این مهم در کاربرد گره های اسلامی در سطوح منحنی و با توجه به بسترهای غیرمسطح بهتر شناسایی می گردد. به این ترتیب به کار بردن گره سازی اسلامی در معماری معاصر زمانی می تواند به عنوان امتداد سنت گره سازی سنتی تلقی گردد که روش های موجود در راهبرد چندزمینه گی به کمک طراحی گره های اسلامی بیاید.
۶.

بازشناسی تأثیر شغل و سطح اجتماعی مالکان مسلمان خانه های قجری بوشهر در شکل گیری سلسله مراتب محرمیّت فضای ورودی

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
محرمیّت یکی از ارکان اصلی معماری اسلامی است که هم قرآن و هم سخنان اهل بیت، رعایت آن را در خانه امری مهم و لازمه ی رسیدن به آرامش خانواده برشمرده اند. در خانه های بناشده در دوران اسلامی، این اصل باارزش معماری به خوبی رعایت شده اما متأسفانه امروزه در ساختن خانه ها نادیده گرفته می شود؛ بنابراین بررسی خانه های سنتی که اصل محرمیّت در آنها رعایت شده می تواند راهگشای معماران در بازشناسی و به کارگیری این اصل در معماری مسکن باشد. سلسله مراتب ورودی که از عوامل ایجاد محرمیّت در خانه ها بوده است؛ نشأت گرفته از اعتقادات مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و برخی عوامل دیگر است که تابه حال بدان پرداخته نشده است. بسته به همین عوامل، این سلسله مراتب طولانی تر و یا کوتاه تر می شده است. بافت تاریخی شهر بوشهر یکی از مناطقی است که این اصل در آن به خوبی رعایت شده است. بر همین اصل این نوشتار سعی دارد که به بررسی سلسله مراتب محرمیّت در ورودی خانه های تاریخی شهر بوشهر بپردازد و مقایسه ای میان سلسله مراتبِ ورودی خانه ها و ارتباط آن با شغل مالکان بناها صورت دهد. این تحقیق با به کارگیری روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است و در آن به ارائه ی تعاریف و مصادیق رعایت اصل محرمیّت در اسلام، با استفاده از منابع کتابخانه ای و مقالات معتبر و بررسی خانه های شهر بوشهر با مشاهده مستقیم از بنا، به کارگیری نقشه ها و مصاحبه حضوری از افراد بومی و متخصص پرداخته شده است. با بررسی یافته های این تحقیق مشخص گردید که شغل و سطح اجتماعی افراد در شکل گیری سلسله مراتب ورودی خانه های قجری مالکان مسلمان بوشهر، تأثیرگذار بوده است. بدین گونه که خانه ی صاحبان مشاغل ریاستی به دلیل رفت وآمد مکرر کارگزاران مهم دولتی، بیشترین میزان سلسله مراتب محرمیّت را دارند، در مرتبه بعدی خانه های تجار و طبیبان شهر قرار می گیرند که به دلیل رفت وآمد زیاد خریداران و مردم عادی، از سطح محرمیّت نسبتاً زیادی برخوردار هستند و در سطوح پایین تر که افراد دارای مشاغل کارمندی و با سطح اجتماعی متوسط را شامل می شود، با کمترین میزان سلسله مراتب محرمیّت در میان خانه های مورد بررسی روبرو هستیم.