مطالعات باستان شناسی پارسه

مطالعات باستان شناسی پارسه

مطالعات باستان شناسی پارسه سال دوم زمستان 1397 شماره 6

مقالات

۱.

بررسی نتایج آخرین فصل از پژوهش های باستان شناختی تپه گیان نهاوند

تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۵۷
آخرین فصل از پژوهش های میدانی تپه گیان نهاوند در زاگرس مرکزی در بهار و تابستان1390 ه .ش. تحت عنوان گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و پیشنهاد حریم تپه به سرپرستی علی خاکسار انجام شد که هدف اصلی این طرح، حفاظت فیزیکی این تپه شاخص دربرابر عوامل تخریبی آن بود. درکنار این هدف، گاه نگاری تپه گیان و وضعیت باستان شناسی منظر بصری این محوطه نیز برای نگارندگان پرسش اصلی بودند. طی این برنامه پژوهشی، تعداد 27 گمانه در ابعاد 5/1 در 5/1 متر در همه جهات تپه ایجاد گردید که نتایج قابل توجهی به دست داد. ازجمله این نتایج می توان به ابعاد و اندازه تپه، شواهدی از دوره پارتی در آن و شناسایی عرصه واقعی تپه اشاره کرد که گسترش آن در بخش های جنوبی، شرقی و جنوب شرقی عرصه ظاهری تپه نشان می دهد که در زیر بافت خیابان ها و منازل مسکونی شهر کنونی گیان قرار داشته است. طی گمانه زنی در محدوده ای خارج از عرصه ظاهری تپه، شواهدی از یک تدفین عصر مفرغ میانی (تدفین 123) شناسایی گردید که با توجه به مستند نبودن 122 تدفینی که طی کاوش های هیأت فرانسوی به دست آمده بود، تصمیم بر آن شد تا این تدفین به طور کامل مورد کاوش و مستندنگاری قرار گیرد. پژوهش حاضر دارای نظامی کیفی، هدف آن بنیادی، و ازنظر روش، توصیفی-تحلیلی است. اساس یافته اندوزی در این پژوهش میدانی است. در این مقاله، ضمن ارائه نتایج حاصل از گمانه زنی، به بحث، بررسی و مطالعات تطبیقی تدفین 123 تپه گیان پرداخته خواهد شد.
۲.

بررسی محوطه های هزاره چهارم قبل ازمیلاد در دشت مریوان

تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۲
در پژوهش حاضر که حاصل از طرح بررسی و بازنگری باستان شناسی دشت مریوان است، شواهد جالبی از آثار هزاره چهارم قبل ازمیلاد (مس سنگی جدید) مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت. پژوهش حاضر با توجه به گاه نگاری ارائه شده برای شمال بین النهرین و تطابق آن با گاه نگاری ارائه شده در گودین تپه انجام شده و دوره بندی های ارائه شده براساس تطابق شواهد سفالی با این دو حوزه فرهنگی ارائه شده است. دوره مس سنگی جدید براساس گاه نگاری شمال بین النهرین با واژه Late Chalcolithic و با نام اختصاری LC مشخص شده است که به پنج مرحله از LC1 تا LC5 طبقه بندی شده است. LC1 قدیمی ترین مرحله آن است که شاخص آن سفال های منقوشی است که طبق گاه نگاری گودین شامل مرحله گودین IX یا سنت سفالی سه گابی است و مرحله LC5، جدیدترین مرحله آن است که با مرحله گودین VI 1 یا فرهنگ سفالی اوروک جدید مشخص شده است. نکته جالب اینکه هیچ اثری از یکی از مراحل اوایل این دوره (گودین LC2-VII/VI3) مورد شناسایی قرار نگرفت و بیشتر محوطه ها مربوط به اواسط این دوره (گودین LC3, 4-VI2) هستند. هرچند که بازه زمانی پیشنهادی ما برای این دوره در مریوان تقریباً با بازه زمانی پیشنهادی برای دوره اوروک میانی برابر است، ولی شواهدی دال بر اوروکی بودن این آثار در بررسی به دست نیامد (به جز یک محوطه) و تفسیر ما از این آثار، استقرارهای کوچک و منطقه ای یکجانشین دوره مس سنگی جدید هستند. تنها در اواخر این هزاره است که شاهد تأثیرات واقعی فرهنگی بین النهرینی در منطقه هستیم که نمونه بارز آن تپه ره شه (Rasha) است که نمونه های جالبی از سفال های لبه واریخته نوع اوروک جدید از آن به دست آمده است. با نگاهی به ابعاد و اندازه این تپه می توان این فرض را محتمل دانست که این محوطه همزمان با دوره اوروک در بین النهرین نقش یک استقرار مرکزی در دشت مریوان را ایفا کرده و مابقی محوطه های هزاره چهارم قبل ازمیلاد در دشت مریوان غالباً استقرارهای کوچک این دوره بوده اند.
۳.

ارائه نسخه جدید و بازخوانی گِل نبشته های آغازایلامی MDP 31, 33 و MDP 31, 27 موجود در موزه لوور

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۴
در خاور نزدیک، قدیمی ترین سیستم های نگارشی شناخته شده تا به امروز (سیستم نگارشی آغازمیخی در بین النهرین و سیستم نگارشی آغازایلامی در فلات ایران) در پایان هزاره چهارم قبل ازمیلاد ظهور کردند. این سیستم ها، به منظور اهداف مدیریتی و حسابداری بودند و با وجود تشابهاتی در سیستم های شمارشی و نشانه های عددی و عدم تشابه در نشانه های معنانگارانه در کنار یکدیگر به صورت مجزا تکامل یافته اند. برخلاف سیستم نگارشی آغازمیخی و وارث آن (خط میخی)، به دلیل ناپدید شدن این سیستم نگارشی (آغازایلامی)در فلات ایران در حدود 2800 ق.م.، خط آغازایلامی هیچ هم خانواده ای از خود برجای نگذاشته تا بتواند در رمزگشایی این سیستم به ما کمک نماید. به همین دلیل در طی صد سالی که از کشف این سیستم می گذرد، تنها عناصری که در آن با خط آغازمیخی مشترک است، مانند تعدادی از سیستم های شمارشی و تعداد انگشت شماری از نشانه ها، برای ما قابل فهم و رمزگشایی بوده اند. گِل نبشته های آغازایلامی MDP 31, 33 و MDP 31, 27، مانند بیشتر گل نبشته های آغازایلامی از شوش یافت شده و در اوایل قرن بیستم میلادی برای نخستین بار منتشر شدند، زمانی که هنوز اطلاعات اندکی راجع به سیستم نگارشی و اقتصاد و ساختار جوامع آغازایلامی وجود داشت. مطالعات پیشرفته امروزی در مورد ساختار جوامع در نیمه دوم هزاره چهارم قبل ازمیلاد و همچنین سیستم های نگارشی باعث توجه روزافزون به ارزیابی و بازخوانی مجدد این متون شده است. در این مقاله نیز به بازخوانی مجدد این دو گل نبشته و پیشنهادی برای درک بهتر از این متون خواهیم پرداخت.
۴.

ارزیابی مجدد محوطه شهداد (2): گاهنگاری، مُهرها، اشیای فلزی و گِلی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۶۷
محوطه شهداد یک، عنوان یکی از مراکز بزرگ شهری عصر مفرغ جنوب شرق ایران از اهمیت فراوانی در مطالعات باستان شناختی خاور نزدیک برخوردار است. با توجه به این مهم که حدود نیم قرن از آغاز کاوش های شهداد گذشته است، این ضرورت احساس شد تا نگاهی تازه به محوطه شهداد و اشیای به دست آمده از آن انداخته شود. پیش از این، در مقاله ای به اشیای سنگی (کلوریتی و مرمری)، سفال ها و گورهای بدست آمده از کاوش محوطه شهداد توسط نگارنده پرداخته شده است. در اینجا نیز بر آن هستیم تا دیگر مواد فرهنگی به دست آمده از کاوش های مرکز شهری شهداد، یعنی اشیای فلزی، اشیای گِلی و مُهر ها را مورد مطالعه و بازیینی قرار دهیم. این مقاله اطلاعاتی نیز از وضعیت برهمکنش های فرهنگی منطقه ای و فرامنطقه ای شهداد ارائه می کند. همچنین گاهنگاری ارائه شده توسط کاوشگر محوطه شهداد، مورد بازنگری اساسی قرار گرفته است و درنهایت براساس مطالعات مقایسه ای گاهنگاری جدیدی برای محوطه شهداد ارائه شده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که، آیا گاهنگاری ارائه شده برای محوطه شهداد پس از گذشت چند دهه کماکان مورد تأیید است و یا بایستی یک گاهنگاری جدید برای این محوطه مهم ارائه گردد؟ طبیعی است که اطلاعات و شناخت ما از باستان شناسی عصر مفرغ جنوب شرق ایران به واسطه انجام فعالیت های میدانی بیشتر و همچنین به روز شدن روش های سالیابی مطلق، مانند روش AMS، در مقایسه با گذشته، بیشتر شده باشد؛ از این رو با انجام مطالعه مقایسه ای محوطه شهداد با دیگر محوطه ها در مقایس منطقه ای و فرامنطقه ای، بدیهی است یک گاهنگاری دقیق تر برای آن ارائه گردد. پرسش دیگر این تحقیق، مشخص نمودن جایگاه محوطه شهداد در چرخه برهمکنش فرهنگی عصر مفرغ در جنوب غرب آسیا بر پایه مطالعه اشیای فلزی، گِلی و مُهرها بوده است. براساس داده های به دست آمده از کاوش های شهداد، تصور یک نقش مرکزی در شبکه گسترده مبادلات هزاره سوم قبل ازمیلاد جنوب غرب آسیا برای شهداد دور از ذهن نمی باشد.
۵.

بازتاب مضامین و نقش مایه های آثار فلزی ساسانی در آثار فلزی موصل

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۲۷۹
هنر فلزکاری ساسانی، یکی از تأثیرگذارترین هنرهای ایران باستان بر هنرهای دوره اسلامی به ویژه فلزکاری است. در هنر این دوره ابعاد زیباشناختی شامل انواع نقش مایه ها، مضامین و مفاهیم اسطورهای نمادین در هنر فلزکاری جلوه گر شد. با ظهور اسلام و بسط و توسعه هنر فلزکاری، علاوه بر ابعاد زیباشناختی، ابعاد فن شناختی شامل روش ها و فنون ساخت و تزئین در هنر فلزکاری دوران اسلامی و به طور برجسته فلزکاری موصل بازتاب و استمرار یافت. در مکتب فلزکاری به عنوان یکی از برجسته ترین کانون های تولید آثار فلزی در جهان اسلام، انواع آثار فلزی کاربردی با اهداف گوناگون تولید و عرضه می شد. در این آثار به خوبی ردپای انواع نقش ها، مضامین و مفاهیم رایج در دوران امپراتوری ساسانی مشهود است. از این رهگذر، پرسش مهم این مقاله این است که: نقش مایه ها و مفاهیم به کاررفته در آثار فلزی موصل که متأثر از هنر فلزکاری ساسانی است، کدام است؟ چه اینکه شناسایی، بررسی، تحلیل و معرفی مؤلفه های زیباشناختی فلزکاری ساسانی در آثار فلزی موصل، هدف و ضرورت پژوهش حاضر است. مضامینی همچون شکار (سوار و یا پیاده به همراه تیر و کمان و یا شمشیر)، دو جانور (بزکوهی) در دوطرف درخت مقدس یا زندگی، سلطان (حاکم) به صورت نشسته بر تخت با پاهای کشیده از روبه رو و ملازمان در طرفین و دست بر شمشیر و یا به صورت چهارزانو (و هلال ماه یا جام شراب در دست)، بهرام و آزاده سوار بر مَرکب، باده گساری، رقص و موسیقی، نقش های گیاهی شامل درخت (سرو، کاج)، پیچک های درهم فرورفته و به هم پیوسته (اسلیمی)، انواع گل ها (گل نیلوفر، برگ نخلی، گل های چندپَر)، حیوانات و پرندگان (شیر، گراز، خرس، فیل، شتر، قوچ و بزکوهی یا پازن، غزال، گوزن، قوچ های پشت به هم، شاهین (عقاب)، پرندگان روبه روی هم) و رشته های مروارید (ردیفی از شکل های گِرد کنارهم) از یافته های این تحقیق است. این تحقیق از نوع بنیادین و روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است. شیوه گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و جست وجو در موزه هاست.
۶.

مطالعه آثار یافت شده سده های میانی دوره اسلامی تپه امیرشارلق براساس نخستین فصل کاوش باستان شناسی

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۵
محوطه امیرشارلق در دهستان حسین آباد بخش میامی شهرستان شاهرود در بخش انتهای شمال شرقی استان سمنان در مجاورت استان گلستان و 220 کیلومتری شمال شرقی شاهرود قرار دارد. راه بزرگ خراسان که بخشی از شرق را به غرب ارتباط می داد و معبر مهاجرین و کاروانیان بود در همین شاهراه قرار گرفته است. شواهد به دست آمده از دَه ها تپه باستانی ما را با این واقعیت روبه رو می کند که این مسیر از دیرباز در مسیر راه تجاری و اقتصادی ابریشم به گرگان و خراسان بزرگ قرار داشته و سه استان سمنان، گرگان و خراسان را به هم پیوند می دهد. در حقیقت اهمیت محوطه امیرشارلق در این است که در مسیر جاده خراسان بزرگ قرار گرفته است. منطقه شمال شرق ایران در دوران اسلامی شاهد تحولات و رخدادهای سیاسی-فرهنگی متعددی بوده است. از این رو بررسی منطقه و کاوش های باستان شناسی در آن می تواند در شناخت تعاملات و تولیدات فرهنگی منطقه سودمند واقع شود. این نوشتار به بررسی و مطالعه یافته های تپه امیرشارلق و مطالعات تطبیقی با دیگر محوطه های همزمان، برای روشن ساختن تعاملات فرهنگی منطقه ای می پردازد. نتایج کاوش های باستان شناسی در منطقه نشان داد که بیشترین برهمکنش های فرهنگی با منطقه خراسان بوده است. در هنر سفالگری تأثیرات سنت های فرهنگی نیشابور به شدت در سفالینه های امیرشارلق دیده می شود. سفالینه های این محوطه از نظر نقش و تکنیک از تنوع بسیاری برخوردارند. همچنین استقرار در این محوطه مربوط به مردمان کوچ نشین بوده است؛ زیرا شواهد معماریِ برجا و ثابت در این محوطه به دست نیامده است.
۷.

بررسی و تحلیل تأثیر معماری سبک آذری بر سبک اصفهانی «مطالعه موردی: مساجد ستوندار اسنق و جمال آباد شهرستان هریس و مهربان»

تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
استفاده از عنصر ستون، زمینه لازم برای بزرگ شدن فضاهای معماری را فراهم کرد. بنا به اذعان یافته های باستان شناختی، مناطق شمال غرب ایران به دلیل وجود منابع چوب و سنگ فراوان در استفاده از این عنصر پیشگام بوده است. در معماری قدیم ایران، ستون علاوه بر نقش کاربردی، نقش تزئینی و زیبایی شناسی نیز داشته، به همین دلیل بنا به شرایط مختلف اقتصادی و زمینه های فرهنگی، در دوره های مختلف ستون ها در سبک و سیاق های گوناگون با مصالح آجر، سنگ یا چوب در بناها استفاده شده اند. باتوجه به بناهای شناخته شده از دوره های آغاز تاریخی و تاریخی در شمال غرب، به اهمیت ستون در گذشته منطقه پی می بریم، همچنین در دوره اسلامی نیز این عنصر، نقش کلیدی در بناهای این منطقه دارد. در دوران ایلخانی و صفوی بنا به دلایل اقلیمی و فرهنگی، ستون به صورت سنگی و چوبی با تزئینات فراوان همراه با سرستون ها و پایه ستون ها در برخی مساجد آذربایجان مورد استفاده قرار می گرفته است. به نظر می رسد مساجد اسنق و جمال آباد در هریس و مهربان، نقطه شروع معماری ستون دار با ستون های با تزئینات پرکار بوده که در ادامه در کاخ های ستون دار صفوی به اوج زیبایی می رسند. مقاله حاضر از یک طرف درکنار بررسی روند تحول ستون در منطقه، به تشریح تأثیر اقلیم در استفاده از معماری ستون دار در منطقه پرداخته و ازطرف دیگر به دنبال منشاء یابی سنت معماری ستون های با تزئینات پرکار استفاده شده در مساجد و کاخ های دوره صفوی مثل عالی قاپوی اصفهان، مساجد بناب و مراغه است. روش جمع آوری اطلاعات شامل بازدیدهای میدانی، ثبت و مستند نگاری داده ها بوده که درنهایت با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به تحلیل موضوع پرداخته است.
۸.

مطالعه تطبیقی نقوش سفال های قرون میانه اسلامی با صورت های فلکی

تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۴۲
شواهد باستان شناسی و مطالعه آثار به جای مانده از دوران تاریخی تا دوران اسلامی نشان می دهد علم نجوم از هزاران سال پیش در بین مردمان باستان رایج بوده است. نجوم در دوران اسلامی پیشرفت بسزایی داشت و از آن در دو بُعد علمی و طالع بینی استفاده می شد. در قرون میانه اسلامی نقوش به کار رفته بر روی سفال ها بسیار متنوع بود؛ به طوری که منشأ نقوش سفال ها از یک سو، و تفسیر مفاهیم آن از سوی دیگر، ذهن پژوهشگران را به چالش کشیده و باعث اختلاف نظر و چندگانگی در بین آن ها شده است. به طوری که گروهی آن را به تأثیرات پیش از اسلام بالأخص ساسانیان اطلاق می کنند و گروه دیگر در پی تفسیر آن با اندیشه های بستر جامعه ای که این نقوش در آن شکل گرفته، هستند. از این رو ضرورت تحقیق پیش رو از خلاء احساس شده توسط نگارندگان در منشایابی مضامین نقوش سفال ها با رویکرد نجومی است. جستار پیشِ رو با طرح پرسش هایی ریشه یابی شده است که عبارتنداز: آیا منشأ مضامین نقوش سفال های قرون میانه اسلامی را صرفأ باید در دوران قبل از اسلام جستجو کرد؟ بازتاب صورت های فلکی بر نقوش سفال های این دوران چگونه بوده است؟ روش کار مقاله پیشِ رو، از نوع تاریخی با رویکرد تحلیلی-تطبیقی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. در روند انجام پژوهش، ابتدا اقدام به جمع آوری نمونه های آماری از موزه ها، طراحی نقوش با نرم افزار «کورل دراو» و تطبیق نقوش سفال ها با صورت های فلکی گردید و سپس در ادامه پژوهش به مطالعات کتابخانه ای در جهت منشأیابی مضامین و معانی صورت های فلکی در اسناد تاریخی پرداخته شده است. دستاورد مطالعه تطبیقی نقوش سفال ها با صورت های فلکی نشان داد، مباحث مربوط به نجوم و صورت های فلکی بخشی از اعتقادات و باورهای مردمان دوره میانه اسلامی را شکل می داد، که اغلب با خرافات و موجودات فرا زمینی تلفیق شده بود؛ بنابراین، می توان منشأ برخی از مضامین نقوش سفال ها را به باورهای خرافی صورت های فلکی اطلاق کرد.
۹.

تفسیر شمایل نگارانه نقوش جانوری در قره کلیسا - چالدران

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۳۲
مخاطب هر اثر هنری میل به دریافت معنای آن دارد و شناخت دقیق یک اثر یا یک تصویر جهت دریافت معنا و محتوای آن، نیاز به خوانش و حتی تفسیر دارد و شمایل نگاری در اصل سعی در بیان معنای تصویر دارد. در هنرهای تجسمی نماد یک تصویر، یک گیاه، یک حیوان و یا یک علامت است که معنای عمیق تری از آنچه دیده می شود دارد. اغلب برای ما دریافت معنا و تفسیر نمادهای سده های گذشته کار آسانی نیست. گاهی نمادها اشاره به یک واقعه و یا داستان دارند و گروهی از نمادها جایگزین شخصیت ها و افراد خاصی اند. در این راستا بنای قره کلیسا از مهم ترین و پر نقش و نگارترین کلیساهای ارمنیان در ایران است که در شمال شرقی شهرستان چالدران قرار گرفته است. سراسر نمای دیوارهای شمالی و جنوبی این کلیسا و همچنین برج ناقوس آن دارای حجاری های منحصربه فرد و بی نظیری است. نقوش حجاری شده این بنای تاریخی را می توان به 5 دسته ازجمله: نقوش انسانی، نقوش جانوری، نقوش گیاهی، نقوش هندسی و نقوش اسطوره ای تقسیم بندی کرد. این نقوش با ظرافت، تناسب و زیبایی بی نظیری توسط استادکاران هنرمند و باتجربه ای حجاری گردیده اند و نگاه تجریدی- تزئینی خلاق هنرمند به بهترین شکل در همه نقوش نمود یافته و هر نقش، نماد و نشان خاصی است. در میان نگاره های قره کلیسا، نقش جانوران بیشتر از دیگر نقوش مورد توجه بوده که هم به دلیل تنوع گونه های جانوران در محیط اطراف و هم نمادینه بودن بسیاری از حیوانات چون شیر، قوچ، گاو، اسب و... است. این نقوش صرفاً جنبه تزئینی ندارند و معانی و مفاهیم عالی تری ارائه می کنند و به خاطر برخورداری از جنبه های نمادین، یکی از متنوع ترین جلوه های نمادگرایی هستند. در این مقاله سعی شده است نقوش جانوری این بنای تاریخی معرفی و تفسیر گردد.
۱۰.

تبیین چارچوب مفهومی بازآفرینی پایدار بافت های تاریخی (بررسی اسناد، بیانیه ها و منشورهای بازآفرینی)

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۵۸۸
یکی از رویکردهای اخیر در زمینه مرمت بافت های تاریخی، رویکرد «بازآفرینی پایدار شهری» است که نسبت به رویکردهای پیشین دید جامع تر به بافت تاریخی و حفاظت آن دارد. در این رویکرد به منظور مرمت بافت تاریخی از تمامی ابعاد توسعه پایدار شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی و زیست محیطی استفاده شده است. اسناد و بیانیه های مربوط به این رویکرد از دهه 1990 م. به بعد پا به عرصه مرمت و حفاظت گذاشته است که در هریک از این اسناد، کلیدواژگانی برای تحقق بازآفرینی مطرح شده است. همچنین پژوهش های بسیاری با این موضوع انجام شده که هرکدام اصول و معیارهایی برای تحقق بازآفرینی پیشنهاد کرده اند، ولی تاکنون پژوهشی که دیدی جامع به ابعاد و معیارهای بازآفرینی داشته باشد، ارائه نشده است. لیکن این پژوهش با هدف تبیین چارچوب مفهومی و ارائه ابعاد و معیارهای بازآفرینی پایدار بافت تاریخی سعی بر آن دارد که با روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوا و با بررسی اسناد و بیانیه های مربوط به بازآفرینی و پژوهش های انجام گرفته شده با این رویکرد، دیدی جامع از ابعاد و معیارهای آن داشته باشد. در پژوهش حاضر بازآفرینی بافت تاریخی در چهار بُعد اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و فرهنگی تعریف شده است و معیارهایی همچون ارزش ملک، سرمایه گذاری خصوصی، مشارکت شهروندان، منزلت اجتماعی، هویت اجتماعی، صنایع خلاق، محله های فرهنگی و رویدادهای فرهنگی ارائه شده است.