خردنامه

خردنامه

خردنامه سال هفتم بهار و تابستان 1396 شماره 18

مقالات

۱.

رهیافت پسامدرنیستی به تاریخ: هایدن وایت

حوزه های تخصصی:
  1. تاریخ فلسفه تاریخ روش شناسی
  2. تاریخ فلسفه تاریخ مباحث نظری
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
با توجه به این که هایدن وایت در جامعه علمی ما و به خصوص میان اهل تاریخ متفکر نسبتاَ ناشناخته ای است؛ شناسایی و معرفی او می تواند مقدمه ی واجبی برای احیانأ فاصله گیری از وی و نقادی او باشد. ما در این مجال ناگزیریم که هر دو کار را انجام دهیم، هر چند که در ابتدا، تمرکز روی شناسایی و معرفی وایت قرار می گیرد. وایت اکنون در سن ۸۷ سالگی به سر می برد و از دهه ی۵۰ سال های ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵ تا اکنون مشغول نوشتن است. ابتدا برای اینکه موقعیت هایدن وایت را در منظومه ای کلی ببینیم، می توان از آن چیزی شروع کرد که خود او حذر داشت؛ یعنی تقابل های دو قطبی که خود وایت به نحوی در این تقابل قرار گرفته و می توان از یک منظر به چالش کشیدن تاریخ نگاری را بر مبنای نوعی تقابل میان دو مبنای معرفت شناختی-روش شناختی دریافت.
۲.

نوروایت گری، روشی نوین در تاریخ نگاری

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
  1. تاریخ فلسفه تاریخ روش شناسی
  2. تاریخ گروه های ویژه تاریخ نگاری
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
یکی از مشکلاتی که رشته ی تاریخ در دانشگاه های ایران از آن رنج می برد، نداشتن روش علمی مخصوص به خود است. این مسأله پژوهشگران و دانشجویان تاریخ را در سردرگمی روشی فرو برده و آنان را به سمت روش های جامعه شناختی و فلسفی کشانده است که در بسیاری از موارد، خلط، تقلیل و عدم التزام روشی را با خود به همراه دارد. حال باید این سؤال را مطرح کرد که پژوهش تاریخی با چه روشی قرابت بیشتری دارد؟ و آیا می توان از روش مختص به تاریخ در کنار دیگر علوم اجتماعی سخن گفت؟ در نوشتار زیر که متن پیاده شده ی دو سخنرانی دکتر محمدعلی اکبری در «دانشگاه باقرالعلوم (ع)» و «پژوهشکده تاریخ اسلام» با عناوین «نقد روش روایی» و «نوروایت گری» است به سؤالات مذکور پاسخ داده است. متن دو سخنرانی با اندکی تغییر و ویرایش توسط سخنران محترم و گردآورنده در قالب یک نوشتار عرضه شده است. به زعم سخنران، نوروایت گری این امکان را فراهم می آورد که با روشی از جنس تاریخ، با تاریخ روبرو شویم. این روش جدید همانند روش سنتی مورخان در پرداختن به روایت های تاریخی نیست، بلکه از دل نظریات جدید نقد ادبی و پست مدرن بیرون آمده که خود حاصل نقد مکاتب اثبات گرا، نو اثبات گرا منطقی و آنال است.
۳.

تاریخ، زبان و روایت

کلید واژه ها: بازنماییعینیتتاریخ گرایی نوینادبیاتروایتزبانفلسفه تاریخمتنفوکوگرینبلات

حوزه های تخصصی:
  1. تاریخ فلسفه تاریخ روش شناسی
  2. تاریخ گروه های ویژه تاریخ نگاری
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۱
تاریخ بر اساس شواهد و رویدادهای واقعی زندگی انسانی شکل می گیرد و تاریخ نگار با مشاهده این رویدادها یا بر اساس نقل شاهدان سعی می کند توصیف ها و تحلیل هایی علمی از آنها ارائه دهد. این توصیف و تحلیل البته در مطالعه بعد فرهنگی یک جامعه سهم بسزایی دارد. آنچه در این مقاله به آن پرداخته می شود این است که سرانجام، این توصیف ها و تحلیل ها از وقایع تاریخی بیشتر به صورت متونی زبانی (کتب و مقالات) برای آیندگان باقی می مانند. به عبارت دیگر، حاصل تقریبا تمام این مشاهدات و تحلیل ها، به یک نظام ارتباطی زبانی یعنی «متن» (به ویژه کلامی) تغییر یا تقلیل می یابد. بنابراین اسناد و متون تاریخی تابع توان ها و محدودیتهای زبان هستند. سوال های این مقاله از این قرارند: آیا تاریخ نگاری مانند ادبیات داستانی تنها از طریق بازنمایی زبانی ممکن می شود؟ متون تاریخی چه محدودیت های زبانی دربردارند؟ تا چه اندازه متن تاریخی می تواند عینیت داشته باشد؟ آیا می توان سرشت تاریخ را متنی خواند؟ آیا روش های روایت پردازی تاریخ نگاری با روش های روایت پردازی داستان تفاوت ماهیتی دارد؟
۴.

هایدن وایت:ورای کنایه

نویسنده: مترجم:
حوزه های تخصصی:
  1. تاریخ فلسفه تاریخ روش شناسی
  2. تاریخ فلسفه تاریخ تعاریف و کلیات
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۷
اوا دومانسکا (متولد 1963) دانش آموخته رشته تاریخ و استاد دانشگاه آدام میسکویچ در پوزنان لهستان و هم چنین دانشگاه استنفورد است. زمینه مطالعاتی گسترده او، شامل حوزه های انسان شناسی، نظریه در تاریخ و تاریخنگاری، روش شناسی در تاریخ و هم چنین رویکردهای تازه به اومانیسم می باشد. رساله دکتری او با موضوع تاریخنگاری در پرتو روایت و اومانیسم پست مدرن زیر نظر بزرگانی چون هانس کلنر و فرانک انکراسمیت به انجام رسید. این مقاله، به همراه چند اثر دیگر او، از آن دسته آثار ارزشمندی است که بر تفکر هایدن وایت متمرکز شده است. اما در این آثار بینش هایی درباب وایت یافت می شود که، برخلاف بنیان های معرفتی و روشی این متفکر، کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. جان مایه این مقاله، سویه های فلسفه تاریخ نظری در اندیشه یک نظریه پرداز پست مدرن است. دومانسکا در سراسر مقاله پیش رو، در حال ارائه تفاسیری از اثر معروف وایت، فراتاریخ، است و طرح این مسئله مهم که چگونه نظریات زبانی و روایتی پست مدرن در تفکر وایت با دیدگاه های کل باور او به تاریخ کنار هم می آیند و منجر به تأسیس نوعی فلسفه تاریخ نظری با بنیان های اخلاقی می گردد. از سوی دیگر این مقاله، راه را برای علاقه مندان این حوزه در مطالعه، فراتاریخ، هموار می سازد.
۵.

پوزیتیویسم وارونه؛ نقدی بر روایت گراییِ وایت و انکراسمیت

حوزه های تخصصی:
  1. تاریخ فلسفه تاریخ روش شناسی
  2. تاریخ فلسفه تاریخ تعاریف و کلیات
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه ی مترجم: کارل مارکس در جمله ای مشهور بر آن است که دیالکتیک هگل را که بر روی سرش ایستاده بود، در فلسفه ی خود و انگلس وارونه کرده و بر پاهایش استوار کرده است. در اینجا مارکس علاوه بر آن که بر خطای هگل یعنی ایده آلیستی بودنِ فلسفه اش تأکید می کند، به نحو تلویحی بر بنیان و روش مشترک اندیشه ی خود و هگل نیز صحّه می گذارد. در ماتریالیسم تاریخیِ مارکس نقش دیالکتیک هگلی کاملأ واضح است و مارکس خود نیز بدان اذعان دارد اما در بحث حاضر مسئله پیچیده تر است. هایدن وایت و فرانک انکراسمیت، اندیشمندانی پست مدرن در حوزه ی فلسفه ی انتقادی تاریخ، فلسفه ی خود تحت عنوان «روایت گراییِ استعاری» را درست در نقد مفروضات پوزیتیویستی و بی اعتبار ساختن آرمان تجربی گرایانه ی مورخان سنّتی عرضه داشته اند. اما کریس لورنتز در این مقاله ی جذاب و آموزنده با نقدی بنیادین به سراغ مفروضات و آموزه های اساسی «روایت گراییِ استعاری» رفته و با مدّعیاتی روشن بر آن است که در عین شگفتی: با وجود تمامی مخالفت های ظاهریِ «روایت گراییِ استعاری» در قرائت وایت و انکراسمیت با ذهنیت و رویکرد پوزیتیویستی و تجربه گرایانه اما در واقع این فلسفه ی تاریخِ پست مدرن چیزی بیش از «وارونه» ای از پوزیتیویسم سده ی نوزدهمی نیست و از این رو به دلیل برخورداری از بنیان مشترک با آن، در خطاها و معایبش نیز شریک می شود. پیچیدگی بحث اینجاست که این بار برخلاف مورد مارکس و هگل، وایت و انکراسمیت چنین نقد ویران کننده ای را نخواهند پذیرفت چرا که نقد و انکار مبانی پوزیتیویستی، خصیصه ی هویت بخش فلسفه ی روایت گرای موردنظر آن هاست. فارغ از آن که ایرادات رادیکال لورنتز بر «روایت گرایی استعاری» وارد باشند یا خیر، بهرحال اثر حاضر معرفی شایسته ای از اندیشه ی دو تن از نوابغ فلسفه ی معاصر تاریخ ارائه می دهد.
۶.

پیوندها و پیوستگی های میان دانش باستان شناسی و تاریخ

حوزه های تخصصی:
  1. تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن چیستی علم باستان شناسی
  2. تاریخ گروه های ویژه تاریخ فرهنگ و تمدن یاستان شناسی آثار هنری و بومی ملل
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۳
اصحاب فکر و فرهنگ در دنیای متجدد با سیلابی از اصطلاحات و برساخته های مفهومی همانند تاریخ علم و فن، فکر و فلسفه، اخلاق، حقوق، هنر، آیین، جامعه، فرهنگ، زبان، سیاست، حکومت، تجارت، منشاء خانواده، نژاد و... و یا تاریخ و پیشینه این یا آن نهاد و سازمان و تشکیلات اجتماعی، مدنی و معنوی و یا حتی در سطح و سپهری دیگر با اصطلاحات و ترکیب بندی های مفهومی همانند؛ تاریخ کیهان و تاریخ کهکشان ها و منظومه ها و اختران و قمران و سیاره زمین و حیات و سیلابی از اصطلاحات و برساخته های مفهومی رایج و جاری دیگر از این نوع، مأنوس و آشنا هستند. این برساخته های مفهومی و اصطلاحات رایج و جاری در ذهن، فکر، فرهنگ و زبان انسان عالم جدید نه به تصادف و نه از سر ذوق جعل و وضع شده اند؛ بلکه هرکدام به تنهایی فحاوی عظیم و سنگینی را با محوریت و موضوعیت مفهوم کلیدی تاریخ بر شانه گرفته اند که فضای وجودی و تجربه و تقدیرتاریخی انسان عالم جدید را محسوس و ملموس و آشکارتر از هر سپهر دیگری بیان کرده و در برابر ما چونان طومارهای عظیم باز می نمایند.
۷.

چرا تاریخچه باستان شناسی اهمیت دارد؟ پاسخی به «Mees» By Gabriel Moshenska

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۴۱۷
مقدمه مترجم: گابریل موشنسکا تحصیلات خود را در رشته ی باستان شناسی تا دوره ی دکتری (ph.D) در دانشگاه UCL لندن ادامه داده است. وی بیشتر در زمینه های باستان شناسی، انسان شناسی، تاریخ جنگ های مدرن، باستان-شناسی عمومی و همچنین در زمینه ی باستان شناسی جامعه شناختی با تعدادی از مدارس و طرح های میراث جامعه در لندن همکاری می کند. وی متعهد به یک رویکرد قابل دسترس و دموکراتیک برای مطالعه گذشته است که توانایی و امکان یافتن گروه ها یا افراد علاقه مند به انجام باستان شناسی را دارد. همچنین به پژوهش در زمینه ی تاریخ و فلسفه باستان شناسی نیز پرداخته است. وی در این تحقیقات به ارائه یک زمینه ی تاریخی برای توسعه باستان شناسی عمومی در بریتانیا طی 200 سال گذشته پرداخته است. این تحقیق برای بررسی روابط عامه پسند با فرایندهای باستان شناسی و مواد از قرن 19 میلادی تا قرن بیست ویکم در حفاری ها تمرکز خواهد کرد. هدف وسیع وی در این تحقیقات این بود که توسعه باستان شناسی عمومی را در رابطه با تغییر دیدگاه های شاهد و مخاطبان در تاریخ علوم طبیعی پیدا کند. بحث اصلی مقاله تاریخچه باستان شناسی او در مورد اهمیت و نقش تاریخچه ی باستان شناسی برای باستان-شناسان و دیگران است. گابریل موشنسکا بر این اعتقاد دارد که با توجه به مطالعات صورت گرفته در چند دهه-ی اخیر توسط باستان شناسان در مورد تاریخچه باستان شناسی، یک پیشرفت در این گونه تحقیقات روی داده است. بنابراین نویسنده در این مقاله بحث اصلی خود را در ارتباط با جایگاه تاریخچه باستان شناسی و بحث این مسئله که چرا باستان شناسان باید به یک دوره و عصر خاصی علاقه و تخصص داشته باشند و به آن گرایش علاقه داشته باشند و همچنین این که چرا باید باستان شناسی برای ما اهمیت داشته باشد، به پیش می برد.