عبدالله نیک سیرت

عبدالله نیک سیرت

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۸ مورد از کل ۱۸ مورد.
۱.

نسبت انسان و جهان در اندیشه هیدگر

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۷
یکی از مهم ترین فیلسوفان اگزیستانسیالیست نامدار آلمانی در سده بیستم «مارتین هیدگر» است. بنیادی ترین پرسش از نگاه هیدگر، پرسش از «هستی» است که متأسفانه هماره به دلیل توجه بیش ازحد به هستندگان به جای هستی، مورد غفلت قرار گرفته است؛ ولی این پرسش تنها از راه بررسی و شناخت تنها پرسشگر هستی، یعنی «دازاین» انجام شدنی است. منظور از دازاین، وجود انضمامی یا «در جهان بودن» است؛ ولی مراد از «جهان» نیز، عالم اشیای فیزیکی یا جهان پیرامون ما نیست، بلکه مراد از آن، دل مشغولی ها و دل بستگی های ما است که برخلاف پندار رایج، نه تنها تقابلی با انسان ندارند، بلکه ذاتاً آن روی سکه وجود آدمی و درنتیجه از وجود وی جداناپذیر هستند.    
۲.

درآمدی بر حکمت «مرگ» و نسبت آن با زندگی

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۳۱۲
در این مقاله تلاش شده است تا نگاهی تأمل برانگیز به حکمت یا راز «مرگ» کرده و نسبت آن با حیات بشر بررسی گردد. به بیان دیگر، به برخی از حِکَم و اسرار مرگ و نیز ارتباط آن با زندگی پرداخته شود.سؤال اصلی این است که آیا اساساً مرگ در نقطه مقابل زندگی است؟ باید گفت که مرگ به معنای انتقال است، نه نیستی و در نتیجه همانند خود زندگی، یک واقعیت مخلوق و از امور وجودی است نه عدمی؛ بنابراین انکار، تجاهل، اکراه و گریز از آن به عنوان یک واقعیت محتوم و گریزناپذیر نادرست است؛ زیرا مرگ و حیات بسان دو روی سکه اند که بدون فهم و تبیین دقیق یکی، فهم و تفسیر دیگری نیز مشکل و ناقص است. مرگ دارای ویژگی های مهمی است که اولاً همه به وقوع آن اذعان و اعتقاد دارند، ثانیاً شخصی و مشارکت ناپذیر است و ثالثاً اینک راز آمیز و ناگهانی است. البته مرگ اوصاف دیگری نیز دارد؛ مثل این که تکرارپذیر و تجربه پذیر نیست و موضع علم در برابر آن برای همیشه لاأدری است. هم چنین، نقطه عطفی در زندگی هر کسی است؛ به نحوی که حیات آدمی را به قبل و بعد خویش و به بیان دیگر، به حیات دنیوی و حیات اخروی تقسیم می نماید.آن چه می توان گفت این است که مرگ به معنای نیستی و نابودی نیست، اما عده ای با غفلت و جمعی به دلیل پرونده سیاه خویش، بیهوده از مرگ می ترسند و می گریزند! در حالی که بهترین راه حل برای آن، تقوا و عمل به وظایف خویش است.
۳.

The Role of Soul (Nafs) in Suhrawardi’s System of Light

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۰
Trying to understand the reality of the soul and its result (Self Knowledge Theology) has always attracted philosophers’ attention and has been regarded as one of the concerns of philosophical thinking. In this article, it is specified that the peripatetic philosophers, whether Greek or Islamic, have considered the soul as a chapter of naturalia and try mostly to comment on the soul’s powers and activities; they have not had any epistemological view of it. In contrast, Sheikh Eshragh closes the psychology to the theological discussions and looks at it from the epistemological point of view. His discussion is not about soul’s powers, but he provides a way to save the soul from the prison of the body and emancipate the human being from the darkness of material world. In the illuminationist philosophy, the theory of intuition was proposed for the first time (The substantial form), so it has discussed the nature of the soul from this viewpoint. Suhrawardi’s psychology isn’t a consequence of theoretical discussion, but it results from introspection and self-awareness that is possible only through the asceticism and controlling the dragon of carnal soul. It is soul which shows not only the Light of Lights, but it becomes divine and finally through this path he founds his luminous system. The system of being is realized through the epistemology of soul.
۵.

نگاهی به دیدگاه غزالی درباره «فلسفه و دین» و مقایسه آن با آرای برخی از فیلسوفان غرب

تعداد بازدید : ۹۳۲ تعداد دانلود : ۵۰۱
در این مقاله سعی شده تا علل و دواعی امام محمد غزالی در مخالفت و ضدیت با فلسفه و فیلسوفان به اختصار تقریر شود؛ زیرا بی تردید وی یکی از جدی ترین و سرسخت ترین مخالفان فلسفه و فیلسوفان در همه ادوار تاریخ بوده است. البته، در این باره سخن بسیار گفته شده است، اما در این میان بهتر است از زبان خود غزالی و فیلسوفان طراز اول به داوری بنشینیم تا حقیقت آفتابی تر شود. اما آنچه دراین باره، به اجمال، می توان گفت این است که درواقع، مخالفت غزالی نه با خود فلسفه که با ورود نابجا و ناصواب فیلسوفان در عرصه دیانت بوده است. البته، مخالفت وی با فیلسوفان نیز در نظر خویش، نه از سر عناد و رقابت که به انگیزه دفاع از دین بوده است؛ زیرا حداقل، پاره ای از عقاید فیلسوفان موجب سستی دیانت توده مردم می شود و در تناقض با اعتقادات و اصول دین است.
۶.

آغاز و فرجام سوفسطائیان

تعداد بازدید : ۱۷۴۴ تعداد دانلود : ۸۱۵
در این مقاله تلاش میشود تا نگاهی منصفانه تر و امروزیتر به سوفسطائیان، آموزگاران بدنام تاریخ، شود. دربارة اینان دستکم باید به چند نکته توجه کرد: نخست اینکه ما آنان را از طریق آثار و دیدگاههای دشمنان توانا و زبردستشان، یعنی سقراط، افلاطون و غیره میشناسیم. دوم، از آنجاییکه سوفسطائیان، وارثان لایقی برای تبلیغ راه و هدف خویش نداشتند، در زمرة اموات درآمدند. سوم، برغم همة بدنامیهایی که در نتیجة تبلیغات گستردة مخالفان، نصیب سوفسطائیان شد، بنظر میرسد دستکم پارهیی از افکار و آراء آنها که معطوف به موفقیتهای اجتماعی بوده و منجر به تعمیم تعلیم و تربیت و تساوی مردم در کسب و احراز مقامات و مناصب شده، با جامعة دموکراتیک امروز سازگارتر است. چهارم، شاهکار سوفسطائیان، رواج مباحث انسانشناسی بجای مباحث تقریباً بیفایدة جهانشناسی بوده که این رویکرد خود جای تأمل و تقدیر فراوان دارد.
۸.

دیدگاه فیلسوفان جدید درباره تصورات فطری

۹.

خاستگاه های فلسفه تحلیلی به روایت مایکل دامت

کلید واژه ها: صدق معنا اندیشه اصالت چرخش زبانی مصداق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴۴ تعداد دانلود : ۱۴۵۳
دیدگاه رایج درباره فلسفه تحلیلی این است که فلسفه مزبور منشا انگلیسی - آمریکایی دارد و راسل و مور نیز از بانیان آن هستند؛ ولی مایکل دامت معتقد است: خاستگاه واقعی فلسفه تحلیلی آلمان، و فرگه نیز موسس و پیش گام آن است؛ زیرا تحلیل فلسفی چیزی جز تحلیل اندیشه ها از رهگذر زبان نیست و این همان رسالتی است که نخستین بار فرگه آن را مطرح کرده بود. دامت معتقد است که فرگه با طرح نظریه «چرخش زبانی»، در آثار ماندگار خویش، به نام های «مقدمه مبانی حساب» و «مفهوم نگاری» موجب شد تا پرسش شناسایی در فلسفه کلاسیک، یعنی نسبت میان تفکر و اشیا، به مساله رابطه زبان و دلالت و معنا تبدیل شود. مبنای این نظریه، اصل «اصالت متن» است که بر اساس آن، فقط در متن جمله است که واژه معنا می یابد؛ یعنی اندیشه ها از طریق جملات انعکاس می یابند و سخن گفتن از ساختار اندیشه، سخن گفتن از پیوند معنایی اجزای جمله است. البته، در اصل این اندیشه ها هستند که صادق یا کاذبند و جمله صرفا معنای ثانوی، متعلق صدق و کذب قرار می گیرد. این نوع رویکرد به مساله شناسایی، که از سوی فرگه ارایه شده، همان چیزی است که موجب ظهور فلسفه تحلیلی شده است. سایر اندیشمندانی که عموما به زبان آلمانی می نوشتند مثل بلتسانو، ماینونگ و به ویژه هوسرل نیز با طرح نظریه «حیث التفاتی»، در نظریه چرخش زبانی و در نتیجه فلسفه تحلیلی نقش بسزایی داشته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان