محمدجواد شمس

محمدجواد شمس

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
۱.

دردمندی عارفانه در نگرش فخرالدین عراقی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش حاضر به بررسی مفهوم عارفانه درد در دیوان اشعار فخرالدین عراقی می پردازد. این درد که همان درد دورافتادگی از خداوند است، جان بنده را از خواب غفلت بیدار و دلش را به دیدار دلدار مشتاق می کند و به جست وجو و طلب کوی یار می کشاند. گفتنی است دردمندی عارفانه در اشعار عراقی، به دو گونه متفاوت مطرح است: نخست به شکل دردی ناخوشایند و سهمناک که ذاتاً مطلوب طبع محب نیست و تحمّل این درد برای او بسیار دشوار و گاه ناممکن است، اما محب برای تکامل روحی و تعالی معنوی ناچار است نسبت به درد صبور و شکیبا باشد، تا روزی که به مقام وصال نائل و دردش درمان شود.دردِ دوم به شکلی لذّت بخش و شیرین نمود یافته است، به گونه ای که عاشق بدان تمایل دارد و آن را درمان تلقّی می کند. بنیان این پژوهش بر اساس بررسی مفهوم درد، در دو نگرش معرفتی است: نخست نگرش بُعد و دوری، دوم نگرش قُرب. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی هندسه فکری عراقی را در باره معرفت درد قابل تفسیر می کند و تناقض موجود در شناخت درد در دیوان او  را با تکیه بر نگرش های یادشده تا حدودی مرتفع می سازد.
۲.

اصول و مبانی انسان شناختی اکهارت در امکان خداگونگی انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۲۳۹
با توجه به آن که الهیات اکهارت را الهیات سلبی دانسته اند که بر ناشناختنی بودن خداوند و تعالی وجودی او از ممکنات تأکید می کند، مسأله خداگونگی انسان از منظر اکهارت امری ناممکن و ناشدنی به نظر می رسد. لذا این سوال مطرح می شود که چگونه اکهارت به خداگونگی انسان معتقد است؟ مبانی و اصول وی در این مسأله چیست؟ خداگونگی انسان از منظر اکهارت بر اصول و مبانی انسان شناختی وی استوار است. این پژوهش به تحقیق درباره چهار مولفه انسان شناختی که اکهارت در این مسأله از آن ها بهره برده است می پردازد. این چهار مولفه عبارتند از: تولّد الهی در روح، قوه عقل، مشابهت و همانندی ذات خدا و ذات نفس و مقام لایقفی انسان. اکهارت بر اساس این اصول و مبانی، بر این باور است که انسان دارای ظرفیت و توانی است که می تواند به بالاترین مرتبه ممکن ارتقا یافته و خداگونه شود. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و با استناد به آثار اکهارت، می کوشیم تا اصول و مبانی انسان شناختی وی را در امکان خداگونگی انسان روشن سازیم.
۳.

تأثیر آرای ابن عربی بر نظریة نجات فراگیر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ابن عربی کثرت گرایی ملاصدرا نجات فناناپذیری شمول گرایی فراگیر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  5. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات فلسفه‌ تصوف و عرفان
  6. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
تعداد بازدید : ۷۶۱ تعداد دانلود : ۵۳۶
نظریة نجات صدرالدین شیرازی را می توان بدیلی در کنار نظریات سه گانة نجات، یعنی انحصارگرایی، شمول گرایی و کثرت گرایی به شمار آورد. ملاصدرا به نجات همة افراد بشر حتی کسانی که به تعبیر قرآن در دوزخ جاودانه خواهند بود معتقد است. او این نظریه را با تکیه بر اصول حکمت متعالیه، مانند اصالت وجود و تشکیک آن و مساوقت وجود و خیر، ارائه کرده است. این نظریه با شباهت زیاد در آثار ابن عربی مشاهده می شود و خود ملاصدرا نیز در موارد متعدد دیدگاه خود را در این زمینه برگرفته از اندیشه های وی می داند. با مراجعه به آثار ابن عربی نیز می توان شباهت دیدگاه او و ملاصدرا را دریافت؛ هر چند گاهی اختلافاتی میان این دو اندیشمند مشاهده می شود. در این مقاله، پس از تبیین دیدگاه ملاصدرا دربارة نجات اخروی که شمول گرایی فراگیر نامیده شده، با مراجعه به آثار ملاصدرا و ابن عربی، نحوة تأثیرپذیری ملاصدرا از ابن عربی نشان داده شده است.
۵.

دعا در قرآن و عهد عتیق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اسلام قرآن یهود دعا عهد عتیق

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی ادیان دیگر
تعداد بازدید : ۱۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۱۵۴
در طول تاریخ، زیباترین و دلنشین ترین لحظات زندگی انسان مؤمن، دعا کردن به درگاه خداوند متعال بوده است. تکیه کردن به بالاترین قدرت هستی و توجه به مبدأ وجود، و بی نیازی از سایر موجودات، موجب آرامش روحی فرد می شود. می توان گفت مهم ترین عنصر مشترک بین انسانهای دین دار در ادوار مختلف، دعا بوده و هست، چنان که زبان گفتگوی همه انسانهای مؤمن در ادیان مختلف، دعا بوده است و از این طریق با معبود حقیقی خویش به راز و نیاز پرداخته و حوایج خویش را از او طلب می کردند. در این مقاله، با مراجعه به متون مقدس و روایات معتبر، اهمیت دعا، نقش دعا در زندگی مؤمنان، اخلاص در دعا، عنصر زمان و مکان در دعا، دعاهای فردی و اجتماعی، و دیگر موضوعات کلیدی و عنوانهای مشترک و متفاوت نیایشی دو دین آسمانی اسلام و یهود، از منظر قرآن و عهد عتیق مورد پژوهش قرار گرفته است.
۷.

آراء مختلفه حول نظره القرآن الکریم للعوامل الجغرافیه فی القصص(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۹۷
تکوّن قصص القرآن الکریم قسطاً عظیماً من هذا الکتاب السماوی والخوض فی هذا المجال له جوانب من التربیه والهدایه والإعجاز. وفی هذا المقام رأیان حول القصص القرآنیه، الرأی الأول (لمحمد أحمد خلف الله) الذی یؤکّد على أنّ القرآن لم یهتمّ بالعوامل الجغرافیه فی سرد قصصه، لأنّ لکل قاصّ حریّه فنّیّه فی سرد القصه، وبما أن الهدف الرئیسی للقرآن هو الهدایه والتربیه ولیست لهذه العوامل أیّ أهمیّه تربویّه؛ فلذلک أهملها القرآن. والرأی الثانی (لعبدالکریم بی آزارشیرازی وعبدالعزیز کامل و...) فهم على عکس الرأی الأوّل یرکّزون على أنّ القرآن قد اهتمّ بالعنصر المکانی فی صیاغه قصصه وذکرها بین حین وآخر. واستناداً إلى الأدله والشواهد المطروحه فی البحث رُجّح الرأی الثانی واستُنتج أنّ للقرآن نظره خاصه إلى تلک العوامل وقد ذکرها بطریقه هادفه؛ بل وقد طرحها على ثلاثه أوجه: فوجه صریح، والآخر خفی، والثالث ذا خفاء نسبیّ. والأسباب التی أدّت إلى عدم التصریح بالأوصاف الجغرافیه فی قصص القرآن وترکها فی خفاء نسبیّ أو مطلق هی، أوّلاً: لأنّ المخاطبین الأوائل کانوا بعیدین عن مبادئ علوم الجغرافیا؛ ثانیاً: لأنّ المخاطبین فی الألفیّه الثانیه کانوا بحاجه إلى کشف جوانب جدیده من الإعجاز العلمی للقرآن، ومنها الإعجاز الجغرافی، فأبهم القرآن تلک الجوانب لأبدیه الإعجاز. ثالثاً: لعدم وجود ضروره التصریح ببعضها لأنّها مذکوره فی المصادر التاریخیه أو غیرها؛ رابعاً: للإعجاز البیانی فی صیاغه الإیجاز، وخامساً: لإرجاع المخاطب إلى روایات صدرت عن المعصومین فی تفسیر آیات القصص وذلک تبیاناً لأهمیه وجودهم علیهم السلام. إعتمد البحث على المنهج الوصفی (الإستقرائی التحلیلی) من أجل استنباط النصّ القرآنی وفهم محتواه.
۱۰.

مناقب سلطانی: نگاهی به احوال و آثار سلطان باهو شاعر و عارف پرآوازه طریقت قادریه شبه قاره

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹۳ تعداد دانلود : ۶۳۶
سلطان محمد باهو یکی از عارفان منتسب به سلسله قادریه در هند است. وی علی رغم آنکه از علوم ظاهری بهره چندانی نبرد، همواره مریدان خود را به علم آموزی ترغیب می نمود و به تربیت شاگردان بر طبق موازین شرعی همت می گمارد. آثار نسبتا فراوانی به سلطان باهو نسبت داده شده است که در برخی منابع، تعداد آنها به 140 اثر می رسد. این نوشتار همراه با نگاهی اجمالی به زندگی و اندیشه های سلطان باهو، به معرفی مختصر مهم ترین آثار فارسی وی پرداخته است. الف) شرح احوال : نام او سلطان محمد و نام پدرش سلطان بازید یا بایزید محمد بود. اصل وی را از سادات علوی دانسته و گفته اند که نیاکان وی در سده نخست و پس از قیام عاشورا به هندوستان هجرت کردند. آنان در آغاز در« پند دادن خان» در ایالت جِهلُم ، (1) در پاکستان کنونی، ساکن شدند. اما در سده 11 ق محل اقامت خود را تغییر دادند. پدرش که به « اعوان» نیز شهرت داشت ومردی صالح، متشرع، حافظ قرآن، فقیه و همچنین از منصب داران شاهجان (حک: 1037-1068 ق) بود، باخانواده خود به شرکوت (2) یا شورکوت از توابع جهنگ، (3) در پنجاب، نقل مکان کرد...
۱۳.

تصوف در آینه نقد صوفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷۵ تعداد دانلود : ۹۵۸
نقد صوفی، محمد کاظم یوسف پور، انتشارات روزنه، تهران 1380، 468 صفحه. تصوف یا عرفان اسلامی متعالی ترین و باشکوه ترین و پرجاذبه ترین جلوه فرهنگ اسلامی است که همواره الهام بخش و وحدت بخش مسلمانان بوده است. حقیقت عرفان ریشه در نهاد و فطرت الهی انسان دارد و ظهور آن درکلام و رفتار است که با فرهنگ پیوند می یابد. از این رو، هیچ دین یا فرهنگ دینی را نمی توان یافت که از گرایش های عرفانی تهی باشد. عرفان اسلامی، که ریشه در تعالیم بلند کتاب آسمانی و سنت دارد، در اصل، همان حقیقت و جوهره دین اسلام است. اساسی ترین مبانی عرفان اسلامی بر آیات الهی و تعالیم و آموزه های رسول اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام مبتنی است و سلوک عملی پیامبر اسلام و اهل بیت گواه این حقیقت است. در اواسط یا اواخر قرن دوم هجری بر گروهی از عارفان بغداد عنوان صوفی اطلاق شد و بعدها، تا چندین قرن، عنوان صوفی با عارف، و نیز تصوف با عرفان مترادف گشت. البته برخی از عارفان میان عرفان و تصوف تمایز قایل شده و مرتبه تصوف را دون مرتبه عرفان دانسته اند (قشیری، ص 476 و بعد؛ نسفی، ص 297). در باره ریشه و معنای الفاظ تصوف وصوفی، و زمینه های پیدایش تصوف، آرا متعددی اظهار شده است. منابع و مآخذی را که به این مباحث پرداخته اند به سه دسته می توان تقسیم کرد: 1) منابع عرفانی، از جمله قوت القلوب ابوطالب مکی، التعرف لمذهب اهل التصوف ابوبکر کلابادی؛ اللمع فی التصوف ابونصر سراج طوسی؛ الرساله القشیریه ابوالقاسم قشیری، کشف المحجوب هجویری. 2) منابع و مآخذ غیر عرفانی متقدم، از جمله اساس البلاغه زمخشری؛ تحقیق ماللهند ابوریحان بیرونی؛ تلبیس ابلیس ابن جوزی؛ رساله الصوفیه و الفقرا ابن تیمیه؛ مقدمه ابن خلدون. ظاهرا یکی از نخستین منابعی که در آن لفظ صوفی یا صوفیه آمده البیان و التبیین جا حظ (وفات:255) است. 3) منابع و مآخذ معاصر که آنها را در دو گروه می توان جای داد: آثار عرفان پژوهان مسلمان؛ تحقیقات عرفان پژوهان غربی. از میان محققان ایرانی معاصر در زمینه تصوف و عرفان، دکتر قاسم غنی، استاد بدیع الزمان فروزانفر، استاد جلال همایی و دکتر عبدالحسین زرین کوب را باید نام برد. هم چنین، از معاصران مسلمان، عبدالرحمن بدوی صاحب تاریخ التصوف الاسلامی من البدایه حتی نهایه القرن الثانی یاد کردنی است...
۱۵.

شمس المعالی نیریزی و آثار او(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۳ تعداد دانلود : ۵۴۱
از میان شخصیت های فرهنگی عصر قاجاریه، میرزا اسحاق شمس المعالی نیریزی به جهات متعدد شاخص است. وی، به گواهی معاصران و آثارش، علاوه بر آشنایی با فقه و اصول و تفسیر و فلسفه و ریاضی و نجوم، خوش نویس و ادیبی توانا و شاعری ذواللسانین بوده است. اطلاعات درباره شرح حال او از دو طریق به دست می آید. یکی آثار به جا مانده از خود او و دیگر از منابع و تذکره های هم عصر او. این منابع، به ویژه از آن جهت که برخی از مولفان آنها، با شمس المعالی مجالست و موانست داشته اند، حایز اهمیت بسیار است. مهمترین آنها عبارت اند از : المدایح المعتمدیه از محمد علی بهار اصفهانی؛ گنج شایگان از میرزا طاهر اصفهانی متخلص به شعری؛ حیفه الشعرا از احمد دیوان بیگی شیرازی و تذکره مرآت الفصاحه از داور، شیخ مفید بن میرزا نبی شیرازی. از او با القاب و عناوین بلندی یاد کرده اند. وی در گنج شایگان (503 - 504) چنین توصیف و تعریف شده است: هو الحبر الهمام و البحر الزاخر الطمطام، اصل الحکمه و قانون الادب، شمس المعالی اسحاق شیرازی، حکیمی است فرزانه و هنرمند دانا و بی مانند، عارف به جوامع تفسیر و تاویل، واقف به بدایع اجمال و تفصیل، جامع مراتب زهد و علم و حاوی مراسم قدس و فضل ... هرسطری از افکار دلپذیرش شطری است از حقایق ژرف و هر حرفی از تحقیقات بی نظیرش طرفی است از معانی شگرف، دقیقه های معانیش در لباس حروف، چو در سیاهی شب، روشنی پروین است. به علم درست نویسی در تمام خطوط چنان ماهر و مربوط است که از نسخ و نستعلیق و ثلث و رقاع و ریحان و شکسته، آنچه از خامه اش می تراود و بر نامه می نگارد، بر روی صفحه مانند طره طرا برغره غرا مسلسل است و دلربا، و لطایف معانی در آن الفاظ و مبانی چون آب حیات است درظلمات، روشن و جانفزا...

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان