هادی فرهنگ دوست

هادی فرهنگ دوست

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

خاستگاه و ماهیت نظریه مولد، مبتنی بر تئوری طراحی، با تمرکز بر طراحی در رشته معماری

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۹
 تئوری طراحی، هسته معرفتی و دانش شناسانه در فرایند طراحی، و بن مایه هویت بخش آن است. درک این تئوری به صورتی که به فلسفه علم انسان معاصر نزدیک باشد، باعث می گردد که مسئله تعریف و استفاده از دستاوردهای علمی سایر رشته های مرتبط به معماری، در کنار سایر منابع درون رشته ای مطرح گردد. نکته مهم در این باره، داشتن الگویی است که بتواند بر پیچیدگی های ناشی از بین رشته ای و چندوجهی بودن این مقوله فائق بیاید. همچنین به صورتی این مقوله را باید بیان کند که درک آن برای طراحان، به زبان و روش جدید آنان، یعنی فرایندهای چرخه گونه الگوریتمیک و پارامتریک از مفاهیم، نزدیک باشد. از سویی دیگر، باید توان هماهنگ سازی این جنبه های مختلف غالباً نظری و مرتبط با طراحی معماری را به سمت ایجاد هم افزایی نیز داشته باشد. براین اساس، هدف پژوهش جاری ارائه تعریف سیستماتیکی از تئوری طراحی، در سه سطح، ترویج، تطبیق و تولید علم، در برداشتی فرایند محور و مولد گونه برای ارتقاء آن به نظریه مولد است. پژوهش حاضر، با روش کیفی و نوع بنیادین خود، ضمن اتکای به گردآوری منابع کتابخانه ای و بهره گیری از گفتمان تحلیلی و توصیفی، شکل گرفته است. باتوجه به این که تئوری طراحی در هسته بسیاری از زمینه های مختلف طراحی، از جمله طراحی صنعتی، طراحی مهندسی، طراحی معماری و موارد دیگر قرار دارد، کاربرد نتایج این پژوهش نیز می تواند علاوه بر معماری به سایر رشته های طراحی محور کمک کند. همچنین از لحاظ روش شناسی، دارای دستاورد نوینی در ارائه راهکارهایی ضمنی برای بیان فرایند مواجه با پیچیدگی، بسیط گونگی و ابهام های ناشی از چندوجهی بودن تئوری طراحی است. بدیهی است الگوی ارائه شده برای این امر، موجب شکل گیری ساختار فکری پژوهشگران به سمت دیدگاه های بین رشته ای مبتنی بر مقوله مشترکی به نام طراحی و روش مشترکی به نام واقعیت و داده پنداری می گردد.
۲.

جریان شناسی مطالعات روان شناسی محیطی در معماری

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۱۷
مطالعه روان شناسی محیطی به شیوه جریان شناسی (محتوی و روش شناسی به صورت مستقل)، در بین پژوهشگران این حوزه، نوپاست و کاربردهای زیادی در نگاه کل نگرانه به آن وجود خواهد داشت. مثلاً برای ارائه چارچوب علمی، و رسیدن به استقلال در تولید محتوی علمی و روش تحقیق، یا رسیدن به ملاک های ارزشیابی نسبتاً مستقل، و .... اصولاً، بدین صورت است که می توان جایگاه علمی، کارکرد و ارتباط انواع مطالعات علمی را در این رشته شناخت. پژوهش کیفی حاضر، سعی در بازشناسی مسیر مطالعات صورت گرفته، دسته بندی و شاخص گذاری این مطالعات، با نگاهی جریان شناسانه، به هدف پاسخگویی به نیازهای یک نظریه پردازی اثبات گرا دارد. بدین منظور، ابتدا مطالعات کتابخانه ای بر اساس الگویی برای تفکیک منابع، و بر اساس نگاه زمینه نگر، مورد بازشناسی قرار گرفته است. سپس محتوی آنها بدون توجه به، منظور و هدف مستقیم پژوهشی آنها، صرفاً برای کشف زمینه های مطالعاتی موجود، بررسی شد. در ادامه، متناسب با اهداف پژوهش، دسته بندی اولیه، اصلاح شده و نهایتاً عوامل استحصال شده، به روش سیستماتیک، موردِ ارتباط شناسی قرار گرفته و در الگوی نهایی، متناسب با اهمیت و وزن پژوهشی شان، جایگاه و حوزه نفوذ گرفته اند.
۳.

ظرفیت های فناوری مدلسازی اطلاعات ساختمانی (BIM) در بهره گیری از مبانی نظری رسته ابنیه با محوریت رشته معماری

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
بیان مسئله:مجموعه تغییرات و ارائه نظریات مختلف در علوم انسانی معاصر همزمان شده است با شکل گیری فناوری های ساخت در عرصه ابنیه. مسئله هماهنگی در بهره گیری از داشته های نظری علوم انسانی در خلال این پیشرفت های فنی، به گونه ای که همگامی عرصه نظری (میان افزاری) با عرصه های عملی (نرم و سخت افزاری) نسبت به یکدیگر حفظ گشته، و شاهد بروز فناوری های بی پشتوانه نظری یا برعکس نباشم، امری هویتی گشته است.فناوری مدلسازی اطلاعات ساختمانی، به عنوان راه حلی جامع در عرصه ابنیه، دارای اهمیت روز افزون در این عرصه گشته که کمتر به بررسی پشتوانه ها و توامندی های نظری آن توجه گردیده است. پژوهش جاری به دنبال پاسخ به این سوال است که توامندی های این فناوری در زمینه استفاده از دستاوردها و قابلیت های نظری در فرایند های مرتبط با آن، چیست. روش تحقیق: پژوهش جاری به روش کیفی با ماهیت بنیادین، با استفاده از گرآوردی اسناد کتابخانه ای و تبیین تحلیلی صورت گرفته است. یافته ها و نتایج: بر اساس ترکیب داشت های موجود و ایجاد تغییرات پیشنهاد شده در این پژوهش، ظرفیت بسیار عظیمی در این فناوری برای شکل دهی به نسل بعدی آن، از طریق توجه به نقش مبانی نظری معماری اسلامی و ایرانی و سایر رشته های مرتبط با ابنیه وجود دارد.
۴.

ارائه اصولِ "سبک طراحی فرایندیِ، مبتنی بر واقعیت" در معماری

تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۳۲۹۲
عناصر متفاوتی در شکل گیری محصول معماری، در مراحل و فرایند آفرینش آن نقش دارند که ایجاد هماهنگی بین آن ها، موضوع بسیاری از مطالعات طراحی پژوهی معاصر است. به گونه ای که تفاوت درنحوه سازمان دهی این عوامل، دلیل ایجاد سبک های متنوع طراحی همچون تحلیل-ترکیب، مشارکتی و حدس-تحلیل گردیده است. از سویی دیگر، سبک های طراحی موجود، هنوز ارتباط اندکی با مفاهیم مطرح در مبانی نظری برقرار می کنند، زیرا زبان بیانی متفاوتی دارند. پژوهش حاضر با درک این ضرورت، با توجه به نقش ساختاری عوامل مختلف شکل دهنده به "واقعیت" ها در نظام طراحی معماری، تلاش دارد واقعیت ها را به گونه ای سازمان دهی کند که علاوه بر نقش مستقل و ساختاری خود، در کنار یکدیگر، قابی محدود، معنی دار و هدفمند، برای پاسخ به نیازهای طراحی ایجاد کند. استفاده از روش فرایند نگاری در مدل سازی این روند تحلیلی و تفسیری، روش پژوهش کیفی حاضر است. زیرا فرصتی برای ادراک بهتر جایگاه هر یک از عوامل، و همچنین چگونگی تأثیرگذاری آن ها بر یکدیگر را فراهم می کند. هدف مهم این پژوهش، استفاده عملیاتی از نمودهای واقعیت در معماری، از طریق ارائه الگوئی است که، افزایش جامعیت در عین انعطاف و کارایی را ممکن کند. بدین منظور، با استفاده تحلیلی از منابع کتابخانه ای، استحصال پیشینه و نظریات ارائه شده، نهایتاً عوامل مختلف در شکل گیری واقعیت ها، ریشه شناسی شدند، سپس انواع الگوهای هم نشینی این یافته ها ایجاد، و کاراترین الگوی فرایندی بر اساس شاخص دستیابی موثرتر به اهداف پژوهش، انتخاب و در انتهای این پژوهش ارائه گردید. می توان کاربرد نتایج چنین بستر فرایندنگاری شده ای را، در بستر سازی ایجاد یک سبک طراحی، خصوصا برای استفاده تسهیل شده تری از فناوری های واقعیت مدار همچون BIM عنوان کرد، به گونه ای که مراحل مختلف بهرهگیری از مبانی نظری، برای دست یابی به نمودهای واقعی، در این پژوهش پایه ریزی شده است. ضرورت پژوهش حاضر در ایجاد نظریه ای به عنوان پشتیبان، توسعه دهنده و هماهنگ کننده مبانی نظری با فناوری های واقعیت مدار، قابل بیان است.
۵.

گفتمان شناسی تحلیلی پیرامون تفکرات طراحیِ سامانه نگر در معماری معاصر

تعداد بازدید : ۶۷۸۰ تعداد دانلود : ۷۲۰۷
معماری معاصر خصوصا از دهه 50 قرن بیست میلادی به بعد، تلاش هایی برای شناخت طراحی و فرایندهای مختلف آن را شاهد بوده است. همزمانی نسبی این تلاش ها با همایش های علمی میان رشته ای خصوصا در دهه30 و40 میلادی، به معنای شروع تفکراتی بود که به دنبال ایجاد چارچوب های کل نگرانه برای سامان دهی به محتوی و روش علوم بود. این تلاش ها در علوم بسیاری، از مدیریت و جامعه شناسی گرفته تا علوم مهندسی وارد شد و باعث شکل گیری چارچوب هایی در چند میان رشته ای جدید همچون سایبرنتیک و...، شد. در میان رشته ای های موجود همچون معماری، رویکردهای متفاوتی را شامل شد که در این پژوهش ضمن بازشناسی آنها، دسته بندی جدیدی بر اساس موضع گیری آنها نسبت به مفهوم سامانه معماری، ارائه شده است. سامانه معماری به عنوان نتیجه ای ناشی از ورود تفکر سیستمی به حوزه معماری، مفهومی نظری است که ریشه های اصلی آن بر اساس پیچیدگی های ناشی از پیشرفت سریع علوم و فنون مرتبط با معماری توسط بسیاری از نظریه پردازان و طراحان معماری، بارها مورد توجه ضمنی قرار گرفته، و خواهان شکل گیری چنین چارچوبی شده اند. بر این اساس میتوان، نقش پژوهش کیفی حاضر را، در تحلیل رویکردهای فوق( دسته بندی منابع، روش ها و خصوصیات کلی گفتمان های مطرح در منابع کتابخانه ای) ، بدین صورت بیان کرد که سوالات و الزمات علمی برای پیاده سازی یک چارچوب جامع و روشمند در معماری، از درون پژوهش های نظریه پردازنه معاصر، را احصاء کرده، و با ترکیب نتایج پژوهش های انتخاب شده و مقایسه آن ها با یکدیگر، نتایج مستندی از کیفیت نیاز به تفکر سامانه نگر(سیستمی) در معماری ارائه کرده است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان