رف

رف

رف سال اول پاییز 1400 شماره 2

مقالات

۱.

مکانیسم های تولید فضا در فرآیند انباشت سرمایه در آراء هانری لوفور، دیویدهاروی و ادوارد سوجا

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۶
فضا به یکی از مؤلفه های اساسی در تحلیل های شهری تبدیل شده است. درواقع شهرها مهم ترین بستر تولید فضا بوده و هدف فضاهایی که با سرمایه شکل گیرد، تضمین شرایط لازم برای تولید و بازتولید روابط سرمایه داری است. براین اساس مقاله حاضر به شیوه توصیفی - تفسیری و با روش بازبینی سیستماتیک منابع و اسناد، فرایندهای تولید فضا و سپس فرآورده های آن را با استناد به دستگاه فکری لوفور و هاروی و در نهایت دیالکتیک اجتماعی - فضایی ادوارد سوجا و اشتراکات نظری آنان به عنوان هدف اصلی پژوهش، موردبررسی قرار می دهد. آنچه از این پژوهش می توان نتیجه گرفت نیز این است که روابط تولیدی در شهر میان قدرت حاکم و طبقه فرودست با تولید فضای جدید بازتولید می شود و قدرت با شیوه جدید تولید می کوشد تا نظم فضایی جدیدی را همراه با ابزار تولید خود در شهر و فضاهای آن ایجاد کند. در این بین علاوه بر یک محیط تولیدی، محیط مصرفی نیز شکل می گیرد که مستقیماً بر زندگی روزمره شهروندان تأثیرگذار است. این امر به شیوه های متفاوتی در آراء هر سه اندیشمند بیان شده است همچنین تحلیل دیدگاه ها نشان دهنده این است که هاروی در بیان سه مدار گردش سرمایه با تکیه بیشتر بر رفتار سرمایه دارانه و سوجا در بیان دیالکتیک اجتماعی- فضایی و تأکید بر درک شیوه های جدید و متفاوت تفکر فضایی هر دو به نحوی وام دار اندیشه های لوفور بوده و به بسط دیالکتیک فضایی وی پرداخته اند.
۲.

توسعه پایدار گردشگری و حفاظت در پلان مدیریت منظر فرهنگی برج قابوس

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
مناظر فرهنگی از انواع میراث با ارزش بشری است که  در سطح جهانی با توجهات نوینی روبرو شده اند. مطالعات این مقاله، با دیدگاه ساماندهی منظر فرهنگی- طبیعی برج قابوس، به مطالعه یکی از صد منظر  شگفت انگیز ایران با هدف احیا و توسعه پایدار گردشگری، برج قابوس، واقع در استان گلستان، شهرستان گنبد به عنوان نمونه مطالعاتی می پردازد. حفاظت از مناظر فرهنگی- طبیعی با توجه به توسعه پایدار از یک سو و کمک به تداوم ارزش های زیبایی شناسانه و تاریخ نگارانه در مناظر از سوی دیگر، یافتن راهکار های حفاظتی در خصوص مناظر فرهنگی را اجتناب ناپذیر می گرداند. امروزه در میان شیوه های حفظ و بازنمایی بناها و محوطه های تاریخی، بهره گیری از طرح احیا به منظور بازگرداندن آن ها به جریان زندگی اجتماعی مردم، بسیار گسترش یافته است. یکی از مهم ترین و اصلی ترین بخش های این کار، اعطای کاربری متناسب با هویت محوطه های تاریخی است. حال این سوال مطرح می گردد که با توجه به ویژگی ها و شرایط خاص هر محوطه تاریخی روند اعطای کاربری جدید و انطباق فعالیت های انسانی با آن از چه طریقی شناسایی و پیاده سازی می شود. رویکرد اصلی در این تحقیق، پژوهش موردی است که در آن با بهره گیری از روش تفسیری تاریخی به جمع آوری داده های ارزشمند برای شناخت بهتر محوطه تاریخی برج قابوس و توانایی های بالقوه آن اقدام شود. حفاظت و مرمت منظر برج قابوس با هدف تقویت کیفیت و زیبایی منظر از طرفی می تواند به احیای زیرساخت های طبیعی و فرهنگی منطقه کمک کند و از دیگر سو، بنیادهای اقتصادی و گردشگری آن را در چارچوب توسعه پایدار تقویت کند. از این رهگذر پژوهش در راستای انجام مطالعات و طرح دیدگاه مرمت منظر طبیعی - تاریخی منطقه به منظور احیا و بازسازی آن ضروری به نظر می رسد. احیا، حفاظت و تقویت منظر فرهنگی و تاریخی محوطه به عنوان گامی مهم و اقدامی اساسی در احیا و مرمت منظر سایت قلمداد می شود. دستیابی به اهداف توسعه پایدار و توجه به چشم انداز پایدار منطقه در آینده، جزء اصلی و جدایی ناپذیر دیدگاه های جامع و امروزی در هر طرح مرمت منظر است.  هدف این تحقیق، مشخص کردن عملکردها و فعالیت ها و برنامه هایی تطبیق پذیر با فرهنگ بومی، اقلیم و نیازهای منطقه است که برای گردشگران در نظر گرفته شوند و با دخالت محدود در منظر برج و افزایش کیفیت ارائه خدمات، همراه گردد. توجه به پایداری در توسعه، انعطاف پذیری، فراهم آوردن بستری مناسب برای مشارکت مردم نیز، مدنظر قرار گرفته است. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی تحلیلی در بستری از مطالعات کتابخانه ای و همچنین مشاهدات میدانی متعدد، بهره گیری شده است.
۳.

شناخت معماری کینتیک و فاکتورهای موثر بر گونه شناسی آن

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۶
معماری کینتیک گونه خاصی از معماری با تکنولوژی پیشرفته است که ساختمان ها را قادر می سازد تا متناسب با هدف پروژه، نیازهای کاربران، شرایط محیطی (محیط ساخته شده و اقلیم) و اقتضائات زمانی، انواع حرکت (اعم از واقعی، غیرفضایی و مجازی) را در اجزای مختلف سیستم از قبیل پوسته و نما، فضاهای داخلی، اجزای سازه و حتی کل ساختمان به صورت یکپارچه ایجاد کند. این معماری به علت مباحث میان رشته ای و تعدد فناوری های درگیر با چالش هایی مواجه است و پیشرفت های علوم رباتیک، مکانیک و الکترونیک و سازه های پاسخگو به طراحی کینتیک برای این رویکرد نوین ضروری است. لذا هدف از این پژوهش ارائه تعاریف مشترک برای مفاهیم میان رشته ای و ارائه یک چارچوب نظری و مفهومی مشترک برای طراحی معماری کینتیک و دسته بندی انواع آن متناسب با هدف طراحی است که می تواند کمک شایانی به انتخاب سیستم کینتیک  مناسب و مطلوب در هر پروژه کند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات اسنادی و کتابخانه ای به مرور تعاریف و مفاهیم وابسته به حرکت و جنبش در معماری می پردازد و انواع دسته بندی های ارائه شده از سوی پژوهشگران و رویکردهای ایشان و نیز مراحل و استراتژی های طراحی کینتیک را مورد بررسی قرار می دهد. این بررسی ها نشان داد که می توان با مد نظر قرار دادن مواردی چون نوع مکانیزم و محل حرکت، میزان جنبش، پیکره سیستم، تکنیک های کنترل و نحوه بهره برداری از ساختمان دسته بندی های متنوعی برای معماری کینتیک ارائه داد که هریک به تنهایی پاسخگو نبوده و جهت عرضه کاربردی ترین طبقه بندی نگاهی جامع به کلیه این موارد راهگشا خواهد بود. این پژوهش همچنین نشان داد که طی سال های اخیر تمایل فزاینده ای در مورد تحقیق و بکارگیری سیستم های کینتیک در زمینه کاهش مصرف انرژی و استفاده از آن در نمای ساختمان وجود دارد و آن چه در زمینه مطالعات معماری کینتیک مهجور مانده، پژوهش در زمینه کاربرد سیستم های کینتیک در ساختار فضاهای داخلی، سازه و استفاده از پتانسیل های حرکتی فضاهای داخلی در جهت تامین امنیت و مطابقت با نیازهای کاربران، انعطاف پذیری فضا، تامین دید و منظر مناسب و متنوع می باشد. 
۴.

روش های عددی برای توضیح الگوی کاربرد رنگ در پوسته گنبدهای دوره صفوی

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۷
سیر تکوین معماری سنتی ایران با ظهور عناصری هویت ساز چون گنبد در جهت نوعی کمال گرایی حرکت می کند. گنبد ایرانی به لحاظ وجهه اصیل تاریخی، مبانی نظری قوی، ویژگی های منحصر به فرد نیارشی و خنک نگه داشتن فضای تحت پوشش خود به عنوان یک المان مهم در معماری مطرح می شود که در انواع بناها به کار گرفته شده است. گنبد در واقع ارائه یک معماری کامل است، چه آن جا که کاربرد سازه ای داشته و چه آن جا که  نمادی از حقایق ماورائی باشد. در واقع گنبد به عنوان یک نشانه شهری با شکستن خط آسمان و هدایت دید به سمت دنیای پرنقش و نگار خود، به خوانایی فضا کمک می کند. در فرایند شکل دادن به فضا در معماری ایرانی، شاهد انتزاع رنگ ها و تصاویر در ساختمان ها هستیم. معمار ایرانی با استفاده از آرایه های متنوع دست به آفرینش می زند. اوج تجلی و نمایش صفات آرایه ها در گنبد نمایان می شود و رنگ که به عنوان یک عنصر بصری کارآمد در منظر شهری مطرح است، این شکوه و جذابیت را دو چندان می نماید. در واقع رنگ، ابزاری است که معمار می تواند به وسیله آن فرم را هویت بخشد و منطق بصری فضا را تحت تاثیر قرار دهد. رنگ ها در گنبد راوی معنایی عمیق و عرفانی هستند که ذهن بیننده را در راستای کشف و شهود سوق می دهند. نقش ها، اشکال و الگوهای اسلیمی و هندسی، همراه با استفاده آگاهانه از رنگ و توجه به هارمونی و تضاد، در سایه نظمی بدیع، گنبد را به عنوان یک عنصر شاخص معنایی مطرح کرده و حس هماهنگی و پیوستگی را به ذهن بیننده متبادر می سازد.هر رنگ روی گنبد بخشی از کلیت بزرگتری است که بازتابی از مفهوم بنیادینی دارد، تا حقیقتی ماورائی را تصویر کند. اوج این هنرنمایی و رمزپردازی را در دوره صفویه شاهد هستیم. این پژوهش می کوشد تا با بررسی چگونگی همنشینی رنگی در پوسته بیرونی گنبدخانه ها در دوره صفوی، الگوی رنگی را ارائه دهد تا برای فضاسازی با هویت در معماری امروز ایران قابل استفاده باشد. در این پژوهش از روش مدل سازی رایانه ای و ازمودن نتایج به شیوه استدلال منطقی و مشاهده و تجربه استفاده شده است.
۵.

تحلیل سبک معماری نما های آثار وارطان هوانسیان در تهران از سال 1339-1300

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۷
نماسازی و طراحی نما در فرایند طراحی معماری بنا همواره از اهمیت بنیادین برخوردار بوده است، در این راستا مفاهیم تأثیرگذار معماری غرب بر اندیشه معماران ایرانی و سیر و تحول سبک های مدرن، آرت دکو، سبک بین الملل و استریم لاین و تمایز هر یک از این سبک ها در طراحی نماهای آثار معماری وارطان هوانسیان تأثیر به سزایی دارد. مهم ترین هدف این مقاله تحلیل و ارزیابی سبک های به کاررفته در طراحی نماهای ساختمانی از آثار وارطان هوانسیان است. با این فرض که سبک نماهای به کاررفته در آثار وارطان چه تأثیراتی از سبک اروپایی گرفته است. این پژوهش با طرح تحقیق مطالعه تطبیقی به پرسش های تحقیق پاسخ می گوید. در این نوشتار ابتدا از لحاظ تاریخی به تحلیل نماهایی وارطان هوانسیان از سال 1339-1300می پردازیم سپس شباهت های هر یک از آثار را بررسی و نتایج حاصل از آن با سبک های اروپایی مقایسه می شود. از نظر تاریخی سبک معماری وارطان به چهار دسته نئوکلاسیک، آرت نوو، آرت دکو و مدرن تقسیم می شود. با تحلیل و ارزیابی آثار او به این نتیجه دست خواهیم یافت که در دوره اول 1319-1300، سبک طراحی نما بیشتر مدرن استفاده شده است. در دوره دوم 1329-1320، سبک طراحی نما پر تزئین تر و بدون تقارن، نسبت به دوره اول است و به سبک آرت دکو توجه شده است. در دوره سوم 1339-1330، سبک طراحی نما تزئینات کمتر و بدون تقارن، نسبت به دوره اول و دوم است و هم از سبک آرت دکو و مدرن بهره گرفته است. بیشتر آثار او شاخص های تقارن، پر و خالی، سایه روشن، گوشه های گرد در نما، تزئینات در پنجره ها و بالکن های بیرون زده مطرح است و هرکدام از این ویژگی ها مربوط به سبک های مختلف در آثار او است.
۶.

خاستگاه و ماهیت نظریه مولد، مبتنی بر تئوری طراحی، با تمرکز بر طراحی در رشته معماری

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۱
 تئوری طراحی، هسته معرفتی و دانش شناسانه در فرایند طراحی، و بن مایه هویت بخش آن است. درک این تئوری به صورتی که به فلسفه علم انسان معاصر نزدیک باشد، باعث می گردد که مسئله تعریف و استفاده از دستاوردهای علمی سایر رشته های مرتبط به معماری، در کنار سایر منابع درون رشته ای مطرح گردد. نکته مهم در این باره، داشتن الگویی است که بتواند بر پیچیدگی های ناشی از بین رشته ای و چندوجهی بودن این مقوله فائق بیاید. همچنین به صورتی این مقوله را باید بیان کند که درک آن برای طراحان، به زبان و روش جدید آنان، یعنی فرایندهای چرخه گونه الگوریتمیک و پارامتریک از مفاهیم، نزدیک باشد. از سویی دیگر، باید توان هماهنگ سازی این جنبه های مختلف غالباً نظری و مرتبط با طراحی معماری را به سمت ایجاد هم افزایی نیز داشته باشد. براین اساس، هدف پژوهش جاری ارائه تعریف سیستماتیکی از تئوری طراحی، در سه سطح، ترویج، تطبیق و تولید علم، در برداشتی فرایند محور و مولد گونه برای ارتقاء آن به نظریه مولد است. پژوهش حاضر، با روش کیفی و نوع بنیادین خود، ضمن اتکای به گردآوری منابع کتابخانه ای و بهره گیری از گفتمان تحلیلی و توصیفی، شکل گرفته است. باتوجه به این که تئوری طراحی در هسته بسیاری از زمینه های مختلف طراحی، از جمله طراحی صنعتی، طراحی مهندسی، طراحی معماری و موارد دیگر قرار دارد، کاربرد نتایج این پژوهش نیز می تواند علاوه بر معماری به سایر رشته های طراحی محور کمک کند. همچنین از لحاظ روش شناسی، دارای دستاورد نوینی در ارائه راهکارهایی ضمنی برای بیان فرایند مواجه با پیچیدگی، بسیط گونگی و ابهام های ناشی از چندوجهی بودن تئوری طراحی است. بدیهی است الگوی ارائه شده برای این امر، موجب شکل گیری ساختار فکری پژوهشگران به سمت دیدگاه های بین رشته ای مبتنی بر مقوله مشترکی به نام طراحی و روش مشترکی به نام واقعیت و داده پنداری می گردد.