فرشته بهرامی پور

فرشته بهرامی پور

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تحلیل نقش شبکه های اجتماعی مجازی در مذاکرات هسته ای وین

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
امروزه تقریباً بیشتر سیاستمداران کشورهای جهان، در شبکه های اجتماعی اینترنتی حضور دارند و در حساب های کاربری شان، متن ها و گزارش های کاری را منتشر می نمایند. نقطه اوج این فعالیت ها را می توان در دوران مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 مشاهده کرد. سؤال اصلی که در اینجا مطرح می شود این است که: نقش شبکه های اجتماعی درروند مذاکرات هسته ای وین چگونه بوده است؟ برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شده است. تمام داده ها با بهره مندی از روش تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرارگرفته است. نتایجی که در پاسخ به پرسش فرعی نخست حاصل شد نشان داد که تعامل با مردم، مدیریت افکار عمومی و استفاده از زبان انگلیسی بخشی از نقاط قوت گروه مذاکره کننده هسته ای ایران در استفاده از شبکه های اجتماعی بوده است و از سوی دیگر، نداشتن راهبرد، بی نظم بودن و نداشتن مشاور رسانه ای را نیز می توان در لیست نقاط ضعف مذاکره کنندگان در استفاده از این شبکه ها جای داد. در بخش دیگری از نتایج و در پاسخ به پرسش فرعی دوم مشخص شد که شکستن انحصار رسانه ای جریان اصلی، بالا بردن سرمایه اجتماعی مردم نسبت به مسئولان و تعامل مستقیم با مردم جهان و سخن رودررو با افکار عمومی از مهم ترین اهدافی است که گروه مذاکره کننده هسته ای با استفاده از شبکه های اجتماعی در پی آن بوده است و اما از دید مصاحبه شوندگان این پژوهش، پوشش رسانه ای، ابزار جنگ روانی، جریان سازی رسانه ای، بسترسازی تحلیل اخبار و مکمل جریان گردش آزاد اطلاعات از مهمترین کارکردهایی است که شبکه های اجتماعی در مذاکرات هسته ای داشتند.
۲.

مقایسه اقتصاد مقاومتی و پارارادایم های جریان اصلی توسعه: امکان یا امتناع دستیابی به سنتزی نوین

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۸
فهم جایگاه نظری الگوی اقتصاد مقاومتی جهت تبیین ویژگی های آن و استفاده از تجربه سایر نظریه های توسعه اقتصادی برای دستیابی به الگویی کاربردی و عملی در ایران ضروری به نظر می رسد. پرسشی که در پژوهش حاضر مطرح می شود این است که الگوی اقتصاد مقاومتی چه شباهت ها و تفاوت هایی با نظریات جریان اصلی توسعه، یعنی مکتب نوسازی و مکتب وابستگی دارد؟ و آیا می توان الگوی اقتصاد مقاومتی را به عنوان سنتزی نوین در بحث توسعه دانست؟ پژوهش حاضر با بهره گیری از روش مقایسه ای بر آن است که ویژگی های دو نظریه نوسازی و وابستگی را با الگوی اقتصاد مقاومتی مقایسه کرده و به شباهت ها و تفاوت های آنها پی ببرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوی اقتصاد مقاومتی هرچند شباهت هایی با دو نظریه نوسازی و وابستگی دارد اما تفاوت های قابل توجهی نیز دارند که الگوی اقتصاد مقاومتی را به سنتزی نوین برای تبدیل شدن به یک الگوی توسعه تبدیل کرده است؛ از این رو ماهیت مستقلی دارد و نمی توان آن را در زمره هیچ یک از نظریه های مذکور به شمار آورد. 
۳.

بررسی ماهیت اقتصاد مقاومتی و نظریه های توسعه اقتصادی

تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۲۲۸
مفهوم توسعه بعد از جنگ جهانی دوم گسترش یافت، به گونه ای که در اواخر قرن بیست و در قرن بیست و یکم قدرت کشورها بر اساس میزان توسعه یافتگی به ویژه توسعه اقتصادی تعریف می شود. از این رو تلاش هایی برای ارائه الگوهای توسعه در جوامع مختلف شکل گرفت که نتیجه آن طرح نظریاتی در این زمینه بود. این نظریه پردازی برای دستیابی به الگوی مطلوب توسعه هیچ گاه متوقف نشده است و همچنان ادامه دارد. دیدگاه های اولیه مبتنی بر توسعه خطی بود اما مکاتب بعدی آن را رد کردند و بر الگوی توسعه بومی تأکید داشتند. ایران نیز پس از انقلاب اسلامی سعی کرد تا الگوی پیشرفت و توسعه به ویژه در حوزه اقتصادی خود را تدوین کند و نهایتاً در سال 91 الگوی اقتصادی مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری مطرح شد. سؤالی که در پژوهش حاضر مطرح می شود این است که آیا الگوی اقتصاد مقاومتی یک الگوی جدید است و یا برگرفته از نظریه های توسعه ای است که قبلاً مطرح شده اند؟ در پاسخ به این سؤال این فرضیه به سنجش گذاشته می شود که هرچند الگوی اقتصاد مقاومتی با توجه به مؤلفه های بومی ایران تعریف شده است، اما درواقع ترکیبی از نظریه های نوسازی و وابستگی است که پیش تر ارائه شده است؛ از این رو نمی توان آن را یک الگوی جدید دانست، اما به هر شکل ماهیت مستقلی دارد. این پژوهش در چارچوب الگوهای توسعه بررسی می شود. روش تحقیق در این پژوهش، مقایسه ای و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اینترنتی است.
۴.

تأثیر سیاست انرژی آمریکا بر نقش و جایگاه اوپک در بازار جهانی انرژی

تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۷۸
اوپک به عنوان مهم ترین سازمان بین المللی صادرکننده نفت، همواره نقش مهمی در بازار انژری جهانی داشته، لیکن تحت تأثیر متغیرهای مختلفی از جمله سیاست های انرژی کشورهای تولیدکننده غیر عضو همچون ایالات متحده بوده است. ازجمله چالش هایی که اوپک در دوران حیات خود همواره با آن دست به گریبان بوده است، سیاست قدرت های بزرگ و به طور خاص سیاست انرژی کشورهای غیر عضو اوپک است. آمریکا یکی از این قدرت ها است که رویکرد هژمونیک آن به منابع نفت و گاز خود، تهدیدات و محدودیت هایی را فراروی اوپک در دستیابی به اهداف تعیین شده این سازمان قرار داده است. پرسش اصلی پژوهش این است که سیاست های انرژی آمریکا چه تأثیری بر جایگاه اوپک در بازار انرژی داشته است؟ برای پاسخ به این پرسش، فرضیه ذیل به سنجش گذاشته شده است: رویکرد هژمونیک گرایی آمریکا به ظرفیت های انرژی خود، زمینه تنزل جایگاه و نقش حاشیه ای اوپک در بازار جهانی انرژی را فراهم ساخته است. فرضیه حاضر در چارچوب مضامین و مفروضات نظریه ثبات هژمونیک در آراء کسانی چون رابرت گیلپین و کیندلبرگر مورد واکاوی قرار می گیرد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان