مهدی دوازده امامی

مهدی دوازده امامی

مدرک تحصیلی: دکترای پژوهش هنر دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

صنایع دستی تجلی یافته در مسجد-مدرسه چهارباغ اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۸۶۸
مسجد- مدرسه چهارباغ اصفهان به عنوان گنجینه ای از هنر و معماری اواخر عهد صفویه دارای اهمیت بسیاری است. این هنرها در جایگاه صنایع دستی اصیل ایرانی از ظرفیت پژوهشی مناسبی برخوردار هستند. پژوهش پیش رو تلاش دارد ضمن تبیین اهمیت جایگاه هنرهای مذکور در این بنا، آن ها را از حیث ساختار و محتوا موردمطالعه قرار دهد. تا زمینه ساز پاسخ به مهم ترین پرسش این پژوهش باشد که: صنایع دستی در مسجد-مدرسه چهارباغ دارای چه گونه هایی هستند؟ و مهم ترین ویژگی های به کاررفته در آن ها چیست؟ در پژوهش حاضر که از لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی است؛ تعیین جامعه آماری با توجه به تعدد نمونه ها و فضای اندک مقاله، به صورت هدفمند انجام گرفته است. لازم به ذکر است اطلاعات به شیوه میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده اند؛ و یافته ها به صورت کیفی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند، مشاهدات میدانی نشان می دهد که صنایع دستی این بنا از جهت تکنیک شامل، ناب ترین هنرهای منقوش و مکتوب حوزه کاشی کاری، حجاری، فلزکاری، گچ بری و هنرهای چوبی است که دربردارنده نقوش هندسی، نقوش گیاهی و خوشنویسی هستند. در کنار این هنرهای منقوش، این بنا مزین به کتیبه هایی است که بر بستر فلز، چوب، سنگ و حتی دست بافته زیلو اجراشده اند، این کتیبه ها مجموعه ای از آثار خطاطان معروف عهد صفوی همچون محمد صالح و عبدالرحیم جزایری بوده و دربردارنده مهم ترین خطوط ایرانی-اسلامی اند، در بعد مضامین نیز موضوعاتی همچون: آیات قرآن، احادیث، مدح ائمه اطهار و به خصوص حضرت علی (ع) و تمجید از حامی بنا مشاهده می شود. در نهایت، مقایسه اطلاعات نشان می دهد که ساختار و محتوای صنایع دستی به کاررفته با محل قرارگیری و کاربری هر بخش و درمجموع با کاربری اصلی بنا در هماهنگی کامل است. تقسیمات چهارگانه و کهن الگوی چلیپایی و همچنین تقارن های گوناگون، نحوه اجرای صنایع دستی در مقیاس خرد و کلان جایگاه ویژه در این بنا دارند. همچنین متناسب با کاربری علمی بنا و نظم حاکم بر علوم اسلامی، از گره ها و نقوش نظام مند هندسی استفاده شده است. به علاوه، تناسب معنادار پیام ها و مضامین هنرهای مکتوب با کاربری علمی-مذهبی قابل تأمل است.
۲.

ضرورت توجه به جنبه های فطری در آموزش صنایع دستی معاصر

تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
پیدایش رشته صنایع دستی در دانشگاه های کشور نقطه عطف آموزش هنرهای صناعی به شیوه علمی و زیر نظارت متخصصان این عرصه بوده که موجب گردیده است طیف مطلعی از هنرمندان و صاحب نظران به عالم هنر اضافه شوند. این امر با توجه به موضوعاتی هم چون فضای کارگاهی و تجهیزات، در کنار استادکاران سنتی و اساتید دانشگاهی صورت گرفته اما در این بین هنوز هم افرادی وجود دارند که شیوه های تاریخی استاد و شاگردی را سرلوحه یادگیری قرار داده و عمری را به شاگردی نزد اوستادی سپری می کنند. اما در سال های اخیر به نظر می رسد تقابل فرهنگ ایرانی اسلامی با نافرهنگ وارداتی و همچنین تقابل شیوه های سنتی با روش های مدرن تولید، چالش هایی را در آموزش و تولید صنایع دستی به وجود آورده است. اینجاست که تخصص صرف، کفایت نمی کند و اهمیت لزوم تعهد و اخلاق گرایی هنرمند قوت می گیرد. اما دستیابی به این مهم، بدون توجه به ملزومات بنیادی در درک ماهیت و روش عملکرد صنایع دستی ناممکن به نظر می رسد. در این پژوهش، هدف بر آن بود تا ضمن معرفی و توضیح برخی از این ملزومات، ارتباط بین این مفاهیم و صنایع دستی مورد ارزیابی قرار گیرند تا لزوم جهت گیری آموزشی در این راستا، مشخص گردد. لذا این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بوده است: جدا از آموزش مباحث فنی و هنری، چه مواردی باید به دانشجویان رشته صنایع دستی آموزش داده شود تا آثار تولید شده در این شاخه از غنا و اصالت فرهنگی و دینی برخوردار گردند؟ به نظر می رسد که آشنا نمودن دانشجویان با بحث فطرت و کمال و جایگاه آن در هنر (حتی به صورت اجمالی) می تواند تاثیرات قابل ملاحظه ای بر درک صحیح دانشجویان از نحوه عملکرد آثار صنایع دستی در برقراری ارتباط با مخاطب خود داشته باشد. لذا در این پژوهش کیفی، از روش توصیفی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به شیوهکتابخانه ای و میدانی استفاده شده و جامعه آماری آن، غیر احتمالی و بر مبنای عینیت هماهنگی با اهداف و فرضیه های پژوهش انتخاب شده است. نتایج حاصل از پژوهش، مشخص کرد که آشنایی دانشجویان با مبحث فطرت و کمال و کاربرد آن در هنر، می تواند تاثیرات مثبت و عمیقی بر صورت آثار تولید شده در حیطه صنایع دستی بگذارد.
۳.

مطالعه تطبیقی واقعه معراج در نگاره معراج سلطان محمد و متن معراجیه های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۱
معراج پیامبر(ص) یکی از مباحث مهم اعتقادی اسلام است که در متون ادبی و آثار هنری بازتاب یافته است. نگاره معراج اثر سلطان محمد، نگارگر قرن 9 ه.ق. و معراجیه های نظامی گنجوی شاعر قرن 6 ه.ق.، ازجمله بهترین این آثار هستند. این پژوهش سعی دارد تا نقش قابلیت های رسانه ای دو حوزه نگارگری و ادبیات در بازتاب عظمت شخصیت پیامبر(ص) را مورد ارزیابی قرار داده و از منظر بینامتنیت، به مطالعه تطبیقی نگاره معراج سلطان محمد و متن معراجیه های نظامی بپردازد تا زمینه ساز پاسخ به این سؤال باشد که: "نگاره معراج سلطان محمد چگونه و به چه میزان توانسته است به متن معراجیه نظامی وفادار باشد؟" و "کدام یک از این دو اثر بازتاب بهتری از عظمت پیامبر(ص) در قالب موضوع معراج داشته اند؟" لذا عناصر به کاررفته در هر دو اثر با معیار قرآن سنجیده شده و سپس تطبیق مؤلفه های دو اثر انجام گردیده است. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی است. روش یافته اندوزی، کتابخانه ای و اسنادی بوده و روش تحلیل یافته ها، کیفی است. به نظر می رسد که: نگاره معراج اثر سلطان محمد باوجود برخی نوآوری ها، به میزان قابل توجهی به متن معراجیه اثر نظامی وفادار بوده و درعین حال هر دو اثر دربرگیرنده عناصر اصلی رخداد عظیم معراج مطابق با قرآن و احایث هستند.
۴.

گونه شناسی تطبیقی خاتم غیرمثلث(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۲۸۸
آنچه از واژه هنر خاتم در ذهن نقش می بندد، سطحی است که با مثلث های کوچک پوشانده شده است. این روش، خاتم مثلث نام دارد، ولی شیوه های دیگری نیز وجود دارند که در آن ها به جای مثلث از دیگر نقوش هندسی استفاده شده است. این آثار به طور کلی در گروه خاتم غیرمثلث دسته بندی می شوند. گروه خاتم غیرمثلث که شیوه های مختلف و نقوش متعددی را نیز شامل می شود، به سرعت در حال فراموشی است. همین امر باعث شده تا حدس های نادرستی درباره نحوه تولید برخی از این نقوش شکل بگیرد. شناخت دقیق دسته بندی و شیوه تولید این نقوش می تواند یارای اصلاح دیدگاه ها و حفظ این هنرها باشد. مسأله نخستین پژوهش حاضر این است که: «اصولاً هنر خاتم غیرمثلث چیست و چه انواعی را در برمی گیرد؟»آنگاه می توان این پرسش را مطرح کرد که: «مبانی فنی انجام هر کدام به چه صورت است؟». همچنین دلیل شکل گیری تعابیر نادرست پیرامون شیوه انجام برخی از این هنرها نیز بررسی می شود. در این پژوهش به علت عدم امکان تغییر همه متغیرها و الزام استفاده از شیوه سنّتی، از روش مطالعات نیمه تجربی[i] استفاده شد و اطلاعات به طریق کتابخانه های و میدانی (مشاهده ای و کارگاهی) گردآوری شد و برای ارائه اطلاعات از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شد. نتایج، حاکی از وجود گونه های متنوع در هنر خاتم و شناسایی و تفکیک برخی شاخه های دیگر است که به دلیل وجود شباهت هایی، به اشتباه در گروه خاتم قرار گرفته اند، درحالی که به طور کل با این شاخه هنری متفاوت هستند. بازشناخت و احیای هنر فراموش شده نوارچینی و معرفی دو گونه جدید در خاتم مربع از جمله دست آوردهای دیگر این مقاله است.
۵.

مطالعه تطبیقی دو حکایت با درون مایه جدال از سعدی و بازنمود آنها در دو نگاره از کمال الدین بهزاد و رضا عباسی با نظر به مبانی بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۰۸ تعداد دانلود : ۹۴۷
نگارگری و ادبیات به عنوان دو گنجینه اصلی هنر ایرانی در طول تاریخ پیوندی قوی داشته اند و شناخت هرچه بهتر آنها موجب ارتقای سطح فرهنگی و هویتی ایرانی-اسلامی خواهد شد. با توجه دقیق به وضع موجود و پژوهش های قابل دسترس، می توان دریافت که انتخاب موضوعی واحد در هر دو حوزه، مقوله ای است که کمتر به آن پرداخته شده است. ضرورت این تحقیق دستیابی به شناخت عمیق در راستای شفاف سازی روابط پنهان بین دو مقوله نگارگری و ادبیات و درک روابط انسانی و اجتماعی حاکم بر فضای روحی هنرمندان این دو حوزه است. لذا این پژوهش با مطالعه موردی و تطبیقی دو نگاره،   "" مجادله ای در حضور قاضی "" و "" جدال سعدی با مدعی "" از دو نگارگر بنام ایران، کمال الدین بهزاد و رضا عباسی با موضوع واحد "" جدال "" که هر دو بازتابی از داستان های سعدی شیرازی با عناوین ذکرشده است، سعی در بررسی این فرضیه دارد که با توجه به تقدم زمانی نگاره جدال کمال الدین بهزاد، امکان الگوگیری رضاعباسی از کمال الدین بهزاد در هر دو مرحله انتخاب موضوع اثر و نیز نحوه بازتاب وجود دارد. مهم ترین هدف پژوهش حاضر، تحلیل تأثیرگذاری ها و تأثیرپذیری های دو نگاره و تبیین میزان موفقیت هر نگاره در بازنمود درون مایه حکایت مربوط به هر اثر، در کنار نوآوری ها و ترفندهای هنری برآمده از روحیات و مهارت های هریک از آنها است. همچنین ازجمله اهداف ویژه می توان به مستندنگاری دقیق نمونه های مورد مطالعه و تحلیل ویژگی های اصلی دو اثر نگارگری بر مبنای نحوه بازنمود هر نگاره اشاره کرد. مراحل مذکور زمینه ساز پاسخ به این پرسش اصلی است که : "" از میان دو نگاره متعلق به کمال الدین بهزاد و رضاعباسی، کدام یک میزان بیشتری از تناسب با متن حکایت مرجع و نوآوری را در اثر خویش به کاربرده اند ؟"" پژوهش فرضیه محور حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد تطبیقی با نظر به مبانی بینامتنیت به انجام رسیده است یافته های پژوهش حاضر گویای آن است که هر دو هنرمند میزان قابل توجه و تقریباً برابری از نوآوری و همچنین تعهد نسبت به داستان مرجع را در آثار خویش به کاربرده اند، لیکن بر اساس مشخصه های اصلی، نگاره رضا عباسی بازتاب رساتری از داستان مربوط به نگاره خود را دارد. لازم به ذکر است که یافته های پژوهش همچنین مبین اثبات بخشی از فرضیه و رد قسمتی از آن بوده و به نوعی امکان الگوگیری رضا عباسی از نگاره کمال الدین بهزاد برای خلق نگاره خود را کم رنگ می داند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان