محمدرئوف انجم شعاع

محمدرئوف انجم شعاع

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

مهار روان شناختی والدین: پیش بینی مسئولیت پذیری شخصی و سرزندگی تحصیلی

تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف این پژوهش تبیین مسئولیت پذیری شخصی و سرزندگی تحصیلی بر اساس مهار روان شناختی والدین بود. 313 دانش آموز دبیرستان دوره اول (پایه نهم) و دوم (پایه یازدهم) شهرستان فیروزآباد در سال تحصیلی 97-1396 با روش نمونه برداری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس های مهار روان شناختی پیشرفت محور و وابسته محور (سوننس و دیگران، 2010)، مسئولیت پذیری شخصی (مرگلر و شیلد، 2016) و سرزندگی تحصیلی (حسین چاری و دهقانی زاده، 1391) پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون هم زمان نشان داد که بعد مهار شناختی و پاسخگویی مسئولیت پذیری توسط توجه مشروط والدین به طور مثبت، توسط مهار پیشرفت محور والدین به طور منفی و بعد مهار رفتاری هیجانی مسئولیت پذیری نیز به طور منفی توسط اتکا به والدین پیش بینی می شود. افزون بر آن، این نتایج نشان داد که مهار پیشرفت محور والدین به صورت منفی پیش بینی کننده سرزندگی تحصیلی است. در مورد نقش تعدیل گری جنس، یافته ها نشان داد که در دختران اتکا به والدین پیش بین منفی هر دو مؤلفه مسئولیت پذیری شخصی است، اما در پسران توجه مشروط والدین پیش بین مثبت مهار شناختی و پاسخگویی است. سرزندگی نیز در دختران توسط مهار پیشرفت محور به صورت منفی و در پسران توسط توجه مشروط والدین به صورت مثبت و توسط اتکا به والدین به صورت منفی پیش بینی می شود. این یافته ها حاکی از آن است که توجه مشروط والدین به دلیل تأکید بر رفتار و پیامدهای آن، افزایش مسئولیت پذیری شخصی دانش آموزان را در پی دارد، اما تأکید بر عملکرد بالاتر از استاندارد در مهار پیشرفت محور، به دلیل آنکه بر توانایی فراتر از تحول شناختی دانش آموز تأکید دارد با کاهش مسئولیت پذیری شخصی همراه است. همچنین، وابستگی به والدین در رفتارها و حل مشکلات، مهار درونی رفتاری هیجانی را تضعیف می کند. افزون بر آن، والدین پیشرفت محور با ایجاد تنیدگی و اضطراب و احساس های منفی، مانند گناه و شرم که در پی عملکرد بالاتر از استاندارد به وجود می آید، موجب کاهش سرزندگی می شوند.
۲.

روایی و پایایی مقیاس مسئولیت پذیری شخصی برای نوجوانان

تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۶۱۲
هدف از پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی مقیاس مسئولیت پذیری شخصی برای نوجوانان (مرگلر و شیلد، 2016) بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دوره ی متوسطه ی اول و دوم شهرستان فیروزآباد بودند که در سال 97-1396 به تحصیل اشتغال داشتند. شرکت کنندگان شامل300 دانش آموز (111 دختر و 189 پسر) متوسطه اول و دوم بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. این مقیاس پس از ترجمه فارسی و تایید روایی ترجمه مورد مطالعه ی مقدماتی قرار گرفت. نتایج تحلیل عامل اکتشافی حاکی از وجود دو عامل مجزای کنترل شناختی/پاسخ گویی و کنترل رفتاری/ هیجانی بود که بر روی هم 28/59 درصد واریانس کل نمرات را تبیین می کردند. پایایی ابزار نیز مطلوب بود و ضریب آلفای کرانباخ برای کنترل شناختی/پاسخ گویی برابر با 93/0 و برای کنترل رفتاری/ هیجانی 70/0 بدست آمد. نتیجه آن که این ابزار برای اندازه گیری مسئولیت پذیری شخصی دانش آموزان دوره ی اول و دوم متوسطه که در سنین نوجوانی قرار دارند با دو عامل مناسب به نظر می رسد
۳.

نقش الگو های ارتباطی خانواده در پیش بینی هوش هیجانی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص

تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۳۱۹
زمینه و هدف: دانش آموزان با اختلال یادگیری با وجود داشتن توانایی شناختی مطلوب، دچار مشکلات هیجانی- اجتماعی هستند و در مهارت هوش هیجانی ضعیف عمل می کنند. محیط خانواده می تواند نقش اساسی در تحول مهارت هوش هیجانی داشته باشد، از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش الگو های ارتباطی خانواده در پیش بینی هوش هیجانی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل 83 نفر از دانش آموزان تمامی مراکز اختلالات یادگیری شهر شیراز، در پایه های تحصیلی سوم تا ششم در سال تحصیلی 96-1395 بودند که به شیوه در دسترس انتخاب شدند. یرای جمع آوری داده ها از پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده کوئرنر و فیتزپاتریک (2002) و پرسش نامه هوش هیجانی برادبری و گریوز (2005) استفاده شد. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که جهت گیری گفت وشنود به صورت مثبت و جهت گیری همنوایی به صورت منفی با هوش هیجانی رابطه دارد (0/01> P ). همچنین یافته های رگرسیون چندگانه نشان داد که جهت گیری گفت وشنود پیش بینی کننده مثبت و معنی دار (0/001> P ) هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن، و جهت گیری همنوایی (0/05> p ) پیش بینی کننده منفی و معنی دار مدیریت روابط و هوش هیجانی است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد که کودکان با اختلال یادگیری خاص در خانواده هایی که به بحث و تبادل نظر آزاد تشویق می شوند می توانند هوش هیجانی مطلوبی را تجربه کنند و بالعکس در خانواده های که به طور مداوم همنوایی و یکسان بودن نگرش ها و باورها تأکید می شود، مدیریت روابط و هوش هیجانی ضعیف تری خواهند داشت.
۴.

بیش فعالی/کمبود توجه و اعتیاد به مواد مخدر: نقش میانجی ذهن آگاهی

کلید واژه ها: ذهن آگاهی اعتیاد به مواد مخدر بیش فعالی/کمبود توجه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۶ تعداد دانلود : ۵۵۱
هدف مطالعه حاضر، مقایسه شدت بیش فعالی/کمبود توجه و زیر مقیاس های آن به همراه میزان ذهن آگاهی در افراد معتاد به مواد مخدر و افراد عادی بود. همچنین این مطالعه به بررسی نقش میانجی گر ذهن آگاهی در ارتباط علّی بیش فعالی/کمبود توجه با اعتیاد به مواد مخدر پرداخت. نمونه مورد بررسی شامل 153 نفر معتادان بدون نام و 103 نفر افراد همتا و عادی بود. داده ها به کمک مقیاس تشخیصی کوتاه نقص توجه-بیش فعالی کانرز بزرگسالان و مقیاس ذهن آگاهی گردآوری شده و به کمک ضرایب همبستگی، آزمون تی و تحلیل میانجی آنالیز شدند. همبستگی های معکوس و معناداری بین نمره کل بیش فعالی/کمبود توجه و زیرمقیاس های آن با ذهن آگاهی بدست آمد. همچنین تفاوت های معناداری از نظر ذهن آگاهی و بیش فعالی/کمبود توجه و زیرمقیاس های آن در افراد معتاد با همتاهای غیرمعتاد آن ها مشاهده شد. تحلیل میانجی از نقش واسطه ای معنادار ذهن آگاهی در ارتباط علّی نمره کل بیش فعالی/کمبود توجه بر اعتیاد به مواد مخدر حمایت نمود. بر اساس یافته ها، منطقی به نظر می رسد که اولا نقش اختلال بیش فعالی/کمبود توجه بزرگسالان در ابتلا به اعتیاد با مواد مخدر از نو مورد توجه قرار گیرد. ثانیا در مداخلات درمانی اعتیاد به مواد مخدر، نقش ذهن آگاهی به عنوان عاملی مهم در در نظر گرفته شود.
۵.

رابطة هوش عمومی و استدلال اخلاقی: نقش واسطه گری ابعاد هویت اخلاقی

تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۳۳۸
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای ابعاد هویت اخلاقی در رابطة بین هوش عمومی و استدلال اخلاقی بود. هوش عمومی، به عنوان متغیّر برون زاد و ابعاد هویت اخلاقی (درون سازی اخلاقی و نمادسازی اخلاقی)، به عنوان متغیّرهای واسطه ای و استدلال اخلاقی، به عنوان متغیّر درون زاد مورد توجه قرار گرفتند. شرکت کنندگان در این پژوهش 250 نفر از پرستاران بیمارستان های شهر کرمان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس 3 آزمون «هوش کتل» (کتل، 1943)، آزمون «اهمیت هویت اخلاقی برای خود» (آکینو و رید، 2002) و آزمون «معضلات اخلاقی پرستاران» (چریشام، 1981) پاسخ دادند. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که هوش عمومی اثر مثبت بر درون سازی اخلاقی (0001/0 =p، 20/0β= ) دارد و نیز درون سازی اخلاقی دارای اثر مثبت بر استدلال اخلاقی (0001/0 =p ، 26/0β= ) و نمادسازی دارای اثر منفی بر استدلال اخلاقی (03/0 =p، 14/0- β=) است. همچنین مشخص شد که درون سازی اخلاقی نقش واسطه ای معناداری بین هوش عمومی و استدلال اخلاقی دارد (006/0 =p، 05/0β= ). با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گرفت، زمانی که شخص از کارکرد هوش خود در جهتِ درون سازی ارزش های اخلاقی استفاده کرده باشد، می تواند از استدلال غنی تری برخوردار باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان