پرویز کریمی ثانی

پرویز کریمی ثانی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

تعیین اثر بخشی آموزش تاب آوری بر کاهش گرایش به سوء مصرف مواد و افزایش اعتماد به نفس در دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۵
پیش زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش تاب آوری بر گرایش به سوء مصرف مواد و افزایش اعتماد به نفس انجام شد. مواد و روش کار : روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای 40 نفری از میان دانش آموزان (20 نفر گروه کنترل و 20 نفر گروه آزمایش) انتخاب شد. پس از انتخاب گروه نمونه و انتصاب تصادفی آن ها به گروه های آزمایشی و گواه، از هر دو گروه در یک زمان پیش آزمون انجام شد. پس از آن تاب آوری را در دوازده جلسه به دانش آموزان گروه آزمایش آموزش داده و پس از پایان این مدت به منظور مقایسه اثر این مداخله از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. برای جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه گرایش به مواد افیونی، مقیاس تاب آوری کونور – دیویدسون و آزمون عزت نفس آیزنک استفاده شد. برای آزمون فرضیه ها از آزمون تحلیل کوواریانس به وسیله SPSS استفاده شد یافته ها : یافته ها نشان داد مقدار F بدست آمده در منبع تغییرات گروه، در سطح (0.05 p< ) در راستای آموزش تاب آوری برای تمامی فرضیات معنی دار بوده است . بحث و نتیجه گیری : آموزش تاب آوری بر افزایش تاب آوری، اعتماد به نفس و کاهش گرایش به مواد بطور معناداری اثربخش بوده است همچنین آموزش تاب آوری بر کاهش انتظارات منفی کلی و افزایش تغییرات انتظاری مثبت در خود و نفوذ در دیگران و افزایش انتظارات مثبت اندیشی و روانی در دانش آموزان به طور معناداری اثربخش بوده است.
۲.

مقایسه ی سبک زندگی و میزان سرسختی زنان بعد از طلاق در ایران (تبریز) و زنان ایرانی مقیم فنلاند (هیلسینکی)

تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه: سبک زندگی از متغیرهای مشترک در حوزه جامعه شناسی و روانشناسی است که مرتبط با مفاهیم سلامت روان است. هدف: این پژوهش به بررسی مقایسه ی سبک زندگی و میزان سرسختی زنان بعد از طلاق در ایران (تبریز) و زنان ایرانی مقیم فنلاند (هیلسینکی) می پردازد. روش: نمونه مورد بررسی شامل 100 نفر از زنان مطلقه 50 زن واقع در ایران (تبریز) و 50 زن واقع در فنلاند (هیلسینکی) انتخاب گردیدند. در این مطالعه با روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس نسبت جمعیت زنان مطلقه انتخاب شدند. این پژوهش از نوع توصیفی-مقایسه ای بود. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرسختی کوباسا و پرسشنامه سبک زندگی ( LSQ ) استفاده شد. برای تجزیه تحلیل داده ها از آزمون T (برای فرضیه هایی که فقط با یک مؤلفه مقایسه شده اند) و آزمون MANOVA (برای فرضیه هایی که بیش از یک مؤلفه مقایسه شده اند) مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج آزمون T و آزمون MANOVA نشان داد که متغیرهای سبک زندگی ( F=3/17, Sig =0/03 ) و سرسختی ( F=3/04, Sig =0/04 ) تفاوت معنی داری با هم دارند. نتیجه گیری : از نتیجه گیری پژوهش چنین برمی آید که سبک زندگی پذیرنده احساسات توأم با سرسختی می تواند به عنوان یک عامل حمایتی در برابر استرس ها و به ویژه استرس طلاق عمل کند.
۳.

تأثیر آموزش کمک های روان شناختی اولیه بر بهبود علائم چند وجهی درد و سبک مقابله با استرس در زنان مبتلا به بیماری ام اس

تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۹۲
مقدمه: زنان بیمار مبتلا به بیماری ام اس به دلیل وجود استرس و درد نیاز به کمک های مختلفی در زمان درمان جسمی و روانی دارند. هدف : پژوهش حاضر برای تعیین اثربخشی آموزش کمک های روان شناختی اولیه بر بهبود علائم چندوجهی درد و سبک های مقابله با شرایط پراسترس در زنان مبتلا به ام اس انجام شد. روش : طرح این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود که در آن 30 زن مبتلا به بیماری ام اس به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. اعضای هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون، پرسشنامه چند وجهی درد ( MPI ) و پرسشنامه مقابله با شرایط پراسترس اندلر و پارکر ( CISS ) را تکمیل کردند. درمان شامل آموزش کمک های روان شناختی اولیه بود که به مدت 8 جلسه برگزار شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها : نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که آموزش کمک های روان شناختی اولیه بر بهبود علائم چندوجهی درد ( P<0/05 ) و سبک های مقابله با استرس در زنان مبتلا به ام اس ( P<0/01 ) مؤثر است. نتیجه گیری : با استفاده از آموزش کمک های روان شناختی اولیه می توان علائم چندوجهی درد و سبک های مقابله با استرس در زنان مبتلا به ام اس را بهبود بخشید.
۴.

رابطه سبک های دلبستگی و سبک های فرزندپروری با میزان فعالیت در شبکه های اجتماعی مجازی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان سلماس

تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۶۹
پیش زمینه و هدف: شبکه های اجتماعی مجازی از جدیدترین حوزه های فناوری اطلاعات هستند؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سبک های فرزندپروری با میزان فعالیت در شبکه های اجتماعی مجازی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان سلماس بود. مواد و روش کار: طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه شهرستان سلماس می باشد که تعداد آن ها 3700 نفر می باشد. بر اساس جدول مورگان 352 دانش آموز شامل 1700 دانش آموز دختر و 2000 نفر دانش آموز پسر دوره متوسطه (دوم، سوم و چهارم) به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه فضای مجازی (محقق ساخته)، پرسشنامه سبک دلبستگی هازن و شیور و پرسشنامه سبک های فرزندپروری بوری پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی و رگرسیون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج آزمون همبستگی نشان داد که سبک های فرزندپروری سهل گیرانه (0/82) و مستبدانه (0/86) دارای ارتباط مثبت معنی داری با استفاده بیشتر از فضای مجازی دارند (0/01) ولی سبک مقتدرانه دارای ارتباط معنی داری نبود (0/16). دلبستگی ناایمن اجتنابی (0/28) و دوسوگرا (0/33) ارتباط مثبت معنی داری با استفاده بیشتر از فضای مجازی دارند (0/01) ولی سبک ایمن ارتباط معنی داری نشان نداد (0/15). بحث و نتیجه گیری: آزمون رگرسیون گام به گام نشان داد که سبک های مستبدانه، آسان گیر، اجتنابی و مقتدرانه 76 درصد از واریانس استفاده از فضای مجازی را تبیین می کنند.
۶.

اثربخشی الگوی راهنمائی و مشاوره قبل از ازدواج مبتنی بر رویکرد چند بعدی بومی نگر بر کیفیت زندگی زناشوئی

کلید واژه ها: کیفیت زندگی زناشویی الگوی راهنمایی و مشاوره قبل از ازدواج رویکرد چند بعدی بومی نگر

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مشاوره مشاوره قبل از ازدواج
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مشاوره مشاوره بعد از ازدواج
تعداد بازدید : ۷۸۳ تعداد دانلود : ۴۹۹
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی الگوی راهنمائی و مشاوره قبل از ازدواج مبتنی بر رویکرد چند بعدی بومی نگر بر کیفیت زندگی زناشوئی است.جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز بهداشت تبریز بودند که بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. 12 زوج در گروه آزمایش و 12 زوج در گروه کنترل بطور تصادفی قرار داده شد. ابزار مورد استفاده برای سنجش، پرسشنامه رضایت زناشوئی انریچ بود. روش مورد استفاده روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار توصیفی از شاخص های توزیع فراوانی و میانگین و در سطح آمار استنباطی از تحلیل کوواریانس استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی آموزشی راهنمائی و مشاوره قبل از ازدواج مبتنی بر رویکرد چند بعدی بومی نگر بر بهبود ابعادی نظیر رضایت زناشویی، ابعاد و موضوعات شخصیتی، ارتباطات، حل تعارض، مسایل مالی، اوقات فراغت، ارتباط با خانواده اصلی و دوستان، نقش های همسری و جهت گیری مذهبی و معنوی تاثیر معناداری دارد. اما بر روابط جنسی و تربیت فرزند تاثیر معناداری نداشت. با توجه به ارتباط تعاملی و در هم پیچیده مسائل فردی، زناشوئی و فرهنگی – اجتماعی، جهت ارتقاء کیفیت زندگی زناشویی می توان از الگوی آموزشی راهنمائی و مشاوره قبل از ازدواج تدوین شده مبتنی بر رویکرد چند بعدی بومی نگر در دوره های مشاوره قبل از ازدواج استفاده نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان