نریمان محمدی

نریمان محمدی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

سرمایه داری مجازی، زایش ستم و ژانوس رهایی: مطالعه انتقادی برساخت ستم دید گی کردهای ایران در فیس بوک

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۸
پژوهش حاضر درباره چگونگی برساخت ستم دیدگی کردهای ایران در فیس بوک ازنظر انتقادی مطالعه و بررسی کرده است. ایده نظری این مقاله، این است که منطق سرمایه داری مجازی بر فیس بوک کردی حاکم است و ایدئولوژی های مختلف وضعیت های گوناگون مرتبط با کردها را به نفع خودشان مصادره می کنند. روش پژوهش، مردم نگاری انتقادی مجازی است و فیس بوک کردی برای میدان مطالعه انتخاب شده است. روش نمونه گیری از نوع نمونه گیری هدفمند (نمونه گیری شبکه ای، نمونه گیری گلوله برفی و نمونه گیری نظری) بوده است. داده های پژوهش شامل مصاحبه های ساختارنیافته آنلاین و چهره به چهره، یادداشت های میدانی حاصل از مشاهدات مشارکتی و غیرمشارکتی و تصاویر و ویدئوهای فیس بوکی بوده است. برای تحلیل داده ها از روش نظریه مبنایی برساختی استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر این اند که ستم دیدگی کردها در فیس بوک توسط ایدئولوژی مصادره می شود. ایدئولوژی، شکلی از لذت قومی ازلی را بازتعریف می کند، سرقت آن توسط یک دیگری سیاه را برساخت می کند و درنهایت، ممکن بودن بازپس گیری لذت قومی به سرقت رفته را تنها با پیروی از انگاره های ایدئولوژیک مدنظر خودش تحقق پذیر می داند؛ این در حالی است که این ایدئولوژی ها به وضعیت ستم دیدگی خاتمه نمی دهند؛ بلکه تولیدکننده شکل جدیدی از ستم دیدگی اند. به طور کلی، در فیس بوک کردی شاهد زایش ستم و ژانوس رهایی هستیم. این مسئله به معنای وجودنداشتن امکان رهایی بخشی واقعی نیست. فیس بوک کردی مانند هر فضای دیگری، همزمان با سلطه ایدئولوژیک، امکان های مختلف را برای رهایی بخشی و مقاومت تولید می کند. درون این امکان هاست که می توان شکلی از رهایی بخشی را جستجو کرد که به جای تمرکز بر ویرانی و مرگ «دیگری»، بر گفتگو و همزیستی مسالمت آمیز تأکید می کند.
۲.

The Effects of Teachers’ Gender, Teaching Experience, and Brain Dominance on their Teaching Styles

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۶
This study investigates the effects of gender, teaching experience, and brain dominance on English teachers’ teaching styles. In doing so, 68 English teachers (males and females) were selected from several language institutes in Shiraz, Iran. Considering the degree of teaching experience, the participants were categorized into three groups, namely novices, the moderately experienced, and professionals. Two instruments, including Hemispheric Dominance Test and Teaching Style Questionnaire were used to collect data. Using statistical package for the social science (SPSS) 20, the collected data were analyzed. The results of independent samples t-test revealed that male and female teachers differed significantly in terms of teaching styles, as far as the sub-component “formality” was concerned. Furthermore, the results of multivariate analysis of variance (MANOVA) test indicated that teaching styles in the three groups of teachers significantly differed. However, the analysis of MANOVA regarding the difference between brain dominance and teaching styles did not reveal any significant difference. Some related issues were also discussed.
۳.

مجازی شدن کنش های نسلی: مطالعه ی فرآیند برساخت معناهای نسلی در شبکه های اجتماعی مجازی

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۳
گسترش شبکه های مجازی و اینترنت، شیوه های اجتماعی شدن را دچار چالش اساسی کرده است؛ به نحوی که سبب شده است تا جامعه شناسان از مفهوم «اجتماعی شدن آنلاین» سخن بگویند. تفاوت نسل ها در فرایند اجتماعی شدن (مجازی و غیرمجازی)، ممکن است موجب شکل گیری معناها و ابژه های معنا بخش متفاوتی شود. روش پژوهش حاضر، مبتنی بر پارادایم تفسیری - برساختی بوده است که با بهره گیری از روش «مردم نگاری مجازی» صورت گرفته است. جامعه نمونه تحقیق، 27 نفر از کنشگران شبکه های اجتماعی مجازی فعال در تلگرام و وایبر بوده اند که به شیوه ی نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه کیفی عمیق و باز جمع آوری شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان داده است: محدودیت های جهان عینی ازیک طرف و فانتزی های فضای مجازی از طرف دیگر، سوژه های جوان را به سمت استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و نهایتاً به «مجازی شدن کنش» رهنمون می کند. سوژه های مجازی، جهان ذهنی خاص خود را بر می سازند که به کلی می تواند به لحاظ معناها و ابژه ها همچنین سیالیت و سرعت تغییر، متفاوت از جهان عینی و واقعی باشد. نتایج پژوهش نشان داد: استفاده و عضویت در شبکه های اجتماعی مجازی، سبب برساخت شکاف های معنایی درون نسلی، سرگردانی معنایی و سیالیت ابژه گی و نوعی دو مرکزی شدن معناهای نسلی شده است که این مسئله می تواند تمایز معنایی و هویتی بین نسل ها، همچنین شکاف نسلی را سبب شود.
۴.

عودلاجان؛ روایت مرگ یک محله: مطالعة پیامدهای معنایی تغییرات فضایی، در محلة عودلاجان تهران

کلید واژه ها: هویت محله ایتغییرات فضاپیامدهای معناییروش نظریة داده بنیادمحلة عودلاجان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ جامعه شناسی فرهنگ
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی شهری
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی اقتصادی
تعداد بازدید : ۳۸۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
مقاله حاضر، پیامدهای معنایی تغییرات فضا را در محلة عودلاجان تهران بررسی کرده است. این محله، یکی از قدیمی ترین محلات شهر تهران است که در سال های اخیر، با هجوم منطق اقتصادی بازار، تغییرات فراوانی کرده و از یک محلة فرهنگی تاریخی به یک محدودة اقتصادی حاشیه ایِ بازار تهران، تبدیل شده است. این تغییرات فضا بافت معنایی و نشانه ای محله را هم تغییر داده است. در این تحقیق، با روش نظریة داده بنیاد، فرآیند مرگ محلة عودلاجان و این تغییر و تحولات ارزیابی شده و نظریة روش شناختی غالب این نظریه، نظریه گلیزری (1978) است. اطلاعات، با استفاده از مصاحبة نیمه ساخت یافته و مشاهدة میدانی جمع آوری شده اند و یافته ها نشان می دهند شش موضوع اصلی درهم تنیده، مراحل مرگِ محلة عودلاجان را ایجاد کرده اند. این مباحث عبارت اند از: ویرانیِ پیشینة تاریخی؛ جدال نهادها؛ رواج ناامنی؛ مردانه شدن فضا؛ زوال همسایگی و مرگ هویت محله ای. درواقع، منطق اقتصادیِ سودمحورِ بازار تهران، برای کسب مشروعیتِ حضور در این محله، هم پای بی نظمی ها و جدال نهادها عاملی بنیادی در آغاز تغییرات فضا و تسریع روند آن بوده است. این عامل، مسائل دیگر مطرح شده در این موضوعات را ایجاد یا تشدید کرده است. دراین میان، موضوع اصلی «اقتصادی کردن فعالیت های محله ای» است که هم پای منطق اقتصادی ارتباط این مباحث را محکم کرده است.
۵.

بررسی نقش شبکه اجتماعی وایبر در برساخت هویت نسلی جوانان

کلید واژه ها: هویت نسلیشبکه اجتماعی مجازیوایبرابژه نسلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۴ تعداد دانلود : ۲۶۳
مطالعة پیشِ رو به بررسی نقش رسانه های اجتماعی نوین در شکل گیری و برساخت هویت نسلی در میان جوانان می پردازد. روش پژوهش کیفی می باشد و تکنیک پژوهش مصاحبه روایی است. بر این اساس مصاحبه های مجازی آنلاین با 29نفر از افرادی که از وایبر استفاده می کنند، صورت گرفته است. نمونه گیری از نوع هدفمند و معیار نمونه گیری، اشباع نظری است. داده های به دست آمده با روش تحلیل تماتیک، تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد وایبر که رسانه ای اجتماعی است همزمان که سبب ساخت زیست جهانی مجازی برای سوژه های جوان می شود، نوعی افتراق هویتی بین آنها و سوژه های نسل های دیگر را هم به وجود می آورد و سبب تقویت شکاف نسلی می شود. وایبر به سبب اقتصاد ارزان خود، نوعی استقلال اقتصادی را حداقل در آن بخشی از استفاده کنندگان از وایبر که وابستگی اقتصادی به خانواده شان دارند را شکل داده است. این استقلال اقتصادی، هم سبب تقویت حضور این افراد در فضای وایبر شده است و هم نوعی شکاف نسلی را بین این افراد و خانوادة آنان و حتی سایر نسل ها ایجاد کرده است. عضویت در گروه های مجازی وایبری، سبب شکل گیری شکافی بین شبکه سازی های غیررسمی و شبکه سازی های رسمی و گروه های رسمی با گروه های غیررسمی مجازی شده است. این مسئله می تواند به تمایز معنایی و هویتی بین نسل های متفاوتِ چنین شبکه سازی هایی هم منجر شود و شکاف نسلی و تمایز نسلی را تقویت نماید.
۶.

رسانه مدرن و درک معنایی از تجربه فراغت (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه مازندران)

کلید واژه ها: روابط اجتماعیرسانه های ارتباطیتجربه فراغتمقاومت هویتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات ارتباطات و فرهنگ
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات فضای مجازی، جهانی شدن و تکنولوژی های نوین ارتباطاتی
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۱۸۳
تحولات گسترده در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در دهه های اخیر، بسیاری از تجربه های انسانی را تحت تأثیر خود قرار داده است. یکی از مهم ترین این تحولات، حاکم شدن منطق رسانه های ارتباطی بر سیطره زندگی مدرن است که بسیاری از سنن جوامع را با چالش جدی روبرو نموده است. سبک زندگی و تجربه فراغت یکی از حوزه هایی از زندگی اجتماعی انسان مدرن است که تحت تأثیر رسانه های ارتباطی، تغییراتی را تجربه نموده است. مقاله حاضر در همین راستا، به دنبال بررسی تجربه فراغت جوانان در بستر رسانه های ارتباطی است. به عبارتی دیگر، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیرات رسانه های ارتباطی بر تجربه فراغت جوانان می باشد. روش پژوهش از نوع کیفی و ابزار پژوهش، مصاحبه روایی می باشد که طی آن با 35 نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران مصاحبه روایی صورت گرفته شده است. یافته های پژوهش نشانگر این مسئله است که مناسبات قدرت رسانه ای و ایدئولوژی نهفته در آن که «متن تجارت محور» را رمزگذاری می کند، تجربه فراغت جوانان را تحت تأثیر قرار می دهد. تجربه رسانه ای فراغت، سبب تضعیف ارتباطات واقعی گشته و ارتباطات را به درون شبکه های سایبری انتقال می دهد. تجربه فراغت در چنین حالتی، بیشتر از آنکه جمعی باشد، نوعی تجربه فردی است. رسانه های ارتباطی درحالی که خود ابزاری برای کنترل فراغت محسوب می شوند، می توانند ابزاری هم برای مقاومت باشد و سبب احساس رهایی (هر چند ظاهری) در جوانان گردد. چنین تجربه ای می تواند به عنوان رها شدن از زندان روزمرگی معنا پیدا کند. رهایی ذهنی تنها به معنای فارغ شدن از مشغولیت های روزمره نیست، بلکه اختیار انتخاب فراغت نیز قابل توجه است

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان