آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰

چکیده

کاریکلماتور، جمله ای منثور، ساده، کوتاه، طنزآمیز و ادبی است که همچون کاریکاتور، تصویری طنزآمیز را القا می کند. برخی از پژوهشگران، این گونه را دستاورد آشنایی با ادبیات غرب و ترجمه های فرنگی می دانند؛ حال آنکه این گونه نثر موجز مضمون گرا در ادبیات کلاسیک فارسی سابقه ای دیرینه دارد. این مقاله با توجه به نظریه بینامتنیت، ضمن نشان دادن خاستگاه های این گونه در ادبیات کهن فارسی، نثر عبید زاکانی را به عنوان شبیه ترین متن کلاسیک به این گونه به ظاهر نوظهور بررسی می کند. نثر موجز و طنزآمیز عبید در برخی آثارش در موارد متعدد به جملاتی انجامیده است که ساختاری مشابه کاریکلماتورهای پرویز شاپور که خالق کاریکلماتور است، دارند. به همین جهت در این مقاله، نمونه های نثر عبید به لحاظ وجود ویژگی های کاریکلماتور، همچون طنز، سادگی بیان، تصویری بودن جملات، ایجاز، چینش هنرمندانه واژگان، بررسی شده است. همچنین به تفاوت هایی که میان کاریکلماتورگونه های عبید با کاریکلماتورهای شاپور وجود دارد، نیز اشاره شده است. درنهایت، با توجه به آشنایی شاپور با آثار عبید، فرضیه غربی بودن ریشه کاریکلماتور را چندان درست ندانسته و بهتر دیده ایم که این گونه را احیای گونه ای دیرینه در قالبی نو بدانیم.