چکیده

یکی از مکاتب جدید در حوزه زبان شناسی، زﺑﺎن ﺷﻨﺎﺳی ﺷﻨﺎﺧﺘی است که به بررسی رابطه میان زبان انسان ، ذهن او، تجارب اجتماعی و فیزیکی او می پردازد. از باورهای پیروان این مکتب این است که زبان، الگوهای اندیشه و ویژگی های ذهن انسان را منعکس می کند. بنابر این مطالعه زبان، مطالعه ی الگوهای ذهنی سخنگویان آن است. بحث طرحواره های تصویری از ساخت های مورد توجه در پژوهش های معنی شناسی شناختی است. تجربیات انسان از جهان خارج ساخت هایی در ذهن او پدید می آورد که آنها را به زبان خود انتقال می دهد تا بتواند مفاهیم مجرد و انتزاعی را در قالب آنها بیان کند، این ساخت های مفهومی همان طرحواره های تصویری اند. در این مقاله سعی شده با نگرشی شناختی به بررسی مفهوم «عشق»، به عنوان یکی از جنبه های اصلی تفکر سعدی، در گلستان پرداخته شود. از این رو نخست تعریف ها و توصیف های سعدی درباره عشق استخراج و سپس در چارچوب مهمترین طرحواره های تصویری یعنی، طرحواره های حجمی، حرکتی و قدرتی به بررسی معنایی آن از طریق تحلیل محتوا اقدام شد و  نتیجه ی آن چنین به دست آمد : سعدی از طرحواره ی حجمی برای بیان مفهوم استعاری« عشق دریاست »، از طرحواره ی حرکتی برای بیان «عشق سفر است» و از طرحواره ی قدرتی برای بیان «عشق سلطان است» استفاده کرده است. و از این طریق توانسته عشق و ملزومات آن را به صورت پدیده هایی عینی و ملموس قابل درک کند.

تبلیغات

بنر سوم
مدرسه دانشگاه علامه
همایش مطالعات قرآنی و اندیشه های شهید مطهری
بنر اول

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۱