مطالب مرتبط با کلیدواژه

شفیعی کدکنی


۱۰۱.

بررسی مؤلّفه های «شفقت» پل گیلبرت در «طفلی به نام شادی» از شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شفقت مهربانی گیلبرت طفلی به نام شادی شفیعی کدکنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۵
گیلبرت گوهر و ماهیت شفقت را، مهربانی بنیادین همراه با آگاهی عمیق از رنج بردن خود و دیگر موجودات به همراه آرزو و تلاش برای تسکین آن می داند. از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی مؤلّفه های «شفقت» پل گیلبرت در کتاب شعر «طفلی به نام شادی» اثر محمدرضا شفیعی کدکنی شکل گرفته است. این پژوهش به شیوه ی توصیفی تحلیلی به موضوع شفقت در کتاب طفلی به نام شادی بر اساس مؤلفه های روان شناسی گیلبرت پرداخته است. واکاوی این کتاب شعر نشان می دهد که مفاهیم مرتبط با شفقت از دیدگاه آرا و نظریات روان شناسی گیلبرت جایگاهی قابل اعتنا در این اثر مهم دارد. به بیان دیگر ابعاد و زیر مجموعه های دوازده گانه شفقت گیلبرت با غالب اشعار شفیعی کدکنی قابل انطباق است و با توجه به همزمانی شفیعی کدکنی با گیلبرت وجوه اشتراک معنایی زیادی در منظومه شفیعی کدکنی شایان تأمل و بررسی بیشتر و گسترده تر است. این مسئله حاکی از غنای فرهنگی و ادبی و روانشناسی شاعران معاصر است که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته و در عوض علوم امروزه ی غربی و پیشرفته ی روان شناسی مؤید این نظریات است.
۱۰۲.

کارکردهای هنری و تصویرگری های بلاغی با واژه گنج در شعر خاقانی شروانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقد بلاغی شفیعی کدکنی گنج و علوم غریبه تصویرگری های بلاغی خاقانی دسته بندی شش گانه مبانی آرایه های ادبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
در دیوان خاقانی، شاعر تصویرگر قرن ششم، بخش زیادی از تصاویر صرفاً با بهره گیری از یک واژه خاص ساخته شده اند؛ به این معنی که خاقانی می تواند به یک واژه ساده، کارکردی هنری بدهد. واژه گنج که جایگاه ویژه ای در علوم غریبه و طلسمات و دفینه ها دارد یکی از همین واژه هاست. در تقسیم بندی شش گانه محمدرضا شفیعی کدکنی، نقد بلاغی با استفاده از شش بن مایه به تحلیل فلسفه شکل گیری تصاویر بلاغی می پردازد که عبارتند از: صنایع موسیقی ساز و معناآفرینی، مخاطب فریبی، به گزینی واژگانی و گستردگی معنایی، هنجارشکنی، پیوند با سنت و پیشینه فرهنگی و دینی و مباحث بیانی. به کارگیری روش های تحلیلی در نقد بلاغی براساس تصویرهای جزئی می تواند ضمن آشکارکردن نقاط مبهم تصاویر بلاغی ادبیات سنتی فارسی به توسیع فنون بلاغی در ادبیات بیانجامد. بررسی تصاویر بلاغی برساخته واژه گنج در شعر خاقانی مبتنی بر دسته بندی شش گانه شفیعی کدکنی نشان می دهد که تسلط شاعر بر پیشینه تاریخی و فرهنگی موجب این شده است که واژه گنج از یک واژه ساده سه حرفی به یک مؤلفه بلاغی با کارکرد هنری تبدیل شود. کلید واژه ها: نقد بلاغی، شفیعی کدکنی، گنج و علوم غریبه، تصویرگری های بلاغی خاقانی، دسته بندی شش گانه مبانی آرایه های ادبی.