مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
خان آرزو
حوزههای تخصصی:
عهد صفوی به لحاظ شکل گیری نخستین مراحل نقد شعر فارسی، از اهمیت خاصی برخوردار است. در این دوره، رویارویی شاعران ایرانی و هندی، سبب به وجود آمدن اندیشه های انتقادی در عرصه شعر و شاعری بوده است. غالب این اندیشه ها در مطاوی تذکره ها، تراجم احوال و پرسش ها و پاسخ هایی است که در قالب نامه ها ثبت شده اند. در میان شاعران این عهد، سهم حزین لاهیجی و سراج الدین خان آرزو در تکوین آن اندیشه ها بیش از دیگر شاعران و منتقدان است. آن دو، دو مرجع بلامنازع در داوری و نقد شعر شناخته شده اند و در آرا و نظریات انتقادی ایشان-که در ساختار محوری و معنا محوری خلاصه می شود- تقابل نقد ایرانی و هندی را می توان به وضوح دید. این مقاله نخستین تجربه های نقد شعر فارسی را بر پایه نامه ای از حزین لاهیجی- که در پاسخ به سوالات خان آرزو درباره برخی از اشعار خاقانی نوشته است- نشان می دهد. در این نامه بیست و پنج بیت از یازده قصیده از قصاید خاقانی مورد نقد و بررسی قرارگرفته است. از فحوای نامه چنین برمی آید که آرزو به خاطر استادی حزین در زبان و شعر فارسی، اشکالات و اعتراضات خود را بر او عرضه می دارد؛ چرا که به زعم آرزو، دریافت شاعر از شعر، بهترین نوع دریافت است.
خاستگاه سوالات آرزو بیشتر مبتنی بر قرائت نادرست شعر، تصرف در کلمات و تصحیف آنها، اختلاف نسخه های دیوان خاقانی و بالاخره عدم توجه به روابط، اشارات و تلمیحات در آفرینش تعابیر و مضامین از جانب اوست. بیان کشاکش شعرا، نقل و تصحیح نامه، طرح جریان شکل گیری نقد شعر و تحلیل انتقادی نامه بر اساس آرا دو شاعر، از اهم اهداف این مقاله اند.
خان آرزو و مسأله سبک شناسی در تذکره مجمع النفایس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تذکره ها از منابع قابل تأمل در پژوهش ادب فارسی هستند و به جز کاربرد شناخته شده ای که در گزارش تراجم شاعران دارند، می توانند منبعی برای مطالعه و بازاندیشی دانش ادبی باشند؛ به ویژه تذکره هایی که رویکردی انتقادی دارند. تذکره مجمع النفایس نگاشته سراج الدین علی خان آرزو ادیب و سخن شناس برجسته هندی سده دوازدهم، یکی از تذکره های مهم انتقادی است. مقاله حاضر چگونگی رویکرد خان آرزو را به مسأله سبک در مجمع النفایس بررسی می کند. به این منظور داده های تحقیق بر اساس واژه طرز و مترادف های آن و همچنین گزاره های مربوط به مسأله طرز، گردآوری شده و سپس داده ها بر اساس مفهوم و کاربردِ عنوان طرز، نام گذاری طرز و رویکردهای تذکره نویس، توصیف و تحلیل شده است. در مجمع النفایس، عنوان طرز به هر نوع هنجارگریزی زبانی و احساس تمایز با دیگر قوالب، انواع ادبی، محتوا، شاعران، زمان یا مکان خاص اطلاق شده است. طرزهایی که خان آرزو از آن ها نام برده است ذیل سه عنصر اصلی ساختار، بافت تاریخی-جغرافیایی و نام شاعر قرار می گیرد. بر این اساس می توانیم رویکردهای خان آرزو در زمینه سبک شناسی را در سه رده اصلی جای دهیم که عبارت از رویکرد ساختاری، رویکرد تاریخ ادبی و رویکرد تطبیقی است.
سازواری ها و فرآیندهای واجی در زبان فارسی و هندی از دیدگاه خان آرزو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۴ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۴۳
203 - 231
حوزههای تخصصی:
عصر صفوی از دوره های مهمّ در تاریخ زبان و ادب فارسی است که آثار ذی قیمتی از شعرا و ادبای جغرافیای فرهنگی این دوره به یادگار مانده است. حوزه فرهنگی شبه قاره هند و آسیای مرکزی، در این عهد اهمّیّت بیشتری داشته و سهم دانشمندان هند در حوزه لغت، نقد و زبانشناسی، گاه بیشتر از ادیبان ایرانی بوده است. یکی از برجسته ترین چهره های ادبی شبه قاره، سراج الدّین علی خان آرزوست که با و تصنیف بیش از بیست اثر، خدمات شایانی به ادب فارسی نموده است. مثمر یکی از آثار ارزشمند اوست. آرزو در این کتاب در باب مسائل زبان شناسی، فرآیندهای واجی ابدال، قلب، کاهش و افزایش واجی و تصرّفات ایرانیان در واژگان عربی و هندی سخن گفته است. او در نگارش این اثر به کتاب المُزهر سیوطی نظر داشته است. آرزو از پیشگامان گستره زبان شناسی و جزء نخستین کسانی است که به سازواری میان زبان فارسی و هندی پی برده است. این اثر، فصولی درباره سازواری و توافق فارسی و عربی، فارسی و هندی و تفریس آمده و سازواری واژگان فارسی و هندی را از جهات گوناگون بررسی شده است و علاوه بر آن در سرتاسر این اثر، کلمات متعدّدی را به تناسب موضوعات مطرح شده، مثال می زند. در این مقاله نگارندگان برآنند که برای مخاطبان با غور در اثر یادشده، با طرح شواهد، چشم اندازی در زمینه سازواری های زبان فارسی و هندی ارائه دهند.
انتخاب تذکره تقی اوحدی: معرفی و تحلیل اثری نویافته از سراج الدین علیخان آرزو
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ بهمن و اسفند ۱۴۰۱ شماره ۶ (پیاپی ۱۹۸)
109 - 125
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر می کوشد به معرفی نسخه خطی که گزیده ای از عرفات العاشقین نوشته تقی اوحدی است و در کتابخانه جان ریلندز دانشگاه منچستر نگهداری می شود، بپردازد.این نسخه با وجود اهمیت در مطالعات تاریخ ادبیات و نقد ادبی، سال ها دست نخورده باقی مانده است. اگرچه نام نسخه مذکور در برخی فهارس ذکر شده، هویت گردآورنده و ماهیت متن آن تاکنون ناشناخته بود. نگارنده توفیق یافت برای نخستین بار، مؤلف کاتب ناشناخته این مجموعه را شناسایی کند و از مطاوی اثر آگاهی دقیق پیدا نماید. این گزیده با عنوان «انتخاب تذکره تقی اوحدی» توسط خان آرزو و با دست خط خود وی نوشته شده است که در آن گلچینی از اشعار عرفات و شرح احوال تعدادی از شاعران را آورده است. در مقاله حاضر، نخست به معرفی و پیشینه تاریخی نسخه و سپس به تحلیل ارزش و اهمیت آن و افق های نایافته ای که از تعامل تذکره نویسان با تذکره عرفات و تأثیر آن در فرآیند شکل گیری تذکره های پس از خود فراروی ما می گشاید، پرداخته می شود.
مجمع النفایس، بیاض-تذکره یا تذکره ای تحقیقی- انتقادی؟ بررسی نوع شناسانه و نسخه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تذکره مجمعالنفایس از مهمترین تألیفات سراجالدین علیخان آرزو است. دقت و طبع انتقادی نویسنده و احاطهای که به ادب فارسی و شیوههای سخنوری دارد و نیز دسترسیای که به منابع اصلی احوالی و آثاری ادبی داشته است، اعم از مصاحبت با صاحب ترجمان و یا مصاحبان آنها، نیز استفاده مستقیمش از دیوانها و آثار ایشان و اتکای هوشمندانه به متون متقن دستاول و نقدهای طرزشناسانه و محققانهاش به داوریهای دیگران، این اثر را در صدر تذکرههای تحقیقی و انتقادی ادبی قرار داده است. بااینحال، نظر به صورت ابتدایی آن که بیاض بوده و برخی منتخبات مفصّلش از دیوانهای نادر، نیز اقرار نویسنده به قصد آغازینش، برخی آن را تذکره ندانسته و تا حد بیاض و جنگ فروکاسته اند. اثری که اگر نیاز روز حوزه نقد ادبی و سبکشناسی نباشد، دستکم منبعی سرشار از آگاهیهایی برای بررسیهای تاریخی در مباحث نقد ادبی و سبکشناسی است. شوربختانه تا به امروز از این کتاب، که نسخههای متعددی از آن در کتابخانههای شبهقارّه و دیگر جایهاست، تصحیح بایستهای به عمل نیامده و همان چاپ ناهمگون و غیرمعتبر قدیمی هم که به کوشش چند استاد ادبیات پاکستانی فراهم آمده، هیچگاه بهخوبی در معرض دید و داوری قاطبه محققان این حوزه قرار نگرفته است. برایناساس، در مقاله حاضر، به بررسی نوعشناسانه اثر و اثبات ماهیت تذکرهای آن پرداختهایم و بهضرورت نسخههای آن را نیز شناساندهایم تا ضمناً بایستگی تصحیح آن بر مخاطبان اثبات شود.