پژوهش حاضر با هدف بررسی «وجوب تربیت نوجوان توسط والدین با تأکید بر استقلال در تصمیم گیری از منظر فقه تربیتی» طرح ریزی شده است. ویژگی بارز دوره نوجوانی استقلال طلبی است و از آنجایی که وظیفه تربیت فرزند برعهده والدین است، این سؤال مطرح می شود که میزان استقلال و حدود مداخله والدین در تصمیم گیری نوجوان به چه مقدار است؟ این پژوهش با گردآوری اطلاعات و بررسی آثار تربیتی و فقهی مربوط به تربیت نوجوان به روش تحلیلی- تفسیری و بررسی ادله ای همچون آیات، روایات، قواعد فقهی و عقل انجام شده است. مهمترین یافته های این تحقیق عبارت است از: 1. تربیت فرزندان برعهده والدین است؛ هرچند در چگونگی آن دو دیدگاه در فقه تربیتی مطرح است: الف. والدین برای تربیت فرزندان خود می توانند آنها را تنبیه بدنی کنند. ب. والدین اجازه استفاده از تنبیه بدنی را در تربیت فرزند ندارند. 2.قاعده های فقهی «سلطنت بر اموال و نفس» و «اکراه» هرچند شخص را مستقل در تصمیم گیری می داند اما مقید به انجام افعالی شده است که از دید عقلا با شأن انسانی مغایرتی نداشته باشد. 3. با توجه به محدودیت عقل در مسائل شرعی و مطرح شدن وظیفه تقلید، می توان نتیجه گرفت که عقل استقلال کامل در تصمیم گیری شرعی را ندارد. 4. والدین می توانند زمینه هدایت و راهنمایی نوجوان در تصمیم گیری درست را با تربیت صحیح و همه جانبه او فراهم کنند. در نتیجه، در مواردی که تصمیم گیری نوجوان موجب ترک واجب یا انجام فعل حرام یا ضرر و زیانی می شود که با کرامت انسانی تناسبی ندارد، والدین می توانند در فرآیند تصمیم گیری نوجوان مداخله کنند.
دین به عنوان یک فرآیند اجتماعی، از نگاه انسان شناسی نمادین، موضوعی برای بررسی است ؛ از این رو انسان شناسان نمادگرا، به دنبال بررسی دین، در پی فهم قرآن نیز برمی آیند و در طی این فرآیند، از روش انسان شناسانه برای تفسیر، بهره می گیرند. به همین جهت، این پرسش مطرح می شود که روش انسان شناسی نمادین، در تفسیر قرآن، تا چه اندازه موثر است؟ ضرورت بحث این مسئله در این است که میان اندیشمندان اختلاف وجود دارد و آن اینکه آیا زبان دین، زبان نمادین است و یا خیر؟ با بررسی نقش انسان شناسی نمادین در تفسیر قرآن، می توان دریافت که نمادگرائی تا چه اندازه، در درک مفاهیم قرآنی کاربرد دارد . با مشخص شدن میزان تاثیر آن، مشخص می شود که آیا همه جنبه های زبان دینی نمادین است یا خیر. با بررسی انجام شده مشخص شد، این دو گرایش، در مقابل نگاه تفسیر قرآن به قرآن قرار می گیرد و در هر دو رویکرد، برای شناخت معنای هر نشانه ، حتما باید بافت برو ن متنی آن را مشخص نمو د ؛ با این تفاوت که در نگاه گیرتز، بافت برون متنی ، فرهنگ و فرد است و درنگاه ترنر ، نظام معنائی اجتماعی . از این رو به صورت کلی نشانه ها به صورت فردی فاقد معناست .
یکی از راه های تشخیص حدیث صحیح از ضعیف، آگاهی از احوال و اوصاف راویانِ سلسله اسانید روایات است. این آگاهی از طریق مراجعه به کتاب های رجال میسر می گردد. باید توجه داشت که علمای رجال متقدم شیعه در مقام معرفی اشخاص، گاه الفاظی را استعمال کرده اند که مدلول و مفهوم بعضی از آن ها برای علمای معاصر به روشنی معلوم نیست. ازآنجاکه توثیق و تضعیف راویان، با اطلاع از مدلول درست این الفاظ امکان پذیر است، ضرورت دارد مدلول آن ها بررسی و واکاوی شود. ازجمله این الفاظ «مخلّط»، «مختلط»، «تخلیط» و سایر مشتقات ریشه «خلط» است. در پژوهش حاضر، این الفاظ و اصطلاحات از هم تفکیک و سپس به روش توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای، تمام مصادیق این اصطلاحات مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه ای که حاصل آمد، این بود که این الفاظ، برخلاف نظر سایر درایه نگاران متأخر، هم معنا نیستند؛ بلکه هریک از این ها، بسته به معانی لغوی شان، معنای متفاوتی با دیگری دارد.
اعتماد اجتماعی مهم ترین شاخص سرمایه اجتماعی است که ارتقای آن انسجام و همبستگی بین اعضای جامعه، گروه ها و سازمان ها را تقویت می کند. هدف این پژوهش، تدوین سناریوهایی درباره آینده های ممکن، محتمل و مطلوب اعتماد اجتماعی در سال 1404 ساکنان شهر تهران است. روش این پژوهش، ترکیبی از روش های کمی و کیفی است؛ با مرور منابع و بررسی و تحلیل اسناد، مصاحبه اکتشافی، پویش محیطی و دلفی خبرگان، 11 پیش ران اصلی شناسایی و با روش تحلیل ماتریس متقاطع و روش تحلیل ماتریس موازنه بر گذار، سناریو های ممکن، محتمل و مطلوب آینده اعتماد اجتماعی تدوین شده است. با به کارگیری نرم افزار سناریو ویزارد، 288 سناریو ممکن از ترکیب وضعیت های احتمالی توصیف گرهای پیش ران ها گزارش شد. از این تعداد، دو سناریو با سازگاری و هماهنگی درونی بود. در سناریوی اول، دوزخ، چاه ویل، آینده وضعیت اعتماد اجتماعی، در تمام سطوح (اعتماد نهادی، اعتماد تعمیم یافته و اعتماد بین شخصی) دچار سیر کاهشی شدید بوده و بی اعتمادی به صورت چشم گیری افزایش خواهد یافت. در تصویر مطلوب آینده وضعیت اعتماد اجتماعی، سناریوی دوم که با عنوان مدینه فاضله، بهشت، شراب طهور، نام گذاری شده است، برعکس سناریوی اول، وضعیت اعتماد اجتماعی در هر سه سطح سیر افزایشی و بسیار مطلوبی خواهد داشت. با توجه به یافته های پژوهش حاضر و احتمال بیشتر وقوع سناریوی اول (سناریو محتمل)، براساس نظر خبرگان، برخی از راهبردهای پیشنهادی برای تحقق سناریوی دوم (سناریوی مطلوب) شامل تثبیت دموکراسی، اجرای یکسان قانون درباره همه مردم، اصلاح یا لغو قوانین فساد زا و نیز تسهیل گردش آزادانه اطلاعات می شود.
شناخت نقش، جایگاه و میزان تأثیرگذاری متغیرهای داخلی و اهمیت آن بر فرایند تصمیم سازی در عرصه سیاست خارجی اهمیت ویژه ای دارد. سیاست خارجی در امتداد سیاست داخلی قرار دارد و تصمیمات این حوزه برخواسته از شرایط و متغیرهای داخلی مانند ساختار اداره دولت، سازوکارهای انتقال قدرت، تأثیر افراد، نهادها و ساختار و فرهنگ سیاسی کشور است. از دیگر سو، پاتریمونیالیسم به عنوان بخشی از ساختار سنتی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که انتقال قدرت به صورت موروثی را به همراه دارد و تأثیر آن بر سیاست خارجی این کشورها به ویژه عربستان سعودی، موضوعی است که کمتر بدان پرداخته شده است. در این پژوهش با این فرض که کاربست رویکردهای مختلف در سیاست خارجی عربستان، از ابتدای شکل گیری بر عنصر پادشاه به عنوان هسته اصلی قدرت بناشده، به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که نوپاتریمونیالیسم و تأثیر آن در سیاست خارجی این کشور چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که مفاهیم هویتی، جانشینی و ساختاری و فرهنگ سیاسی از مهم ترین عوامل در رویکردهای مختلف سیاست خارجی عربستان هستند که از ابتدای شکل گیری آن تاکنون بر عنصر پادشاه به عنوان هسته اصلی قدرت بناشده و رفتار دولت در حوزه خارجی را همواره تابعی از وضعیت و شرایط قدرت پادشاه در نظام سیاسی، فرایندهای جانشینی در این کشور و سیستم های تابعه آن کرده است. در حالی که تصمیم سازان سیاست خارجی نسل پیشین عربستان، احتیاط، محافظه کاری و شکیبایی را در سیاست خارجی مهم می دانستند، انتقال قدرت در قالب نوپاتریمونیالیسم به نسل جدید نخبگان سیاسی عربستان، به درپیش گرفتن سیاست های جدید و تهاجمی منجر شده است.
آب، نقشی حیاتی و اهمیتی راهبردی در محیط زیست، توسعه اقتصادی پایدار، حیات فرهنگی و اجتماعی، منافع سیاسی و امنیتی و در مجموع قدرت ملی و توسعه پایدار دارد. کمبود آب، رقابت بر سر دستیابی، تصاحب و تسلط بر این عنصر حیاتی به ویژه در شیوه و میزان بهره برداری از منابع آبی مشترک را تشدید کرده است. سدسازی های ترکیه بر دجله و فرات، تأثیرات گسترده ای بر محیط زیست، سلامت، معیشت و امنیت ساکنان منطقه و کشورهای تأثیرپذیر داشته و به مهاجرت، خشک شدن تالاب ها، بیابان زایی و بروز ناآرامی ها منجر شده است. عراق به دلیل محدودیت های ژئوپلیتیکی، آسیب پذیرترین کشور منطقه در بحران آب است. دجله و فرات، اصلی ترین منبع تامین نیازهای آبی این کشور است. ترکیه با برخورداری از موقعیت بالادستی در حوضه آبریز دجله و فرات، 14 سد بر فرات و 8 سد روی دجله ساخته است. هدف پژوهش تبیین تأثیرات سدسازی های ترکیه بر امنیت ملی عراق است. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی می کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که سدسازی های ترکیه چه تأثیراتی بر امنیت ملی عراق برجای گذاشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد، سدسازی های ترکیه، علاوه بر نابودی بخش قابل توجهی از پوشش گیاهی و زمین های کشاورزی، زیان های اقتصادی و آسیب های اجتماعی، تالاب های منطقه میان رودان را با خطر نابودی مواجه و به مرکز اصلی شکل گیری و انتقال ریزگرد تبدیل و به معضلات زیست محیطی منطقه و کشورهای تأثیرپذیر، به ویژه عراق منجر شده است؛ این سدسازی ها «تهدید وجودی» عراق است. اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه ای و فیش برداری از اسناد، کتب، مقالات، رسانه ها و منابع الکترونیکی گردآوری شده است.
افق تمدنی انقلاب اسلامی و به تبع آن ضرورت تعیین جایگاه کنشگران اسلام گرا در میان عناصر تمدن، آرمان وحدت اسلامی و نقش آفرینی ایران به شکل یک دولت انقلابی که به طبع به ارجحیت جنبش های دینی بر دولت های محافظه کار می انجامد، ایجاب می کند که جریانات اسلام گرا به شیوه عام و اسلام گرایان سیاسی به شکل خاص در هدف گذاری های سیاسی و امنیتی و راهبردهای کلان نظام جایگاه ویژه ای داشته باشند. در این پژوهش می خواهیم با درنظرگرفتن این الزام به آسیب شناسی عملکرد ایران در مواجهه با یکی از اثرگذارترین و پربسامدترین جنبش های معاصر اسلام گرای سنی یعنی «جنبش نوسلفیه» بپردازیم. با این هدف و با کاربست رویکرد توضیحی تبیینی، تعامل و تعارضات جریانات نوسلفی و نهضت انقلابی شیعی در ایران در سه دوره تاریخی (پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پس از شکل گیری نظام اسلامی تا تحولات عربی در سال ۲۰۱۱ و پس از آن) و در قالب سه سطح کنشگری (جنبش جنبش، جنبش دولت و دولت دولت) را بررسی می کنیم. در پژوهش به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از منظر کارکردی چه عواملی موجب واگرایی ایران با جریانات نوسلفی شده است؟ فرضیه پژوهش این است که شناخت ناکافی و یکسان انگاری بین جریانات سلفی در قالب وهابیگری، محو تدریجی رگه های کنشگری نهضتی در میان نخبگان فکری و ابزاری دستگاه سیاست خارجی ایران، ارجحیت ارتباط با جریانات اسلام گرای سکولار و صوفی به جای اسلام گرایان سیاسی و عدم تلاش برای برقراری گفت وگوهای راهبردی و تعامل انتقادی فعال با جنبش های نوسلفی، سبب واگرایی ایران با جریان های مورد نظر را فراهم کرده است.
کنش میان دو کشور ایران و سوریه در غرب آسیا برخواسته از تاریخچه دیپلماسی فعال میان آنان در زمینه های مختلف است. در این میان بیش از هر موضوعی، ارتباط میان تهران با دمشق پس از گذار از بخش های سخت و نظامی در جنگ داخلی سوریه و تولد داعش از میانه آن، از ویژگی های مطلوب جغرافیای اقتصادی سوریه متأثر بوده است. این پرسش طرح می شود که تأثیر جایگاه ژئواکونومیکی سوریه بر وضعیت راهبردی ایران در منطقه خاورمیانه در سال های 2018 تا 2023 چه بوده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که ژئواکونومی سوریه پس از سقوط داعش موجب تثبیت نفوذ ایران در سوریه و افزایش نقش آفرینی منطقه ای در دو بعد سیاسی و اقتصادی شده است. با تکیه بر نظریه ژئواکونومی، نتایج پژوهش نشان می دهد که ویژگی های سوریه همانند قرارگرفتن در کناره های مدیترانه، حلقه اتصال میان سه قاره و بندرهای بزرگ اقتصادی و راهبردی همچون لاذقیه، موجب تقویت وضعیت راهبردی ایران در منطقه شده است. این مقاله با استفاده از داده های اسنادی و آماری با روش توصیفی تحلیلی فرضیه فوق را مورد آزمون قرار داده است.
ابن تیمیه به استدلال عقلی علامه حلی بر امامت امام علی (ع) که با استفاده از لزوم عصمت امام ارائه داده، نقدهایی وارد کرده است. وی ضمن اینکه به طور کلی، انتصاب الهی امام را پذیرا نیست، به دنبال آن، بحث عصمت امام را نیز رد کرده، قبول ندارد. در واقع، اشکالاتی که ابنتیمیه بر عدم لزوم عصمت در امام گرفته، به انکار اصل مسأله امامت به معنایی که مورد نظر شیعه است، بازگشت میکند؛ چراکه با پذیرش امامت به معنای مورد نظر شیعه، گریزی از پذیرش عصمت و به دنبال آن، امامت امام علی (ع) وجود ندارد. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی نگارش یافته است و درصدد بیان مسأله استحکام و قوت استدلال علامه حلی بر امامت امام علی (ع) است و در واقع، به این پرسش پاسخ می دهد که آیا اشکالات ابن تیمیه بر دلیل اول عقلی علامه حلی بر اثبات امامت امام علی (ع) وارد است؟ با تأمل در اشکالات ابن تیمیه، به استدلال عقلی علامه حلی بر امامت امام علی (ع) معلوم می شود نظرات او مردود است که تثبیت استدلال علامه و در نتیجه، اثبات امامت امام علی (ع) و به تبع آن، سایر امامان شیعه را در پی دارد.
یکی از مسائل اختلافی و بنیادین در تفسیر قرآن، مسئله ی جامعیت قرآن است. جامعیت از مبانی مهم تفسیر بوده که در چگونگی و مصادیق آن اختلاف نظر وجود دارد؛ به گونه ای که هرکدام از مفسران با استناد به ادله ای در هر یک از حوزه های جامعیت ذاتی و مقایسه ای به یکی از دیدگاه های جامعیت تمایل پیدا کرده اند. بررسی دیدگاه آیت الله جوادی و آیت الله مصباح به عنوان مفسران و قرآن پژوهان تأثیرگذار دوره معاصر می تواند راهگشای حل برخی مباحث نظری در حوزه اندیشه و عمل دینی باشد. نوشتار حاضر با شیوه توصیفی و تحلیلی و با گردآوری داده ها از راه جمع آوری کتابخانه ای درصدد تبیین، تحلیل و ارزیابی دیدگاه این دو اندیشمند در دو حوزه ی جامعیت است. با توجه به آثارشان، هر دو اندیشمند درباره جامعیت مقایسه ای قرآن اتفاق نظر دارند و هر دو، قرآن را نسبت به سایر کتب الهی کامل تر و حاوی تمام مسائل و معارف مفید برای سعادت دنیوی و اخروی می دانند؛ اما در خصوص جامعیت ذاتی، اندکی اختلاف نظر وجود دارد. ازنظر علامه مصباح، قرآن کریم در عرصه هدایت به سعادت دنیایى و آخرتى، جامعیت دارد و به جامعیت اعتدالی معتقدند؛ اما آیه الله جوادی، جامعیت حداکثری برای قرآن را با دو شرط پذیرفته است. این پژوهش، ضمن تبیین اصل دیدگاه این اندیشمندان قرآنی و ارزیابی مناسب به این حقیقت دست یافته که اگرچه اصل دیدگاه این دو مفسر و اندیشمند فرزانه معاصر موردقبول و قابل اثبات است، اما از منظری دیگر این نگرش ها با ملاحظات و بلکه کاستی هایی مواجه است که در این جستار به آن ها پرداخته می شود.
«مصلحت و مفسده» در اصطلاح فقهی، مبدا تشریع احکام شرعیه است؛ در مقابل، «حسن و قبح» مفاهیمی اند که دارای سابقه ای طولانی تر هستند و در علوم مختلف کاربرد دارند؛ معانی متفاوتی از قبیل کمال و نقص، موافقت و مخالفت با غرض، استحقاق مدح و ذم و ثواب و عقاب. نسبت میان این دوسنخ از مفاهیم بنیادی، یکی از مسائل مهم در دانش اصول فقه است. شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (در این مقاله= محقق اصفهانی)، یکی از اصولیون معاصر شیعه است که به این همانی «مصلحت و مفسده» با «حسن و قبح» معتقد بود وسید محمدباقر صدر (در این مقاله= شهید صدر) دیگر اندیشمند معاصر شیعی است که به تباین این مفاهیم با یکدیگر باور داشت. این مقاله تلاش کرده تا با تبیین و بررسی دیدگاه این دو دانشمند، رابطه ی این دو سنخ مفاهیم را با روشی انتقادی-تحلیلی مورد بررسی قرار داده و با ارائه تعریف برگزیده از حسن و قبح که بیان گر رابطه ضرورت بالقیاس بین فعل و نتیجه ی آن است، نوعی از این همانی «حسن و قبح» و «مصلحت و مفسده» را تایید و اثبات کند.
تفاوت جنسیتی، به معنی مذکر یا مونث بودن ازجمله ویژگی هایی است که نوع انسان را به دو صنف بزرگ زن و مرد، تصنیف می کند. با وجود تمام اختلاف های زن و مرد، هر دو در ذیل نوعی واحد قرار می گیرند و اشتراک های آن ها سبب می شود که هر دو، انسان نامیده شوند. با این حال، اختلاف های وابسته به جنسیت، نگاه های متفاوتی را نسبت به فعلیت انسانی زن سبب شده است. برخی، مرد بودن را نوعی کمال انسانی برشمرده و معتقدند زن به دلیل نوع خلقت و جنسیتش نمی تواند انسانی کامل به شمار رود و فعالیت اجتماعی او، تنها مانعی برای تعالی انسان های کامل و جنس مرد است. در مقابل، اندیشمندان اسلامی معتقدند که ملاک در ارزش انسانی، تقواست و زن و مرد هر دو می توانند به کمالات انسانی دست یابند. هر دو اندیشه در معرفت اسلامی، دارای نمایندگانی است؛ اما آنچه ضرورت دارد، مشخص شدن نگاه اصیل اسلامی است و این مهم جز با عرضه این دو دیدگاه بر آیات قرآن و سنت معصومین^ ممکن نخواهد بود. هدف از این پژوهش، تاثیر تفاوت جنسیتی بر فعلیت انسانی از نظرگاه امامیه (به نمایندگی از تلقی دوم) و وهابیت (به نمایندگی از تلقی اول) با محوریت اندیشه های تفسیری علامه طباطبایی و بن باز است که با روش تطبیق و تحلیل به نگارش درآمده است. بر این اساس، بن باز در وهابیت ازجمله کسانی است که با اعتقاد به نقص عقل و ایمان زن، فعلیت انسانی او را بی پاسخ قرار داده است. این نگاه با تکیه به ظاهر برخی احادیث، چشم خود را بر روی آیات و روایات متعدد قرآن بسته است. آیاتی که تکامل انسان را مقید به جنسیت خاصی نکرده و ملاک و معیار را تنها انسانیت و تقوا می داند. در مقابل، علامه طباطبایی به نمایندگی از تفکر امامیه، معتقد است زن از منظر هستی شناسی و انسان شناسی، شان و شخصیتی انسانی داشته و با مرد، تفاوتی ندارد. زن و مرد با تقواپیشگی می توانند مراحل فعلیت خود را بدون هرگونه تبعیض، پشت سرگذارند؛ با این حال، تفاوت های طبیعی زن و مرد، حقوق و وظایف اجتماعی متفاوتی را برای آن دو به همراه دارد.
برداشت سیاسی از قرآن، به جهت ماهیت سیاسی و ارتباطش با قدرت، آسیب هایی گسترده تر (نسبت به دیگر انواع برداشت ها) درپی داشته است. بخشی از بسترهای آسیب زا، مرتبط به کاربست نادرست قواعد علم معانی، یا غفلت از آنهاست. مشکل مذکور این مسئله را پیش روی ما می نهد که آیا می توان آسیب پذیری برداشت های سیاسی در عرصه کاربست قواعد علم معانی را اثبات کرد؟ اثبات آسیب پذیری، انگیزه لازم برای پی جویی ایجاد تمهیداتی جهت ارائه برداشت های سیاسی معتبر را فراهم آورد. مطالعه حاضر که به روش توصیفی و تحلیلی سامان می یابد، براین فرض تاکید دارد که برداشت های سیاسی در کاربست قواعد علم معانی یا بی توجهی به قواعد دچار آسیب شده اند. گزارش نمونه های عینی این آسیب ها، تحقق آسیب پذیری را در عمل اثبات می کند و دستاوردش اثبات آسیب پذیری برداشت ها در چهار قلمرو مهم قواعد علم معانی(مصادیقی از قاعده های اطناب؛ مجاز در اسناد؛ حصر وقصر؛ وصل وفصل)، و ایجاد دغدغه برای ارائه راهکارهای اصلاح آسیب ها و ارائه برداشت های سیاسی معتبر است.
با توجه به اختلافات تفسیری که در حوزه آیات الأحکام نکاح در دیدگاه فریقین وجود دارد، مقاله پیش رو بر اساس پرسش پیرامون مصادیق اختلافات تفسیری در حوزه مذکور با رویکرد تطبیقی سامان یافته است.آیات الأحکام نکاح حول محورهای مشروعیت، محرمات و لوازم و توابع آن احصاء می شوند و در هر یک از محورها و موضوعات مذکور، اختلافات متعددی نیز قابل دستیابی است. این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی بوده و گردآوری اطلاعات بر اساس روش کتابخانه ای صورت گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در بحث مشروعیت، فریقین در جواز ازدواج موقت اختلاف دارند به طوری که امامیه قائل به جواز و معظم اهل سنت قائل به عدم جواز آن می باشند. در محرمات نکاح، دیدگاه های مربوط به ایجاد رحم از طریق وطی نامشروع و ازدواج با زنان اهل کتاب متفاوت است و در لوازم و توابع نکاح، مباحث مهریه و مقدار آن، پرداخت متاع و نفقه و همچنین موضوع نگاه خصوصا نگاه به مخطوبه و برخی از احکام وطی، اختلافی است.
تحولات چند دهه گذشته در افغانستان اثرات گوناگون و گسترده ای بر امنیت جمهوری اسلامی داشته است. اما قدرت گرفتن مجدد طالبان با گرایش های ضدشیعی و ضدایرانی، علاوه بر خطرات گذشته، خطرات امنیتی را نیز برای ایران به همراه خواهد داشت. روش در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و هدف اصلی آن بررسی تأثیرات ظهور طالبان جدید در افغانستان بر امنیت ملی ایران است. چارچوب نظری این پژوهش، نظریه مجموعه امنیت منطقه ای است. به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که قدرت گرفتن مجدد طالبان چه تأثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ به نظر می رسد ایران با تقویت روابط سیاسی و کمک های اقتصادی می تواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند. یافته های پژوهشی نشان داده است که نبود انسجام داخلی در افغانستان و ناتوانی طالبان در اعمال حاکمیت بر کل کشور و جذب نشدن گروه های مختلف اجتماعی و سیاسی و فرایند دولت سازی و ملت سازی یکی دیگر از مشکلات ظهور نوطالبانیسم در افغانستان است که دامنه ناامنی حاصل از آن، امنیت ایران را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. با توجه به ماهیت تمامیت خواهی طالبان، اگر این گروه نخواهد قدرت را با اقوام دیگر تقسیم کند، برای افغانستان و همسایگانش از جمله ایران چالش خواهد بود. در نتیجه، جمهوری اسلامی باید اقداماتی انجام دهد که تهدیدها را به فرصت ها و ضعف ها را به قوت ها تبدیل کند.
چهارمین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در زمان تقابل حکومت مرکزی با طالبان در مذاکرات صلح دوحه و جنگ در بخش های گسترده کشور برگزار شد. انتخابات پس از چندین ماه به تعویق افتادن، سرانجام در سپتامبر 2019 برگزار شد. خیلی زود آمار شرکت کنندگان سرخط خبرها قرار گرفت. حدود 2 میلیون و 600 هزار نفر یعنی فقط 20 درصد از واجدان رأی دهی پای صندوق های رأی حاضر شده بودند. این عدم استقبال، خبر از تحولی بزرگ در افکار عمومی و اوضاع نابسامان وضعیت سیاسی افغانستان می داد. اینکه زمینه های سقوط نظام جمهوریت در افغانستان در رفتار رأی دهندگان انتخابات ریاست جمهوری سال 2019 چگونه نمود یافته بوده است؟ پرسشی است که در این پژوهش با یاری گرفتن از نظریات رفتار رأی دهی اندیشمندانی همچون پیپا نوریس، رابرت دال و اینگلهارت به روش توصیفی تبیینی و با استفاده از منابع کتابخانه ای در پی پاسخ دادن به آن هستیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد رفتار رأی دهی مردم افغانستان زنگ خطر مهمی را برای حکومت مرکزی و به تبع آن حیات دموکراسی به صدا در آورده بود. عدم مشارکت حداکثری در انتخابات که یکی از مهم ترین نمادهای دموکراسی است، نشان دهنده بی اعتمادی مردم به نظام و روشنگر مقبولیت نداشتن آن در جامعه است. رفتار رأی دهندگان افغانستانی در سال 2019 نشان داد که هیچ شخص و گروهی به آن توجه نکرده و کمتر از دو سال بعد نتیجه آن با سقوط جمهوریت و بازگشت طالبان نمایان شد. این رفتار رأی دهندگان زمینه هایی داشته است که در این پژوهش آن ها را بررسی می کنیم.
رحمت و مهربانی از صفات افعالی پروردگار متعال است، که نفی آن از یزدان پاک، به مثابه قایل شدن به نقص، در ساحت وجود اوست. از سویی باور ما بر اساس آیات وحی بر این است که اصل و اساس آفرینش بر رأفت و مهربانی خداوند بنا شده است و آیات فراوانی از قرآن کریم جلوه های متعددی از مهربانی او را یادآور می شود؛ از جمله تکریم و احترام بندگان، تفضل بر بندگان، عیب پوشی، روش موعظه، تبشیر و امیدواری دادن، انذار، توبه پذیری و تأخیر در کیفر بندگان، این حقیقت را اثبات می کند. این در حالی است که بسیاری از خداناباوران، در آثار و نگاشته های خود مخصوصاً در فضای مجازی با درج شبهاتی خاص، با حقیقت مهربانی و رحمت خداوند مخالف بوده و با انتشار انگاره های خود در شبکه های اجتماعی، سعی در ارائه تصویری خشن و دهشتناک از خداوند باورمندان دارند. نوشتار حاضر که به روش کتابخانه ای و شیوه توصیفی تحلیلی سامان یافته است؛ تلاش می کند با تبیین مهربانی خداوند و جلوه های آن در قرآن کریم، به شبهات آتئیستها در فضای مجازی در این موضوع پاسخ دهد.
آنچه در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت نجات پیروان ادیان و مکاتب دیگر است به منظور ارائه بحثی منطقی و معقول درباره وضعیت اخروی افراد یاد شده پژوهشی با محوریت آیات قرآن کریم، هدف اصلی این تحقیق است.در گفتمان غیر الهی پلورالیسم دینی به مفهوم پذیرش هر عقیده ای خواه الهی باشد و خواه غیر الهی بازخوانی میشود.اما آنچه طی بررسی صورت گرفته به آن پرداختیم میزان پذیرش و انعطاف پذیری آموزه های قرآنی در نیل به سعادت اخروی معتقدان به سایر ادیان ابراهیمی مطرح شده در قرآن است که عمل کنندگان بر اساس تعالیم یهود و نصرانیان تا چه میزان از سعادت اخروی بهره مند خواهند بود و اساسا جه عوامل و موانعی را از نگاه قرآنی میتوان ناظر بر نیل به سعادت اخروی معتقدین به سایر ادیان ابراهیمی غیر از اسلام دانست؟ بر این اساس طی بخشهای مختلف به این امور پرداختیم که:اصطلاحاتی مانند پلورالیسم، فوز وفلاح و... تعریف و مفاهیمی مانند نجات از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته همچنین ضمن بیان شاخه های پلورالیسم، به دیدگاه های مختلف درباره تنوع ادیان نیز اشاره شد.عوامل و موانع نجات از دیدگاه قرآن مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در ادامه .به دلائل تأیید پلورالیسم نجات از دیدگاه قرآن اشاره شد و مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
اجماع یکی از منابع دستیابی به احکام است که احیاناً در اعتقادات نیز می تواند منبع باشد. در کتاب های کلامی دانشمندان اسلامی، شیعه و یا سنی، برای اثبات بعضی از آموزه های اعتقادی، از دلیل اجماع استفاده شده است، حال باید دید که آیا این اجماعات حجیت دارد؟ و ملاک اعتبار و محدوده حجیت آن کدام است؟ این تحقیق متکفل بررسی پاسخ سؤالات فوق از مهمترین مکاتب کلامی، یعنی امامیه، معتزله، اشاعره و ماتریدیه است. در این تحقیق که از نوع بنیادی است، سعی شده است با روش تحلیلی و کتابخانه ای و با رویکرد استدلال عقلی و نقلی به تبیین ابعاد مختلف اجماع پرداخته شود. در این نوشتار دلایل اقامه شده برای حجیت اجماع در مسائل اعتقادی مورد خدشه قرار گرفته است. مهم ترین نتایج به دست آمده در این پژوهش عبارت است از اینکه: اصولیین امامیه و برخی اخباریین، حجیت اجماع را از باب عقل می پذیرند، اشاعره حجیت اجماع را به روش نقلی می پذیرند، اکثر معتزله و همچنین ماتریدیه نیز حجیت اجماع را به روش نقلی می پذیرند، در این مقاله در دلایل اقامه شده خدشه وارد شده است، و قول مختار این است که: دلیلی بر حجیت اجماع در مسائل اعتقادی وجود ندارد.