ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۷٬۲۲۱ تا ۲۲۷٬۲۴۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۲۲۷۲۲۱.

تحلیل انتقادی دیدگاه دیوید هیوم درباره جوهریت و این همانی ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۷ تعداد دانلود : ۷۸۸
هیوم با رویکرد تجربه گرایانه اش تأثیر بسزایی بر فلسفه مدرن گذاشت. وی در نخستین و مهم ترین کتاب فلسفی خود، رساله ای درباره طبیعت آدمی، به تبیین جوهریت و این همانی ذهن و احوال ذهنی پرداخت. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی-انتقادی، دیدگاه هیوم نقد و بررسی می شود. هیوم در موضع سلبی خود، با استناد به برخی مبانی مبهم یا مخدوش، جوهریت و این همانی و بساطت کامل ذهن را بدون انطباع و در نتیجه، بدون ایده و بی معنا دانست؛ اما در موضع ایجابی خود، از جوهریت و این همانی ناقص احوال ذهنی دفاع کرد؛ ولی در نهایت به سبب تناقضات موجود در موضع ایجابی، به رجحان شکاکیت حکم داد. شکاکیت در فلسفه هیوم، به معنای فقدان شرح متافیزیکال رضایت بخش نسبت به اعتقادات طبیعی(نه فقدان خودِ اعتقادات طبیعی) است. مشکل اساسی تبیین هیوم، غفلت از علم حضوری و کارکرد عقل در تنبّه به آن است. به نظر می رسد با استناد به علم حضوری می توان تبیین قانع کننده تری از جوهریت نفس و تمایزش با پدیده ها و حالت های نفسانی ارائه داد؛ براین اساس جوهری به نام نفس وجود دارد که حالات نفسانی قائم به آن هستند.
۲۲۷۲۲۲.

بررسی دیدگاه نانسی مورفی در باب فاعلیت خداوند در عالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۱ تعداد دانلود : ۶۱۶
نانسی مورفی، فیلسوف و متأله معاصر آمریکایی کوشیده است تا با استفاده از فیزیک کوانتوم، تبیین جدیدی از فاعلیت خداوند در عالم ارائه کند. به اعتقاد وی، هر نظریه ای که در باب فاعلیت خداوند در جهان مطرح می شود، در صورتی پذیرفتنی است که با علم و الهیات سازگار باشد. مورفی برای تبیین دیدگاه خود در باب عملکرد خداوند در جهان از «علیت پایین به بالا» بهره می برد. او خداوند را متغیر پنهان در سطح کوانتومی می داند. در نتیجه، با استفاده از عدم تعینی که در این سطح وجود دارد، فاعلیت خداوند را توضیح می دهد. از نظر مورفی هیچ رویداد تصادفی ای در سطح کوانتومی وجود ندارد و هنگام رخداد فعل الهی، قوانین طبیعت نقض نمی شوند. در مقاله حاضر، پس از تلاش برای ارائة تبیین دقیقی از دیدگاه نانسی مورفی، نقدهای واردشده بر دیدگاه او طرح و بررسی شده اند.
۲۲۷۲۲۳.

بررسی مواجهة با رنج آزادی اگزیستانسیال و راههای گریز از رنج آزادی از منظر اروین یالوم و مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷۷ تعداد دانلود : ۸۹۷
پیوند میان «آزادی» و «رنج» به نحو شهودی روشن نیست؛ زیرا در نگاه اول «آزادی» ظاهراً فقط دربرگیرندة اشارات ضمنی مثبت بلاواسطه است اما آزادی روی تیره ای دارد که همراه با رنج وجودی است. آزادی از منظر انسان خالق از لحاظ روانی سرشار از اضطراب است از این جهت که ما به عمیق ترین مفهوم، مسئول خودمان هستیم؛ نه تنها برای جهان درونی بلکه برای جهان بیرونی نیز مسئول هستیم. تکلیف هر فرد تألیف دنیا و انسانیت خویش است. انسان نمی تواند از این مسئولیت و از این آزادی اجتناب کند. مهم ترین عامل رنج زا بودن آزادی در اندیشة یالوم نوع معرفت شناسی اگزیستانسیالیستی است که معتقد است انسان در این دنیا پرتاب شده است و برای ساخت خویش نه قانونی در اختیار دارد و نه مبدأ ماورایی وجود دارد تا او را راهنمایی دهد، اما در معرفت شناسی مولانا هم خدا وجود دارد هم قانون. در این جا آن چه باعث رنج زا شدن آزادی است نحوة عمل کردن به قانون است؛ مسئله این است که آیا انسان می تواند در جنگی بی پایان تکلیف الهی که همانا آفرینش انسانیت است موفق شود.
۲۲۷۲۲۴.

بررسی هستی شناسانه نظریات چارلز داروین و میشل فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۲ تعداد دانلود : ۸۳۸
این مقاله در صدد تحلیلِ هستی شناسانه نظریات چارلز داروین و میشل فوکو با هدف دست یابی به وجوه اشتراک بین آن دو است. در نگاه نخستْ مقایسه چارلز داروین با میشل فوکو مقایسه ای ناهمگون است و شاید در بهترین حالت بعید به نظر آید؛ زیرا از یک سو، شالوده تفکر فوکویی را که یکی از پایه های اصلی جنبش «پسامدرن» است، مفهوم نسبی گرایی (relativism) شکل می دهد؛ از سوی مقابل، تفکر داروینی، یا همان داروینیسم، به عنوان نظریه ای در حوزه علوم تجربی و به طور خاص علم زیست شناسی، بیشتر با عینیت گرایی (objectivism) شناخته می شود که در تضاد با نسبی گرایی (relativism) است. برخلاف تصور بسیاری از داروینیست ها و متفکرین پسامدرن و فوکویی، نوشتار حاضر تلاش می کند تا با بررسی بنیان های فلسفی داروینیسم و نگرش فوکویی اثبات کند که هر دوی آنها از منظر هستی شناسی بر دو اصل «ماتریالیسم» و «پوزتیویسم» بنا گذارده شده اند.
۲۲۷۲۲۵.

نگاه وجودى صدرالمتألهین به «کلیات خمس»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۶
منطق ارسطویى سینوى با غفلت از وجود و بر پایه نگاه ماهوى به واقعیت خارجى بنا شده است. نگاه متفاوت صدرالمتألهین به واقعیت خارجى و نحوه آگاهى انسان از آن، موجب تغییر بنیان هاى منطق ماهوى مى شود. صدرالمتألهین در آثار منطقى خود به ارائه نظام مند منطق وجودى خود نپرداخته، اما در آثار فلسفى خود به نحو پراکنده برخى از مطالب منطق وجودى را ارائه کرده است. در دیدگاه صدرالمتألهین وجود، فصل یا صورت اخیر تأمین کننده جهت اتحاد بین نوع، فصل اخیر و دیگر جنس ها و فصل هاى پیشین است؛ برخلاف دیدگاه جمهور که ترکیب انضمامى ماده و صورت، تنها وحدت اعتبارى ماهیت را افاده مى کند و نمى تواند توجیه گر جهت اتحاد در حمل کلیات ذاتى بر یکدیگر باشد. در دیدگاه مشهور ماده و صورت واقعیت خارجى و از معقولات اولى به شمار مى آیند، اما جنس و فصل صرفا لحاظ ذهنى و از معقولات ثانى منطقى هستند؛ ولى در نگاه وجودى صدرالمتألهین آنچه واقعیت دارد و در خارج محقق است، وجود فصل است که به دنبال آن نوع، جنس، فصل هاى پیشین و امور عرضى به همان وجود موجودند. ازاین رو جنس و فصل و نوع، صرفا لحاظ ذهنى و از معقولات ثانى منطقى به شمار نمى آید. صدرالمتألهین اعتبارات لابشرطى در کلیات خمس را از احکام خارجى ماهیت مى داند و آن را به وجود و احکام وجود ارجاع مى دهد. همچنین در نگاه وجودى او، سنخ صورت و فصل اخیر از سنخ ماهیات نوع و جنسى کاملاً جداست و این دو داخل در ذات ماهیت نیستند.
۲۲۷۲۲۶.

قصدیت و بازنمود در گفتگوی دریفوس و سرل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۳ تعداد دانلود : ۷۷۹
گفتگوی دریفوس، به عنوان یکی از بزرگترین پدیدارشناسان آمریکایی و سرل، به عنوان یکی از بزرگترین فیلسوفان تحلیلی، تاریخی چهل ساله دارد. از نظر سرل پدیدارشناسی نابینا، سطحی و دچار خطاهای سیستماتیک است. همچنین از نظر وی مفهوم قصدیت غیربازنمودی به عنوان مرکز پدیدارشناسی دریفوس ناسازگار است. اما به باور ما دریفوس در معنایی که خود از قصدیت مدنظر دارد مفهومی سازگار از قصدیت غیربازنمودی ارائه می کند و همچنین به درستی نشان می دهد که سرل از اساس درک درستی از پدیدارشناسی ندارد. دریفوس با جدا کردنِ تفسیر پدیدارشناسانه از سرل و تفسیرِ وی به عنوانِ فیلسوف تحلیلی، سرلِ پدیدارشناس را به دلیلِ نادیده گرفتنِ قصدیتِ غیربازنمودی و سرلِ فیلسوف تحلیلی را به دلیلِ پذیرش علیت برای ساختار انتزاعی مورد انتقاد قرار می دهد. اما به باور ما معرفی قصدیتِ غیربازنمودی از سوی دریفوس به معنای آن نیست که وی توانسته است از دوگانه سوژه-ابژه عبور کند. نه دریفوس و نه سرل برخلافِ ادعایشان نتوانسته اند راهی برای عبور از دوگانه سوژه-ابژه بیابند.
۲۲۷۲۲۷.

نقدی بر ذات حقیقی و ویژگی های غیرذاتی اندیشه از دیدگاه فرگه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۸ تعداد دانلود : ۵۷۱
از جمله موضوعات پُر مناقشه در فلسفه زبان معنای جملات است. فرگه معنای یک لفظ را بر مبنای نحوه بازنمایش لفظ از مصداقِ خارجیِ مرتبط با آن تعریف می کند. اما وی معنای جمله را در نسبت با صدق و کذب آن معرفی و «اندیشه» را معنای جملاتی می داند که حاوی حکم باشند. در این نوشتار ابتدا کوشیده ایم تبیین و تحلیلی تازه از موضوع اندیشه و پیش زمینه های دست یابی به آن را در دیدگاه فرگه ارائه کنیم. در ادامه و در مقام نقد نگاه فرگه، پرسشی در باب شیوه تعامل اندیشه با اندیشنده و نیز مراقبت اندیشنده بر اندیشه مطرح شده است. در نهایت و بر اساس نتایج بدست آمده و پاسخ های ارائه شده بدین پرسش، به پرسش اصلی این نوشتار و نقد نظر فرگه در باب تقسیمی آشکار در تعاریف «ذات حقیقی اندیشه» و «ویژگی های غیر ذاتی اندیشه» پرداخته ایم. بر اساس نظر نگارندگان این نوشتار و تعارض این دو تعریف با شاکله نظریات فرگه در باب اندیشه در این مقاله نشان داده می شود که تبیین فرگه از این دو مولفه اندیشه ناقص است به طوری که موجب تزلزل ماهیت اندیشه و نقض موضوع آن می گردد.
۲۲۷۲۲۸.

تحلیل انتقادی مبانی معرفت شناختی اومانیسم دکارتی بر اساس اندیشه علامه جعفری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۵۱۲
اومانیسم به عنوان نگرش حاکم بر دوره مدرنیته، موجودیت خود را تا حدود بسیاری مرهون مبانی و روش معرفت شناختی دکارت است. ویژگی اصلی معرفت شناسی دکارت اصالت دادن به عقلانیت ابزاری است. به عقیده او می توان با عقل و بدون هرگونه توسّلی به حواس، به شناختی از واقعیت دست یافت. او با این مبنا خود را به نحوى مطلق به صورت موجودى مى شناسد که وجودش یقینى تر از همه چیز است. او اگرچه یک اومانیست به معنای امروزی نیست، اما محصول معرفت شناسی اش تصویری از انسان ارائه می کند که او را محور جهان هستی و ماسوای او را ذیل هستی او قرار می دهد. علامه محمدتقی جعفری از جمله فیلسوفان معاصر است که با عرضه مبانی معرفت شناختی متفاوتی به نقد اومانیسم پرداخته است. او ضرورت شناخت را در راستای نظام حیات معقول می بیند و معتقد است حواس طبیعی، عقل نظری، شهود عرفانی و وحی از ابزار معرفت است. این مقاله به قصد تحلیل انتقادی اومانیسم دکارتی ابتدا ارکان معرفت شناسی دکارت را تبیین و در ذیل هر یک دیدگاه علامه جعفری و وجوه تشابه و تضاد اندیشه آن دو را مطرح نموده است.
۲۲۷۲۲۹.

چیستی و کارکردهای عقل قدسی از منظر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹۳ تعداد دانلود : ۷۴۲
 عقل قدسی در نظر ابن سینا ، مرتبه ای از عقلانیت است که درآن برترین شکل ارتباط با عالم عقول صورت می پذیرد. انسان زمانی به این مرتبه از عقلانیت نائل می شود که معقولات را بدون سختی ، مرارت و صرف وقت ، تنها با بکارگیری حدس بدست آورد. صاحبان عقول قدسی در نظر ابن سینا برترین انسانها هستند و بالاترین مقام نبوت مخصوص آنهاست. این افراد به عنوان نخستین معلمان بشری معقولات اولی را ادراک کرده و آن را در اختیار سایر انسانها قرار می دهند. بوعلی در مورد نحوه ارتباط این قوه با عقل فعال و فطری یا اکتسابی بودن آن درآثار خویش به صورت متفاوت اظهار نظر می کند البته این وجوه به نوعی قابل جمع هستند. وی برای اثبات مسأله چیستی و کارکردهای عقل قدسی از مبانی فلسفی خود چون مراتب وجودی عقل ، نحوه ادراک صور کلیه و همچنین آیات قرآن کریم مدد می جوید.
۲۲۷۲۳۰.

نقد دو دیدگاه رایج در خصوص جایگاه علم النفس ارسطویی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۳ تعداد دانلود : ۵۰۳
در مورد جایگاه علم النفس در نظام علم شناختی ارسطو دو دیدگاه وجود دارد. دیدگاه نخست که نظریه رایج و غالب است می گوید نفس شناسی علمی طبیعی است. این دیدگاه بیشتر بر ارتباط وثیق نفس و بدن از نظر ارسطو تأکید دارد. دیدگاه دوم بر آن است که علم النفس دو بخش دارد و بخشی از آن در طبیعیات و بخش دیگر در الهیات بررسی می شود. از نگاه این نظریه، نفوس مادی در طبیعیات بررسی می شوند و نفوس مجرد در الهیات. با آنکه هر دو این نظریات شواهدی را در آثار ارسطو می یابند، این مقاله به نقد آنها می پردازد و نشان می دهد که چگونه با آنکه ظاهر عبارات ارسطو آنها را تقویت می کند اما با دقت بیشتر معلوم می شود که اتفاقا بر اساس مبانی ارسطو نمی توان جایگاه حقیقی علم النفس را در طبیعیات دانست. 
۲۲۷۲۳۱.

بینامتنیت مضامین اخلاقی قرآن با غزلیات عربی دیوان شمس(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۹ تعداد دانلود : ۵۳۱
یادگرفته های هر شخص، خواه ناخواه در کلام و گفتارش انعکاس می یابد و گفتار هر شخصی به تناسب بهره گیری از منابع مختلف دستخوش تغییرات و تأثراتی است که متون و آموزه های پیشین بر او دیکته می کنند. شاعران نیز که همواره یک قدم از افراد دیگر در کشف نهان اشیا جلوترند، از این پدیده مستثنا نیستند؛ بلکه قصاید و اشعار شاعران به شکل بارزی، انعکاسی است از آموزه های مختلفی که فراگرفته اند. آموزه های قرآنی دراین میان بخش وسیعی از پیش فرض های ذهنی شاعران را شکل می دهد. در آثار مولانا نیز می توان نمود عینی این آموزه های اخلاقی قرآن را مشاهده کرد؛ از جمله در دیوان شمس که بخش وسیعی از آن را ابیات عربی تشکیل داده است. پژوهش حاضر بر آن است که نشان دهد چگونه مولانا معنایی عارفانه را با آیات بیان کرده است و برای تبیین این مسئله از روش تحلیلی و توصیفی بهره برده و با استناد به بینامتنی مضمون و لفظ این هم تنیدگی مضامین آیات قرآنی را با کلام مولانا در غزلیات عربی اش به تصویر کشده است. نتیجه این پژوهش در دو محور زیر خلاصه می شود: نخست اینکه مولانا به دفعات زیاد، لفظ و مضامین آیات قرآنی را در غزلیات عربی به کار برده است؛ دوم آنکه تغییراتی ظریف در لفظ، معنا و موسیقی واژه ها ایجاد کرده تا بهتر بتواند پیام مورد نظر خود را به مخاطبش منتقل کند.
۲۲۷۲۳۲.

The Relationship between Two Secular and Theological Interpretations of the Concept of Highest Good in Kant: With respect to the criticism of Andrews Reath’s paper “Two Conceptions of the Highest Good in Kant”(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۵ تعداد دانلود : ۵۲۵
Discussing two common critiques on theological interpretations of the concept of the highest good in Kant’s moral philosophy in his paper, Two Conceptions of the Highest Good in Kant, Reath has invited readers to have a secular interpretation of this concept and pointed out its advantages. In the present paper, we will attempt to provide the main principles of Reath’s claims and demonstrate why Kant has stated both of these interpretations in all of his critical works—a subject that has confused Reath. For this purpose, we will indicate that in both of the above interpretations, Kant has offered the concept of the highest good in a historical context, in which the intellectual idea of the highest good as a desired ultimate totality makes the intellect to grow in history and cultivate the talents of human kind through numerous conflicts embedded in nature.
۲۲۷۲۳۳.

تحلیل و مقایسه چهار تفسیر از اخلاق نیکوماخوس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۴ تعداد دانلود : ۵۵۹
این مقاله به بررسی چهار رویکرد متفاوت در تفسیر اخلاق نیکوماخوس،در موضوع کسب عادت، می پردازد و در پی یافتن پاسخی برای این پرسش است که چرا و چگونه تکرار اعمال منتسب به یک فضیلت به مرور زمان ملکه فضیلت را در آدمی ایجاد می کند. ابتدا بنا به تقسیم افلاطون از اجزای نفس به جزء همت و اراده، جزء عقلانی و جزء شهوانی (امیال و عواطف)، ادعا می شود اغلب تفاسیر با محور قرار دادن یکی از این اجزاء به تفسیر ارسطو پرداخته اند، و از این رو، در سه دسته طبقه بندی می شوند. از آنجایی که اخلاق نیکوماخوس، مهم ترین منبع اندیشمندان مسلمان در اخلاق فلسفی بوده است، اخلاق ناصریبه عنوان خوانشی از اخلاق نیکوماخوسمنظور، و نشان داده می شود چرا و چگونه نزد خواجه نصیر جزء همت و اراده اولویت می یابد. سپس در تفسیر عاطفی به تفسیر مایلز برنیت و در تفسیر عقلانی به تفسیر ریچارد سورابجی به عنوان نمونه پرداخته می شود و بر این سه رویکرد تفسیری نقدهایی درونی و بیرونی بررسی می شوند. نهایتاً با بهره بردن از تفسیر نانسی شرمن، تلاش می شود تفسیری جامع از ارسطو ارائه شود.  که انتقادهای وارد بر تفاسیر پیشین را تاب آورد. در تفسیر مقبول، ارتباط وثیق میان عاطفه و شناخت محور قرار می گیرد تا کسب عادت به مثابه عملی انتقادی تفسیر شود.
۲۲۷۲۳۴.

تبیین و تحلیل جایگاه روش شهودی در دستگاه فلسفی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۴ تعداد دانلود : ۴۴۷
یکی از مهم ترین ویژگی های حکمت متعالیه، چند روشی بودن آن است. صدرالمتألهین در حکمت متعالیه خویش از سه روش شهودی، عقلی و وحیانی استفاده کرده است. وی با ارائه روش فلسفی خود تأثیر بسیار مهمی بر جریان فلسفه اسلامی پس از خود بر جای گذاشت؛ آن چنان که یکی از مهم ترین عوامل تفوق حکمت متعالیه در دوره معاصر، همین کثرت روش فلسفی ملاصدرا است. نگارندگان در مقاله حاضر به تبیین و تحلیل جایگاه روش شهودی در دستگاه فلسفی صدرالمتألهین پرداخته و نشان داده اند که وی از روش شهودی در نظام فلسفی خویش، بهره برده است. همچنین الگوهای روش شهودی ایشان در کاربرد روش شهودی در نظام حکمت متعالیه را نیز ارائه نموده است. روش محققان در این پژوهش تحلیلی-انتقادی است و از نظر هدف از نوع تحقیقات بنیادی- نظری به حساب می آید
۲۲۷۲۳۵.

تأثیر تمرین استقامتی بر برخی پارامترهای متابولیکی موش های صحرایی دیابتی نوع دو ناشی از نیکوتین آمید و استروپتوتوزوسین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۲۹۳
هدف از تحقیق حاضر، تعیین تأثیر تمرین استقامتی بر برخی پارامترهای متابولیکی موش های صحرایی دیابتی نوع دو ناشی از نیکوتین آمید و استروپتوتوزوسین بود. بدین منظور، 24 سر موش نر بالغ غیرچاق پس از القای دیابت (تجویز نیکوتین آمید و استروپتوتوزوسین) به سه گروه هشت تایی شامل غیردیابتی، دیابتی تمرین و دیابتی کنترل تقسیم شدند. چهار هفته پس از پیشرفت دیابت، گروه دیابتی تمرین چهار هفته روی نوار گردان دویدند. در پایان تمرین، تست تحمل گلوکز درون صفاقی برای تعیین حساسیت به انسولین انجام گرفت، سطوح گلوکز و انسولین پلاسما اندازه گیری و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) محاسبه شد. از آزمون آماری تی- مستقل و آنالیز واریانس دوطرفه برای تحلیل داده ها استفاده شد. براساس یافته های تحقیق، در طول چهار هفته القای دیابت، بین وزن بدن، میزان غذای دریافتی و سطح انسولین پلاسمای ناشتای دو گروه دیابتی و غیردیابتی تفاوت غیرمعنا داری مشاهده شد، ولی سطح گلوکز خون ناشتا و غیرناشتای گروه دیابتی نسبت به گروه غیردیابتی افزایش معنا داری یافت. همچنین، پس از چهار هفته تمرین، بین وزن بدن و میزان غذای دریافتی سه گروه غیردیابتی، دیابتی تمرین و دیابتی کنترل تفاوت غیر معنا داری مشاهده شد، ولی تمرین موجب کاهش معنا دار سطح گلوکز پلاسمای ناشتا و HOMA-IR و افزایش معنا دار انسولین پلاسمای ناشتا و تحمل گلوکز گروه دیابتی تمرین نسبت به گروه دیابتی کنترل شد. بنابراین، به نظر می رسد چهار هفته تمرین استقامتی تأثیر مفیدی بر برخی پارامترهای متابولیکی موش های صحرایی دیابتی نوع دو دارد.
۲۲۷۲۳۶.

اثر تمرین هوازی و محدودیت کالری بر سطوح پروتئین ناقل گلوکز و دی آسیل گلسیرول درون عضلانی موش های صحرایی نر چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۲ تعداد دانلود : ۴۵۲
مقاومت به انسولین ناشی از مصرف مواد غذایی پرچرب، با متابولیت های چربی درون عضلانی ارتباط دارد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر تمرین هوازی، محدودیت رژیم غذایی و ترکیب آنها بر مقاومت به انسولین از طریق تغییرات دی آسیل گلسیرول درون عضلانی در موش های صحرایی نر چاق بود. از 56 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزن 6/12±5/194 گرم به عنوان نمونه استفاده شد. 48 سر موش به مدت 18 هفته رژیم غذایی پرچرب مصرف کردند و به 8 سر موش غذای نرمال داده شد. سپس، موش های تحت رژیم غذایی پرچرب، به گروه های کنترل، تمرین هوازی، محدودیت رژیم غذایی و ترکیبی (تمرین هوازی و محدودیت رژیم غذایی) تقسیم شدند. گروه تمرین هوازی به مدت 10 هفته و با شدت 28 متر بر دقیقه دویدند. گروه محدودیت رژیم غذایی 25 درصد از غذای مصرفی شان کاسته شد و گروه ترکیبی، به صورت یک روز در میان تحت تمرین هوازی و محدودیت رژیم غذایی قرار گرفتند. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که وزن موش ها پس از 18 هفته مصرف رژیم غذایی پرچرب افزایش یافت (05/0>P). همچنین، تفاوت معنا داری بین سطوح دی آسیل گلیسرول عضله و سطوح سرمی انسولین، گلوکز و شاخص مقاومت به انسولین گروه های تمرین هوازی، محدودیت کالری و ترکیبی با گروه غذای پرچرب وجود دارد (05/0>P). سطوح PKC-θ در گروه های تعادل منفی انرژی کاهش یافت (05/0>P) و تفاوت معنا داری بین سطوح GLUT4 گروه های تمرین هوازی و ترکیبی در مقایسه با گروه غذای پرچرب، مشاهده شد (05/0>P). نتایج این مطالعه نشان داد که روش های تعادل منفی انرژی حتی همراه با مصرف غذای پرچرب می تواند سبب کاهش دی آسیل گلیسرول عضله اسکلتی شود که تا حد زیادی با بهبود مقاومت به انسولین همسوست.
۲۲۷۲۳۷.

تبیین حرکت شناسی ابن سینا در سنّت تفسیری حلّ مشکلات الإشاراتِ طوسی بررسی نگارش های قطب الدین شیرازی، سید برهان الدین بخاری، بدر الدین تستری و میر سید شریف جرجانی (مقدمه، تصحیح متن و تعلیقات)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۳ تعداد دانلود : ۵۰۳
کتاب الإشارات والتنبیهاتاز نگارش های موجز و ژرف مربوط به اواخر دوران زندگی ابن سیناست. بعد از نشر الإنارات فی شرح الإشاراتِفخرالدین رازی در قرن ششم هجری، کتاب الإشارات والتنبیهاتکانون توجه اندیشمندان بعدی قرار گرفت و در پرتو آن ادبیات گوناگون و گسترده ای از حاشیه و تعلیقه گرفته تا شرح و تلخیص پدید آمد. یکی از این نگارش ها، حلّ مشکلات الإشارتنصیر الدین طوسی است. بر پایه سنجش نسخه های موجود از این دو اثر به نظر می رسد در سنّت آموزش فلسفه در ایران، متن إشاراتهمواره بر پایه تفسیر طوسی مبنای تدریس قرار می گرفته است. بدین صورت که استادان فلسفه از روزگار طوسی به بعد، شرح طوسی را شایسته ترین تفسیر از آراء ابن سینا به شمار می آورده اند و همان متن را به فراگیرندگان فلسفه تدریس می کرده اند. حرکت شناسی در آثار گوناگون ابن سینا چه مفصل مانند الشفاءو چه مختصر مانند عیون الحکمة مطرح شده است. امّا آنچه سبب شد تا در نوشتار حاضر بحث حرکت شناسی ابن سینا در نمط دوم (فصل ششم- فصل هشتم) از کتاب حلّ مشکلات الإشاراتطوسی مورد بررسی تفصیلی قرار گیرد این بود که اوّلاً در میان آثار ابن سینا کتاب الإشارات والتنبیهاتدارای سنّت تفسیری گسترده ای است و ثانیاً تأملات فلسفی قطب الدین شیرازی، سیّد برهان الدین بخاری، بدرالدین تستری و میر سید شریف جرجانی بر حلّ مشکلات الإشاراتناظر به این بحث تاکنون مورد توجه قرار نگرفته و منتشر نشده است. در این نوشتار ضمن ارزیابی پژوهش های جدید در مضوع یادشده کوشش بر آن بوده است تا اهمیّت کتاب الإشارت در پرتو  سنّت تفسیری آن، نشان داده شود.
۲۲۷۲۳۸.

نگاهی انتقادی به الگوی نُه بخشی دو بخشی - در بررسی منطق دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۴۴۴
در بخش نخست این مقاله، دیدگاه رشر در دسرهه بنرد منقر دانرا درره اسلامی که در درجه نخست ب تضاد میا منق دانا مکهب بغداد ر ابن سینا ر پیر رانش مبهنری اسرت، مردرد ب رسری ر ار مری گیر د ر بره ب رری از نارسایی ها آ اشاره می شدد؛ پس از آ ، در دانش مهفارت از الگد نُره مع فی می شرد ند؛ - » حداکث « ر » کلاسیک « بخشی در بخشی تحت عنارین ص فاً به ت تیب ر انسجام مباحث منققی ر حذف یا ،» کلاسیک « در دانش عدم حذف مبحث مقدلات در مهد منققی تدجه می شدد، در حرالی کره در همین عدامل در جهت تبیین آمدزه ها مهفارت منققی ،» حداکث « دانش در سی منق دررة اسلامی به کار گ فهه می شدند. در ادامه، ناکارآمد هرا در صرد دسرهه بنرد منقر دانرا دررة اسرلامی ر » حداکث « دانش تشخیص ر تبیین آمدزه ها منققی مهفارت این منق دانا مدرد تأکید ر ار می گی ند ر به ب ی انهقادات مشه کی که ب ه در الگد شر ی غ بری ر - نُه بخشی در بخشی رارد می شدند، از جمله عدم تدجه به تحردلات مهرأ - منق در جها اسلام اشاره می شدد.
۲۲۷۲۳۹.

مقایسه گزاره بدیهی و گزاره پیشینی در مسأله توجیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۰ تعداد دانلود : ۵۹۵
معرفت در حوزة فلسفی اسلامی و غربی، به باور صادق موجّه تعریف شده است؛ عنصر محوری توجیه، همواره مورد بحث در میان محقّقان معرفت شناس بوده است. فیلسوفان معرفت شناس مسلمان، با تکیه بر تقسیم معرفت به بداهت و نظریّت، بداهت را به عنوان گزارة پایه معرّفی نموده و مبناگروی را بر اساس ابتناء نظریّات بر بدیهیّات، طرّاحی کرده اند. مقصود از بداهت در این نوشتار، استقلال از فکر است. لیکن تقسیم معرفت به پیشینی و پسینی، نتوانسته است چنین کارآمدی را داشته باشد؛ به عبارت دیگر، در فلسفة غرب، گزارة پیشینی نتوانسته است تکیه گاه توجیهی برای گزارة پسینی باشد. مقصود از پیشینی در این نوشتار از میان تعاریف هشت گانه مذکور در مقاله، عدم وابستگی توجیه گزاره به تجربه به معنای حسّ ظاهر است.  در این مقاله، فارغ از کمبودی که در بیان معرفت شناسان غربی در این زمینه وجود دارد، نحوة توجیه مبناگرایانة گزاره های پیشینی و پسینی - با الهام از الگوی فلسفة اسلامی-  با رویکردی تحلیلی تبیین شده است.
۲۲۷۲۴۰.

توانش به مثابه روش؛ تاملی درباب روش شناسی فلسفی جورجو آگامبن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۷ تعداد دانلود : ۸۱۸
جورجو آگامبن فیلسوف معاصر ایتالیایی، بنابر گفته خودش در پی تکمیل پروژه «فلسفه آینده» والتر بنیامین از مسیر نوعی اندیشه دیرینه شناختیِ است. آگامبن معتقد است که کانت پیش از فوکو به «دیرینه شناسی فلسفی» راه برده اما آن را به انجام نرسانده است. خود او نیز در همین مسیر گام برداشته است، اما به دلیل تأثیراتی که از فلسفه هایدگر پذیرفته به شیوه ای طی طریق می کند که از امثال فوکو فاصله گرفته و راه به برخوردی با کلمات و نفس زبان می برد که  آن را «دیرینه شناسی مفاهیم» می نامیم. دیرینه شناسی مفاهیم کاربرد دیرینه شناسی فلسفی در نسبت با زبان و جایگاهی است که کلمات در مواجهه آدمی به مثابه موجودی گشوده به هستی با هستی دارند. مفهوم، آبستن فهمی خاص و زمان مند و آبستن «آرخه ای» است که تنها با دیرینه شناسی می توان بدان راه یافت. لیکن از نگاه ما فهم درست روش شناسی فلسفی آگامبن نیازمند درکی روشن از مفهومی بسیار اساسی در کل فلسفه او است که آن را وامدار ارسطو است: «توانش». توانش گشاینده راهی به آرخه امور است. لذا دیرینه شناسی در بنیاد خود بر توانش استوار است. این مفهوم برای آگامبن امکان مواجهه ای متفاوت با مسائل دیرین و امروزین فلسفه و انسان را به طور کلی فراهم می سازد؛ و در قلب این مسائل نیز مسئله هایدگریِ هستی و زبان قرار دارد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان