امروزه سلامت روان در جهان نقش اساسی و عمده ای دارد و هسته اصلی و مرکزی در توسعه پایدار تلقی می شود. سلامت جامعه ارتباط عمیقی با رشد و توسعه جامعه دارد. زمانی جامعه سالم و متعادلی خواهیم داشت که افراد بتوانند با برخورداری از سلامت روان در عرصه های اجتماعی به فعالیت بپردازند. جامعه شناسان بر این باورند که سلامتی و بیماری روانی، صرفاً واقعیاتی زیست شناختی یا روان شناختی نیستند بلکه به طور هم زمان دارای ابعاد و ماهیت اجتماعی نیز می باشند. از این رو هدف از انجام این پژوهش، بررسی شاخص های اجتماعی مؤثر بر بیماری های اعصاب و روان در ساکنان شهرهای صنعتی اروپا می باشد. در این تحقیق برای بررسی تأثیر این شاخص ها بر بیماری های اعصاب و روان، از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. در این روش نتایج پژوهش های مشابه پیشین با توجه به معانی ضمنی و پیامی که دربر دارند، بررسی شده است. واحد تحلیل این پژوهش۲۰ درصد از مطالعات مشابه خارجی است که در راستای هدف اصلی تحقیق پیشتر انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مطابق با مطالعات مشابه صورت گرفته و نظریات مطرح شده عوامل اجتماعی دخیل در بیماری های اعصاب و روان عبارتند از: پایگاه اجتماعی، شرایط اقتصادی، نابرابری اجتماعی، حمایت اجتماعی، خانواده، شیوه زندگی و شهرنشینی.
با وجود ارائه تعاریف متعدد از پراکنده رویی، بسیاری رشد شهری با خصوصیاتی چون تراکم پایین، پراکنده، وابسته به اتومبیل و دارای پیامدهای زیست محیطی و اجتماعی را پراکنده رویی یا اسپرال معرفی می کنند. پراکنده رویی شهری در مناطقی که اقتصادی مبتنی بر کشاورزی و دامداری دارند، تاثیرات اقتصادی واضحی در پی دارد. این روند در استان خراسان شمالی، الگوی کاربری اراضی کشاورزی یکپارچه و سنتی را تغییر داده است. این استان در شمال شرق ایران قرار دارد و یک استان نسبتا روستایی محسوب می شود. به همین منظور، در این بررسی سعی شده است با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، این مقوله مورد بحث قرارگیرد. داده های مورد نیاز از تصاویر ماهواره ای سالهای 1352، 1372 و 1392 و طرح های جامع به دست آمده است. این داده ها با توجه به هفت شاخص مرسوم در تحقیقات پراکنده رویی(انواع گسترش، تراکم، انبوهی در کل و در تراکم های کم، سطوح غیر قابل نفوذ، تغییرات تراکم و تغییرات جمعیت)، مورد بررسی قرارگرفته و برای آن که تحلیلها نتایج ملموس تری به دست دهد، در نهایت شاخصهای مورد اشاره با یکدیگر ترکیب شده و تحلیل-های اصلی با این شاخص ترکیبی، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که نه تنها میزان پراکنده رویی شهری در این استان(از کمتر از 311/6- تا بیشتر از 974/4+) در سطح قابل توجهی قرار دارد، بلکه تاثیرات اقتصادی این روند عمدتا درآمد و اشتغال ساکنین مناطق روستایی را به شدت تحت تاثیر قرار داده و در واقع، پیامدهای منفی این روند بیش از آن که به شکل هزینه های حمل و نقل و زیرساخت های شهری متوجه شهرنشینان باشد، بر دوش روستائیان سنگینی می کند.
اهداف: شناسایی عوامل معیشتی، به خصوص در مناطق مرزی شرق کشور که در شرایط ناپایداری قرار دارند، برای موفقیت سیاست های کاهش فقر و پایداری معیشت بسیار مهم است. هدف این مطالعه، بررسی عوامل محلی و خانوادگی ناپایداری معیشت روستاهای مرزی بوده است. روش: تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن ترکیبی (کیفی و کمی) است. جامعه آماری خانوارهای روستایی شهرستان سراوان بود (25986N=). با استفاده از فرمول کوکران 370 خانوار به عنوان نمونه در بخش کمی انتخاب شد. برای شناسایی عوامل محلی از روش ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA) و مصاحبه با مطلعان محلی و برای شناسایی عوامل خانوادگی از مدل لجستیک باینری (روش LM- نیوتن- مارکارد- رافسون) و آمار توصیفی استفاده شد. یافته ها/ نتایج: یافته ها نشان داد که در بین عوامل محلی، ضعف منابع طبیعی و در بین عوامل خانوادگی عامل اقتصادی مهم ترین عوامل ناپایداری معیشت خانوارهای روستایی بوده اند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ضعف منابع طبیعی، نامناسب بودن زیرساخت های تولیدی و خدمات و امکانات عمومی، عوامل اقتصادی، بیشترین اثرات را با ناپایداری معیشت روستاییان داشته است. در واکنش به ناپایداری معیشتی، خانوارها پرداختن به مشاغل کاذب مانند قاچاق سوخت و کالا را انتخاب کردند.
اهداف: توسعه پایدار شهری یک مفهوم چندلایه است. هدف این پژوهش در گام نخست، معرفی یک روش ارزیابی و رتبه بندی فضایی پایداری محلات شهر مشهد است و در گام دوم ارائه سناریوهای چندگانه برنامه ریزی در جهت حرکت به سمت شهر پایدار است. روش: روش تحقیق این مقاله توسعه ای-کاربردی و توصیفی-تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز در این تحقیق از طریق پرسش نامه و اطلاعات دستگاه های اجرایی به ویژه شهرداری جمع آوری شده ست و با رویکرد تصمیم گیری چند معیاره فضایی (مدلAHP و OWA) وضعیت پایداری محلات مشهد تعیین شده است. یافته ها/ نتایج: یافته های تحقیق نشان داد که طیف مختلفی از میزان پایداری محلات شهری با استفاده از مدل OWA تولید شده است و مدیران قبل از هرگونه عملیات اجرایی می توانند گزینه های مختلف منتج از مدل را -بر خلاف بسیاری از مدل ها که تک سناریو هستند-ارزیابی و تصمیم گیری کنند. در این تحقیق، شاخص پایداری کلی محلات در سناریوی کاملا بدبینانه نشان داد که محلات سرشور، جنت (منطقه 8) مجیدیه، نقویه (12) و احمدآباد (14) از محلات با پایداری بسیار قوی و محله های کشاورز (منطقه 5)، فدک (5)، امیرالمؤمنین (13) و نوید (منطقه 15) از محلات با پایداری بسیار ضعیف در بین محلات مشهد می باشند. نتیجه گیری: ناپایداری شهرها یکی از مهم ترین موضوعات جهانی است. شهر مشهد نیز به دلیل شرایط رشد سریع و توسعه بی برنامه در حاشیه خود با مشکلات فراوانی به لحاظ پایداری با آن روبه روست. تعیین شاخص های بومی شهر پایدار هم راستا با استانداردهای جهانی، تعیین محلات در معرض ناپایداری شدید و همچنین، اولویت گذاری مدیران شهری می تواند کمک زیادی به رشد و ارتقای شاخص های شهر پایدار نماید.
این مقاله به بررسی نحوه اثر گذاری شهرنشینی بر تقاضای مصرف انرژی در ایران، با استفاده از مدل STIRPAT و داده های آماری سال های 1375 تا 1393 می پردازد. روش ARDL برای تخمین روابط بلندمدت و کوتاه مدت و علیت گرنجری VECM به منظور تعیین جهت رابطه بین متغیرها استفاده شده است. لگاریتم طبیعی متغیرهای مصرف انرژی سرانه ، جمعیت شهرنشین، GDP سرانه، تکنولوژی سرانه و حمل و نقل مسافر در این مطالعه استفاده شده اند. نتایج بلندمدت نشان می دهد که لگاریتم شهرنشینی و مجذور آن اثر مثبت بر مصرف انرژی دارند. اثر مثبت حمل و نقل برمصرف انرژی گویای انرژی بر بودن تکنولوژی به کار رفته در این صنعت است. افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه مصرف انرژی را افزایش داده است. ارتباط بین تکتولوژی و مصرف انرژی گویای کارکرد اثرات برگشتی است. نتایج کوتاه مدت نیز اثر مثبت شهرنشینی را تایید می کند. روابط کوتاه مدت بین رشد اقتصادی و مصرف انرژی مثبت است. تکنولوژی به صورت منفی و حمل و نقل به صورت مثبت در کوتاه مدت بر مصرف انرژی اثرگذارند. انحراف کوتاه مدت تابع تقاضای انرژی در هر فصل معادل 39/15درصد تصحیح می شود و حدود 1 سال و 2 ماه برای رسیدن به مسیر تعادل بلند مدت طول خواهد کشید. براساس نتایج علیت گرنجری مصرف انرژی علت گرنجری شهرنشینی است.
Spillovers have attracted wide attention in the areas of research in economics during the past decades. The reason for the interest in the topic lies in their important role in endogenous growth theory and the explanation of productivity growth. This paper investigates the spatial spillover of different types of public infrastructure on economic growth across EU-28 NUTS-II regions during 1995-2015. Particularly, we developed the previous studies by consedeing spillover in all types of the GDP sector composition including agriculture, industry, and services. The spatial Durbin panel data model is employed to consider spatial spillovers of both public infrastructure and economic growth. Empirical results show the positive spatial spillovers of communication infrastructure in all the sectors. The spillover effect of transport infrastructure is positive in the service and agricultural sector, whereas it is negative in the industry sector. Moreover, the spillover effect of local infrastructure is insignificant in all three sectors. Finally, we find significant evidence of positive geographical spillovers of economic growth implying spatially-growth dependency of regions to growth rate of neighboring regions. JEL Classification: H54, O47, C21
It appears that English Proficiency Test (EPT) as a high stake test plays a key role in addressing many aspects of the educational system and individuals' lives. This paper aimed to represent Iranian non-English PhD students’ perceptions regarding their learning and testing preferences, and to investigate the relationship between educational consequences and psychological consequences of EPT among Iranian non-English PhD students. To reach the goals, two attitudinal researcher-made questionnaires developed and validated (in Persian) at five point Likert-scale format scaling from 1-5 (strongly disagree to strongly agree); subsequently, pilot study was conducted and then the instruments were distributed among 252 participants via online administration throughout Iran. The analyzed results by the software package of SPSS, version 24 showed that deep learning had the highest mean among other subscales and item 3 in testing preferences which was related to creativity hit the lowest mean score. Moreover, the results confirmed that there was a significant and positive relationship between educational consequences and psychological consequences.
هدف از پژوهش حاضر آزمون مدل علی سبک زندگی ایرانی اسلامی بر سلامت جسمی و روانی دانش-آموزان دختر مدارس دولتی می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی بود. در بخش اول (کیفی) برای انجام مصاحبه میدانی، جامعه آماری پژوهش را صاحب نظران و خبرگان دینی و اساتید دانشگاهی(تربیت بدنی، معارف اسلامی و جامعه شناسی) و همچنین برخی از دانش آموزان دختر بودند که این افراد، به صورت هدفمند برای مصاحبه های کیفی در موضوع پژوهش انتخاب گردید(15 مصاحبه با 13 نفر و تا حد اشباع نظری ادامه یافت). ودر بخش دوم (کمی) بعد از گردآوری اطلاعات حاصل از پژوهش کیفی، اقدام به ساخت پرسشنامه سبک زندگی ایرانی اسلامی نموده و این پرسشنامه(50 گویه و در قالب 9 مؤلفه) در بین دانش آموزان دختر مدارس دولتی شهر تهران ، توزیع گردید. از شاخص های کشیدگی و چولگی به منظور بررسی توزیع داده ها (طبیعی و یا غیر طبیعی بودن) استفاده و برای بررسی و پاسخ به سؤالات پژوهش و رسم و تدوین مدل اندازه-گیری و مدل ساختاری از نرم افزارهای SPSS نسخه 24، Smart PLS نسخه 2.0 و نرم افزار Max QDA نسخه Pro استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که 25 کد مفهومی و 9 مقوله اصلی، از مؤلفه های سبک زندگی ایرانی اسلامی در دانش آموزان دختر مدارس دولتی می باشد و همچنین مشخص شد که سبک زندگی ایرانی اسلامی بر سلامت جسمی و روانی دانش آموزان دختر مدارس دولتی تأثیرگذار می باشد.
این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر بر اثربخشی یادگیری تیمی معلمان آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران انجام پذیرفته است . روش پژوهش از نوع توصیفی و به شیوه پیمایشی و از لحاظ هدف ، کاربردی بوده و جامعه آماری آن را کلیه معلمان که در سال تحصیلی 95-94 در مدارس استثنایی شهر تهران تدریس نموده اند ، تشکیل دادند . تعداد این معلمان 1422 نفر بود ، که از این تعداد 30 نفر به عنوان پایلوت برگزیده و از 1392 نفر باقیمانده با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای-نسبی و با بهره گیری از فرمول کوکران ، تعداد 302 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند . برای جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخنه از نوع بسته پاسخ شامل 45 گویه بر اساس طیف پنج درجه ای لیکرت طراحی و تحلیل شد که روایی آن توسط اساتید راهنما و متخصصین مورد ارزیابی قرار گرفته و ضریب پایایی آن ، با روش آلفای کرونباخ 0.91 محاسبه و تایید گردید . برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی شامل جداول فراوانی ، میانگین ، انحراف استاندارد و به منظور آزمون فرضیه ها از آمار استنباطی نظیر آزمون t تک نمونه ای و آزمون کالمیگروف-اسمیرنف ( K-S ) ، تحلیل واریانس ، آزمون فریدمن و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد . یافته های پژوهش پنج عامل فردی ، آموزشی ، تکنولوژیکی ، ساختاری و فرهنگی – اجتماعی را موثر بر اثربخشی یادگیری تیمی معلمان آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران معرفی کرد . طبق نظر معلمان آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران در این پژوهش عامل آموزشی بیشترین تاثیر و به ترتیب عامل فرهنگی – اجتماعی ، عامل تکنولوژیکی ، عامل فردی و عامل ساختاری کمترین تاثیر را بر اثربخشی یادگیری تیمی داشته است .
صنعت حلال به عنوان یکی از بالقوه ترین مشاغل موردتحقیق و توسعه، در سراسر جهان موردتوجه ویژه قرارگرفته است. تقاضای حدود 8/1 میلیارد مسلمان در سرتاسر جهان به فرصتی مهم برای صنعت حلال تبدیل شده است (Yunus, Rashid, Ariffin, & Rashid, 2013). صنعت حلال شامل کالاهای حلال و دامنه وسیعی از فعالیت های اقتصادی ازجمله تولیدات دارویی، آرایشی، بهداشتی، منسوجات، پوشاک، چرم، فعالیت های مالی، بانکداری، مسافرت و توریسم می-باشد (هاشمی, 1389). در این میان صنعت گردشگری حلال با تمرکز بر صنعت تولید و عرضه اغذیه حلال به گردشگران مسلمان و حتی غیرمسلمان به عنوان یک حوزه پژوهشی در سال های اخیر محبوبیت چشمگیری به دست آورده است. مطالعه حاضر با بررسی پیام های غیرکلامی برای گردشگران که منجر به حالت تهاجمی (بازدارندگی) و سازگاری تعاملی آن ها شده و تعیین کننده رفتار آن ها است، مدل پژوهشی برای رستوران های حلال ارائه می نماید. به طور خاص این مقاله به بررسی سه مورد می پردازد: 1- چگونه پیام های غیرکلامی (پیام هایی که به شکل رودررو ارائه نمی شود)، موجب سازگاری تعاملی مصرف کنندگان می شود؟ و 2- ارائه نتایج ارتباطی. جامعه آماری موردمطالعه این پژوهش گردشگران ایرانی هستند که به مقصد یکی از کشورهای همسایه مسلمان ایران، ترکیه یا آذربایجان مسافرت داشته اند و حداقل یک بار از خدمات رستوران-های حلال در این کشورها، استفاده نموده اند. داده ها از جامعه نمونه 550 گردشگر با همکاری 3 آژانس مسافرتی مستقر در شهر تهران که به مقاصد این کشورها گردشگران ایرانی اعزام نموده و تورهای مسافرتی تدارک دیده اند؛ به دقت آمده است.
هدف این پژوهش تبیین مولفه های تربیت شهروندی در فضای مجازی از طریق مقایسه تطبیقی آن با تربیت شهروندی در فضای حقیقی و تحلیل فرصت ها و تهدیدهای احتمالی فضای مجازی برای تربیت شهروندی است. این پژوهش با روش تبیینی–تحلیلی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که با گسترش و فراگیری فضای مجازی نوع خاصی از شهروندی با مولفه های خاص رخ می نماید که مستلزم تربیت ویژه مطابق با مولفه های مخصوص به خود است. شهروند فضای مجازی به دلیل حضور و مشارکت در شبکه ای از تعاملات مجازی که هویت های متغیر و متکثر از ویژگی های آن است، مولفه ها و ویژگی های خاصی را در حوزه رفتار و هویت به خود می گیرد. تعهد اجتماعی که در فضای حقیقی با ارزش گذاری های اخلاقی همراه است، درفضای مجازی که ساختار نظام مندی ازارزش ها ارائه نمی شود کاملا فردی می شود. شهروند مطلوب در فضای مجازی علاوه بر کسب سواد رسانه ای و اطلاعاتی به مولفه هایی همچون آگاهی، پایبندی به ارزش ها و هنجارهای فرهنگی، قانون مداری، عدالت محوری، مشارکت پذیری و مسئولیت پذیری آگاهانه نیازمند است. تربیت شهروند فضای مجازی به پرورش شهروند نقاد و تقویت میل به یادگیری مادام العمر کمک می کند تا با بهره گیری از ویژگی های متمایز فضای مجازی در جهت آموزش،پژوهش، گذران اوقات فراغت با کیفیت بالا، برای مشارکت فعال در امور اجتماعی راهگشا باشد. بنابراین به منظور کاهش تهدیدها و بهره مندی هرچه بیشتر از فرصت ها، شناخت مؤلفه های خاص تربیت شهروندی در فضای مجازی ضروری است.
اهمیت درک آسیب شناسی، طبیعت و درمان اختلال طیف اوتیسم در طی دوره مدرسه همیشه مورد تأکید بوده است. کودکان با اختلال طیف اوتیسم مشکلاتی را در استفاده اجتماعی از ارتباطلات کلامی و غیرکلامی دارند که باعث محدودیت عملکردی در ارتباطات موثر، مشارکت اجتماعی، ارتباط اجتماعی و موفقیت تحصیلی کودک می شود از این رو پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی دانش آموزان اوتیستیک با پیشرفت تحصیلی بالا و ضعیف از نظر راهبردهای یادگیری و کارکردهای اجرایی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان طیف اوتیسم دبیرستان شهرستان یزد است. با روش نمونه گیری در دسترس 30 دانش آموز اوتیسم با عملکرد تحصیلی بالا (گروه اول) با 30 دانش آموز طیف اوتیسم با عملکرد تحصیلی پایین از لحاظ هوش و مشکلات روانشناختی همگن شدند. پرسشنامه های صفات طیف اوتیسم، کارکردهای اجرایی و راهبردهای یادگیری بین آنها توزیع گردید. سپس داده ها با روش آماری تی تست مستقل بررسی شدند و نتایج نشان داد که دانش آموزان اوتیستیک با عملکرد تحصیلی بالا از نظر تمامی متغیرهای راهبردهای یادگیری و همچنین از نظر بازداری، تنظیم هیجانی، برنامه ریزی و سازمان دهی و انتقال توجه تفاوت معناداری با گروه دانش آموزان با پیشرفت پایین دارند. بنابراین نتیجه گیری می شود که دانش آموزان دارای طیف اوتیسم موفق در تحصیل بیشتر از راهبردهای یادگیری استفاده می کنند و وضعیت بهتری در زمینه کارکردهای اجرایی نسبت به دانش آموزان دارای طیف اوتیسم ناموفق در تحصیل دارند.
بازشناسی هیجان از مهمترین مؤلفه های شناخت اجتماعی است. ضعف در بازشناسی هیجان می تواند ماندگاری انسان در محیط را با خطر مواجه نماید. بازشناسی هیجان در فرهنگ ها و ملیت های مختلف الگوی متفاوتی دارد و برخی از هیجان ها بهتر از هیجان های دیگر بازشناسی می شوند. در یکسری از اختلالات روان شناختی و آسیب های عصب شناختی نیز تفاوت یا ضعف در بازشناسی الگوی هیجانی وجود دارد. هدف این پژوهش بررسی الگوی بازشناسی هیجان در ایرانیان با استفاده از آزمون عصب – روان شناختی معتبر رایانه ای بوده است. این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی است. در ابتدا از داوطلبان 24 الی 40 ساله آزمون هوش رایانه ای ماتریس های پیش رونده ریون-2 گرفته شد، سپس برای 88 نفر که در آزمون ریون-2 نمره نرمال را کسب نموده بودند، خرده آزمون بازشناسی هیجان، از مجموعه آزمون های شناختی کمبریج (کن تب) اجرا شد. میانگین پاسخ صحیح آزمودنی ها به هر یک از 6 هیجان به صورت درصد بررسی شد. داده های جمع آوری شده پراکندگی نرمال داشتند و شرط کرویت نیز برای داده ها برقرار بود. بیشترین میزان پاسخ صحیح 75.83 درصد در بازشناسی هیجان شادی بود، غم 70 درصد، تعجب 68.48 درصد، انزجار 47.84 درصد، عصبانیت 42.54 درصد و سرانجام هیجان ترس 38.26 درصد پاسخ صحیح ثبت شد. ایرانیان شادی را بهتر از سایر هیجان ها تشخیص می دهند و ترس ضعیف ترین هیجانی است که می توانند تشخیص دهند. نتایج این آزمون در بررسی شاخص های شناختی افراد جامعه ایران در زمینه شناسایی بهتر توانایی ها و ضعف های شناختی مردم مؤثر است. به عبارتی نتایج این تحقیق یافته های مؤثری در بررسی شناخت اجتماعی مردم ایران می تواند داشته باشد.
تشکیل حکومت و بستگی «حکومت» به کارگزاران و مقامات عمومی و سیاسی، احکام متعددی را در بردارد. از جمله آن که لزوم اجرای احکام اسلامی، بسته به وجود حکومت است. در خصوص حکمرانان و کارگزاران، از سویی پذیرش منصب پیشنهادی با وجود شرایط محل بحث است، ولی این نوشته در پی آن است که وضعیت کناره گیری کارگزاران را از منظر فقه و حقوق تطبیقی مورد بررسی قرار دهد. اهمیت و ضرورت آن که قوانین جمهوری اسلامی ایران، استعفای مقامات مختلف از جمله رهبری، نمایندگان مجلس، رئیس جمهور و وزرا را با روی کردی اطلاق انگار و بی توجه به حق امت، اختلال نظام سیاسی و در برخی موارد محدودیت نهادی و ماهوی پیش بینی کرده است. این نوشته مبتنی بر روی کرد توصیفی تحلیلی و مطالعات کتاب خانه ای، ضمن نقد روی کرد اطلاق انگار در استعفای مقامات و نقد آن، به پیش بینی قیود مختلف بر مبنای آورده های فقهی و حقوق تطبیقی می پردازد؛ قیودی از جمله ضرر به امت، موافقت حزب و نهادی برتر، تعدی و تفریط.
عوامل متعددی سبب شده است که امر یاددهی – یادگیری درس ریاضی در دوره ابتدایی از کارآمدی لازم برخوردار نباشد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر واکاوی چالش های یاددهی-یادگیری ریاضی در دوره تحصیلی ابتدایی تعیین شد. از رویکرد پژوهش کیفی و روش پژوهش نظریه مبنایی استفاده شد. گروه هدف شامل معلمان دوره ابتدایی شهر یزد بود که انتخاب آنها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند نظری انجام شد. با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته تعداد 14 مصاحبه با معلمان دارای سابقه تدریس حداقل 5، و به طور میانگین 9 سال انجام شد و اشباع نظری حاصل گردید. داده ها به شیوه «کدگذاری» و «مقوله بندی» در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. همچنین برای تعیین اعتبار داده ها، از روش «سه سوسازی» در قالب راهبردهای تطبیق توسط شرکت کنندگان، بازاندیشی پژوهش گر و بررسی از سوی متخصصان پژوهش کیفی تیم تحقیق استفاده شد. در مجموع یافته ها مؤید ابعاد شش گانه نظریه مبنایی بود. نتایج نشان داد «پدیده محوری» شامل «پیچیدگی درس و عدم تناسب زمانی-روشی» است. همچنین مهم ترین «شرایط علّی» شامل: ضعف در پشتوانه ی پژوهشی و صلاحیتی و کم توجهی به مبانی و اصول برنامه ریزی بود. به علاوه، «ویژگی های زمینه ای» شامل: زمینه های رفتاری و زمینه های سخت افزاری – مالی، و «شرایط محیطی» دربردارنده محیط فرهنگی-اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی و سیاست گذاری بود. همچنین، «راهبردها» شامل: پذیرش سلب اختیار و رجوع به مؤسسات کمک آموزشی بود. در نهایت، «پیامدها» بیانگر اضطراب و بیزاری از درس ریاضی، و تراکمی شدن مشکل یادگیری و عدم کاربست بود.
دانش آموزان سرمایه های هر کشوری محسوب می شوند؛ بنابراین، توجه به عوامل مؤثر در بهبود عملکرد نظام آموزشی، از وظایف مهم مسئولان نظام آموزشی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش قدردانی بر رفتارهای اجتماعی انتظاری و روابط معلم - شاگرد در بین دانش آموزان پسر پایه پنجم مشغول به تحصیل در شهرستان کرج در سال تحصیلی 1399 – 1398 بود. پژوهش به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه گواه انجام شد؛ از میان آنها دو کلاس با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان گروه آزمایش و گواه انتخاب شد. ابزار به کاررفته در این پژوهش، پرسشنامه رفتار اجتماعی انتظاری هنریجسن و کلارک و پرسشنامه روابط معلم شاگرد مورای و زوویچ بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان دادند آموزش قدردانی به دانش آموزان به کاهش گرایش به رفتارهای انتظاری اجتماعی و بهبود روابط بین معلم و دانش آموزان منجر می شود؛ بنابراین، با توجه به نتیجه پژوهش، معلمان در کلاس درس می توانند به منظور کاهش رفتار اجتماعی انتظاری و بهبود روابط خود با دانش آموزان از تکنیک های مربوط به آموزش قدردانی استفاده کنند.
The high transparency and ability of consumers to transmit advertising content quickly in the modern age require that organizations consider authenticity and interaction with customers among their top priorities and combine consumer-generated advertising (CGA) with their own marketing strategies in order to respond to these priorities. This study aims to investigate the factors affecting consumers' attitudes and willingness toward consumer-generated advertising and its effect on brand loyalty and attachment. This is an applied study conducted using the descriptive correlational survey method. Its statistical population consists of dairy consumers of Kalleh Company in Mazandaran Province. A total of 460 questionnaires were distributed by stratified random sampling and descriptive and inferential statistics was used for data analysis. Structural equation modeling and Smart PLS2 were used to test the hypotheses. The reliability of the questionnaires was determined by Cronbach's alpha test and composite reliability coefficient. Results showed that brand attachment had a significant positive effect on attitude toward advertising production and willingness to participate in advertising production. Attitude toward advertising production has a significant positive effect on willingness toward CGA as well as on brand loyalty. It was also shown that brand attachment has a significant positive effect on loyalty. The rapid changes in technology and the development of effective advertising in the modern businesses require defining the concept of CGA, which is addressed in the present study. Also, based on the results of this study, brand attachment increases customers’ willingness toward and participation in CGA. An increase in customers' willingness and involvement in advertising production will also increase their loyalty.
هدف: رسانه های اجتماعی به عنوان یک گزینه استراتژیک، توسعه سریع قابلیت های بازاریابی شرکت های استارت آپی را میسر ساخته اند، بنابراین ضروریست تا این قبیل شرکت ها ، استراتژی های بازاریابی خود را به گونه ای توسعه دهند تا ابزارها و تاکتیک های متنوع بازاریابی رسانه های اجتماعی را با اهداف بازاریابی همراستا و خلق مزیت های رقابتی پایدار و تحقق اهداف را امکان پذیر نمایند. هدف این پژوهش برای پاسخ به این نیاز، ارائه مدل همراستایی ابزارهای بازاریابی رسانه های اجتماعی در شرکت های استارت آپ است. روش: با توجه به پیچیدگی همراستایی ابزارهای بازاریابی رسانه های اجتماعی در سطح عملیاتی، طراحی مدل براساس روش شناسی سیستم نرم و نگاشت شناختی، در قالب یک مطالعه کیفی با رویکرد توصیفی- اکتشافی انجام شد. داده های پژوهش از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 16نفر از مدیران 8 شرکت استارت آپی که به صورت غیر احتمالی در دسترس انتخاب شدند، جمع آوری شد. یافته ها: ساخت دهی به مساله پژوهش در چهارچوب روش منجر به شناسایی سه الگوی متداخل همراستایی ابزارهای بازاریابی رسانه های اجتماعی شامل همراستایی محتوا-محاوره، همراستایی ارتباطی و همراستایی واکنش منجر به مبادله شد که دستیابی به اهداف برنامه های بازاریابی رسانه های اجتماعی شامل افزایش آگاهی، افزایش تعاملات با مشتریان و جایگاه یابی را میسر می سازد. نتیجه گیری: توسعه و پیاده سازی استراتژی های همراستایی در چهارچوب الگوی پیشنهادی پژوهش در قالب 47 اقدام هدفمند ارائه شد که می تواند خطوط راهنمای توسعه قابلیت های بازاریابی شرکت های استارت آپی در بستر رسانه های اجتماعی را شکل دهد.