ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳۳٬۰۶۱ تا ۱۳۳٬۰۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۳۳۰۶۱.

نقش خودکارآمدی کودک در رابطه بین رویدادهای آسیب زای دوره کودکی و بروز شکایات روان تنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۳۵۵
مشکلات سلامت روان گاهی خود را در قالب مشکلات جسمانی و شکایات روان تنی بروز می دهند که در صورت شناسایی نشدن و رسیدگی نکردن به موقع، مزمن شده و مشکلات آتی را به دنبال خواهند داشت. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش خودکارآمدی کودک در رابطه بین رویدادهای آسیب زای کودکی و بروز شکایات روان تنی بود. جامعه پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان 10-14 ساله پسر شهر تهران بود. به این منظور نمونه ای متشکل از 215 نفر از دانش آموزان پسر پایه پنجم و ششم دبستان از دو مدرسه پسرانه که از مناطق 11 و 18 شهر تهران به صورت در دسترس انتخاب شده بودند، در پژوهش شرکت کردند. پرسشنامه های پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه های خودکارآمدی کودکان (موریس)، فرم وقوع حوادث آسیب زای زندگی (گرینوالد و روبین) و مقیاس شکایات روان تنی (تاکاتا و ساکاتا). نتایج حاصل از تحلیل میانجی و تعدیلگر نشان داد که متغیر خودکارآمدی کودک نقش تعدیلگر نداشته است، بلکه به عنوان میانجی در رابطه بین رویدادهای آسیب زای کودکی و بروز شکایات روان تنی نقش بازی می کند، لذا در درمان های مربوط به کاهش شکایات روان تنی کودکان و نیز درمان های مربوط به کودکان آسیب دیده می بایست مؤلفه ارتقای خودکارآمدی را نیز در دستور کار قرار داد.
۱۳۳۰۶۲.

گسستِ خود: وارسی پدیدارشناختی تجربه احساس خود در بازماندگان سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۹ تعداد دانلود : ۵۵۰
افرادی که تشخیص سرطان دریافت می کنند نسبت به گذشته، حال و آینده خودشان دچار تردیدهایی می شوند، و روابط شان، کنترل شان بر امور زندگی و تجارب بدنی شان دچار چالش های جدی می گردد. این تجربیات می تواند احساس آنان از خودشان را تغییر دهد. بنابراین، این پژوهش برای کاوش تجربه "احساس خود" در بازماندگان سرطان صورت گرفت. پژوهش کیفی حاضر از تحلیل پدیدارشناسی تفسیری استفاده کرد. مصاحبه نیم ساختاریافته با 17 فرد مبتلا به سرطان انجام گرفت. از اجرای تحلیل پدیدارشناسی تفسیری بر روی متن مصاحبه ها مفهوم کلی "گسستِ خود" اکتشاف شد که شامل هفت خوشه مفهومی است: گسست زمان شناختی، برجستگی بدن، تداخل در عاملیت، گسستِ خودِ فردی، گسستِ خودِ ارتباطی، بیش تمایزیافتگی و تجارب هیجانی دردناک. با این نتایج، می توان نتیجه گرفت که در مواجهه با سرطان ابعاد مختلف احساسِ خود دچار آسیب و شکاف می شود، و شدت آن بر سازگاری بیماران تاثیر می گذارد. این یافته ها بیانگر نیاز بازماندگان سرطان به بازسازی احساس خود است و لازم است مورد توجه خدمات دهندگان حوزه سرطان قرار گیرد.
۱۳۳۰۶۳.

مقایسه میزان اثربخشی فرزندپروری چندبعدی معنوی خداسو و فرزندپروری مثبت بر حرمت خود، خودکارآمدی و خود مهارگری کودکان دارای والدین پراسترس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۵۳۸
زمینه و هدف: این تحقیق با هدف مقایسه اثربخشی فرزندپروری چندبعدی معنوی خدا سو (GOSP) و فرزندپروری مثبت (TRIPLE P) بر حرمت خود، خودکارآمدی و خودمهارگری کودکان دارای والدین پراسترس، به روش نیمه تجربیِ سه گروهی انجام شد. مواد و روش ها: جامعه آماری دانش آموزان ۸ تا ۱۱ ساله ای بودند که در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ در مدارس منطقه ۱۵ شهر تهران مشغول به تحصیل بوده و دارای والدین پراسترس بودند؛۳۰ نفر از این مادران با نمونه گیری در دسترس و بعد از غربالگری در سه گروه آزمایش و کنترل (هرکدام ۱۰ نفر) به طور تصادفی جایگزین شدند. به آزمودنی های گروه آزمایش GOSP (۱۲ جلسه) و به گروه ۲، TRIPLE P (۱۰ جلسه بر اساس فرزندپروری ساندرز ۱۹۹۲) به صورت ۱۲۰ دقیقه هفتگی آموزش داده شد و گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. بعد از آموزش، پس آزمون برای هر سه گروه از دانش آموزان اجرا شد. نتایج با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین نمرات دانش آموزان در گروه GOSP در حرمت خود و خود مهارگری به طور معناداری از گروه TRIPLE P و کنترل بیشتر است. خودکارآمدی هیجانی در گروه GOSP به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل و میانگین نمرات خودکارآمدی تحصیلی در هر دو گروه آزمایش به طور معناداری از گروه کنترل بیشتر بود. بین حرمت خود و خود مهارگری کودکان در دو گروه TRIPLE P و گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: ترکیب معنویت خدا سو با در نظر گرفتن ویژگی های تحولی کودکان، اثربخشی آموزش های فرزندپروری بر خود مهارگری، حرمت خود و خودکارآمدی در کودکان را افزایش می دهد.
۱۳۳۰۶۴.

بیماری مولتیپل اسکلروزیس براساس حساسیت پردازش حسی با میانجیگری کارکرد اجرایی تصمیم گیری مخاطره آمیز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۳۸۱
زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری التهابی مزمن است که با ضایعات دمیلینه در مغز، طناب نخاعی و عصب چشمی مشخص می شود. هنگامی که میلین درنتیجه تشکیل پلاک تخریب می شود، هدایت فیبر عصبی کاهش می یابد و یا از بین می رود. این پدیده سبب قطع پیام های عصبی فرستاده شده از مغز و بروز علائم بیماری می گردد. این بیماری منجر به اختلال در کارکردهای شناختی می شود. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه حساسیت پردازش حسی بر مولتیپل اسکلرروز با میانجیگری کارکرد تصمیم گیری مخاطره آمیز است. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش کلیه بیماران مبتلابه مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به انجمن ام اس ایران بودند که از میان آن ها ۲۰۰ نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس با ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. در راستای بررسی سطح حساسیت پردازش حسی در بیماران از مقیاس های شخص با حساسیت پردازش حسی بالا آرون و آرون (۱۹۹۷) و به منظور ارزیابی سطح تصمیم گیری مخاطره آمیز و شدت بیماری مولتیپل اسکلروز در بیماران، به ترتیب آزمون قمار آیوا بشارا، داماسیو، داماسیو، اندرسون (۱۹۹۴)، مقیاس وضعیت نانوانی گسترده کورتزکه (۱۹۸۳) استفاده شد. یافته ها: تحلیل همبستگی نشان داد که رابطه معناداری بین حساسیت پردازش حسی با مولتیپل اسکلروز و کارکرد تصمیم گیری مخاطره آمیز وجود دارد. براساس نتایج، تأثیر حساسیت پردازش حسی بر مولتیپل اسکلروزیس به واسطه گری تصمیم گیری مخاطره آمیز تعدیل یافت (۰۰۱/۰>P). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت مدل ساختاری حساسیت پردازش حسی، کارکرد تصمیم گیری مخاطره آمیز و بیماری مولتیپل اسکلروز از برازش خوب برخوردار است.
۱۳۳۰۶۵.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و خودشفابخشی بر تحمل پریشانی زنان مبتلا به اختلال پرخوری عصبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۴۱۶
زمینه و هدف: اختلال پرخوری به عنوان یک اختلال شایع روانشناختی منجر به آشفتگی و مشکلات متعددی برای فرد می شود. یکی از مشکلات در افراد مبتلا به اختلال پرخوری ظرفیت تحمل پریشانی پایین است، که این مسئله باعث افزایش تمایل فرد به پرخوری می گردد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان خودشفابخشی برتحمل پریشانی زنان مبتلا به اختلال پرخوری عصبی انجام گرفت. مواد و روش ها: این پژوهش کمی و نیمه آزمایشی (پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه) بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلا به پرخوری عصبی مراجعه کننده به متخصصان و مراکز درمانی شهر اصفهان در سال ۱۳۹۸ است که ۴۵ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار داده شدند. ابزار گردآوری دادها پرسش نامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) بود. هر یک از گروه های آزمایش ۱۲ جلسه تحت درمان گروهی شناختی رفتاری میشل و درمان خودشفابخشی مروی و لطیفی قرار گرفتند ولی گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چند متغیری و مجذور کای استفاده شد. یافته ها: بر اساس آزمون مجذور کای تفاوت معناداری از لحاظ سن، تحصیلات و مدت بیماری بین سه گروه مشاهده نشد (۰۵/۰<P). نتایج نشان داد که درمان خودشفابخشی در تمامی ابعاد تحمل پریشانی و درمان شناختی رفتاری در تمامی ابعاد بجز بعد تحمل در مقایسه با گروه گواه تفاوت معناداری داشتند (۰۵/۰>P). همچنین درمان خودشفابخشی باعث افزایش بیشتر ابعاد تحمل، جذب و نمره کل تحمل پریشانی در مقایسه با درمان شناختی رفتاری شده است (۰۵/۰=P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش می توان از درمان شناختی رفتاری و خودشفابخشی برای افزایش تحمل پریشانی زنان مبتلا اختلال پرخوری عصبی استفاده کرد. اگر چه به نظر می رسد درمان خودشفابخشی در مقایسه با درمان شناختی رفتاری در این مورد مؤثرتر باشد.
۱۳۳۰۶۶.

بررسی نقش پیش بینی کننده تعلق پذیری به محیط بالینی بر خودکارآمدی عملکرد بالینی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری رفسنجان در سال 1395(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۳۱۵
مقدمه: تعلق پذیری به محیط بالین در بهبود عملکرد دانشجویان علوم پزشکی بسیار تاثیرگذار است؛ در حالی که در ایران کمتر به آن پرداخته شده است. یکی از دلایل آن می تواند در دسترس نبودن منابع اصلی دانست. این مطالعه با هدف بررسی نقش پیش بینی کننده تعلق پذیری به محیط بالینی بر خودکارآمدی عملکرد بالینی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری رفسنجان در سال 1395 انجام گرفت. روش کار: این پژوهش مطالعه ای مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی است. نمونه پژوهش معادل حجم جامعه 110 نفر درنظر گرفته شد. پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، تعلق پذیری و خودکارآمدی بالینی در اختیار دانشجویان قراره داده شد و پس از تکمیل جمع آوری شد. اطلاعات پس از جمع آوری وارد نرم افزار SPSS نسخه 18 می شود و با استفاده از شاخص های مرکزی و پراکندگی مانند میانگین و انحراف معیار و ضرایب همبستگی و آنالیز رگرسیون تجزیه تحلیل شد. یافته ها: 100نفر از دانشجویان پرستاری رفسنجان در مطالعه شرکت کردند. میانگین سنی شرکت کنندگان در مطالعه (68/2 ± 44/23) بوده است. 66 درصد را دختران که 79 درصد مجرد بودند. میانگین و انحراف معیار نمره کلی تعلق پذیری، خودکارآمدی بالینی و پیشرفت تحصیلی به ترتیب ( 36/14 ± 85/116 (، (44/10 ± 46/69 (و (30 /1 ± 23/16 ) بوده است. بیشترین میانگین ابعاد تعلق مربوط به مقیاس عزت نفس بود ( 57/6 ± 52/46 (و کمترین میانگین مربوط به مقیاس کارآیی (56/4 ± 10/30 (بود و علاوه بر این نمره تعلق پذیری با نمرات پیشرفت تحصیلی (377/0) 089/0R(P) و خودکارآمدی تحصیلی (173/0) 137/0 R(P)ارتباط معناداری وجود نداشت . نتیجه گیری: اگرچه در نتایج هیچ ارتباط معنا داری بین تعلق پذیری و خودکارآمدی بالینی و پیشرفت تحصیلی یافت نشد اما حس تعلق پذیری بالایی در دانشجویان پرستاری نسبت به محیط بالین وجود داشت.
۱۳۳۰۶۷.

بررسی رابطه هوش فرهنگی و انگیزش تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان درسال 1396(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳ تعداد دانلود : ۲۹۰
مقدمه: بسیاری از دانشجویان برای ادامه تحصیل مجبور زندگی در شهر با فرهنگ متفاوت هستند بنابراین هوش فرهنگی به منزله حلقه اتصالی است که میتواند درمحیط متنوع، انسجام و هماهنگی ایجاد کند.عدم آمادگی دانشجویان برای تعامل و سازگاری با افراد فرهنگ جدید می تواند بر عملکرد تحصیلی آنها تاثیر بگذارد. هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه هوش فرهنگی با انگیزش تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال تحصیلی1397- 1396 می باشد. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. تعداد 418 نفر از دانشجویان به شیوه ی نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه استاندارد استفاده شده است. از پرسش نامه استاندارد هوش فرهنگی که توسط آنگ و همکاران (2004) طراحی شده است و در این تحقیق پایایی پرسشنامه 91/0بدست آمده است. همچنین از پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی هارتر(1980) استفاده گردید، ضریب آلفای کرونباخ در این پژوهش 89/0 بدست آمد. دادهای جمع آوری شده در نرم افزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین هوش فرهنگی و انگیزش تحصیلی ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد (P<0/001 ) . آزمون AVONA نشان داد که اختلاف معناداری بین هوش فرهنگی دانشجویان به تفکیک رشته و همچنین اختلاف معنادار در انگیزش تحصیلی به تفکیک دانشکده ها وجود دارد(P<0/001 ). همچنین بین هوش فرهنگی و جنسیت ، بومی بودن و خوابگاهی بودن رابطه معناداری وجود نداشت(P>0.05). نتیجه گیری:نتایج تحقیق نشان داد که برخورداری از سطح بالایی از هوش فرهنگی پیش بینی قابل توجهی برای انگیزش تحصیلی و یادگیری افراد به شمار می آید.این نتایج میتواند به مسئولین حوزه آموزش کمک نماید تا با طراحی برنامه های مداخله ای تربیتی در ارتقا و یا حفظ انگیزش دانشجویان به ویژه دانشجویان غیر بومی و خوابگاهی در طول تحصیل اقدامات مؤثری را انجام دهند.
۱۳۳۰۶۸.

تبیین پدیدارشناسانه اصول برنامه درسی انفرادی شده با تاکید بر تجربه یادگیری شرکت کنندگان در کنکور سراسری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۲ تعداد دانلود : ۳۹۶
مقدمه: برنامه درسی انفرادی شده، بعد مهم و اساسی در هدایت تجارب یادگیری و کسب نتایج موفق در اررزشیابی های آموزشی است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی اصول این برنامه انجام شد، بدین منظور تجارب یادگیری دانش آموختگانی که آزمون ورودی دانشگاه(کنکور سراسری) را تجربه کرده اند، مورد بررسی قرار گرفت. روش ها: در این مطالعه از روش کیفی از نوع پدیدارشناسی استفاده شده است. شرکت کنندگان این مطالعه، دانش آموختگان دوره متوسطه دوم که در کنکور ۱۳۹۷ شرکت کرده اند، بودند؛ و با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. نمونه گیری تا زمان رسیدن به مرحله اشباع، ادامه یافت و در نهایت به 18 نفر رسید. اطلاعات با استفاده از مصاحبه عمیق جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیودا و بر اساس روش 7 مرحله ای کلایزی انجام گردید. یافته ها: از نتایج این مطالعه اصول برنامه درسی انفرادی شده استخراج شد. این اصول در قالب سه کد مفهومی اصلی: منابع شناختی، منابع روان شناختی و منابع حمایتی؛ و 16 کد مفهومی فرعی دسته بندی شدند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، آن چه از تجربه یادگیری دانش آموزانی که در کنکور سراسری شرکت کرده اند، درک می شود؛ این است که منابع شناختی، منابع روان شناختی و منابع حمایتی به عنوان اصول برنامه درسی انفرادی شده، نتایج کنکور سراسری را تحت تأثیر قرار می دهند.
۱۳۳۰۶۹.

رابطه بین فشار روانی ادراک شده و کودک آزاری والدین با سازگاری اجتماعی و لجبازی – نافرمانی مقابله ای در دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۴۲۲
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین فشار روانی ادراک شده و کودک آزاری والدین با سازگاری اجتماعی و لجبازی – نافرمانی مقابله ای در دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی مشهد بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان ابتدایی پسرانه سیدی شهر مشهد در سال 1399-1400 تشکیل داده و مطابق با جدول کرجسی مورگان تعداد 180 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه کودک آزاری و ضربه (CTQ)، سازگاری اجتماعی، فشار روانی ادراک شده، درجه بندی لجبازی – نافرمانی مقابله ای (ODDRS) استفاده شد. یافته ها به روش همبستگی پیرسون و رگرسیون، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین بعد لجبازی – نافرمانی و فشار روانی ادراک شده والدین؛ بین تمامی ابعاد کودک آزاری و لجبازی – نافرمانی مقابله ای؛ بین فشار روانی ادراک شده والدین با سازگاری اجتماعی؛ بین سازگاری اجتماعی و ابعاد کودک آزاری ارتباط معنادار وجود دارد(p<0.05).
۱۳۳۰۷۰.

رابطه بین کیفیت زندگی و سرسختی والدین با خودکارآمدی فرزندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۱ تعداد دانلود : ۳۷۲
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و سرسختی والدین با خودکارآمدی فرزندان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمع آوری اطلاعات بررسی پیمایشی، از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره سوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۹۵-۱۳۹4 بود که با استفاده از فرمول کوکران ۳۵۰ نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی از بین مناطق تهران، منطقه ۱۳ از شرق، منطقه ۵ از غرب و منطقه ۱ از شمال، منطقه ۲۰ از جنوب تهران انتخاب شدند. بمنظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مقیاس خودکارآمدی شرر و مادوکس (۱۹۸۲)، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و پرسشنامه سرسختی والدین کیامرثی و همکاران (۱۳۷۷) تنظیم شده است، استفاده شد. به منظور تجزیه تحلیل داده ها از شاخصهای مرکزی و پراکندگی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام با کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه ۱۹ استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای کیفیت زندگی والدین و سرسختی روان شناختی با خودکارآمدی فرزندان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0 P<). همچنین بین دو متغیر سرسختی روان شناختی و کیفیت زندگی والدین رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0 P<). نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که کیفیت زندگی و سرسختی والدین به میزان ۹ درصد خودکارآمدی فرزندان را تبیین می کنند، که البته درصد کمی می باشد. به طور کلی، آموزش سرسختی روان شناختی و بهبود کیفیت زندگی والدین می تواند در خودکارآمدی و موفقیت فرزندان موثر بوده باشد.
۱۳۳۰۷۱.

روابط ساختاری پیشگیری از سومصرف مواد بر اساس معیارهای مخاطره آمیز و محافظتی در دانش آموزان: نقش هم کلاسی ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۷ تعداد دانلود : ۳۴۴
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیل گری و واسطه ای هم کلاسی ها در الگوی ساختاری پیشگیری از مصرف مواد بر اساس عوامل مخاطره آمیز و محافظتی در دانش آموزان می پردازد. روش: پژوهش حاضر همبستگی از نوع پیش بینی، تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1398-99منطقه 6 شهر تهران هستند که تعداد400 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه های عوامل خطر ساز و محافظت کننده رفتار مشکل ساز جیسر مورد برسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان دهنده رابطه معنی دار بین متغیر های محدودیت اعمال شده توسط والدین و کنترل گری هم کلاسی ها با سومصرف مواد است. همچنین نتایج آزمون سوبل بیانگر معنی دار بودن مدل واسطه ای است. نتیجه گیری: فاکتورهای خانوادگی و هم کلاسی ها می توانند در چارچوب یک مدل، سومصرف مواد را در دانش آموزان پیش بینی کنند.
۱۳۳۰۷۲.

بررسی رابطه سلامت روان، خودپنداره جنسی و نقش الگوهای ارتباطی با بی ثباتی ازدواج در زوجین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۹ تعداد دانلود : ۳۱۵
هدف پژوهش حاضر، "بررسی رابطه سلامت روان، خودپنداره جنسی و نقش الگوهای ارتباطی با بی ثباتی در ازدواج " بود. روش این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و تحکیم خانواده در شهر تهران بود. بدین منظور 260 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های بی ثباتی ازدواج ادواردز، الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (CPQ)، سلامت روان گلدنبرگ (GHQ)و خودپنداره جنسی اسنل (MSSCQ) بوده است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و از مدل معادلات ساختاری ( تحلیل عاملی و تحلیل مسیر ) استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش، سلامت روان، خودپنداره جنسی و نقش میانجی الگوهای ارتباطی پیش بینی کننده بی ثباتی ازدواج می باشند. و سلامت روان بصورت غیر مستقیم از طریق الگوی ارتباطی سازنده، پیش بینی کننده ی معناداری برای بی ثباتی در ازدواج می باشد و از بین مؤلفه های آن، اضطراب و بی خوابی همبستگی مثبت و معناداری با متغیر ملاک دارد. و همچنین الگوهای ارتباطی متوقع / کناره گیر و اجتنابی (ناکارآمد) همبستگی مثبت و معنادار دارند و الگوی ارتباطی سازنده همبستگی منفی با بی ثباتی ازدواج داشته اند. متغیر خودپنداره جنسی از طریق ضریب کل مسیرمی تواند پیش بینی کننده بی ثباتی ازدواج باشد و مؤلفه های آن با بی ثباتی ازدواج همبستگی منفی دارند.
۱۳۳۰۷۳.

معرفی مفهوم خردمندی در روانشناسی تربیتی و کاربردهای یادگیری آن با توجه به نظریه های آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۷ تعداد دانلود : ۶۲۸
مفهوم خردمندی در متون فلسفی و دینی دارای قدمتی دیرینه است، اما از حدود دو سه دهه اخیر این موضوع وارد مباحث و پژوهش های تجربی در عرصه های مختلف روان شناسی شده است. نظریه پردازان مختلف با توجه به جهت گیری فلسفی خود و حیطه ای که در روان شناسی بر آن متمرکزند، به تعریف این مفهوم پرداخته اند، ولی تاکنون تعریف مورد توافقی پدید نیامده است. روان شناسی تربیتی نیز با بهره گیری از این مفهوم، نظریه ها و شیوه هایی کاربردی برای آموزش این توانمندی یا فضیلت ارائه کرده است. این مقاله به طور خلاصه، به معرفی اجمالی نظریه های جامع و جدید در این زمینه، نظریه تعادلی خردمندی، پارادایم خردمندی برلین، و مدل سه بعدی خردمندی پرداخته و به برخی نظرها و یافته ها در زمینه آموزش خردمندی اشاره کرده است.
۱۳۳۰۷۴.

اصول تربیتی استدلال عقلانی مبتنی بر آموزه های قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۳۸۷
هدف پژوهش حاضر، شناسایی اصول تربیتی استدلال عقلانی در آموزه های قرآنی است. استدلال عقلانی، فرایندی آگاهانه درراستای دستیابی به هدفی خاص است که به واسطه گزاره های عقلی صورت می پذیرد. پرسش اصلی آن است که اصول تربیتی استدلال عقلانی مبتنی بر دعوت انبیا در قرآن کریم چیست؟ روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی به شیوه استقرایی است که با استفاده از کدگذاری باز، داده های لازم از قرآن کریم جمع آوری و اصول شناسایی شده است. مهم ترین یافته ها عبارتند از: حقیقت گویی و واقع نگری، مقبولیت انتخابی، پرهیز از مضامین فراعقلی، اتکا بر براهین عالمانه، توجه به مقتضیات شناختی و عاطفی، تأکید بر اشتراکات، تسهیل ادراک و القای مفاهیم نوین. بررسی یافته ها نشان می دهد که این اصول در دو حیطه اقتضایی و الزامی جای می گیرند. امکان و ضرورت به کارگیری اصول اقتضایی، به مقتضیات و شرایط وابسته بوده و اصول الزامی در هر شرایطی باید رعایت شود؛ زیرا اساساً مطلوبیت فرایند استدلال عقلانی، بدان وابسته است.
۱۳۳۰۷۵.

انطباق پذیری آیین نامه انضباطی نیروهای مسلح با آیات قرآن کریم و روایات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۴ تعداد دانلود : ۳۲۳
زمینه و هدف: تنبیه در نظام اسلامی دارای اهداف، اصول و روش های ویژه ای است که در متون اسلامی تبیین شده است. هدف از این تحقیق، بررسی فصل سیزدهم از آیین نامه انضباطی نیروهای مسلح و تعیین میزان انطباق پذیری آن با آیه های قرآن و روایات اسلامی و یافتن خلل های احتمالی است، تا اولاً بستری برای تبیین ضرورت اجرای تنیبه به روش اسلامی و گفتمان سازی درمورد آن فراهم گردد، و ثانیاً باتوجه به آشکارشدن خلأها و موارد مغفول مانده، گامی درجهت اصلاح و تکمیل آیین نامه انضباطی برداشته شود. روش: تحقیق حاضر را با رویکرد کیفی و به روش داده بنیاد انجام دادیم. به منظور استخراج گزاره های موردنظر از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده کردیم. برای مطالعه ادبیات تحقیق از نرم افزارهای قرآنی و کتاب های تفسیری شیعه و اهل سنت استفاده کردیم. برای سازماندهی گزاره ها از نرم افزار سیتاوی و مکس کیودی ای بهره گرفتیم. در فرایند تولید نظریه داده بنیاد سه نوع کُد گذاری باز، محوری و انتخابی انجام دادیم و الگوی نهایی تحقیق ترسیم نمودیم. یافته ها: مطالعه تطبیقی آیین نامه انضباطی با آموزه های اسلامی نشان داد که در موارد بسیاری قابلیت تطبیق وجود دارد، اما درعین حال مواردی در آیین نامه مغفول مانده است که عبارتند از: لزوم تنبیه بجا، به موقع و به اندازه؛ لزوم پرهیز از تنبیه بیش ازظرفیت؛ لزوم تنبیه همراه با رفق و نرمی؛ پرهیز از تنبیه خشونت آمیز؛ لزوم تنبیه به صورت مرحله ای و آغاز از مراتب خفیف و ضعیف و پرهیز از تکرار زودهنگام تنبیه. نتیجه گیری: برای پیشگیری از آسیب های احتمالی لازم است موارد مغفول مانده در حوزه های آداب و اصول تنبیه در آیین نامه انضباطی لحاظ شوند و به تمامی فرماندهان و مدیران در رده های مختلف ابلاغ شوند.
۱۳۳۰۷۶.

فرصت ها و چالش های آموزش برخط در نظام آموزشی دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۶ تعداد دانلود : ۳۸۵
فضای مجازی، امروزه فراتر از یک رسانه یا فناوری است و به یک فضای زیستن تبدیل شده است. بسیاری از معانی ای که انسان می سازد، در بستر این فضا ساخته می شوند و این فضا، نقش برجسته ای در حوزه آموزش، یادگیری و حتی تربیت انسان یافته است. در عصر حاضر، ابزارهای فناوری در بستر فضای مجازی نیز در خدمت آموزش و یادگیری از راه دور قرارگرفته اند که این مسئله در نظام دانشگاهی کشورها حرکتی شتابان یافته است که بررسی فرصت ها و چالش های این مسئله، هدف نوشتار حاضر قرار گرفته است. این مقاله با روش «تحلیل مضمون» به دنبال پاسخ به این سؤال است که آموزش از راه دور و خصوصاً آموزش برخط (آنلاین) در نظام دانشگاهی جمهوری اسلامی ایران چه فرصت ها و چه چالش هایی را در امر یادگیری دانشجویان ایجاد می کند؟ برای پاسخ به این سؤال، طی مصاحبه با 25 نفر از اندیشمندان و صاحب نظران، 4 فرصت و مزیت فراگیر و 5 چالش و تهدید فراگیر به دست آمد. فرصت ها شامل: «عبور از محدودیت های زمانی و مکانی»، «ارتقای کیفی و گسترش عدالت آموزشی»، «فرصت های اقتصادی و توسعه بین المللی» و «تنوع در روش های ارزشیابی و توسعه نظارتی» و همچنین چالش ها شامل: «چالش های ساختاری و فنی»، «چالش های ساختاری و فنی»، «چالش های تربیتی و اخلاقی»، «چالش های سلامت روانی و جسمی» و «چالش های فرهنگی و اجتماعی» مشخص شدند که توضیح کدهای فراگیر فوق، در مقاله ذکر شده است.
۱۳۳۰۷۷.

بررسی دیدگاه معلمان در رابطه با مشکلات اجرایی طرح ارزشیابی کیفی توصیفی در مقطع ابتدایی و ارائه راهکارهایی برای برطرف کردن آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۲ تعداد دانلود : ۳۹۰
این پژوهش به منظور شناسایی موانع و مشکلات اجرایی طرح ارزشیابی کیفی توصیفی و اصلاح و بهود این طرح در مقطع ابتدایی انجام گرفته است. روش پژوهش کیفی بوده و ازلحاظ هدف می توان آن را از نوع کاربردی دانست. جامعه آماری پژوهش را معلمان مقطع ابتدای شهرستان های آبادان و خرمشهر در سال تحصیلی 98-97 تشکیل دادند. نمونه گیری هدف مند بوده و باتوجه به اشباع نظری22 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است و مصاحبه ها ضبط و مکتوب شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل محتوی استفاده شده است و مصاحبه ها توصیف شدند. نتایج پژوهش نشان داد که رویگردانی از نظام ارزشیابی کیفی توصیفی و گرایش به نظام ارزشیابی سنتی نمره گرا، تراکم بالای تعداد دانش آموزان در کلاس درس و کمبود وقت، کمبود آموزش و پشتیبانی معلمان در ارتباط با طرح ارزشیابی کیفی توصیفی، حجم زیاد محتوای کتاب های درسی، کمبود فضا، امکانات و مواد آموزشی و مشکلات معلمان ازجمله مهم ترین موانع و مشکلات اجرایی طرح ارزشیابی کیفی توصیفی در مقطع ابتدایی از دیدگاه مصاحبه شوندگان بوده است.
۱۳۳۰۷۸.

تحلیل جایگاه شاخص های شهر خلاق در راستای برندسازی و دستیابی به توسعه پایدار شهری (مورد مطالعه: شهر دامغان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۲۸۳
امروزه شهر ها با باز اندیشی و تامل در فرصت ها و تهدیدهایشان، در پی افزایش قدرت جذب و مطرح کردن خودشان هستند، در این بین برای بسیاری ایده شهر خلاق به شیوه ی نوینی برای نگاه کردن به توسعه شهر تبدیل شده است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر تحلیل جایگاه شاخص های شهر خلاق در راستای برندسازی و دستیابی به توسعه پایدار شهری در دامغان می باشد. پژوهش حاضر، توصیفی تحلیلی و از نوع کاربردی است. روش مورد استفاده در مرحله جمع آوری داده ها، مبتنی بر مرور منابع معتبر خارجی و داخلی و میدانی (پرسشنامه) می باشد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، توصیفی و استنباطی از نرم افزار SPSS و مدل SAW استفاده شده است. نتایج آزمون T به منظور بررسی جایگاه شاخص های شهر خلاق در برندسازی شهر دامغان نشان داد در گویه های ، شاخص های (سرمایه اجتماعی، نوآوری، کیفیت زندگی، سرمایه انسانی) از عدد مطلوبیت (3)، کمتر ارزیابی شده و در سطح آلفای 000/0 معنادار است. در واقع تحلیل میانگین عددی نشان دهنده جایگاه کم شاخص های شهر خلاق در جهت برندسازی شهر دامغان می باشد. نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که ارتباط مثبت و معناداری بین شاخص های شهر خلاق و توسعه پایدار شهر دامغان وجود دارد. در نهایت نتایج مدل SAW نشان داد، ناحیه 5، با امتیاز (670/0)، به عنوان بیشترین میزان تاثیرپذیری و ناحیه 3 با اختلافی قابل توجه با امتیاز (190/0)، به عنوان کمترین میزان توسعه به لحاظ شاخص های شهر خلاق، مطرح می باشند.
۱۳۳۰۷۹.

نقش واسطه ای اِسناد ارتباطی و بخشش زناشویی در رابطه بین روان رنجوری، سبک های دلبستگی و رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۵ تعداد دانلود : ۳۷۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای اسناد ارتباطی و بخشش زناشویی در رابطه بین روان رنجوری، سبک های دلبستگی و رضایت زناشویی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان و مردان متأهل شهر شهرکرد بود که 240 نفر از آنان به روش هدفمند و براساس ملاک های ورود و خروج از نواحی دوگانه شهرداری انتخاب شدند و به پرسشنامه های اسناد ارتباطی فینچام و برادبری؛ مقیاس کیفیت زناشویی نورتون؛ مقیاس روان رنجوری مک کری و کاستا؛ پرسشنامه شیوه های رفتاری فارمن و وهنر؛ مقیاس تجارب روابط نزدیک وی و همکاران و بخشش در روابط زناشویی مک کالو و همکاران پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است؛ همچنین داده ها نشان داد روان رنجوری، سبک های دلبستگی ایمن و اجتنابی، بخشش زناشویی و اسناد ارتباطی بر رضایت زناشویی اثر مستقیم (001/0 p< ) و سبک های دلبستگی با میانجیگری اسناد ارتباطی و بخشش زناشویی و روان رنجوری با میانجی گری اسناد ارتباطی بر رضایت زناشویی اثر غیرمستقیم داشتند (001/0 p< ). بحث و نتیجه گیری: مشاوران و روان شناسان خانواده باید به زوج هایی که به دلیل روان رنجوری و یا سبک های دلبستگی (اجتنابی) زندگی شان به مشکل دچار شده است، کمک کنند تا الگوهای تعاملی ناکارآمد و همچنین سبک های شناختی تحریف شده را برطرف نمایند و بخشش را در بین آنان رواج دهند.
۱۳۳۰۸۰.

کشف عوامل نارضایتی در ازدواج های سن معکوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۸ تعداد دانلود : ۵۳۷
زمینه: مطالعات متعددی به بررسی علل نارضایتی در زوج ها پرداخته اند، اما پژوهشی کیفی که به کشف عوامل نارضایتی در ازدواج های سن معکوس پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: هدف از این پژوهش، کشف عوامل نارضایتی در ازدواج های سن معکوس بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه مورد مطالعه را تمامی ازدواج های سن معکوس شهر شیراز، در سال ۱۳۹۸ تشکیل دادند. ۱۲ زوج، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش ۷ مرحله کلایزی انجام گردید. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده های مستخرج از مصاحبه با زوج ها، منجر به شناسایی 3 مضمون اصلی شامل: عوامل فردی، عوامل زوجی، عوامل خانوادگی - اجتماعی و 18 مضمون فرعی و همچنین 90 کد مفهومی گردید. نتیجه گیری: در این پژوهش استنتاج شد که عواملی مانند عدم توجه به ملاک های واقع بینانه در انتخاب همسر، نگرانی های فردی و دغدغه های مربوط به آینده رابطه، مخالفت ها و نارضایتی های خانوادگی و اجتماعی، باعث بروز و تشدید نارضایتی در ازدواج های سن معکوس می شود که در صورت نداشتن مهارت های ارتباطی در مدیریت این شرایط و اسناد دادن مشکلات به اختلاف سنی، صمیمیت در ابعاد مختلف این ازدواج ها کاهش می یابد. نتایج این پژوهش می تواند زمینه را برای تدوین برنامه های پیشگیرانه و تدوین یک الگوی آموزشی مشاوره ای بومی، ویژه ازدواج های سن معکوس فراهم آورد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان