ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۰٬۱۴۱ تا ۱۲۰٬۱۶۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۲۰۱۴۱.

فراتحلیل روابط بین سازوکار های حاکمیت شرکتی و عملکرد مالی در بانک های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۶ تعداد دانلود : ۴۶۴
روابط بین سازوکارهای حاکمیت شرکتی و عملکرد مالی بانک های اسلامی در تحقیقات تجربی قبلی، به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال، نتایج به طور عمده به دلیل ناهمگنی نمونه های مورداستفاده برای تحقیقات تجربی، متفاوت است. برای تبیین و نتیجه گیری از این نتایج متفاوت، این مقاله نتایج حاصل از فراتحلیل مطالعات موجود، در مورد روابط بین پنج سازوکار حاکمیت شرکتی (استقلال اعضای هیئت مدیره، تعداد اعضای هیئت مدیره، هیئت نظارت شرعی، دوگانگی نقش مدیر و کمیته حسابرسی) و عملکرد مالی بانک های اسلامی را ارائه می دهد. بدین منظور، پس از بررسی محتوا و نتایج مطالعات منفرد براساس پروتکل فراتحلیل، هفده مطالعه برای ورود به تحلیل انتخاب و مطالعاتی که متناسب با پروتکل نبودند، یا اطلاعات آنها برای استخراج داده کافی نبود، حذف شدند. نتایج کمّی هفده مطالعه پس از استخراج و کدگذاری، برای ترکیب نتایج مورداستفاده قرار گرفتند. نتیجه ترکیب و برآیندگیری مطالعات نشان می دهد که بانک های اسلامی در صورت داشتن 1) نسبت بیشتر مدیران مستقل در هیئت مدیره؛ 2) هیئت نظارت شرعی بزرگ تر؛ 3) اعضای هیئت مدیره بیشتر؛ 4) دوگانگی نقش مدیرعامل؛ 5) و کمیته حسابرسی، عملکرد مالی بهتری خواهند داشت.
۱۲۰۱۴۲.

انتخاب الگو و راهکار بهینه پوشش ریسک در الگو های عملیاتی اوراق استصناع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۳۹۲
توسعه اوراق استصناع به عنوان یکی از ابزارهای مالی اسلامی، نیازمند شناسایی و تجزیه و تحلیل ریسک آن می باشد. در این مقاله به دنبال انتخاب مدل و راهکار بهینه پوشش ریسک در مدل های عملیاتی اوراق استصناع می باشیم. بنا به یافته های مقاله، انتخاب مدل بهینه در پوشش ریسک اوراق استصناع منجر به جذب نقدینگی طیف های ریسک گریز سرمایه گذاران شده و منابع مالی موردنیاز مؤسسه های اقتصادی در جامعه را فراهم خواهد آورد. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از ابزار پرسش نامه و توزیع آن در جامعه آماری نخبگان علمی و کارشناسان و متخصصان بازارهای مالی و با بهره گیری از طیف لیکرد پنج گزینه ای سوال اصلی « بهترین مدل و بهترین راهکار برای پوشش ریسک مدل های عملیاتی اوراق استصناع چیست » بررسی شده است. نتایج بررسی نشان می دهد که از بین مدل های عملیاتی اوراق استصناع، مدل بورس اوراق بهادار اسلامی بهترین مدل است. از بین راهکارهای پوشش ریسک، راهکار پوشش ریسک معرفی شده از سوی بانک مرکزی و وجه التزام به عنوان بهترین راهکارها قابل توصیه است.
۱۲۰۱۴۳.

دیدگاه نوصدرائیان معاصر دربارۀ سازگاری نظریۀ «ترکیب جسم از ماده و صورت» با نظریۀ «ترکیب جسم از اجزاء»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۳۲۷
در این مقاله، دیدگاه نوصدرائیان معاصر دربارۀ سازگاری نظریۀ «ترکیب جسم از ماده و صورت» با نظریۀ «ترکیب جسم از اجزاء» را بررسی می نماییم. برای این منظور، در مقدمه، با اشاره به اینکه یونان خاستگاه مبحث ماده و صورت است و ارسطو، جسم را مرکب از ماده و صورت می داند؛ دیدگاه ذی مقراطیس، که جسم را مرکب از اجزاء غیر قابل تجزیه می داند، را بیان می کنیم. در ادامه، دیدگاه ابن سینا، ملاصدرا و هادی سبزواری را، که ترکیب جسم از اجزاء را اِبطال می نمایند، ذکر می کنیم و پس از آن به بیان نظر نوصدرائیان معاصری چون عبدالله جوادی آملی، سیدمحمد حسین طباطبایی، مرتضی مطهری و محمد تقی مصباح یزدی در این باره می پردازیم و تفاوت آراء آنها نسبت به  بسیاری از فلاسفه پیشین و علل این اختلاف رویکرد را روشن می سازیم و سپس در جمع بندی آراء، سازگاری نظریۀ «ترکیب جسم از ماده و صورت» با نظریۀ «ترکیب جسم از اجزاء» را از منظر نوصدرائیان معاصر نتیجه می گیریم. این مطلب، گوشه ای از تطوّر مباحث مرتبط با ماده و صورت در فلسفه اسلامی و تکامل تدریجی آن و گشوده شدن افق های تازه در تحلیل مسائل را نشان می دهد و از دست آوردهای فلسفی معاصر محسوب می شود.
۱۲۰۱۴۴.

درآمدی تحلیلی و انتقادی بر فیزکالیسم بارابارا مونترو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۳۱۵
تجربه های کیفی (کوآلیا) از بزرگ ترین موانع صدق فیزیکالیسم است. این که با فیزیک چگونه می توان لذت، شادی، غم و درد را تبیین کرد، معضل ساده ای برای فیزیکالیست ها محسوب نمی شود. در این بین باربارا مونترو، از معروف ترین مدعیان فیزیکالیسم، با ارائه معنای خاصی از لفظ «است» در تعریف فیزیکالیسم (هر چیزی فیزیکی است) مدعیّ است می توان در معنای «فیزیکی» توسعه ایجاد کرد؛ به عنوان مثال وقتی گفته می شود «آب H2O است» لزوماً بدین معنا نیست که آب این همان با H2O است، بلکه می توان بدین معنا باشد که آب از H2O برآمده و از آن تشکیل یافته است. متناظراً تجربه های کیفی (امور ذهنی) هرچند این همان با امور فیزیکی (مغزی) نیستند اما فرا رویداده و مبتنی بر آن ها هستند و همین مقدار برای فیزیکی بودن تجربه های کیفی کفایت می کند. در مقاله حاضر ضمن ارائه ترجمه مقاله «فیزیکالیسم» از باربارا مونترو، در سه گام، فرارویدادگی را نقد کرده و اثبات کرده ایم که آموزه مذکور حداکثر، هم بودگی یا هم تغییری بین امور ذهنی و امور فیزیکی را اثبات می کند و هم بودگی یا هم تغییری بین امور ذهنی و فیزیکی نمی تواند دلیل موجهّی برای اطلاق کلمه «فیزیکی» بر تجربه های کیفی از قبیل لذت باشد.
۱۲۰۱۴۵.

نقد و بررسی مراتب علم الهی از نظر صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۷ تعداد دانلود : ۴۳۸
یکی از مهم ترین و پیچیده ترین مباحث خداشناسی، علم الهی است که ریشه در ذات دارد و تا صفات و افعال او امتداد پیدا می کند. بحث مذکور را تحت عنوان مراتب علم الهی در حکمت متعالیه بررسی کرده ایم و به این نتیجه می رسیم که آنها عبارت اند از: الف) عنایت با حدود پانزده ویژگی که مهم ترین آنها عبارت است از علم و علیت و رضای ازلی الهی به نظام احسن؛ ب) قضای ربانی که عبارت است از صور عقلی و کلی همه موجودات عالم در صقع ربوبی با ویژگی جمعی، اجمال، بساطت و ابداعی بودن؛ ج) قدر علمی که عبارت است از صور جزئی و تفصیلی همه موجودات عالم در عالم نفوس فلکی؛ د) قدر خارجی که عبارت است از صور جزئی مذکور در مواد خارجی. عنایت، فاقد محل است و قضا و قدر دارای محل اند؛ محل قضا، قلم اعلا و لوح محفوظ است و محل قدر علمی، قلم غیراعلا و لوح محو و اثبات است و محل قدر خارجی نیز عالم ماده است. صدرالمتألهین به جهت اینکه در علم علاوه بر تجرد عالم، تجرد معلوم را نیز شرط می داند، قدر خارجی را مرتبه اخیر علم الهی نمی داند، مگر به واسطه قدر علمی که این دیدگاه نزد برخی از اندیشمندان خالی از اشکال نیست.
۱۲۰۱۴۹.

بازنمایی وجوه فرهنگی - تاریخی طریقت قتالی در گرمسیرات فارس در قرون هفتم و هشتم قمری براساس تذکره نویافته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۴۶
طریقت قتالی توسط «شاه سیف الله قتال» (578-674 ه.) از عرفای قرن هفتم ه.ق پایه گذاری شده است. همزمان با هجوم هولاکو به بغداد، شاه سیف الله قتال و همراهانش از طریق بصره وارد سواحل خلیج فارس شدند.شاه سیف الله قتال به دلیل امنیت مسیر تجاری کیش، در نواحی پس کرانه ای آن یعنی در عمادده استقرار یافت و توانست از اتابکان فارس معافیت مالیاتی و با حاکمان لار رابطه محکم ایجاد کند.میراث فکری و فرهنگی این طریقت، به صورت تذکره های منظوم تحفه القلوب (اثر سید ابراهیم سید خلیل) و منثور تحفه الراغبین (سیدعلی بن سید حمدی)، در منطقه جنوب فارس و هرمزگان موجود است. از آن جا که این منابع، تا کنون به طور کامل معرفی نشده اند، این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی - تحلیلی، وجوه تاریخی– فرهنگی این طریقت را، با تأکید بر نسخه های خطی نویافته، به عنوان یک مسئله تاریخی، مورد پرسش قرار دهد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد این طریقت، از طریق امنیت نواحی خلیج فارس بعد از هجوم مغولان توانست جایگاه فکری - فرهنگی مهم به دست آورد
۱۲۰۱۵۰.

مطالعات میکروسکوپی و ساختارشناسی زیور آلات مفرغی به دست آمده از محوطه های عصر آهن شمال غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۴ تعداد دانلود : ۵۳۲
در تبیین باستان شناسی عصر آهن، مطالعه آثار فلزی به دلیل ارزش های فنی نهفته در آن ها از اهمیت خاصی برخوردار است و مطالعه روش های ساخت آثار فلزی، درک ما را نسبت به مراکز صنعتی فلزگری، سبک شناسی و معادن قابل دسترس، بالا می برد. هدف از این پژوهش، شناخت روش های ساخت و آنالیز عنصری زیور آلات مکشوف از محوطه های عصر آهن شمال غرب ایران، با استفاده از آزمایش متالوگرافی و دستگاه آنالیز عنصری SEM-EDS می باشد. در عصر آهن ساخت اشیاء فلزی به ویژه اشیائی که دارای تزئینات زیادی هستند، گسترش چشمگیری پیدا می کند؛ لذا شناخت روش های ساخت و نوع آلیاژی که در آن ها به کار رفته است، از موارد ضروری این تحقیق محسوب می شود. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است؛ برای ساخت زیور آلات مکشوف از محوطه های عصر آهن شمال غرب، بیشتر از چه روش هایی استفاده می شده است؟ و یا بیشترین عناصری که در ساخت این اشیاء استفاده شده، چه عناصری بوده است؟ فرضیه پژوهش حاضر این است که در این محوطه ها، بیشتر زیور آلات به روش چکش کاری گرم و ریخته گری ساخته شده اند و در ساختار خود دارای مقدار زیادی قلع هستند، که از آن برای استحکام و شکل پذیری بیشتر آلیاژ مس و قلع (مفرغ)، استفاده می کردند. در این پژوهش هشت نمونه از زیور آلات مکشوف از محوطه های عصر آهن شمال غرب ایران، که به لحاظ جغرافیایی بسیار نزدیک به هم قرار داشتند، مورد آزمایش متالوگرافی و آنالیز عنصری قرار گرفتند. در این آزمایش با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به دستگاه آنالیز عنصری SEM-EDS روش های ساخت این اشیاء فلزی و عناصر تشکیل دهنده آن ها مشخص گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که عمده ترین روش های ساخت این اشیاء فلزی، چکش کاری گرم بوده است، ولی آن دسته از اشیائی که دارای حجم زیادی بودند، با استفاده از روش ریخته گری ساخته شده اند؛ هم چنین بیشترین عنصری که برای بالا بردن استحکام و شکل پذیری اشیاء استفاده شده، عنصر قلع بوده است.
۱۲۰۱۵۱.

پژوهش های باستان گیاه شناختی در قلعه بمپور، بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۴ تعداد دانلود : ۳۸۹
مجموعه تاریخی بمپور در حوزه جغرافیایی و فرهنگی مکران - جازموریان، در دشتی هموار در ضلع شمال غربی بمپور مرکز شهرستان بمپور واقع شده است. آثار آتش سوزی گسترده و خاکستر بقایای مواد سوخته شده، یکی از نمود های بارز قلعه است که تقریباً در همه جای آن دیده شده و منحصر به مکان هایی مانند چاله دورریز یا آشپزخانه نمی شود. تنوع و فراوانی آثار سوخته شده این اجازه را داد تا از آن ها برای مطالعات تخصصی باستان گیاه شناسی استفاده شود. این پژوهش به ارائه نتایج حاصل از مطالعه بقایای گیاهی موجود در نهشته های برداشت شده از دورریز و بقایای ناشی از آتش سوزی متعلق به لایه های سطحی و فوقانی دوره قاجار، حداکثر تا عمق یک متری کارگاه های کاوش در قلعه بمپور می پردازد. اهدف اصلی از انجام این مطالعات، شناخت پوشش گیاهی پیرامون قلعه و منطقه، نوع گیاهان استفاده شده توسط ساکنان قلعه و شناخت بخشی از تغذیه ساکنان و وجود احتمالی آثار رستنی های غیربومی بود. مشاهده میکروسکوپی و شناسایی 2.301 قطعه زغال چوب، چوب، دانه، اجزاء ساقه و میوه به دست آمده از کانتکست های مذکور نشان داد که پوشش درختی پیرامون قلعه در دوره قاجار شامل درختانی مانند: گز، بید، آکاسیا، کهور و خرما بوده و از چوب این درختان برای سوخت (به ویژه گز) یا به عنوان مصالح ساختمانی در جهت مقاوم سازی بناها (بید، آکاسیا و کهور) استفاده می شده است. اکولوژی و پراکنش جغرافیایی گیاهان شناسایی شده، گواه بر بومی بودن آن هاست. بقایای گیاهان کشت شده مانند: غلات (گندم و جو)، میوه ها (خرما) و صیفی جات (هندوانه و خربزه) در میان بقایای ناشی از آتش سوزی حکایت از فعالیت های کشاورزی منطقه دارد. علاوه بر این، گواه دیگری بر این امر، بذرهای سوخته گیاهان خودرو یا علف های هرز شناسایی شده نظیر: چاودار، مرغ، جاروعلفی، گندمیان خودرو، ماشک، گَوَن، یونجه، اسفناجیان، سیاه شور، علف هفت بند، واکاریا، سریشک و جگن هستند که با آبیاری در مزارع کشاورزی روییده اند.
۱۲۰۱۵۲.

گاه نگاری نسبی عصر مفرغ جبهه شمالی البرز مرکزی برپایه گونه شناسی سفال های محوطه قلعه بن بابل، مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۱ تعداد دانلود : ۴۷۹
در جبهه شمالی البرز مرکزی که شامل جبهه های طبیعی-فرهنگی مازندران و گرگان می شود، تاکنون پژوهش کامل و جامعی در زمینه گاه نگاری برپایه داده های سفالی و مطالعه تسلسل فناوری و گونه شناختی سفال دوران پیش از تاریخ، به ویژه در عصر مفرغ صورت نپذیرفته است. عدم موجودیت گاه نگاری مطلق برروی داده های حاصل از کاوش محوطه های عصر مفرغ و آهن در منطقه موجب گردید تا اکثر مجموعه های سفالی به خصوص سفال های خاکستری در این مناطق که ازطریق بررسی های باستان شناسی و یا بعضاً ازطریق کاوش به دست آمده اند، در توصیف، طبقه بندی و تحلیل گاه نگاری آن ها، عمدتاً تحت تأثیر رویکردهای تاریخ فرهنگی قرار گرفته و این سفال های خاکستری را به عصر آهن انتساب داده اند. البته گاهی شاهد نسبت دادن آن ها به عصر مفرغ به شکلی کلی و بدون تعیین مراحل سه گانه این دوره هستیم؛ بنابراین نبود طبقه بندی و گونه شناسی سفال در چارچوب علمی و تطبیقی و منطبق بر لایه نگاری و گاه نگاری، یکی از مسائل مهم باستان شناختی این منطقه در عصر مفرغ است. نگارندگان مقاله حاضر ازطریق مطالعات فنی، تطبیقی، گونه شناسی، گاه نگاری و طبقه بندی سفال های عصرمفرغ حاصل از کاوش محوطه قلعه بن بابل و با تکیه بر گاه نگاری مطلق کوشیده اند که یک هم سنجی و گاه نگاری مقایسه ای برای این دوره ارائه نموده و تعاملات فرهنگی در مقیاس منطقه ای و فرامنطقه ای را تحلیل کنند. سفال های عصرمفرغ این محوطه با نمونه های مکشوف از: گوهر تپه، یاقوت تپه، تپه قلعه کش، تپه قلعه پی، تپه ترکام و تپه عباسی در شرق مازندران، شاه تپه، ترنگ تپه و نرگس تپه در گرگان، و هم چنین تپه حصار در دشت دامغان قابل مقایسه هستند؛ درحالی که نتیجه مطالعه تطبیقی سفال های قلعه بن بیانگر پیوندهای فرهنگی بخش مرکزی مازندران با نواحی شرقی آن و دشت های گرگان و دامغان در عصر مفرغ است، کشف چند قطعه سفال از گونه یانیق (کورا-ارس) در این محوطه، جستار تازه ای در زمینه احتمال ارتباط این منطقه با خاستگاه های این سفال (شاید شمال غرب ایران) در نیمه دوم هزاره سوم پیش ازمیلاد می گشاید.
۱۲۰۱۵۳.

385 KR: شواهد کوچ نشینیِ باستان در عصرآهن از منطقه کوهرنگ بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۳۳۶
منطقه چهارمحال و بختیاری در چند دهه گذشته، به عنوان یکی از مهم ترین خاستگاه های معیشت مبتنی بر کوچ نشینی، همواره موردتوجه باستان شناسان بوده است. در این بین، منطقه کوهرنگ به عنوان یکی از اصلی ترین قلمروهای عشایری ایل بزرگ بختیاری جایگاهی ویژه دارد. شمار اندک پژوهش های انجام شده در این منطقه و نبود آگاهی های کافی باعث شده برخی از پژوهشگران از متأخر بودن پیشینه این شیوه معیشتی صحبت به میان آورند. برخلاف این امر، پژوهش های اخیر نشان می دهند که دست کم قدمت شیوه معیشت مبتنی بر کوچ نشینی در منطقه کوهرنگ به هزاره پنجم پیش ازمیلاد برمی گردد. دو فصل کاوش های نجات بخشی انجام شده در منطقه بیرگان، به دلیل ساخت سد و تونل سوم کوهرنگ، امکان مناسبی به دست داده که باعث شده اکنون آگاهی های درخور بیشتری در ارتباط با شیوه معیشتی مردمان این منطقه در اختیار داشته باشیم. آگاهی از ماهیت محوطه و آشنایی با جنبه های گوناگون زندگی کوچ نشینی باستان، به عنوان اهداف اصلی و پی بردن به میزان تعاملات فرهنگی احتمالیِ این منطقه با مناطق پیرامونی ازجمله دشت های پست خوزستان و نواحی زاگرس مرکزی از مهم ترین پرسش های این پژوهش به شمار می آید. با وجود ارتباطات نزدیک منطقه بختیاری با دشت های خوزستان، فرض اصلی در این پژوهش آن است که، براساس شواهد، افزون بر هزاره پنجم پیش ازمیلاد، منطقه کوهرنگ بختیاری در عصرآهن نیز با بخش هایی از زاگرس مرکزی روابط فرهنگی داشته است. رویکرد کاوش محوطه برای ثبت لایه ها و پدیدارهای کاوش شده، استفاده از شیوه لوکوس بندی بوده و روش تحقیق در این نوشتار، متشکل از گردآوری و مطالعه نوشته های مرتبط با پژوهش های پیشین منطقه کوهرنگ و ارائه نتایج به دست آمده از کاوش محوطه موردنظر است. در یک نگاه کلی، مقایسه های تطبیقی انجام شده برروی فرم و نقش سفال های به دست آمده از کاوش این محوطه، شباهت هایی را با برخی از محوطه های مربوط به ادوار مفرغ و آهن زاگرس مرکزی نشان می دهد، موضوعی که آزمایشات کربن14 نیز عصرآهنی بودن محوطه را تأیید نموده است. افزون بر وجود روابط فرهنگی بین دو منطقه کوهرنگ بختیاری و زاگرس مرکزی، تشابهات فرمی و نقشی سفال های این محوطه با محوطه های پیش گفته حاکی از آن است که سنت های سفالی عصرمفرغ تا عصرآهن نیز تداوم داشته است.
۱۲۰۱۵۴.

توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی سفال های اشکانی شهرتپه درگز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۲ تعداد دانلود : ۶۰۴
سفال فراوان ترین و یکی از مهم ترین داده های باستان شناسی در فهم مشخصات فرهنگی ادوار تاریخی است. سفال اشکانی در تمامی قلمرو این امپراتوری یکسان نبوده و می توان آن را به چند منطقه جغرافیایی-فرهنگی متمایز تقسیم نمود. یکی از این مناطق جغرافیایی شمال شرق ایران است. محوطه شهرتپه به واسطه دو فصل کاوش باستان شناسی یکی از معدود محوطه های کاوش شده اشکانی در شمال شرق ایران است. یکی از داده های باستان شناسی این محوطه، ظروف و قطعات سفال دوره اشکانی است. گونه شناسی قطعات سفال شهرتپه به منظور دستیابی به الگوی سفال اشکانی در شمال شرق ایران مهم ترین پرسش تحقیق حاضر است؛ لذا در تحقیق حاضر، تلاش می شود با روش توصیفی-تحلیلی، قطعه سفال های اشکانی شهرتپه ازنظر فرم شناسی ارزیابی گردد و با مقایسه این قطعات سفال با نمونه های مشابه، الگویی از مشخصات سفال اشکانی در شمال شرق ایران پیشنهاد گردد. بررسی گونه شناسی و مطالعات تطبیقی قطعات سفال شهرتپه نشان می دهد، کوزه، خمره، تنگ، دیگ، دیگچه، آبریز، کاسه و پیاله درکنار ظرف معروف به میثاق، فرم های سفالی یافت شده از دو فصل کاوش باستان شناسی شهرتپه است. این گونه های سفالی که از اوایل تا سده های متأخر اشکانی را دربر می گیرند، با قطعه سفال های مرو، نسا، قومس، چارسدا، شمشیرغار، آی خانم، حسنی محله، تل اسپید، تپه یحیی، گورستان بردسیر، گوری کهنه، نادعلی، جنوب بلوچستان، خورهه، گورستان سنگ شیر همدان، قلعه اژدهاکو بیستون قابل مقایسه است. به علاوه، کشف جوش کوره در دومین فصل کاوش محوطه نشان می دهد شهرتپه یکی از مراکز تولید سفال در دوره اشکانی در شمال شرق ایران بوده است. نبود گونه های لعاب دار، کمبود گونه های منقوش و فراوانی گونه های ساده، وجه بارز سفال های شهرتپه است. گونه های سفالی که اغلب کاربری روزمره داشته و با استناد به مطالعات تطبیقی، بخشی از خانواده سفال اشکانی در شمال شرق ایران بوده است.
۱۲۰۱۵۵.

بررسی یافته های فرهنگی (کاشی و سفال) محوطه تاریخی کهنه گوراب، شهرستان املش و پیشنهادی برای گاه نگاری محوطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۴۱۴
محوطه های وابسته به سلسله های محلی در شمال ایران، ازجمله مهم ترین منابع برای درک حاکمیت سیاسی و فرهنگی این منطقه به شمار می رود. دیرپایی برخی از سلسله های محلی موجب شکل گیری استقرارهای قابل توجهی در بسترهای متفاوت محیطی، ازجمله مناطق کوهستانی تا جنگلی گردیده است. کهنه گوراب واقع در دهستان املش شمالی یکی از نمونه های قابل ذکر در این زمینه است. این محوطه، ازجمله مناطق آباد در زمان حکومت آل کیا در شرق گیلان بود. به دلیل توجه باستان شناسان به گورستان های دوران تاریخی و عدم توجه به محوطه های وابسته به سلسله های محلی اسلامی، دانش ما در زمینه محوطه های اسلامی گیلان بسیار اندک است. شناخت و تحلیل موقعیت مکانی و ارتباطی کهنه گوراب به عنوان یکی از بسترهای استقراری تحت سیطره سیاسی-فرهنگی خاندان آل کیا در گیلان انجام پژوهش پیشِ رو را ضروری نموده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش ها برآمده است که، با توجه به یافته های فرهنگی (کاشی ها و سفال ها) محوطه کهنه گوراب املش از منظر گاه نگاری نسبی و در تناظر با متون تاریخی مرتبط، چه بازه زمانی برای این محوطه را می توان پیشنهاد داد؟ و ارتباط درون و برون منطقه ای محوطه کهنه گوراب با محوطه های پیرامونی چگونه قابل توضیح است؟ مهم ترین هدف پژوهش، تبیین گاه نگارانه و هم چنین بررسی روابط فرهنگی درون و برون منطقه ای براساس داده های فرهنگی تعریف شده است. روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی-اسنادی و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. نتیجه آن که مهم ترین یافته های فرهنگی محوطه کهنه گوراب، ازجمله قطعات کاشی با لعاب تک رنگ و نقوش گیاهی و هم چنین سفالینه ساده با نقش کنده، گلابه ای، سفالینه لعاب دار با لعاب تک رنگ، نقش کنده زیرلعاب، لعاب پاشیده، اسگرافیتو، نقاشی زیرلعاب مانند فیروزه قلم مشکی، آبی و سفید حاکی از ارتباط فرهنگی با مناطق همجوار خود مانند تپه پنج پیران لاهیجان، شهر اسلامی گسکر، قلعه لیسار تالش (درون منطقه ای) است و هم چنین نشانگر روابط با محوطه های شاخصی چون: آمل، جرجان، نیشابور، ری و ساوه (برون منطقه ای) است. گاه نگاری تطبیقی و مقایسه ای این محوطه نشان داد استقرار دست کم از قرن 3 یا 4 ه .ق.، آغاز شده و تا سده های 8 تا 10 ه .ق.، یعنی هم زمان با حکومت خاندان آل کیا در شرق گیلان تداوم داشته است. با به قدرت رسیدن شاه عباس بزرگ صفوی، کم کم این محوطه اعتبار خود را از دست داد و زلزله های متوالی هم زمان با عصر قاجاریه مزید بر علت گردید و بخش های قابل توجه این محوطه را تخریب نمود.
۱۲۰۱۵۶.

مدیریت منابع و راهبردهای معیشتِ مبتنی بر باغ داری و کشاورزی در بُرخوارِ عصر قاجار (بر پایه داده های باستان شناسی و متون تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۳۷۶
دشت بُرخوار در شمال اصفهان با خاک آبرفتی حاصل خیز و بیش از یک صد رشته قنات، در عصر قاجار کشاورزی و باغ داری پررونقی داشت. هم چنین موقعیت آن در شاهراه اصفهان به مرکز حکومت، صدور محصولات را به نواحی دیگر آسان می نمود. بر این اساس، مسأله اصلی این مقاله، چگونگی اثرگذاریِ کشاورزی و باغ داری بر معیشت ساکنان بُرخوار است. پرسش ها این است که مدیریت منابع آب و خاک در دشت برخوار در عصر قاجار چگونه بود و کشاورزی و باغ داری در راهبردهای معیشتیِ ساکنانِ آن چه جایگاهی داشت؟ ویژگی های معماری مرتبط با باغ داری و کشاورزی در دشت برخوار چه بود؟ روش گردآوری داده ها، اسنادی و میدانی و روش پژوهش، تاریخی و توصیفی-تحلیلی است. نتایج نشانگر مالکیت اربابان و مالکان بزرگ بر اغلب اراضی کشاورزی و باغ ها و مالکیت خرده مالکان بر برخی دیگر از زمین ها و باغات است. کمبود منابع آب سطحی، به توسعه روش های استخراج آب زیرسطحی منجر شده و بیش از یک صد رشته قنات در دشت بُرخوار، به پایداری اقتصاد کشاورزی و باغ داری کمک می کرد. مدیریت و نوبت بندی گردش آب قنات ها بر پایه حجم آب دهی، تعداد خانوار، نوع کشت، وضع زمین و قوانین منطقه ای صورت می گرفت. هم چنین بر پایه شواهد باستان شناسیِ دوره قاجار در این دشت ازجمله «باغ ها و خانه باغ های نامنظم با نقشه ارگانیک» و «باغ های منظم اربابی با نقشه از پیش طراحی شده»، کشت وزرع به شیوه های کشت «معیشتی» و «تجاری» بود. در اوایل دوره قاجار، کشت معیشتی و در نیمه دوم عصر قاجار، همانند سایر نقاط ایران، کشت تجاری در بُرخوار رایج بود و درآمد کشاورزی تجاری به تأمین معاش و نیازهای زیستی اختصاص می یافت. تحلیل محتوای کتب قاجاری نیز نشانگر راهبردهای معیشتی فوق در دشت برخوار است. چنان که درکنار کشت معیشتیِ گندم، جو، حبوبات، صیفی جات و برخی میوه ها، کشت تجاری خربزه و پنبه به تقویت توان اقتصادی و تأمین معاش مبتنی بر درآمدهای کشاورزی کمک می کرد..
۱۲۰۱۵۷.

بررسی نسبت تاریخ و روایت در فراداستان تاریخ نگارانه «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی اش» اثر جمشید خانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۳۲۳
بررسی نسبت تاریخ و روایت در فراداستان تاریخ نگارانه «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی اش» اثر جمشید خانیان ایوب مرادی [1] چکیده گسترش اندیشه پسامدرن و رویکردهای پساساخت گرایانه در جهان معاصر، تغییرات عمده ای در نگرش های اساسی انسان ایجاد کرد. یکی از زمینه های مهمی که متأثر از این موضوع به تغییرات عمده ای دچار شد، نسبت میان داستان و تاریخ است. سالیان سال اندیشمندان علوم انسانی، به جدایی ژرف میان این دو عرصه قائل بودند. تاریخ، علمی تلقی می شد که به بازنمایی واقعیت می پردازد و ادبیات عرصه جولان تخیّل به شمار می آمد. اندیشه پسامدرن ضمن به چالش کشیدن فرض یادشده، این ایده را مطرح کرد که گزارش تاریخی هم گونه ای از روایت است و نویسندگان آثار تاریخی همچون داستان نویسان در انتخاب و بیان وقایع تاریخی از پیرنگی استفاده می کنند که مأخوذ از قوه خیال است. لیندا هاچن بر پایه این ایده و همچنین مفهوم فراداستان، نوع جدیدی از داستان تاریخی را پیشنهاد کرد که در آن نویسنده ضمن آشکارکردن شگردهای داستان نویسی، به شکلی آگاهانه درصدد تحریف تاریخ برمی آید. رمان نوجوان «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی اش» اثر جمشید خانیان، یکی از نمونه های قابل توجه در این نوع است. نویسنده در این اثر کوشیده با استفاده از قالب فراداستان، به موضوع تاریخی آتش سوزی سینمارِکس آبادان بپردازد. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی ، در پی واکاوی رمان یادشده از نگاه اصول فراداستان های تاریخ نگارانه است. نتایج نشان می دهد که نویسنده رمان ضمن استفاده صحیح از برخی شگردهای فراداستانی همچون آشکار کردن تصنع (داستانِ نوشتن داستان)، اتصال کوتاه، سلب اقتدار مؤلف و فرجام چندگانه، در اثنای داستان به خوبی به موضوع تأثیر دو عنصر ناخودآگاه و تخیّل بر فرایند نگارش داستان های تاریخی پرداخته است. واژگان کلیدی: پسامدرنیسم، فراداستان تاریخ نگارانه، لیندا هاچن، رمان نوجوان، رمان «ادسون آرانتس دوناسیمنتو و خرگوش هیمالیایی اش» دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران. Ayoob.moradi@pnu.ac.ir تاریخ دریافت : 19/5/1400 – تاریخ تأیید 25/8/1400
۱۲۰۱۵۸.

آسیب شناسی آموزش نوین در دوره قاجار با تأکید بر مبانی و روش های انتقال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۳۸۷
رنسانس و انقلاب صنعتی، جهان معاصر خود را تحت تأثیر قرارداد، پیشرفت های مادی چشمگیر غرب، ممالک دیگر را ترغیب به ایجاد تحولاتی نمود تا خود را به کاروان غرب برسانند. برخی از کشورها تحول در نظام آموزش را راهکاری موثر برای این تحول دانستند. دولت قاجار نیز همین مسیر را در پیش گرفت. اما استقرار نظام آموزش نوین با آسیب هایی روبرو بود. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی پی جوی بررسی این آسیب ها در دو بعد مبانی و روش های انتقال و استقرار نظام آموزش نوین است. یافته ها حاکی از آن دارد اموری مانند: سطحی نگری به فرهنگ غرب، بی توجهی به روح استعمارگرایانه غربیان، وابستگی فکری و عقیدتی، دور شدن از هویت ملی و دینی فراگیران، در زمره آسیب های مبنایی و اعزام محصلین به خارج از کشور، تأسیس مدارس نوین، نهضت ترجمه، مطبوعات از آسیب هایی است که می توان آنها را ذیل آسیب های ناشی از روش انتقال نظام آموزش نوین برشمرد.
۱۲۰۱۵۹.

تأثیر خطبه های معاویه بر ایجاد انسجام لشگر شام در جریان نبرد صفین بر اساس رویکرد گفتمانی نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۴ تعداد دانلود : ۵۷۴
نبرد صفین در صفر سال ۳۷ق. در سرزمین صفین که در ناحیه غرب عراق بین رقه و بالس قرار دارد، میان امام علی(ع) در رأس سپاه کوفه و معاو یه بن ابوسفیان به همراهی مردم شام به وقوع پیوست. یکی از نکات جالب توجه در این نبرد که تاکنون به لحاظ علمی چندان مورد بررسی قرار نگرفته، بحث یکدستی و هماهنگی سپاه شام در این نبرد است؛ امری که امام(ع) در خطبه 25 نهج البلاغه ، هنگام وصف سپاهیان شام به آن اشاره کرده و بیشتر منابع تاریخی نیز به آن اذعان کرده اند. نگارندگان پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی، به عنوان رویکردی بین رشته ای علوم اجتماعی که رابطه بین زبان، قدرت، ایدئولوژی و گفتمان را مورد بررسی قرار می دهد، درصدد بررسی تأثیر سخنان معاویه بر این اتحاد و هماهنگی بوده اند. بر همین اساس، با استفاده از رویکرد نورمن فرکلاف با روش تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی سخنرانی های معاویه در خلال نبرد صفین و در میان شامیان پرداخته و آنها را در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین مورد بررسی قرار داده اند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده بهره برداری توأمان معاویه از سنت و دین برای تولید عوامل انگیزشی و وحدت آفرین در میان مردم شام طی نبرد صفین است.
۱۲۰۱۶۰.

تحلیل و بررسی نظریه علامه طباطبائی در مورد صفت تکلم خداوند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۶ تعداد دانلود : ۳۴۶
مسأله چگونگی رابطه صفات خداوند با یکدیگر و با ذات الهی از مسائل دیرینه در میان متفکران مسلمان بوده است. در این میان صفت کلام از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و دامنه بحث در مورد آن به قدیم یا حادث بودن قرآن کریم نیز کشیده شده است. ملاصدرا نظریه اشاعره در مورد قدیم بودن قرآن را مستلزم شرک و متعدد شدن موجودات قدیم و نظریه معتزله در مورد حادث بودن آنرا مستلزم ممکن و حادث بودن واجب الوجود دانست. ولی علامه طباطبائی با اعتباری دانستن کلام و سخن، اشکالاتی به نظریات حادث و قدیم بودن قرآن وارد نمود و با استفاده از همین اصل، اعتباری بودن و با نظر به احادیث و روایات شیعی به نقادی نظریه ذاتی بودن صفت کلام خداوند پرداخت. پژوهش حاضر در روی آوردی توصیفی تحلیلی به تبیین نظریه علامه طباطبائی در مورد فعلی بودن صفت کلام پرداخته و بر آن است که احادیث شیعی بر مدعای فعلی بودن صفت کلام دلالت نمی کنند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان