ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۷٬۲۸۱ تا ۷۷٬۳۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۷۷۲۸۱.

بازشناسی مؤلفه های مسکن بومی از نظرگاه زیست پذیری( نمونه مورد مطالعه: شهر املش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۷۸
بیان مسأله: دردنیای معاصر نمایانی معماری بومی کم رنگ شده و بافت شهرها، شکلی متفاوت و مدرن را پذیرفته اند، زیست پذیری بر کیفیت زندگی، قابلیت پایداری، کیفیت مکان و اجتماع سالم تمرکز دارد و مسکن زیست پذیر به عنوان پیشنهاد صاحب نظران برای دستیابی به مکان مناسب زندگی است. هدف: این پژوهش، شناخت مولفه ها و دست یابی به راهکارهایی به منظور ارتقای زیست پذیری مسکن معاصر با توجه به عناصر ساختاری مسکن بومی است.مقاله با بررسی بناهای بومی شهر املش، به عنوان نمونه های واجد ارزش در استان گیلان، به اثرگذاری عناصر معماری این بوم، بر زیست پذیری پرداخته است. پرسش پژوهش عبارتست از: عناصر مسکن بومی شهر املش چه تاثیری بر زیست پذیری دارند؟ چه ویژگی هایی از معماری بومی املش، برای ارتقای زیست پذیری مسکن معاصر، قابل دستیابی است؟.روش: روش توصیفی-تحلیلی و در پارادایم ساختارگرایی، در زمره پژوهش های کاربردی کیفی قرار دارد.چارچوب محتوایی تحقیق متکی بر آرای راپاپورت مبنی بر تاثیرپذیری شکل معماری از فرهنگ است. ابزار پژوهش در بخش نظری بر مطالعات اسنادی و در بخش موردپژوهی بر مطالعات میدانی استوار است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که خصوصیات زیست پذیری در مسکن بومی، متاثر از عناصر و فضاهای کارکردی این معماری بوده که درنمونه های موردی و عملکرد اجزای ساختاری مشهود است.از نتایج این تحقیق می توان به خصیصه های زیست پذیریِ مشاهده شده در معماری خانه های شهر املش از جمله سازگاری ساختار فیزیکی خانه با محیط پیرامونی، تامین رفاه و راحتی، حس تعلق به مکان و هویت مندی، رضایت ساکنان، و نیز کیفیت مناسب زندگی، اشاره کرد که عمدتاً بر ویژگی های ذهنی تاکید دارد.نتیجه گیری:نتایج حاصل از این پژوهش ، خصوصیات کیفی زیست پذیری مسکن بومی، با ارایه تمهیداتی برای رسیدن به کیفیت مناسب، برای مسکن معاصر پیشنهاد شده استنکات برجسته:زیست پذیری در حل چالش های پیش رو شهروندان به معنای آینده پُر رونق ، زنده و پاسخگو و تامین کننده کیفیت مناسب زندگی است. این امر مستلزم تحقق سه هدف ، اجتماعات سرزنده، اقتصاد پویا و محیط زیست پایدار است.
۷۷۲۸۲.

نقوش و مضامین تزیینی سنگ قبرهای برخوار در دوره های صفوی تا قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۲۱۹
سنگ قبور دوره اسلامی از جمله یادگارهای ارزشمندی است که نه تنها از منظر پژوهش های هنرشناسانه و شناخت سیر تحول خطوط و کتیبه ها اسلامی و هنر سنگ تراشی، در بردارنده اطلاعات قابل توجهی است؛ بلکه در زمینه های گوناگون فرهنگی، تاریخی، مذهبی، اجتماعی، اقتصادی و ادبی نیز، اطلاعات ارزشمندی را فرا روی پژوهش گران قرار داده است. از این رو در پژوهش پیشِ رو، سنگ قبرهای دوره اسلامی منطقه برخوار اصفهان به منظور پاسخ به سوالات ذیل، به شیوه توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته است؛ 1- نقش مایه های تزیینی سنگ قبرهای برخوار در دوره های صفوی تا قاجار شامل چه مواردی بوده است؟ 2-این نقوش در بردارنده کدام نمادها، مضامین فرهنگی، اجتماعی و مذهبی و اصول و معیارهای هنری بوده است؟ بر اساس نتایج حاصله، نقوش گیاهی(ترنج، اسلیمی، سرو، خرما، نیلوفر، گل چند پر بته جقه)، حیوانی(شیر، آهو، اردک، کبوتر، بلبل، طاووس، قوش)، اشیاء(مهر، تسبیح، شانه، انگشتر، آینه، قیچی، قفل، گلاب پاش، عصا)، هندسی(دایره، انواع قاب بندهای مربع، مستطیل، دایره، بیضی، دالبردار، ذوزنقه ای)، خورشید و تشت آب از جمله نقوش مورد استفاد در سنگ قبور برخوار بوده است. برخی از نقوش جنبه اطلاع رسانی داشته و از حالات معنوی، باورهای مذهبی، خصایل اخلاقی، جنسیت و جایگاه اجتماعی متوفی خبر می داده است. برخی جنبه نمادین داشته و نشان هایی از باغ بهشت، مرگ و نیستی و حیات مجدد، زمان بی انتها و جاودانه، وحدانیت خالق و مخلوق، مانایی روح و طلب خیر و برکت بر متوفی بوده و برخی جنبه تزیینی صرف داشته است. ظرافت هنری و نظام ترکیب بندی نقوش بر حسب مواردی همچون نوع نقش مایه، گونه ریختی، جنس، ابعاد، سطوح سنگ، دوره زمانی، نحوه ترکیب با دیگر نقوش، وجود یا عدم وجود و تعداد قاب بندها، شیوه های متفاوتی را نشان می دهد.
۷۷۲۸۳.

واکاوی جامعه شناختی نقش روشنفکران در مبارزه با استبداد در آثار اوسیپ ماندلشتام(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۶۱
پژوهش حاضر جستاری بین رشته ای در حوزه نقش ادبیات و روشنفکر در تقابل با حکومت استبدادی در شوروی است. انقلاب اکتبر در روسیه سبب بروز تغییرات اساسی در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور شد. این تحولات در حالی رخ داد که جامعه و به ویژه روشنفکران امید داشتند تا با روی کارآمدن حکومت بلشویکی، آزادی های مدنی گسترش یابد؛ اما با ظهور سیاست های استبدادی استالین، به تدریج عرصه برای هرگونه نقد خلاف جریان رسمی کشور به شدت تنگ شد. اوسیپ ماندلشتام را می توان یکی از برجسته ترین روشنفکران مخالف دوره استالین نامید که با وجود آگاهی از تبعات اعتراض به سیاست های استالین، با استفاده از ابزار خود؛ یعنی شعر به نقد وضعیت موجود در جهت آگاه سازی مردم پرداخت. در آثار وی بر مسائلی همچون آزادی بیان، حق اعتراض و نفی انفعال عمومی تأکید شده است. در نوشتار حاضر به روش تحلیل محتوای کیفی تلاش شده است با تحلیل مضمون آثار ماندلشتام که برخی از آن ها برای اولین بار از زبان روسی به فارسی ترجمه شده است، به پرسش اصلی پژوهش درباره  نقش و جایگاه اوسیپ ماندلشتام به عنوان نماینده برجسته روشنفکران در مقابله با استبداد و خودکامگی پاسخ داده شود و عملکرد مبارزاتی وی و رابطه اش به عنوان نماینده برجسته روشنفکران مخالف با جامعه و حکومت بررسی شود. نتایج این پژوهش بین رشته ای متمرکز بر رابطه ادبیات و سیاست براساس نظریات سعید و گرامشی بیانگر آن است که ماندلشتام از طریق آثار خود، نقش و تأثیر اجتماعی مهم و آموزنده ای در مبارزه با حکومت استبدادی داشته است.
۷۷۲۸۴.

بررسی مؤلفه های ابرانسان نیچه در نمایشنامه داود و اوریا نوشته عباس نعلبندیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۴۸ تعداد دانلود : ۲۷۵
عباس نعلبندیان گفت وگوهای منظم و منطقی خود را با چاشنی سیاست، فلسفه و موضوعات متعدد دیگر همراه می کند و بحث خود درباره سراب حقیقت را در قالب بیانات شاعرانه و ادبی ارائه می دهد. اگرچه نعلبندیان تحت تأثیر فلاسفه و نمایشنامه نویسان غربی قرار داشته، به خوبی توانسته است این تأثیرات را بومی سازی کند. خواندن داود و اوریا از دیدگاه ابرانسان نیچه نشان می دهد که نعلبندیان از آن، هم به عنوان جهشی ایدئولوژیک و هم به عنوان عنصری ساختاری در سازمان دهی کار خود استفاده می کند. هدف این مقاله تأکید بر اهمیت خواندن داود و اوریا در چهارچوب فلسفه نیچه و بررسی نقشی است که اندیشه نیچه در این نمایشنامه بازی می کند؛ از این رو، روش مطالعه، ادبیات تطبیقی در قالب مطالعات بینا رشته ای است. به طور خاص، این پژوهش به دنبال ارائه راه هایی است که از طریق آن ها بتوان نشان داد که ایده نیچه به درک جدیدی از شخصیت اصلی داود و اوریا و شکل هنری نمایشنامه کمک می کند؛ به علاوه، چگونه این درک به شناخت بهتری از نعلبندیان، هم به عنوان یک هنرمند و هم به عنوان یک فرد، منجر می شود. یافته های این مقاله نشان می دهد که چگونه نعلبندیان با استفاده از تفکر نیچه، مفهوم ابرانسان را در نمایشنامه داود و اوریا خلق و بومی سازی کرده و به غنای ادب فارسی افزوده است.
۷۷۲۸۵.

زیرساختِ شاعرانه آواز شجریان با تکیه بر شعر «قاصدک»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۲۶۴
ادبیات و موسیقی ارتباطی تنگاتنگ و تکمیلی با یکدیگر دارند. در اجرا، شعر زیرساختِ ذهن و زبانِ موسیقی است و پیوندی استوار با آن دارد. درحقیقت آنچه را که آواها و سازها به کمک اصوات بیان می کنند، واژگان به صورت ملموس تر برای ما روشن می کنند. در این پژوهش بینارشته ای، القاگری آواها به سبب تکرار صامت ها و مصوّت ها براساس دیدگاه موریس گرامون و به روش توصیفی تحلیلی بیان شده است. محور جانشینی واژگان با توجّه به نظریه گرامون، زوایای القای معنا و تأثیرگذاری شعر و تأثیر شعر و موسیقی بر یکدیگر را نشان می دهد که براساس معرفی نمونه های موسیقی آوازی و به خصوص «قاصدک» اخوان ثالث با اجرای شجریان، ارزیابی شده است. دستگاه های آوازی در موسیقی ایرانی، دارای مشخّصات خاص خود و بیان کننده حالات مختلفی هستند. آهنگساز و خواننده باید با توجه به مفهوم و محتوای اشعار برگزیده، به انتخاب دستگاه و گوشه های آوازی متناسب با آن بپردازند. این پژوهش به این نتیجه منتهی شد که آواها و کلام، با خاصیّت روشنی، درخشانی و تیرگی، در انتقال دو گفتمان امیدِ اندک و یأسِ غالب، موفق بوده اند و آوا، رنگ احساس موسیقی و سازها را انتخاب می کند و سبب تأثیرگذاری بیشتر و ماندگارترشدن شعر و آثار موسیقایی می شود.
۷۷۲۸۶.

حکایت های کنتربری. جفری چاسر. ترجمه علی رضا مهدی پور. تهران: نشر چشمه، 1401- 955 صفحه، شابک 978-622-01-1019-4، 7900000تومان.(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۳۹
کتاب حکایت های کنتربری اثر ماندگار جفری چاسر (1341- 1400 م.)، شاعر پرآوازه و محبوب  قرن چهاردهم میلادی و پدر شعر انگلیسی، به تازگی توسط علی رضا مهدی پور ترجمه شده و در سال 1401 توسط نشر چشمه منتشر شده است. حکایت های کنتربری یکی از محبوب ترین اشعار در طول تاریخ ادبیات انگلیسی است که در طی زمان، فنون و آرایه ها و محتوای آن به فراموشی سپرده نشده و رفته رفته ارزش آن افزون شده است. چاسر که شاعری بذله گو و متبحر است، در آخرین سال های عمر خود به نوشتن حکایت های کنتربری رو آورد و در قالب بیست و چهار حکایت و هفده هزار خط آن را به نگارش درآورد که در ایران علیرضا مهدی پور نیز آن را به شعر ترجمه کرده است. این مرور به بررسی و نقد کتاب می پردازد و درنهایت نکاتی راجع به ترجمه کتاب بیان می کند.
۷۷۲۸۷.

خوانش ترامتنی قالیچه زن نشسته محفوظ در گالری احد زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۲۴۶
در دوره قاجار تصاویر زنان بیشتر در قالب زنان اسطوره ای یا غربی در قالی های تصویری بافته شده است. از جمله قالیچه های این دوره که تحت تأثیر هر دو گفتمان قرار گرفته، قالیچه زن نشسته محفوظ در گالری احدزاده است. این قالیچه از نظر شکل ظاهری شباهت بسیار به قالیچه ملکه ارمنستان دارد و همچنین تحت تأثیر قالیچه دنیا بر پشت گاوماهی نیز است. با توجه به آنکه این قالیچه برگرفته از یک قالیچه با مضمون اسطوره ای و یک قالیچه از زن غربی است، لذا آنچه در این پژوهش به آن پرداخته می شود، ارتباط میان متن ها با یکدیگر است. هدف از این پژوهش، بررسی و مطالعه چگونگی ارتباط قالیچه ملکه انگلستان و قالیچه دنیا، با قالی محفوظ در گالری احدزاده است و به این پرسش پاسخ می دهد: ارتباط این قالیچه ها که بیانگر دیدگاه غربی و اسطوره ای است با قالیچه احدزاده چگونه قابل تبیین است؟ چه دگرگونی هایی در فرایند شکل گیری این ارتباط رخ داده است؟ پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تطبیقی و بر اساس دیدگاه بیش متنیت ژنت شکل گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد هر دو شاخه تقلیدی و تغییری میان متن های موجود واقع شده است. رابطه متن اول و سوم از نوع بیش متنی و رابطه متن دوم و سوم از نوع بینامتنی است. همچنین رابطه متن اول و سوم از گونه تراگونگی است، تغییر هم در سبک و هم در مضمون رخ داده و متن جدید تنها به یک گفتمان نمی پردازد بلکه گفتگومندی میان دو گفتمان غرب گرایی و باستان گرایی را بیان می-کند و قالیچه هویت جدید یافته است.
۷۷۲۸۸.

نشانه شناسی شخصیت زن در اشعار نزار قبانی با تکیه بر نظریه فیلیپ هامون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۳۳۵
فیلیپ هامون نظریه پرداز معاصر فرانسوی از جمله صاحب نظرانی است که دیدگاهی دقیق و جامع نسبت به عنصر شخصیت دارد که با رویکرد وی به دلیل در بر گرفتن آراء نظریه پردازان پیشین می توان به شناخت جامعی از معانی و مفاهیم نهفته در شخصیت ها رسید. در نظریه وی شخصیت ها براساس چهار اصل از نظر انواع، سطوح شخصیت، دال و مدلول شخصیت پردازش می شوند. با عنایت به اینکه عنصر زن در اشعار نزار قبانی نقش بسیار برجسته-ای ایفا می کند؛ پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی – تحلیلی زن را در اشعار نزار براساس نظریه شخصیت فیلیپ هامون مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاصله گویای آن است که یگانگی شعر و زن در شعر او به زیبایی نمایان است و شخصیت های زن موجود در عاشقانه های نزار عمدتا مجازی هستند که با محتوای کلی اشعار وی در جامعه آن زمان عرب که آغشته از فساد بود؛ سازگاری دارد و کاربست ضمیر مخاطب در بیان شخصیت های زن بیانگر این است که نزار اعتقاد چندانی به خواننده محوری نداشته است. همچنین سطوح توصیف شخصیت زن غالباً در لایه های ظاهری و روانی نمود یافته و بررسی مدلول نشان می دهد که بیشتر اطلاعات در مورد شخصیت زنان از جانب خود شاعر است، امّا تحلیل دال ها تناقض موجود میان شخصیت ها و عملکرد آن ها را تصویرسازی می کند.
۷۷۲۸۹.

مطالعه مردم نگارانه احساسات زنان از فرهنگ مصرف تجملاتی (مورد مطالعه: زنان جوان شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۵۵
بررسی ها و تحقیقات نشان از این دارد که مصرف کالاها و خدمات تجملاتی در زنان در کشور ما در حال افزایش است و به همین علت می توان گفت که پدیده ای اثرگذار و اثرپذیر بر حوزه احساسات کنشگران اجتماعی است برخی از پژوهش ها این را بیان کرده اند که مصرف کالاهای لوکس در احساس هویت و یا حتی تبدیل ناراحتی به خوشحالی بسیار اثرگذار است و فرآیندهای اجتماعی این تغییر احساسات هدفی است که این پژوهش دنبال کرده است. با توجه به اینکه مصرف اساسا امری است که بیشتر برای زنان نمود پیدا می کند؛ پژوهش حاضر بر روی زنان انجام شده است.«تعریف احساسات به مرور زمان از روانشناسی فاصله گرفته و برای خود تعریفی متعلق به علوم اجتماعی پیدا کرده و در نظریه های علوم اجتماعی احساس را اینگونه بیان می کنند: عکس العملی بدنی در مقابل شرایط اجتماعی که در یک فضای کنش متقابل نمادین به وجود می آید. ظهور احساس در انسان تحت تأثیر شرایط اجتماعی به وجود می آید و در دو سطح خرد و کلان است در سطح خرد فرد تا در کنش متقابل با کسی نباشد احساس به وجود نمی آید» و طبیعی است که با این رویکرد بررسی موضوع مورد مطالعه در این تحقیق کاملا جنبه اجتماعی پیدا می کند؛ پژوهشگر به دنبال مطالعه این حوزه نیست به دنبال مطالعه احساسی است که در سطوح خرد و کلان برای یک کنشگر در اثر این نوع از مصرف به وجود می آید.
۷۷۲۹۰.

بازیابی نظام سایزبندی لباس بانوان ایرانی بر اساس مطالعات آنتروپومتریکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۷۸
از جمله عوامل مهم در تولید پوشاک، الگوسازی و نظام سایزبندی لباس است. لباس به مثابه یک اثر فرهنگی هنری باید تناسب لازم با بدن انسان را داشته باشد. الگوسازی بر اساس سایز بدن افراد اقدام مهمی در این زمینه است. سایزبندی کلی همواره نمی تواند پاسخگوی تمام افراد جامعه باشد، زیرا برخی افراد از لحاظ اندامی نامتناسب با استانداردهای جهانی هستند. بنابراین جمع آوری داده های ابعادی متناسب با آناتومی افراد جامعه و طراحی الگو برای اندام آنان می تواند به بهره وری بیشتر از پوشاک بومی کمک کند. با وجود اختلاف در ابعاد بدنی ایرانیان با دیگر کشورها، همچنان از داده های ابعادی آنان در ترسیم الگو استفاده می شود. هدف این پژوهش بررسی مغایرت های انداز ه ای موجود در شیوه های متداول سایزبندی لباس و ارائه راهکار است. پرسش آن است که جمع آوری اطلاعات آنتروپومتری افراد تا چه اندازه می تواند به بهبود شیوه سایزبندی پوشاک کمک کند؟ این تحقیق کاربردی است و به روش بررسی منابع کتابخانه ای و تحلیل داده های اندازه گیری شده حاصل از پژوهش میدانی انجام شده اس ت، از این رو ماهیتی کمی -کیفی دارد. برای این منظور با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی، ابعاد بدنی 1290 نفر از بانوان 20 تا 44 ساله اندازه گیری و سایز آن ها از 32 تا 58 دسته بندی شد. با بهره گیری از نرم افزار SPSS به تحلیل داده ها پرداخته شد. در نهایت اندازه های دسته بندی شده بانوان با اندازه های سیستم مولر مقایسه گردید. باتوجه به یافته ها، در بسیاری از پارامترها تفاوت چشمگیری میان ابعاد اندامی ایرانیان و اندازه های ذکرشده در سیستم مولر وجود داشت، در نتیجه مجموعه ای از اعداد جدید براساس اطلاعات آنتروپومتری بانوان ایرانی در نظام سایزبندی جایگزین گردید.
۷۷۲۹۱.

بررسی آخرین پر سیمرغ براساس نظریه ی اضطراب تاثیر هارولد بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۴۰۵
به نظر می رسد در بررسی و مطالعه تاریخ ادبیات نمایشی ایران (از زمان آخوندزاده تا امروز)، با بازه هایی از زمان روبه رو هستیم که به دلایل سیاسی، اجتماعی، تاریخی، فرهنگی و... گوناگون، نویسندگان گذشته و تاریخ نگریسته اند و این مهم غالباً از طریق اقتباس از آثار ادبی پیشین صورت گرفته است. در تاریخ معاصر، این نوع نگاه دست مایه آثار نویسندگانی همچون نغمه ثمینی، علی رفیعی، حسین کیانی، علی نصیریان و محمد چرمشیر قرار گرفته است. در این پژوهش، با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و با ابزار اسنادی-کتابخانه ای، پس از نگاهی به هارولد بلوم و نظریه اضطراب تأثیر، به مطالعه آخرین پر سیمرغ نوشته محمد چرمشیر به عنوان اقتباسی از شاهنامه پرداخته شده است. بررسی این متن با تکیه بر نظریه اضطراب تأثیر، بدخوانی خلاق و رابطه میان چرمشیر و پدر ادبی اش فردوسی پیش برده شده است تا با دست گذاشتن بر بن مایه های این نظریه، متن متأخر در نسبت با متن مبدأ خوانده شود. نتایج این بررسی موردی، نشان از رابطه ای ادیپ وار میان چرمشیر و فردوسی دارد. چرمشیر برای دستیابی به خلاقیت از نسبت های تجدید نظری بلوم عبور کرده و با اتخاذ جهت و رویکردی جدید در روایت اساطیر شاهنامه دست به خلق روایتی جدید و از آن خود زده است.
۷۷۲۹۲.

سرمقاله: بازسازی بناهای قدیمی با رعایت روایت منظرین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۸۶
منظر را تلاقی تاریخ و جغرافیا دانستند. منظر از مکان فراتر رفته و ترکیبی است از آنچه دیده می شود و آن چیزی که امکان تفسیر از آن وجود دارد. در منظر مکان صرفاً کالبد محض نبوده و دارای معنا و هویتی می شود که مختص به آن است. به عبارت دیگر، هر عنصر معماری می تواند علاوه بر مشخصات فیزیکی و ظاهری و موقعیتی، روایت، تاریخ و فلسفه وجودی خاصی داشته باشد که قرار دادن این مفاهیم در کنار یکدیگر روایت منظرین آن عنصر را ایجاد می کند. روایت های منظرین می تواند جذابیت یک جاذبه را برای بینندگان و بازدیدکنندگان چند برابر کند و اساساً این روایت ها و داستان هاست که در خاطره بازدیدکننده باقی می ماند و او را به تکرار تجربه و یا تعریف آن برای دیگران ترغیب می کند. این در حالی است که بسیاری از عناصر معماری که در شهرهای قدیم ایرانی وجود داشتند، به مرور زمان و با توجه به پیشرفت تکنولوژی، تغییر سبک زندگی و دلایل دیگر کارکرد خود را از دست دادند و در بهترین شرایط در حال حاضر به عنوان یک جاذبه گردشگری مورد بازدید گردشگران قرار می گیرند (در موارد زیادی این مکان ها به دلیل عدم استفاده، تخریب شده یا در معرض تخریب قرار دارند). در برخی موارد نیز این عناصر معماری بازسازی شده و با کارکردهای متفاوت مورد بهره برداری قرار گرفته اند. به عنوان مثال کاروانسرایی که به هتل تبدیل شده یا حمام عمومی که به عنوان یک رستوران یا آب انباری که سقف آن برای زورخانه بازسازی شده است. در برخی از این بازسازی ها هویت و روایت اصلی عنصر کنار گذاشته شده و سعی می شود با استفاده از موقعیت و ویژگی های فیزیکی در دسترس، امکان استفاده مجدد از بنا برای بازدیدکنندگان فراهم شود. تغییر کاربری مکان از چند جهت قابل بررسی و مطالعه است. مهمترین مزیت آن علاوه بر امکان استفاده از یک موقعیت مکانی تاریخی، جلوگیری از تخریب و نابودی فضای معماری آن است. بازسازی و استفاده باعث می شود ساختار فیزیکی باقی مانده و در دوره های بعدی نیز قابلیت بازدید و بهره برداری داشته باشد. از طرفی این مسئله باعث می شود هویت و روایت اصلی تحت الشعاع قرار گرفته و به مرور زمان به طور کامل ازبین رفته و رو فراموشی نهد. در واقع اگر این بازسازی صرفاً به ساختار فیزیکی توجه شود، هویت و روایت های آن جدا شده و از بین می رود. به خصوص اگر کاربری جدید باعث شود برخی از ویژگی های معماری نیز تغییر اساسی داشته باشد. به بیان دیگر استفاده از مکان های تاریخی و عناصر معماری قدیمی مانند قلعه ، کاروانسرا، حمام و .... ظرافت هایی دارد که اگر این موارد در نظر گرفته نشود، می تواند به تخریب هویتی آن جا منجر شود. مهمترین نکته در این بازسازی، توجه به حفظ روایت و هویتی است در اصالت بنای مورد نظر بوده است. به گونه ای که بازدیدکننده فعلی متوجه شود که کارکرد اصلی و فرعی این مکان در قبل از بازسازی چه بوده و هویت آن در دوره های پیشین از چه ویژگی هایی برخوردار بوده است. در صورت رعایت این نکته، نه تنها بازسازی و حفظ بنا انجام پذیرفته، هویت آن نیز مورد احترام قرار می گیرد و این امر باعث می شود جذابیت آن برای بازدیدکنندگان نیز افزایش یابد. این امر می تواند از طریق بیان روایت به صورت تصویری، شفاهی و حتی بازسازی نگهداری بخش هایی از فضا به شکل سابق صورت پذیرد. به عنوان مثال در هتلی در یزد که یک خانه قدیمی است، بخش پایاب و خزینه به صورت کامل و به شکل اولیه بازسازی شده و علاوه بر وجود عکس های قدیمی، روایت آن نیز توسط راهنمایان صورت می پذیرد. این امر باعث می شود بازدیدکننده در کنار اقامتی دلنشین در هتلی که امکاناتی به روز دارد، با روایت اصیل خانه قدیمی یک شهر باستانی آشنا شده، به تاریخ دوره قبل سفر کرده و خود را درگیر یک موقعیت تاریخی جغرافیایی کند. این همان چیزی است که روایت منظرین مد نظر دارد.
۷۷۲۹۳.

تحلیلی بر ارتقای مقبولیت عمومی معماری خاک در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۲۶۵
معماری خاک، یکی از فنون ساخت در معماری با غنای تاریخی چندهزارساله است که ردپای آن در معماری ملل مختلف جهان ازجمله کشور ایران نمایان است. علی رغم پیشینه و ظرفیت های غنی موجود؛ روند استفاده فراگیر و مقبولیت معماری خاک در دوره معاصر بنا بر رشد فناوری در مصالح رقیب صنعتی و تغییرات فرهنگی ساخت وساز با افول محسوسی همراه بوده است. هدف از این پژوهش، شناخت تنگناها و راه های ارتقای معماری خاک با تأکید بر بستر شهر تاریخی یزد است. روش این پژوهش، کیفی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و همراه با استدلال قیاسی همراه با ماهیت دوگانه نظری - کاربردی است. ابزارهای جمع آوری داده های پژوهش؛ تحلیل محتوای ادبیات نظری تحقیق و یک پرسش نامه خبره محور با رجوع به ده کارشناس خبره معماری و شهرسازی شهر یزد است. یافته های پژوهش نشان می دهد معماری خاک علی رغم برخورداری از مجموعه ای از مزایا و معایب همانند دیگر فنون و سبک ها در معماری؛ دارای مجموعه ای از چالش ها، موانع و پیش ران هایی است. گروه بندی و اولویت بندی چالش ها، موانع و پیش ران های معماری خاک در بخش ادبیات تحقیق و خبرگان شهر یزد نشان دهنده شباهت ها و تفاوت هایی است که نشانگر «مکان مند» بودن دامنه مقبولیت عمومی معماری خاک است. براین اساس، «پذیرش اجتماعی معماری خاک»؛ «برنامه ها و دوره های کم دانشگاهی» و دو مقوله «نوآوری و فناوری» و «تدوین استاندارد و معیارهای کنترلی» به ترتیب چالش ها، موانع و پیش ران های اولویت مند شهر یزد می باشند. این اولویت بندی می تواند در بسترهای معین کالبدی به صورت تجمیعی به منظور اعمال سیاست گذاری معمارانه مورد شناسایی و کاربرد واقع شود. همچنین، این سیاست گذاری جدید زمینه ساز توجه عام بیشتر به مقوله «مقبولیت عمومی» بوده و می تواند به صورت عملی و خاص نیز در ارتقای مقبولیت عمومی معماری خاک در شهر یزد تأثیرگذار باشد.
۷۷۲۹۴.

تحلیل ساختاری پیشران های توسعه منطقه ای (مطالعه موردی: استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۲۰۸
شناخت دلایل و عوامل مؤثر بر توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی یکی از مهم ترین موضوعات مطالعات اجتماعی و اقتصادی در نیم قرن اخیر می باشد. توسعه منطقه ای به عنوان یکی از پیش نیازهای توسعه یافتگی بر جنبه های گوناگون توسعه جهت دستیابی به توازن و تعادل منطقه ای، کاهش نابرابری های زیرساختی، تعدیل شکاف های ساختاری و سرزمینی تأکید می نماید. چنین الگویی از توسعه علاوه بر این که به لحاظ مدیریت بهینه منابع و توان بهره گیری از ظرفیت های منطقه ای بسیار کارآمد است، باهدف کاهش یا حذف تفاوت های بین منطقه ای و درون منطقه ای، انتظام مکانی - فضایی فعالیت های اقتصادی - اجتماعی و ساختاری را نیز بر اساس ظرفیت های محلی مناطق ساماندهی می کند. پژوهش حاضر باهدف تحلیل ساختاری پیشران های مؤثر بر توسعه منطقه ای در استان چهارمحال و بختیاری صورت گرفته است. رویکرد حاکم بر این پژوهش کاربردی - نظری و از حیث ماهیت و روش، توصیفی - تحلیلی و پیمایشی می باشد. گردآوری داده ها و اطلاعات، به وسیله مطالعه منابع کتابخانه ای - اسنادی و برداشت های میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) صورت گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدل های کمی و نرم افزاری (روش تحلیل اثرات متقابل و نرم افزار میک مک) تعداد (20) عامل، به عنوان پیشران های کلیدی مؤثر بر توسعه منطقه ای در استان چهارمحال و بختیاری، استخراج و انتخاب گردید.
۷۷۲۹۵.

بازخوانی هنر سنتی و نسبت آن با حکمت هنر اسلامی در سده پانزدهم هجری شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۲۲
دستیابی به رابطه میان معنا و مفهوم هنر سنتی و هنر اسلامی در دوران معاصر ناظر به این باور است که مبانی این هنرها به لحاظ ساختار و محتوا بر یک بنیان بوده و تحکیم آن در دورانی که انسان معاصر، در سرگشتگی اسیر شده و درگیر بحران هویت است، می تواند راهکاری برای این برون رفت و بازیابی معنای زندگی معنوی او باشد. این پژوهش با هدف بازگویی نسبت میان هنرهای سنتی با حکمت هنر اسلامی به دنبالِ تحکیم این مفهوم است تا بار دیگر، امکانی برای تحقق ارزش های اخلاقی و توجه به جایگاه هنر به عنوان ابزاری برای پاسخ به نیازهای معنوی انسان در عصر دیجیتال را فراهم کند. اصلی ترین پرسشی که در این میان مطرح است این خواهد بود که؛ چگونه می توان با بازتعریف مبانی هنرهای سنتی، به مفهومی به نام "هنر اسلامی معاصر" معنایی واقعی داد؟ اگرچه پاسخ دادن به این سؤال می تواند از مناظر متفاوتِ فلسفی و حکمی به نظر چالش برانگیز باشد، ضرورت یافتن آن در وضعیت کنونی و برای نسل جدید که درگیر تهاجم فرهنگی و بحران هویتی جهان شمول هستند الزامی است. رویکرد این پژوهش، فلسفی- کلامی بوده و تلاش می شود تا به روش توصیفی   تحلیلی و با تکیه بر اسناد مکتوب و منابع کتابخانه ای معتبر این مفهوم، مورد نقد و بررسی قرار گیرد. درنهایت مهم ترین یافته و نتیجه این پژوهش نشان می دهد که هنر اسلامی، اگر بر اساس مبانی حکمی و متکی بر سنت قائمه معنی شود و بتواند با توجه به مفاهیم اخلاقی و رویکردی حقیقت جو، به امکانی برای پاسخ گویی به نیازهای معنوی انسان معاصر تبدیل شود، افق های روشنی را در رویارویی با دنیای دیجیتال فراهم کرده و بهترین مدافع در مقابل تهاجم الگوریتم های محاسباتی و معضلات مشابه انقلاب صنعتی است.
۷۷۲۹۶.

تبیین شاخص های طراحی فرم به منزله واسط جلوه و معنا، در ارتباط درون و بیرون خانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۳۸
موضوع این پژوهش جستجوی چیستی و چگونگی پیوستگی وجه نظری و کاربردی فرم در جهت بهبود ارتباط درون و بیرون خانه است. فرم واسط ارتباط درون و بیرون در دولایه "ارتباط فضای داخل (درون) و خارج (بیرون)" و "ارتباط کالبد انسان (درون) و کالبد خانه (بیرون)"، در سه سطح کالبدی-محیطی، عملکردی-رفتاری و ادراکی-معنایی است. رابطه "فرم" با "آن چه فرم نیست"، این مفهوم چندمعنا را در یک مدل جامع، تبیین می نماید. هدف اصلی، یافتن شاخص هایی است که ارتباطی چندسطحی بین جلوه (وجه عینی) و معنا (وجه ذهنی) در فرم، برای ارتباط درون و بیرون ایجاد کنند؛ لذا پرسش اصلی پژوهش این است که چه شاخص هایی برای طراحی فرم خانه، امکان ارتباط چندسطحی و چندمعنایی را، در رابطه درون و بیرون فراهم می کنند؟ این پژوهش به روش کیفی، با استقراء جزء به کل و با تحلیل محتوای کیفی متون معماری مدرن و پست مدرن، از طریق کدگذاری در اطلس تی آی، انجام شده است. نتایج نشان می دهد که وجه اشتراک شاخص های تبیین شده، ارتقای محرک های مرئی و نامرئی "جلوه" ، ایجاد سلسله مراتب گذار نرم بین درون و بیرون، مشابهت یابی بین تصاویر ذهنی ایجاد شده از فرم و تنظیم توامان ویژگی های بصری، حرکتی و حسی در عناصر معماری، در سه مقیاس خرد، میانه و کلان، است. این انگاره نسبت به فرم، زمینه ساز "مولد معنا بودن" می شود.
۷۷۲۹۷.

تحلیل حرارتی ساختمان در شوش مبتنی بر زیست جانوری بر مبنای روش بهینه سازی با الگوریتم ژنتیک چندهدفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۳۹
یکی از منابع الهام فن آوری های ساخت، درک راهکارهای همسازی با شرایط اقلیمی است که موجود زنده در آن رشد یافته باشد. در این تحقیق با بررسی ویژگی های همساز با طبیعت آگاما تلاش می شود تا با طرح یک بنای ساختمانی مفروض، تطبیق پذیری معماری ساختمان با شرایط اقلیمی منطقه شوش بررسی شود. روش تحقیق در این مقاله مبتنی بر روش های میدانی و شبیه سازی نرم افزاری می باشد. نحوه گردآوری اطلاعات به صورت داده های محیطی و مشاهدات میدانی است. ابزار تحلیل در این پژوهش نرم افزار انرژی پلاس برمبنای الگوریتم HAMT و روش بهینه سازی با الگوریتم ژنتیک چندهدفه و با بهره گیری از نرم افزار واسط jEPlus و نرم افزار بهینه ساز jEPlus+EA، می باشد. نگارندگان به بررسی سه آگامای "فرینوسفالوس عربیکوس"، "تراپلوس رودراتوس" و "سارالوریکاتا" پرداخته و به نحوه سازماندهی پوسته ساختمان براساس کارکرد پوست جانور در برابر اقلیم اشاره نموده اند. در این تحقیق به ویژگی های مورفولوژیک پوسته و لایه های جداره خارجی ساختمان توجه شده است. نحوه انتخاب گزینه موثر بر اساس بهینه یابی چندهدفه یافتن نمودار پرتو می باشد. نتایج نشان می دهد براساس تحلیل پوست آگاما، نحوه کنترل رطوبت، درصد نفوذ پوسته خارجی ساختمان و جذب تابش و حرارت خورشید و نیز جهت گیری ساختار بیرونی پوست در برابر تابش می توان بنایی هم ساز با اقلیم در شوش برمبنای ویژگی های زیست آگاما شکل داد.
۷۷۲۹۸.

مبانی طرح تغییر کاربری میراث صنعتی با بهره گیری از جان مایه اسناد بین المللی- تحلیل موردی کارخانه نساجی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۲۴۶
اصول مرتبط با تغییر کاربری میراث صنعتی راهکارهایی را پیشنهاد می کنند که به منظور حفظ مهم ترین خصیصه های میراث تدوین می شوند؛ اما در طراحی برداشت های متفاوتی از آنها صورت می گیرد. در این پژوهش اسناد بین المللی جان مایه استخراج اهداف، سیاست ها، راهبرد ها، و راهکار های طراحی در تغییر کاربری میراث صنعتی شده و روابط میان آن ها با رویکرد ترکیبی کمی و کیفی و روش استدلال منطقی تبیین شده است. مؤلفه های پیشنهادی پس از تحلیل محتوای گزاره های اسناد ایکوموس و فراوانی کلید واژه های مرتبط، در ۱۳ دسته تمامیت، اصالت، ارزش، مردم-جامعه، وجوه تاریخی، اهمیت و خاطرات جمعی، سنت و شخصیت و وجوه ملموس یا ناملموس، فرهنگ، اقتصاد و روح مکان جانمایی و ارتباط میان آن ها تفسیر و ارائه شده است. همچنین با بررسی کمی، "شبکه ارتباطی" میان دسته های مختلف به مثابه مبنای مدیریت منابع واکاوی شده است. به طورمثال مجموع حجم شبکه ارتباطی دسته بندی ارزش، با ۳۹ واحد، بیشترین تأثیر را بر سایرین دارد. برای سنجش یافته ها،  طرح تغییر کاربری کارخانه نساجی شیراز تحلیل کمی شده و میزان پاسخگویی راهکارهای طراحی در دسته های 13 گانه یافت شده سنجش شده است؛ این طرح با حدود 75% امتیاز تجربه موفقی محسوب می شود. بدین ترتیب این پژوهش نتایج خود را در تحلیل طرح تغییر کاربری میراث صنعتی به بحث گذاشته است.
۷۷۲۹۹.

واکاوی شکل گیری جریان هنر مفهومی در ایران با تاکید بر اولین نمایشگاه های برگزار شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۹۳
جریان هنر مفهومی از نیمه دوم دهه 1960م در انگلستان و آمریکا آغاز شد و اندکی پس از شکل گیری این جریان، هنرمندان ایرانی نیز گام هایی جهت نزدیک شدن به مفاهیم آن برداشتند. هدف از این مقاله، تحلیل و بررسی این تلاش ها از نخستین جرقه ها تا رسیدن به جریانی تثبیت شده در هنر معاصر ایران است. در مقاله حاضر که در گستره پژوهش های کیفی و توصیفی- تحلیلی قرار می گیرد، این سوالات مطرح شده است: بر مبنای ویژگی های هنر مفهومی در جهان کدام نمایشگاه شاخص برگزار شده را می توان خاستگاه شکل گیری و تثبیت این جریان در ایران دانست؟ جریان هنر مفهومی در ایران چه ویژگی های منحصر به فردی دارد؟ بر همین اساس، پیشینه هنر مفهومی در ایران با تاکید بر اولین نمایشگاه های برگزار شده ، مورد تحلیل قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که با وجود تلاش های اولیه از دهه 1340ش، برگزاری «نخستین نمایشگاه هنر مفهومی ایران» در سال 1380ش موجب شکل گیری جریان تثبیت شده هنر مفهومی در ایران شده است. مهم ترین ویژگی هنر مفهومی در ایران نیز بر خلاف روند جهانی آن به چالش کشیدن تعریف هنر نبوده، بلکه به مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به ویژه دغدغه های فردی و جمعی انسان معاصر در قالب سنت، مذهب و گذشته توجه داشته است.
۷۷۳۰۰.

کاشی شماره ۱۱۸۶- ۱۹۲۶ مؤسسه هنر شیکاگو: گمشده ای از جلوخان مسجد جامع عباسی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۳۲
قطعه ای کاشی هفت رنگ در مؤسسه هنر شیکاگو به شماره ۱۱۸۶-۱۹۲۶ محفوظ است. اولین بار آرتور اپم پوپ، در سال ۱۹۳۸، تصویر این کاشی را منتشر کرد و ضمن ذکر مشخصات فنی کاشی آن را متعلق به مسجد جامع عباسی اصفهان دانست؛ اما از محل اصیل قرارگیری این کاشی در بنای یادشده خبری نداد. دانشوران پس از او نیز پرسشی از محل اصیل قرارگیری این کاشی مطرح نکردند. پرسش این تحقیق از محل اصیل قرارگیری این کاشی در مسجد جامع عباسی اصفهان است. در این تحقیق با روش سندپژوهی و با ابزار مطالعه میدانی و مطالعه کتابخانه ای و از طریق بررسی دقیق کالبد بنا و نیز جستجو و تحلیل موشکافانه عکس های تاریخی نشان داده اند که محل اصیل قرارگیری این کاشی بدنه جنوب شرقی جلوخان مسجد جامع عباسی بوده است. این تحقیق نشان می دهد که کاشی محفوظ در مؤسسه هنر شیکاگو بین سال های ۱۸۹۷ تا ۱۹۲۵ به صورت منفرد، و در عین سالم بودن همه کاشی های اطرافش، از بدنه جنوب شرقی جلوخان این بنا جدا شده است. سپس پوپ و همراه او، هانری جی پتن، در سفر سال ۱۹۲۵ به ایران، به ظن قوی آن را خریداری و از اصفهان خارج کرده اند. این کاشی پس از بازگشت پوپ و پتن به امریکا در ۱۹۲۶ به ثبت مؤسسه هنر شیکاگو درآمده است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان