موضوع محورى این میزگرد، مسأله توسعه و نسبت آن با اسلام است. شرکتکنندگان در این میزگرد، نسبت عدالت اجتماعى با توسعه را از منظرهاى گوناگون مورد بررسى قرار دادهاند
نویسنده این مقاله معتقد است که جنبش دانشجویى همواره از ویژگى هایى چون تحولخواهى، آرمانگرایى، گذرا و سیال بودن برخوردار بوده است، اما جنبش دانشجویى از جهت تولید تئورى و ایدئولوژى همواره وابسته به جنبش روشنفکرى بود و در واقع نقش واسطه را میان نخبگان و روشنفکران با تودههاى مردم ایفا مىکرده است، البته از نظر سیاسى گاه مستقل و تأثیرگذار بوده است. در دوم خرداد، جنبش دانشجویى بهترین رسانه ارتباطى میان رهبران و استراتژیستهاى دوم خرداد با تودههاى مردم بود.
آقاى ملکیان عقاید دینى را از جمله عقاید تعبدى مىداند که هیچ دلیل قاطعى به سود یا زیان آنها اقامه نشده است. وى شک را جزء مقوم ایمان و لازمه اختیارىبودن آن مىداند و معتقد است که تا یک خلاء معرفتى در کار نباشد، جهش ایمان صورت نمىگیرد. وى کارنامه دین را در آزمون آفاقى ناموفق و در آزمون انفسى موفق ارزیابى مىکند.
در این مقاله نویسنده با اشاره به سه مؤلفه تعقل، آزادى و اصلاحطلبى در تعریف روشنفکرى، نسبت دین با روشنفکرى را مورد بررسى قرار مىدهد و تلاش مىکند تا به نوعى میان روشنفکرى و دیندارى پیوند برقرار نماید.
روشنفکرى، مفهومى است که در مدرنیته ظهور و بروز کرده است و بنابراین در سنجش نسبت میان سنت و مدرنیته، به نسبت میان روشنفکر و سنت نیز برخورد مىکنیم. از نظر آقاى ثقفى، کار اصلى روشنفکر، نقد سنت است و نحلههاى مختلف روشنفکرى را باید از چگونگى نقدى که نسبت به سنت مىکنند شناخت. از نظر وى اینک در وضعیت سنتى نیستیم؛ بلکه در وضع مدرنیته هستیم؛ منتهى برداشتها و رویکردهاى متفاوتى از آن وجود دارد. این را نیز نباید از نظر دور داشت که میان سنت و تجدد یک خط فاصل قاطع وجود ندارد؛ بلکه روشنفکر، جریان سنت را استمرار مىبخشد. جدى گرفتن سنت کار اصلى روشنفکر است و باید دائماً با طرفداران سنت و استدلالهاى آنها مواجه شود و به آنها پاسخ دهد.