آنگاه که انسان بر بال اندیشه می نشیند و با استمداد از خرد، این ارزشمندترین دستمایه حیات و سرمـایه نجـات، در بیکران افق معرفت به پرواز در می آید، عرصه معلومات را یکی پس از دیگری درمی نوردد تا بر مجهولات فایق آید و پیوسته از مشهودات و بدیهیات، اوّلیّات و مشهورات می گذرد تا به عرصه معقولات دست یازد.
در این گفتگو مسائلى به شرح زیر مطرح مى شود: تعریف و ویژگى هاى نظام مردم سالار، تفاسیر مختلف از جمهورى اسلامى و اینکه چالش اصلى میان کدام یک از این تفاسیر است، امکان اصلاح پذیرى جامعه ایران به جهت وجود عوامل لازم، بیان اقسام رابطه میان دین و سیاست و جایگاه نهاد روحانیت در حکومت دینى و تفکیک نهاد دین و نهاد قدرت از یکدیگر و ردّ سکولاریسم در جامعه دیندار و نظر صحیح درباره رابطه دین و سیاست، تشریح سطوح مختلف رابطه نیروهاى دوم خرداد با سایر گروهها.
«چکیده»
این مقاله در صدد تبیین دیدگاه خاص قاضى سعید درباره چگونگى و کیفیت اتصاف واجب تعالى به صفات است از آن جا که توضیح دقیق این مسئله، منوط به تبیین اصول فکرى و مبنایى قاضى سعید است، لذا در ابتدا به این مبانى اشاره شده و سپس چون به نظر نویسنده قول حق در مسئله قول صدرالمتالهین شیرازى است، مقایسهاى اجمالى بین این دو دیدگاه به عمل آمده است .
جنبش دوم خرداد چگونه شکل گرفت؟ نویسنده این جنبش را محصول شکاف میان دولت و ملت مى داند و معتقد است پیروزى انقلاب محصول گفتمان روشنفکرى دینى بود; اما وجود رهبرى کاریزمایى و ساختار توده اى جامعه مانع تحقق قانون اساسى; یعنى آرمان گفتمان روشنفکرى دینى بود و پس از امام نیز توجه به مدل توسعه آمرانه موجب جدایى دولت از ملت و ظهور جنبش اصلاح طلبى دوم خرداد شد.
نویسنده در این مقاله با اشاره به مطالب دکتر سروش در خصوص «ولایت باطنى و ولایت سیاسى» و تفکیک این دو مقوله از یکدیگر، ادله این مطلب را مورد نقد قرار داده است.
اصلاحات دینى و اصلاحات سیاسى و اجتماعى در جامعه ما دچار خلأ نظرى است؛ زیرا اصلاحات دینى نیازمند تبیین نظریهاى در باب روش قرائت متون دینى است و اصلاحات اجتماعى نیازمند یک فلسفه اجتماعى و سیاسى است. متأسفانه در جامعه ما، در اصلاحات دینى و سیاسى، هنوز هیچ سخن و نظریه روشنى در باب روش قرائت متون دینى و فلسفه اجتماعى مدون نشده است. در دنیاى امروز، پیامهاى دینى را (در حوزه دین یا در اصلاحات دینى) نمىتوان صرفاً با آتوریته و صدور یک فتواى تعبدى به مخاطبان ارائه داد. اصلاحات بدون «عقلانیت» ممکن نیست. البته این عقلانیت با عقلانیت خودبنیاد متفاوت است.
اصلاحات، بر خلاف انقلاب و استحاله که قصد براندازى دارند، حل مشکلات و رفع نارسایىهاى یک نظام را با روشهاى قانونى دنبال مىکند. مشخصههاى حرکت اصلاحطلبانه موجود، شعار «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» است. اهداف جنبش دوم خرداد، تثبیت حقوق و آزادىها و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود بود؛ تثبیت اسلامیت و جمهوریت نظام در کنار یکدیگر و امکان حاکمیت توأمان دین و دموکراسى بود.
نویسنده در توجیه سخنرانى پیشین خود مبنى بر اینکه «دین افیون تودههاست»، ابتدا به تفکیک دین از قرائتهاى مختلف از دین پرداخته و اذعان دارد که حقیقت دین، یکى است؛ سپس به دو زوج مفهومى «دین و دولت» و «دین و سیاست» مىپردازد و بررسى رابطه دین و دولت را به معناى بررسى رابطه نهاد دین و نهاد دولت مىداند و بر استقلال نهادهاى دینى از دولت تأکید مىنماید.