در این مقاله یونس امره نخستین شاعر بزرگ ترانه های عارفانه در زبان ترکی ، معرفی می شود و فرازهایی از دیدگاهها و اندیشه های او در خصوص عشق به خداوند ، عشق به فرستاده وی حضرت محمد (ص) و عشق به بندگان و مخلوقات خداوند بررسی می شود .
پست مدرنیسم که چندی است در همه زمینه ها از آن صحبت می شود ، در ادبیات نیز از جایگاه مهمی برخوردار شده است . گرچه پست مدرنیسم به عنوان جنبشی انگلوساکسون شناخته می شود ، اما بسیاری از پیشروان آن ، اندیشمندان فرانسوی همچون میشل فوکو ، ژاک دریدا ، و ژان فرانسوا لیوتار هستند . رمان که نوع ادبی غالب در دو قرن اخیر است ، در ربع آخر قرن بیستم تحت تاثیر پست مدرنیسم دچار تغییرات ساختاری شد و به رمان پست مدرن تبدیل شد . در این مقاله سعی شده است با اشاره به نظریه پست مدرنیسم گذار رمان از سنتی به پست مدرن از طریق جنبش رمان نو نشان داده شود .
متنبی از مشهورترین شاعران عرب است که از سده چهارم هجری به بعد آوازه اش در میان مردم همه گیر شد . وی علم و ادب را در عراق و شام نزد بزرگان آن دیار فرا گرفت و سپس به برخی شهرهای عمده شام رفت و به دربار امیران آن مناطق پیوست و مدحشان گفت ولی از نزد هیچ کدام طرفی نیست تا اینکه در حلب به سیف الدوله می پیوندد که امیری شاعر ، ادیبی شجاع ، ناقدی شعر شناس و کریمی گشاده دست است . متنبی که آرزوهای دست نیافته خود را در این امیر می بیند ، زبان توانمند خود را به مدح وی می گشاید و سیف الدوله با سرازیر کردن دینارهای طلا و با بالا بردن شان و منزلت این شاعر ، او را در جایگاهی قرار می دهد که وی مدتها آرزوی آن را می داشت ...
در طول تاریخ قوم یهود همواره نسبت به دیگر اقوام و ادیان مدعی برگزیدگی بوده است. به همین دلیل، دیانت و قومیت در این دین بر هم انطباق دارد و یهودیت باید همواره در انحصار قوم باقی بماند. نبوت در انحصار یهود است و انبیای غیر اسرائیلی فاقد سلامت هستند. روز جزا روز انتقام از دشمنان یهود است و بنی اسرائیل به مثیاق با یهوه مخصوص شدهاند تا به ارض موعود برسند. حاصل آنکه در تعلیم و تربیت یهود، هدف بر ایجاد هویت قومی متمرکز است و تربیت سیاسی و اجتماعی بر حفظ خود و کسب قدرت پنهان برای تحقق آرمان برگزیدگی استوار است، و مهمتر از همه، چهره مخدوش شخصیتهای الگویی در تعلیم و تربیت یهود است که تلاشی نیز برای توجیه و اصلاح آن توسط علما انجام نمیشود.
موضوع اصلى مقاله آثار منثور ناصرخسرو است که در آن نکاتى پیرامون نسخههاى آنها بیان شده و سپس با استناد به آثار مسلّم و موجود او و منبعى کهن (بیانالادیان)، کتابهاى مفقود ـ امّا مسلّم ـ وى فهرست گردیده است. در ادامه با توجّه به مفهومى مهم در آثار ناصرخسرو (حجّت خلقى ـ برهان آفرینشى) نظرى تازه در باب یکى از این کتابهاى نایافته (لسانالعالم) ارائه شده است. بخش پایانى مقاله به بررسى انتساب خوانالاخوان به ناصرخسرو مىپردازد و وجوهى احتمالى را در این باره مطرح مىکند.
نویسنده، نخست به تعریف انحراف از چهار نظر حقوقى، جامعهشناسى، اخلاقى و دینى پرداخته و آنها را با یکدیگر نسبت سنجى مىکند. آن گاه عوامل پیدایش انحراف را بررسى آن مجموعه نظریات را در سه گروه دسته بندى مىکند: 1- نظریات انسان مرکز، که عوامل انحراف را در خود انسان مىدانند. از این دست نظریات به دیدگاههاى زیست شناختى در باب جرم، نظریه انتخاب آزاد و دیدگاه روانشناختى اشاره کرده است. 2- نظریات محیط مرکز؛ یعنى دیدگاههایى که عوامل انحراف را در بیرون از وجود انسان جست و جو مىکند. از این دست نظریات به نظریه بىهنجارى و تضاد هنجارى مىپردازد. 3- نظریات ترکیبى که هر دو گونه عوامل را - درونى و بیرونى در پیدایش خرافه مؤثر تلقى مىکند. در ادامه به دیدگاه قرآن نسبت به مسأله انحراف پرداخته و با استناد به آیاتى این مطلب را خاطر نشان مىکند که قرآن گرچه معتقد به نظریه ترکیبى است امّا مدل ترکیبى آن با آنچه در جامعهشناسى مطرح است متفاوت مىباشد. نویسنده معتقد است از دیدگاه قرآن به عامل در پیدایش و ظهور پدیدهى انحراف نقش دارند: 1- ساختار وجودى انسان 2- بینش غلط 3- موقعیت بیرونى. آن گاه به مکانیسم و چگونگى تأثیر عوامل پرداخته و به این نتیجه رسیده است که گرچه این عوامل به نوعى ترتیب طولى و خطى دارند امّا به گونه تأثیر متقابل نیز وجود دارد.