مطالعه خوراک در انسان شناسی تاریخچه ای طولانی دارد. انسان شناسی از بدو تولد خود در قرن نوزدهم دامنه گسترده ای از موضوعات را شامل شده است. از اندازه گیری اسکلت و استخوان بندی انسان ها به منظور تعیین میزان جرم زایی آنان گرفته، تا مطالعه و بررسی برده داری. به این معنا در واقع انسان شناسی نه یک رشته خاص بلکه مجموعه ای از رشته های خاص دانشگاهی است. از این رو انسان شناسی خوراک هم مانند سایر زیرشاخه های انسان شناسی موضوعی در خور توجه بوده است و این رشته نیز پا به پای رشته انسان شناسی رشد کرده است. خوراک تنها به عنوان موضوعی که ارزش مطالعه دارد مورد توجه انسان شناسان قرر ندارد بلکه یک واسطه است که دامنه وسیعی از مطالعات فرهنگی را به هم مرتبط می کند.
این پزوهش با رویکرد انسان شناسی به بررسی فرآیند بلوغ در میان دو اجتماع شهر اراک به منظور کشف تاثیر تفاوت های فرهنگی بر فرآیند بلوغ پرداخته است. فرآیند بلوغ توسط پژوهشگران رشته هایی چون روان شناسی، روان پزشکی، زیست شناسی و مردم شناسی مورد بررسی قرار گرفته است که در آن احساسات همراه مرحله بلوغ مانند اضطراب، ترس و ... و شیوه برخورد فرهنگ فرد با مسئله ارتباط پیدا می کند. اما در مقابل این دیدگاه نظریه جبرگرایی زیستی قرار دارد که منشا احساسات همراه بلوغ را ناشی از فعل و انفعالات شیمیایی خاص این مرحله می داند...
"دو منطقه اصلی فرهنگی با امکان تقسیم به مناطق کوچک تر در نواحی شمال شرقی و جنوبی ایران وجود دارند که بقایای یکی از قدیمی ترین سازمان های دولتی و شهری در ایران شرقی را در محوطه هایی با 10 تا 12 هکتار وسعت و جمعیتی برابر با 2000 تا 3000 نفر در خود جای داده اند.
یکی از مناطق وسیع فرهنگی شرق ایران دشت سیستان و حوضه رودخانه هیرمند است. مراکز اصلی این منطقه شهر سوخته در سیستان ایرانی و موندیگاک در کنار رودخانه ارغنداب بوده است. در کلیه این نقاط و طی نیمه اول هزاره سوم پ.م. تثبیت شکل های دولتی دقیقی در ترکیب جوامع دیده می شوند.
در حالی که پیدایش اشیای دوران آغاز ایلامی در محوطه هایی چون سیلک و تپه یحیی نشان از تحول رشد فرهنگ محلی بوده، در گروه دیگری از محوطه ها، مانند شهر سوخته و تپه حصار، فرهنگ محلی نفوذ خود را همچنان حفظ کرده است. این وضعیت بیشتر در نقاطی مانند منطقه هیرمند و یا مناطق کوه پایه ای شرقی البرز که دارای جمعیت بیشتری بوده اند مشاهده می شود.
شهرهای فلات ایران نیز مانند شهرهای میان رودانی معمولا دارای معابد و ساختمان های بزرگ و زیبایی بوده اند. کاوش های اخیر نشان داده اند که پرستش گاه ها در ایران نیز چون میان رودان در روی مصطبه ها و با خشت در روی خرابه های قدیمی ساخته می شده اند که بقایای آن ها را در زیر ساختمان های جدیدتر می توان دید. در حالی که بناهای زیگورات مانند در ایران به صورت گسترده دیده نمی شود، معابد پیدا شده در آلتین تپه، ترنگ تپه و موندیگاک را می توان جزو این گروه از بناهای دنیای ایرانی محسوب کرد که همگی مربوط به نیمه دوم هزاره چهارم و یا نیمه اول هزاره سوم پ.م. یعنی زمانی که نخستین شهرها در استپ های هیرمند و قره قوم در حال شکل گیری بوده اند، می باشند."
نویسنده پس از بیان تفاوت دیدگاهها، راجع به مفهوم تأویل، به بررسى معناى آن از دیدگاه قرآن پرداخته در این راستا آیاتى را که واژه تأویل در آن به کار رفته یک به یک مورد بحث قرار داده است و از مجموعه بررسىها به این نتیجه مىرسد که دیدگاه علامه طباطبایى راجع به تأویل با مدلول آیات قرآن سازگارتر از سایر نظریات است. بنابراین تأویل عبارت است از آن حقیقتی حقیقتى که مرجع و اصل شىء است و نسبش با آن نسبت طولی قوس صعودى یا نزولی است. در پایان به نقد استاد معرفت بر نظریه علامه طباطبایى راجع به تأویل پرداخته و از آن پاسخ داده است.
نویسنده، پس از بیان رویکردهاى گوناگون قرآن پژوهان غیر مسلمان نسبت به قرآن با عناوین: رویکرد تاریخى، زبان شناسانه، متنى، معنایى یا معنى شناسانه و اسطورهاى، به معرفى ایزوتسو به عنوان قرآن پژوهى که با رویکرد زبانشناختى به مطالعه قرآن روى آورده پرداخته است. زندگى، مسافرتهاى علمى، عضویت در مجامع علمى، آثار و تألیفات ایزوتسو، عناوینى است که در این مقاله مطرح شده است. در پایان نویسنده به توضیح نوع کار ایزوتسو راجع به قرآن و منابع فکرى وى و فشرده دیدگاه او نسبت به نظاممندى مفاهیم قرآن مىپردازد.