مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۹۳٬۱۴۱ تا ۳۹۳٬۱۶۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
بررسی نقش سیستم مدیریت 6 سیگمای ناب در رضایتمندی مشتریان در صنعت بیمه
رابطه نرخ بیمه حمل و نقل دریایی با ابعاد امنیتی در خلیج فارس
قدرت طبیعت
حوزههای تخصصی:
چرا فرآیند رشد در کشور ایران ، مستلزم نگاهی ورای منابع انرژی کشور می باشد
حوزههای تخصصی:
کلاهبرداری بیمه ای : مفاهیم و چالش ها
چگونگی حذف غرر ، میسر و ربا در قراردادهای تکافل
بانک بیمه : روندهای رو به تکوین ، چالش ها و فرصت ها
Self Help Groups in the Developing Countries: A Sociological Perspective(گروه های خوداتکا در کشورههای در حال توسعه :رویکردی جامعه شناختی)
اجرای علنی حدود و مجازات ها از منظر عقل و نقل
حوزههای تخصصی:
حوزه فقه سیاسی و مرتبط: قاعده مقابله به مثل و اقدامات تلافی جویانه از منظر فقه شیعه و حقوق بین الملل
حوزه فقه جزاء: اشتراط تعدد مجالس اقرار در اثبات جرائم جنسی موجب حد
حوزههای تخصصی:
آزارکودکان؛ علل و پیامدها - با تاکید برآزارخانوادگی
منبع:
فقه و حقوق ۱۳۸۶ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و کودک، نوجوان و جوان
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و خانواده
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه فقه زن و خانواده فقه خانواده کودک و جوان
یکی از معضلات اجتماعی که در حال حاضر مورد توجه بسیاری از محافل علمی و دستاندرکاران دستگاه عدالت کیفری است، پدیدة آزار کودکان میباشد. گرچه این موضوع امری جدید نیست، اما در طی سالهای گذشته چنان مورد توجه واقع شده است که گویا معضلی منحصر به زمان حال است. در میان بررسیهای انجام شده در این زمینه، توجه خاصی به علل و پیامدهای آزار کودکان به منظور پیشگیری و نیز اجتناب از آن صورت گرفته است. در این مقاله، سعی بر آن است که تا در حد وسع علل و پیامدهای آزار کودکان مورد بررسی قرار گیرد.
آسیب شناسی انسجام اسلامی در جهان اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
کوثر معارف ۱۳۸۶ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
خدا: محرّک نامتحرک(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
: جریان آب در رودخانه, پیدایش شب و روز, تغییر فصول, گردش کرات و اجرام آسمانى و… همگى پدیده هاى متغیر و محسوسى هستند که از دیرباز ذهن فیلسوفان و دانشمندان را به خود مشغول داشته اند.
ارسطو تعریف متفکران پیش از خود از حرکت را به خروج تدریجى قوّه از فعل, نقد و آن را به (کمال شىء بالقوّه از آن حیث که بالقوّه است) تعریف کرد. وى در نظام فلسفى خود, براى تبیین حرکات طبیعى با توسل به امتناع تسلسل محرک ها, ناگریز به محرکى ازلى و غیر مادى قائل مى شد: محرک نامتحرک. محرک اول, غایت نهایى همه اشیاى متحرک است و افلاک آسمانى از سر شوق و براى تشبّه به او به حرکت در مى آیند; زیرا او خیر و زیبایى محض است. در سده هاى میانه, آکوئیناس این استدلال را به نحوى سازگار با تعالیم مسیحى, در اثبات بارى تعالى بازسازى کرد. اغلب فیلسوفان مسلمان نیز به برهان محرک اول اشاره کردند, اما براهین امکان و وجوب و برهان صدیقین را محکم تر و شریف تر از آن یافتند. دست کم, از دو جهت در مفهوم محرّک نامتحرک یا خداى ارسطو, مناقشه شده است:
الف) فروپاشى نظام کیهانى بطلیموسى در اثر کشفیات علمى در دوره رنسانس و عصر جدید و نیز تردید در صحت ادلّه امتناع تسلسل که برخى ریاضى دانان مطرح کرده اند.
ب) ناهم خوانى با خداى ادیان: به این معنا که محرک اول نه خالق عالم است و نه ارتباطى با آن و انسان دارد, بر خلاف خداى ادیان که گرچه به معنایى غایت است, خالق هم هست و به آدمى و سرنوشت او توجّه داشته و با او رابطه اى نزدیک و شفقت آمیز دارد.
ترجمه: 17 نکته کلیدی برای طراحان نظام های انتخاباتی
منبع:
سیاست داخلی ۱۳۸۶ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
خلود نفس بدون بدن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله کوشش مى شود پس از به میان آوردن بحث از اصلى ترین مسائل در باب جاودانگى و بقاء زندگى انسان پس از مرگ, یکى از کهن ترین نظریه هاى جاودانگى و بقاء, یعنى خلود و زندگى نفس بدون بدن, در فلسفه و الاهیات اسلامى و مسیحى شرح و تبیین شود. این نظریه در فلسفه و الاهیات, صورت هاى مختلفى را پذیرفته است.
آیا انسان پیش از زندگى این جهانى, اساساً زندگى نفسانى بدون بدن را تجربه کرده است یا نه؟ گذشته از چگونگى پاسخ به این پرسش, آیا آدمى پس از زندگى این جهانى, زندگى نفسانى بودن بدن را نیز تجربه خواهد کرد؟ کسانى که به این پرسش پاسخ مثبت مى دهند دو دوسته اند: دسته اول, زندگى نفسانى بدون بدن پس از این جهان را ابدى و دائمى مى دانند, به گونه اى که نفس و بدن دیگر با هم همسایه و هم نشین نخواهند شد و نفس دیگر چنین لباسى را در بر نخواهد کرد, اما دسته دیگر این مفارقت و جدایى را موقّتى دانسته و معتقدند که بار دیگر نفس و بدن, اما این بار به طور ابدى, با هم مقرون گشته و دیگر جدایى از یک دیگر را نخواهند دید. آنها که به پرسش پیش گفته پاسخ منفى داده اند مصاحبت نفس و بدن را قوى تر از آن مى دانند که یکى بدون دیگرى امکان بقاء داشته باشد, از این رو معتقدند که نفس, هیچ گاه طعم جدایى از بدن را نخواهد چشید; این دو با هم آمده اند, با هم خاموش مى شوند و سرانجام بار دیگر با یک دیگر به زندگى ابدى دست خواهند یافت.







