در این مقاله به نحوه نگرش دستور زایشی و همچنین برخی دستورهای منشعب از دستور زایشی به واژه و مدخلهای واژگانی، از آغاز شکل گیری تا دهه نود میلادی، پرداخته شده است. دستور زایشی بیشتر به یک نظریه نحو- محور معروف است و ممکن است سایر جنبه های زبانی که در این نظریه مورد توجه قرار گرفته اند از دیده ها مخفی مانده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. این مقاله نشان می دهد که اهمیت واژه و مدخلهای واژگانی در نظریه زایشی همپای دیگر نظریه ها از دهه پنجاه میلادی تا اواخر دهه نود به مرور رو به ازدیاد بوده است. شاید بتوان ادعا کرد که در حال حاضر اطلاعاتی که در صورتهای متاخرتر نظریه زایشی و برخی رویکردهای منشعب از آن در مدخلهای واژگانی ارائه می شود کاملترین اطلاعاتی است که می توان در مدخلهای واژگانی لحاظ کرد. در ادامه مقاله با بررسی یک مدخل واژگانی در سه فرهنگ لغت دو زبانه انگلیسی - فارسی نشان داده شده که در این فرهنگها اطلاعات متفاوتی، چه به لحاظ کمیت و چه کیفیت، در مدخلهای واژگانی ارائه شده که در عین حال حتی در کاملترین فرهنگ نیز این میزان اطلاعات کمتر از اطلاعاتی است که در صورتهای متاخرتر دستور زایشی و برخی رویکردهای منشعب از آن برای مدخلهای واژگانی در نظر گرفته شده است. نتیجه آنکه: باوجودآن که به دلیل محدودیت فضای فرهنگهای غیر الکترونیکی و فراوانی و حجم زیاد مدخلهای واژگانی در نظریه های یاد شده، ممکن است امکان ارائه مدخلهای واژگانی به صورتی که در این نظریه ها آمده وجود نداشته باشد اما این بدان معنا نیست که با الهام از این نظریه ها نمی توان به غنای مدخلهای واژگانی در فرهنگهای لغت افزود. بنابراین راه گرچه دشوار اما پیمودنی است.
تعاملات اجتماعی مستلزم درک انسانها از حالات ذهنی (نیت، تمایل و باور) یکدیگر است. توانایی نسبت دادن حالات ذهنی به رفتار مشاهده شده، توانایی «تئوری ذهن» خوانده می شود که باعث فهم و پیش بینی رفتار در یک تعامل اجتماعی می گردد. در ادامه مباحث مربوط به چگونگی رابطه تفکر و زبان، موضوع چگونگی تحولات تئوری ذهن، و نیز نقشی که زبان در این تحولات ایفا می کند مورد توجه پژوهشگران در روانشناسی تحولی بوده است. در ارتباط با چگونگی تعامل تئوری ذهن و زبان، دیدگاههای مختلفی مطرح گردیده است. بعضی از پژوهشگران در توضیح رابطه زبان و تئوری ذهن، نگرانیهای روش شناختی دارند. این پژوهشگران استدلال می کنند تواناییهای زبانی، در عملکرد کودکان در تکالیف باور کاذب اثر می گذارد. به اعتقاد آنها در بررسی سطح تحول یافتگی استدلال تئوری ذهن، توجه به تواناییهای زبانی کودک ضروری است. گروهی دیگر از پژوهشگران، بر نقش علی زبان در تحول توانایی تئوری ذهن تآکید دارند. در این چارچوب، هرکدام از جنبه های معنایی، نحوی و مکالمه ای مورد بحث قرار می گیرند که چگونه با توانایی تئوری ذهن ارتباط دارند. در این مقاله، تئوریها و پژوهشهایی که به تبیین چگونگی تعاملات تواناییهای زبانی و استدلال تئوری ذهن می پردازند مورد بحث قرار گرفته است.
روشـنـفـکـرى دیـنـى مـعـاصـر بـویژه در حال حاضر، یکى از پدیده هاى منحصر به فرد اجتماعى است که توجه اکثر متفکران سیاسى را به خود جلب کرده است . جریان روشنفکرى دینى یک گفتمان یکپارچه و هماهنگ و یکدست نیست بلکه داراى شقوق و سطوح مختلفى است . نـحـوه برخورد با این شقوق و سطوح متفاوت و نیز شناخت تفاوتهاى رفتارى آن از مهم تـریـن مسائل در پدیده روشنفکرى است . عمده جریانات روشنفکرى دینى در کشور ما تحت تـاءثـیـر فـرهـنـگ سـکـولار غـرب اسـت . ایـن مقاله بر آن است بویژه با بهره گیرى از دیـدگـاه شـهـیـد مـطـهـرى ضمن نقد مبانى فکرى روشنفکران ، الگوى شناختى و رفتارى مناسب از یک روشنفکر دینى ارائه نماید تا در رویارویى با تفکرات التقاطى ، اندیشه هاى ناب دینى را برجسته سازد.
طـرح مـوضـوع ((خطر ناتوى فرهنگى )) در سخنان رهبر معظم انقلاب در سفر به استان سـمـنـان ، و در پـى سـخـنان صدراعظم آلمان در این رابطه ، هشدارى است در زمینه تغییر اسـتـراتـژى مـهم استکبار جهانى به سرکردگى آمریکا در تغییر عملکرد ناتو از نظامى بـه فـرهـنـگـى در تـقـابـل بـا خـیـزش و حـرکـت بـالنده اسلامى و دین گرایى در منطقه خـاورمـیـانـه ؛ تهدیدى که به مراتب گسترده تر و خطرناک تر از کارکرد نظامى است و قلمرو آن مجموعه جغرافیایى جهان اسلام مى باشد. حـسـاسیت موضوع و عمق و گستره آن ایجاب مى کند ابعاد ناتوى فرهنگى و تفاوت آن با کـارکـرد نـظـامـى و رسـالت جـمـهـورى اسـلامـى و دسـتـگـاه هـاى مـسـئول در تـقابل با این حرکت ، مورد واکاوى و بررسى قرار گیرد. مقاله پیش رو در حد مـقـدورات عـهـده دار بـررسـى و ارزیـابى این موضوع مى باشد، امید است بتواند برخى زوایاى این حرکت را بازگوید.
تغییرات اقلیمی یکی از مجموعه مباحث جدید است که در محافل مختلف علمی مورد بحث می باشد. بی شک مجموعهای از عوامل مختلف به طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث تغییراتی اساسی در روند طبیعی اقلیم می شوند. با یک دید کلی می توان این عوامل را به عوامل طبیعی و انسانی تقسیم کرد که هر کدام از آنها در مقیاس های زمانی و مکانی متفاوتی عمل می کنند. به نظر می رسد که عوامل انسانی امروزه بیشتر مورد توجه باشند. اکثر دانشمندان علوم جوی معتقدند که چون نمی توان تا حدود زیادی با عوامل طبیعی تغییر اقلیم مقابله کرد، به ناچار باید با عوامل انسانی که باعث تغییر اقلیم و پیامدهای آن می شود تا حد امکان مقابله کرد و در این راه به تقسیم بندی عوامل تغییر اقلیم پرداخته اند تا با آگاهی کامل راههای پیشگیری و مقابله با آنها را دنبال کنند. بنابراین در یک جمع بندی عـواملی را که باعـث تغییر اقـلیم مـی شـوند می توان در سـه دسته تقـسیم بندی کرد: دسـتـه اول عوامل زمینی (پدیده هـای رخ دهنده در درون زمیـن یا سطح زمیـن، تغییرات مقدار نمک آب اقیانوس ها، تغییرات اتـمسفری)، دستـه دوم عوامل کیهانی (تغییر مدار زمیـن، جذب انرژی به وسیله ذرات و غبارهای کیـهانی و سـرانجام تغییرات ابتدایی انرژی تابشی خورشید) و فعالیت های انسانی نیز به عنوان عامل سوم این تغییرات شناخته شدهاند. تغییرات اقـلیمی تحت عوامل زمینی و کیـهانی در مـقیاس های زمانی بلند مدت اتفاق می افـتد، در حالی که تغییرات اقـلیمی ناشی از فعالیت های انسانی در مقایسه با دو عامل قبلی در مقیاس های زمانی کوتاه مدتی رخ می دهند. به طور کلی عامل اول و دوم را می تـوان به عـنوان عـوامـل طبیعی تغییر اقـلیم در نظر گرفت که انسان نمی تواند دخـالتی در آنها داشته باشد و امروزه هـنگامی که بحث تغییر اقـلیم مطرح می شـود، تغییر خود به خودی اقـلیم (تغییرات متاثر از عامل اول و دوم) مد نظر نمی باشد، بلکه نقش انسان و انجام فعالیتهایی کـه موجب این تغییـرات می شود، مد نظر میباشد. شدت تغیـیـرات اقلیمی در چند سال اخیر به خاطر فعالیت های صنعتی و آلوده کـننـده انسانـی روند افزایشی بیشتری یافته، بـه طوری کـه میزان غلظت مواد سمی و دی اکسیدکربن در جو به حد بحرانی رسیده وآلودگیهای حرارتی، تغییرات زیـادی را در آلبدوی سـطوح مختلف و ترکیبات اقیانوسها ودریاها به وجود آورده است. چـنین مسائـلی می توانند یک سری مشـکـلات جدی برای انسان و محیـط زیست او و نیز ذخایر غذاییش به وجود آورند. در مقاله حاضر به بحث پیرامون این مطالب پرداخته شده است.
هدف اصلی این پژوهش، ساخت و بررسی پایایی و اعتبار مقیاس کمال گرایی چند بعدی تهران بود. پانصد دانشجوی دانشگاه تهران (300 دختر، 200 پسر) با اجرای مقیاس کمالگرایـی چند بـعدی تـهران، مقیاس مشکلات بین شـخصـی، مقیاس سلامت روانـی، و زیـر مقیاسهای نوروزگرایی و برونگرایـی از مقیاس شخصیتی NEOPI-R در این پژوهش شرکت کردند. پایایی بازآزمایی و همسانی درونـی مقیـاس کـمالگرایـی چـند بعدی تـهران در حد رضایتبخش، مورد تـأیید قرار گـرفتند. اعتـبار محتوایـی مقیاس کمالگرایـی چند بعدی تهران بر اساس داوری ده نفر از متخصصان روانشناسی، بررسی شد و ضرایب توافق کندال برای ابعاد کمالگرایـی خود مدار، کمالگرایی دیگر مدار، و کمالگرایـی جـامعهمدار مـورد تـأیید قرار گـرفت. اعتبار همزمان مقیاس کمالگرایـی چند بـعدی تـهران از طریـق اجـرای همزمان مقیـاس مشکلات بین شـخصـی، مقـیاس سلامت روانـی، و زیر مقیاسهای نـوروزگرایـی و بـرونگرایـی از مقـیـاس شـخصیتـی NEOPI-R در مورد آزمودنـیها مـحاسبه شد. ضرایـب هـمبستگـی میـانگین نـمره های آزمودنـی ها در زیـر مقیـاسهای کـمالگرایـی خود مدار، کمالگرایـی دیـگر مدار، و کمالگرایـی جامعه مدار با زیر مقیاسهای مشکلات بین شخصـی، بهزیستـی روانشناختـی، درماندگـی روانشناختـی، نـوروزگرایـی و برونگرایـی معنـادار بـودند. طبق این نتایج، مقیاس کمالگرایی چند بعدی تهران از اعتبار کافی برخوردار است.
"هدف: این مطالعه با هدف تهیه آزمون هجی کردن و تعیین روایی و اعتبار آن در پایه اول ابتدایی به منظور بررسی تأثیر طول کلمه بر خطاهای هجی کردن انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی و از نوع ابزار سازی و اعتبارسنجی می باشد. جمعیت مورد مطالعه دانش آموزان کلاس اول ابتدایی (یک کلاس از مدرسه دخترانه و یک کلاس از مدرسه پسرانه) از منطقه 8 آموزش و پرورش شهر تهران می باشند که به صورت آسان و غیر تصادفی انتخاب شدند. ابتدا کلمات کتاب «بنویسیم» پایه اول ابتدایی بر اساس طول کلمه (ساختار هجایی) مورد بررسی قرارگرفت. سپس از میان 494 کلمه موجود در کتاب فارسی، 241 کلمه که حاوی تمام ساختارهای هجایی بودند، برای انتخاب به صاحب نظران داده شد. بر اساس نظر آنان از میان 241 کلمه، 40 کلمه انتخاب گردید. این کلمات توسط دو آزمونگر در طی دو مرحله به تفکیک به دانش آموزان پایه اول ابتدایی به صورت دیکته گفته شد و خطاهای دیکته تعیین و با استفاده از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تی زوجی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان می دهد که ضریب همبستگی بین اجراهای متوالی بالا است. همچنین مقایسه میانگین تعداد خطاها در نوبت های مختلف اجرا نشان می دهد که در پسران اختلاف میانگین از نظر آماری معنی دار نیست (مقدار p به ترتیب در دو مرحله اجرا توسط آزمونگر اول و دوم عبارت است از: 33/0 = P و 56/0 = P)، اما در دختران بین میانگین تعدادخطاهای مرحله اول و دوم از نظر آماری اختلاف وجود دارد (مقدار p به ترتیب در دو مرحله اجرا توسط آزمونگر اول و دوم عبارت است از: 002/0 P و 1= P).
نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد آزمون مورد نظر از روایی و اعتبار بالایی برخوردار است و می توان از آن در پژوهشهای مورد نظر و بررسی ارتباط ساختار هجایی کلمه و خطاهای هجی کردن استفاده نمود.
"