در سال های اخیر، طبقه بندی جریانات سیاسی برای ترسیم چگونگی آرایش سیاسی جامعه، در محافل سیاسی و مطبوعاتی مرسوم شده است که همین جدول بندی ها و ترسیم ها مقدمه ای برای مطالعات بنیادین و پژوهش های تفصیلی هستند. از سوی دیگر عموم مردم و به ویژه اهل مطالعه و نظر نیز از به دست آوردن نمایی منظم شده و تحلیلی کلی از اوضاع و احوال سیاست داخلی استقبال، و نسبت به آن احساس نیاز می کنند؛ ازهمین رو مقاله ذیل را که حاصل جلسات مباحثه سیاسی در یکی از مؤسسات مستقل پژوهشی است و پس از مروری بر گذشته، جدولی طبقه بندی شده از وضعیت جریانات سیاسی موجود کشور ارائه داده است تقدیم حضور شما خواننده محترم می گردد.
شاید بتوان گفت که برای محققان، مدیران و علاقه مندان به نظام و انقلاب اسلامی موضوعی مهم تر و در عین حال حساس تر از جریان شناسی گذشته، حال و آینده جامعه اسلامی ایران نباشد. آنچه مقام معظم رهبری(ره) باعنوان «عبرت های عاشورا» در مقاطع مختلف تبیین و توصیه کرده است، به همین ضرورت و حساسیت اشاره می کند که سلامت و بقای هر نهضت اصیل دینی را تضمین می نماید.با شناخت و تحلیل درست و منصفانه جریان های سیاسی ــ اعتقادی جامعه است که می توان هوشیاری و پایداری کسب نمود و راه به منزل مقصود برد و امیدوار بود که کوشش ها و ایثارگری های ارزشمند مردم و رهبران دلسوز انقلاب به ثمر نشیند، دیو نومیدی، پلیدی، تفرقه، تنگ نظری و ساده لوحی از چاه غفلت و جهل برنیاید و داستان عشق قهرمانان پایمردی و جوانمردی را تلخ نکند.بر این اساس گفت وگویی شفاف و صمیمانه با یکی از چهره های علمی و عملی این عرصه انجام داده ایم که ضمن حضور در میدان مبارزه، تلاش و مجاهده در عرصه های مختلف پایداری و پویایی انقلاب اسلامی، به شناخت، تحلیل، تحقیق و نگارش در حوزه سیاست و فرهنگ انقلاب اسلامی نیز با جد و جهد تمام همت گمارده است. دکتر علی دارابی بیش از ده کتاب در حوزه های گوناگون مرتبط با انقلاب اسلامی نگاشته و یا در دست انتشار دارد که از میان آنها می توان به کتاب های «جریان شناسی سیاسی در جمهوری اسلامی»، «سیاستمداران اهل فیضیه»، «انتخاب هشتم»، «گفتمان پاسخگویی»، «روی خط اندیشه»، «کارگزاران سازندگی؛ از فراز تا فرود»، «گفتار پیرامون انقلاب اسلامی»، اشاره کرد. علاوه بر این کتاب ها ایشان مقالات گوناگونی نیز نگاشته اند.وی از بنیان گذاران و مدیران ارشد جهاد سازندگی و شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و جزء مدیران برتر کشور بوده و هم اکنون در سِمَت قائم مقام رسانه ملی، همچنان در سنگر مبارزه است.
می توان تمامی فراز و فرودهای این سی ساله را در نگرشی کلی نموداری رو به رشد دید که اگرچه ریزش هایی داشته است، رویش های آن به قدری شکوفا، تناور و پربار است که می توان همه مراحل این انقلاب را مثبت و تکاملی دانست؛ از سختی های سال های اولیه انقلاب و محنت های دوران جنگ گرفته تا کم و کاستی های عصر سازندگی و اصلاحات و فشارهایی که هم اکنون بر مردم ایران انقلابی از سوی دشمنان وارد می شود. به هرحال هرچه بود گذشت و اکنون انقلاب اسلامی سرافراز است و خواهد بود
در شماره قبل قسمتی از نقد کتاب «پاسخ به تاریخ» محمدرضا، شاه مخلوع را تقدیم حضورتان کردیم، در این شماره دومین قسمت از آن را مطالعه خواهید کرد و گوشه هایی از اشتباه ها و ایرادهای آن را خواهید دانست.در این قسمت بخش های سوم و چهارم کتاب فوق نقد شده که به ترتیب مسائل گوناگون داخلی و سیاست های رژیم شاه و سپس مباحث مربوط به شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی را در برگرفته است.
هم زمان با دوره ای که حکومت مستقل و ملی در ایران توسط صفویان به وجود آمد و ایران از نظام سیاسی خلافت استقلال یافت، اقوام پراکنده شمال دریای خزر و سیبری نیز با محوریت قوم روس توانستند حکومتی مقتدر و مرکزی به وجود آورند که روسیه نامیده شد. طبیعی بود که این دو حکومت نوبنیاد نمی توانستند نسبت به یکدیگر بی تفاوت بمانند و پس از دوره ای روابط تجاری و فرهنگی غیررسمی، به مبادله سفیر و برقراری روابط دیپلماتیک رسمی با یکدیگر روی آوردند. در حال حاضر حدود چهار قرن است ایران و روسیه در خاک یکدیگر کنسولگری و سفارتخانه دارند. اما تحولات تاریخی، روابط ایران و روسیه را در افت و خیزهای ملایم و گاه ناملایمی انداخت و در دوره ای بزرگ ترین جنگ ها و دشواری ها را به میان آورد.دانستن زمینه ها، علل و نتایج رویدادهای دیپلماتیک میان ایران و روسیه از ابتدا تا هم اکنون، چیزی نیست که به راحتی به دست آید و خواننده و نگارنده تاریخ باید سال ها عمر صرف کند تا به چنین احاطه ای دست یابد، اما ضرورت این دانستن برای استقلال، امنیت و پیشرفت کشورمان به قدری زیاد است که ارزنده و بجا خواهد بود مؤسسات و زبدگان عرصه تاریخ نگاری ایران آن را در اولویت های اولیه قرار دهند. دکتر داوود کیانی از استادان و محققان جوان و پرکاری است که به این اهمیت پی برده و آن را در پژوهش های تاریخی در اولویت قرار داده است. او، با تحقیقات و تالیفات بسیار و سوابق مدیریت پژوهشی، هم اکنون معاون سردبیر فصلنامه ایراس و دبیر سایت خبری ــ تحلیلی این مؤسسه، عضو شورای علمی «مؤسسه مطالعات روسیه، آسیای میانه و قفقاز»، عضو انجمن دوستی ایران و روسیه، و مدرس دانشگاه است.
شاید بتوان گفت که سنگ بنای ادبیات مقاومت در شعر معاصر ایران در خلال جنگ های ایران و روس گذاشته شد. شعر ایران، که در دوران قاجاریه به ابتذال و تقلید کشیده شده بود، با پیش آمدن شرایط مقاومت و مبارزه و بروز جنگاوری ها و سلحشوری های مردم ایران در مقابل روسیه رمقی تازه یافت که تحولات بعدی ادبیات مانند پیدایش ادبیات آزادی خواهانه عصر مشروطیت و به دنبال آن تجدد دبی ایران معاصر از نتایج آن به شمار می رود. شاعران بلندمرتبه ای مانند قائم مقام فراهانی، فضل الله خاوری شیرازی، مجمر اصفهانی، و مرحوم صاحب دیوان با پدیداوردن ادبیات پایداری در این دوره خدمت بزرگی، هم به جامعه و سیاست و هم به فرهنگ و ادبیات ایران زمین، کردند. در مقاله زیر این موضوع براساس اشعار قائم مقام مرور شده است.
سرزمین ایران که پل پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم شده و به ویژه روسیه شوروی را از شکست در مقابل ارتش هیتلر نجات داده بود، پس از پایان جنگ نه تنها سهمی از پیروزی متفقین نصیبش نشد، بلکه آثار و پیامدهای حضور اشغالگران تا سال ها بعد همچنان ادامه داشت. از جمله اینکه شوروی ها گویی در خاک ایران لنگر انداخته بودند و حاضر نمی شدند با دست خالی و بدون گرفتن امتیازاتی مانند نفت شمال یا خودمختاری آذربایجان، این سرزمین را ترک کنند. ماجرای تخلیه ایران از قوای روسیه با مسائل داخلی و خارجی دیگری هم پیوند خورد که یکی از آنها نخست وزیر شدن قوام السلطنه بود. روس ها نخست وزیری او را پیش شرط هرگونه مذاکره برای تخلیه ایران قرار دادند، اما سرانجام از این سیاستمدار کهنه کار ایرانی رودست خوردند و با دست خالیایران را تخلیه کردند. در مقاله زیر این ماجرای پرفراز و نشیب مرور شده است.
هرچند تنوع قومی و فرهنگی برای کشوری مانند ایران می تواند فرصت های مناسبی برای توسعه کشور فراهم کند، درعین حال می تواند یکی از بسترهای مهم ناامنی و تهدیدات امنیتی به شمار رود؛ به ویژه اینکه جغرافیای سیاسی قومیت های ایرانی مانند مرزنشینی اکثر اقلیت های نژادی و مذهبی، و شکاف های فرهنگی میان آنها می تواند سبب طمع ورزی و تحریک کشورهای استعمارگر و حضور فتنه انگیز بیگانگان در آشوب های قومی و اختلافات مذهبی و... شود.در مقاله زیر، ضمن آشنایی دقیق با ژئوپلیتیک اقوام ایرانی، فرصت ها و تهدیدهای موجود در این زمینه برای کشور نیز بررسی شده است.
اگر در بعضی از کشورها، مدرنیته در حاشیه سنت قرار گرفت و کارویژه خود را محقق نمود و در بعضی دیگر، مدرنیته اصل و سنت در حاشیه جای گرفت تا کارویژه خود را داشته باشد، در ایران وضعیت ورود و جای گرفتن مدرنیته حکایت دیگری داشت سوای این دو حکایت.در 150 سال اخیر، که حضور مدرنیسم و دایه های آن در سرزمین ایران روزبه روز جدی تر می شد، سنت و مدرنیسم هرکدام به قصد تصرف جوهری در یکدیگر قامت افراشتند و هیچ کدام نمی پذیرفتند که در حاشیه بمانند، بلکه می خواستند متن اصلی حیات سیاسی و فکری ایران باشند. این مجادله عمیق و بنیادین، که گویی تا هم اکنون هم ادامه یافته، بر هویت ملی و قومی ایرانیان تاثیر بسزایی بر جای گذاشته که موضوع مطالعاتی بسیار پراهمیتی را در قوم شناسی ایران به وجود آورده است. در این مقاله ابعادی از این موضوع را مطالعه خواهید فرمود.
یکی از وجوه مهم مطالعاتی در حوزه انقلاب اسلامی و سیره امام خمینی(ره) قدرت شگفت انگیز پدیدآوردن انسجام قوی و ایجاد هم گرایی بین قشرها و اقوام و گروه های مختلف مردم ایران است. برای تعمق در این پدیده کم نظیر تاریخی باید به ویژگی های فقهی و سیاسی رهبری امام(ره) توجه کافی شود و جایگاه مصلحت عمومی، مشارکت عمومی، وظایف و خدمت گزاری عمومی، اصل عدالت اجتماعی، حاکمیت قانون، مردمی بودن و... در اندیشه و سیره ایشان بررسی گردد. در مقاله زیر پژوهش دراین باره مدنظر قرار گرفته است.
اگر بدانیم که عمده شکنندگی های اقتصاد ما در این صدسال نفتی از همین نفت بوده و بسیاری از بارهای گران را همین ماده بر دوش تاریخ معاصر ما گذاشته است دیگر با اشتیاق و علاقه به چاه های نفتی خود خیره نمی شویم. این چاه های بزرگ آنقدر از خون اقتصاد، فرهنگ و دانش ما می مکند تا به بزرگی تاریخ ما شوند و دیگر چیزی به جز نفت جلوی چشمان ما نباشد. ما نمی دانیم وقتی شمشیر نفت ساخته می شد چه کسی دسته آن را گرفت و لبه تیز آن را به دست ما داد که این چنین از دست های تهی ما خون نفتی می چکد. در نوشتار زیر بر زخم ها و مرحم های نفتی تامل شده است که امید می رود مورد توجه و استفاده شما خواننده ارجمند قرار گیرد.
در چه اشتباه بزرگی به سر میبرند کسانی که گمان میکنند تا به شرایط توسعهیافتگی دست نیابیم و از چاله چولههای سیاست و اقتصاد بیرون نرویم، نمیتوانیم به حوزه گفتمان هویت وارد شویم! البته که برای خود دلایل عرفپسندی هم میآورند، امّا ثمره سالها تلاش و پژوهش علمی نشان میدهد که تشکیل گفتمان هویتی غالب و براساس نیازهای واقعی و زمینههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، مهمترین پیشنیاز توسعهیافتگی محسوب میشود.
اینکه هویت ملّی ما ایرانیان چگونه میتواند ما را به شاهراه توسعه ببرد، و مدیریت سیاسی چه جایگاهی در ساماندهی این گفتمان هویتی دارد، در مقاله زیر بررسی شده است
نان، آرمان ها و حقوقشان از جمله موضوعاتی است که در سال های اخیر بسیار مورد توجه و تحقیق قرار گرفته است. بر اساس این تحقیقات آنچه به عنوان اتوپیا یا آرمان شهر زنان مطرح شده، به زعم بسیاری در ادبیات ملت ها کم سابقه است. اما حکیم نظامی گنجوی شاعر بزرگ قرن ششم هجری، هشت قرن پیش در مثنوی غنایی خسرو و شیرین، شهری به نام ارمن را معرفی می کند که به میزان زیادی با تعاریفی که از اتوپیا شده سازگار است و اکثر مفاهیم فمینیستی را در نظریه های مدرن پوشش می دهد. در مقاله حاضر نگارندگان ضمن بررسی موضوعاتی از قبیل: تعریف آرمان شهر و بررسی قدمت آن، ویژگی های آرمان شهر نظامی، جنبه های اسطوره ای این شهر، بررسی شخصیت و خصوصیات بانوان این شهر و در پایان مقایسه آرمان شهر زنان از دیدگاه حکیم گنجه و نظریه های معاصر؛ نشان خواهند داد این مقوله ها در ادب پارسی و حداقل در خسرو و شیرین نظامی، این اثر غنائی معروف سابقه ای دیرین دارد. روشی که برای این پژوهش برگزیده ایم روش تطبیقی است به این صورت که مطالب تحت چهار عنوان اصلی که در حقیقت ویژگی های اساسی آرمان شهر است طبقه بندی شده و در ذیل هر عنوان پس از ارایه تعاریف، ابیات مرتبط با آن بخش از خسرو و شیرین برگزیده شده و در نهایت تحلیلی تطبیقی در ذیل هر بخش صورت گرفته است. قسمت دیگر این مقاله منشا اسطوره ای این شهر است که بر آن بوده ایم تا با توجه به اساطیر و افسانه هایی که درباره این شهر وجود دارد، ریشه های این داستان را بیابیم.
رمان ثلاثیه نجیب محفوظ، برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1988 م. رنگین کمانیست از واقعیت های اجتماعی که نجیب محفوظ درآن تصویری زنده و کامل از ارزش ها و گرایش های طبقه متوسط مصری را ارایه داده و کوشیده تاجامعه را در قالب یک خانواده به تصویر بکشد و پیوند آن را با حرکت اجتماعی و تاثیر و تاثر ناشی از آن را نشان بدهد. در این میان نویسنده با به تصویر کشیدن شخصیتی به نام کمال عبدالجوادکه قهرمان رمان و نماینده نسل فرهیخته مصری است مسایل و مشکلات روانی و فکری خود و نسل فرهیخته را بیان می کند،که اساسی ترین آن ها عبارتند از: بحران دینی و شخصیتی، احساس غربت و بی هویتی، تحیر و سرگردانی در شناخت ارزش ها، احساس عدم وجود وطن در زندگی و عدم ثبات و استقرار در داخل وطن به گونه ای که ارزش های پیرامون آن هانه تنها امنیت و آرامش را به ارمغان نمی آورد، بلکه بر عذاب آن ها نیز بیشتر از پیش می افزاید و احساس به پوچی و بی هدفی رانسبت به نسل های دیگر بیشتر می کند. کمال قهرمان رمان در نتیجه این بحران ها دچار عدم هماهنگی با جهان و جامعه خود می شود و از پذیرش ارزش های آن سر باز می زند، و از جامعه، دین و دولت روی برمی گرداند و دچار نوعی غربت اجتماعی می شود.