چهره ی کالبدی بسیاری از شهرهای ایران، از جمله مشهد، از طریق تضاد شدید بین بافت قدیمی و جدید شهر، سیمای آشفته ی بخش نوین و سرعت ناموزون تغییرات، تیره و تار شده است.این تغییر و تحولات، حاشیه ی محورهای ارتباطی را نیز در مقایسه با بافت درونی شهر، به دلیل موقعیت ویژه ی آنها، متأثر می نماید. محور بلوار پیروزی علی رغم برخورداری از طرح تفصیلی (70-1345) در محدوده ی رضاشهر با کاربری مسکونی و تراکم کم، با مساحت قطعات پانصد متر به بالا، هم اکنون در وضعیت بسیار متفاوتی قرارد دارد.آنچه که از برداشت های میدانی انجام شده برای تعداد سیصد وچهل وشش قطعه در محدوده ی رضاشهر (حد فاصل میدان کاوه و میدان سلمان فارسی) به دست آمده 56.06% از کاربری ها به کاربری مسکونی تجاری و فقط 29 % دارای کاربری پیشنهادی طرح تفصیلی (مسکونی) بوده است. علاوه بر این اکثر قطعات حاصل تفکیک پلاک های پانصد متری به قطعات دویست وپنجاه متری و کوچکتر است که فقط 3.75% از قطعات به شکل پیشنهادی طرح تفصیلی باقی مانده است.این اعداد و ارقام نمایانگر عدم رعایت ضوابط طرح تفصیلی بوده و تبدیل محور ارتباطی با نقش منطقه ای را به خیابانی با نقش محلی با سیمایی آشفته به دنبال داشته است. در پایان برای ساماندهی فضایی-کالبدی این محور، سه الگوی جدید پیشنهاد شده است تا هماهنگی لازم با زندگی مردم و هویتی که شایسته ی آن است، داشته باشد. این الگوها بر اساس ضوابط طرح های پیشنهادی برای محور بلوار پیروزی بوده اند و علاوه بر پیشنهادهایی در سطح کلان منطقه، به جزئیات نیز پرداخته اند و هدف همه ی آنها بازگرداندن هویت اصلی بلوار که در طرح تفصیلی برای آن دیده شده است، می باشد، بنابراین در این پژوهش پس از بیان مسأله، فرضیات، اهداف و روش تحقیق، به توضیحاتی در ارتباط با حوزه ی فعالیت طراحی شهری در ساماندهی محورها و هویت شهری پرداخته شده است. همچنین پس از بیان عملکردها و فعالیت های حوزه ی مطالعاتی، به بررسی وضع موجود محدوده در سه سطح متفاوت نوع کاربری، تعداد طبقات و وسعت قطعات پرداخته شده و در پایان سه سناریوی متفاوت همراه با اولویت بندی و پیشنهادها برای این محدوده ارائه شده است
پراکنده رویی امروزه به عنوان یکی از مشکلات شهری در بسیاری از کشورها مطرح است. با توجه به ساختارهای متفاوت و ویژگیهای گوناگون جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و غیره، دلایل پراکنده رویی از شهری به شهر دیگر متفاوت است. ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و اگرچه بسیاری از شهرهای آن طی قرون گذشته گسترش کندی داشته اند، ولی با افزایش تمایل مردم به شهرنشینی با پدیده ی پراکنده رویی روبرو بوده اند. بر این اساس، مقاله ی حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سؤالات اساسی است که چه عوامل و فرایندهایی باعث پراکنده رویی در شهر سنندج شده اند؟ و نقش طرح های توسعه ی شهری در پراکنده رویی شهر سنندج چگونه بوده است؟ برای پاسخ به این سؤالات از روش توصیفی- تحلیلی و در چارچوب آن از الگو های هلدرن و آنتروپی شانون استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که عوامل متعددی چون ارزان بودن زمین در نواحی پیرامونی شهرها، اعمال کنترل ضعیف بر توسعه در خارج از محدوده ی شهر، انتخاب و برتری یافتن شیوه ی زندگی حومه ای به ویژه در اثر تنزل کیفی مراکز شهری و افزایش مالکیت اتومبیل و پیشرفت تسهیلات حمل و نقل، قصور بازار در برآورد ارزش کامل فضاهای باز و هزینه ی اجتماعی ازدحام در نواحی پیرامونی و به طور خاص جهت گسترش شهر و تمایل به توسعه در افق طرح های توسعه ی شهری، تأثیر بزرگی بر شکل گیری و تشدید پراکنده رویی در شهر سنندج داشته اند.
نظارت بر محصولات کشاورزی نقش بسیار مهمی در تامین مواد غذایی مورد نیاز جهانی دارد. متاسفانه به علت بی توجهی به مسائل اصولی توسعه، با افزایش جمعیت و توسعه اقتصاد و صنعت ، کمیت و کیفیت زمین های کشاورزی به سرعت کاهش پیدا می کند. در همین ارتباط، اندازه گیری دقیق میزان محصولات کشاورزی از اهمیت مهمی در آمار کشاورزی برخوردار است. به طور کلی به منظور تخمین تولیدات محصول، اطلاعاتی مانند مساحت و میزان تولید در واحد سطح از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. فناوری سنجش از دور می تواند اطلاعاتی با ارزش و به موقع درباره توزیع محصول، سطح زیر کشت و پتانسیل تولید در اختیار تصمیم گیران در بخش کشاورزی قرار دهد.
در دهه های اخیر روش های متعددی به منظور طبقه بندی و محاسبه سطح زیر کشت محصولات کشاورزی از داده های سنجش از دور ارائه شده است.
هدف از این تحقیق طبقه بندی محصول برنج و براورد سطح زیرکشت آن دراستان گیلان در شمال ایران با استفاده از داده های چندزمانه سنجنده AVHRR )ماهواره (NOAA می باشد. به همین منظور از روش طبقه بندی چندزمانه متکی بر استخراج بیشینه NDVI روزانه به منظور حذف ابر استفاده شده است. نوآوری روش طبقه بندی استفاده شده عبارت است از تنوع در کاربرد عملیات جبری اعمال شده بر روی NDVI های ماهانه به منظور استخراج و تفکیک مناطقی که دارای بیش ترین میزان سبزینگی در طی فصل رشد در منطقه مورد مطالعه هستند. نتایج به دست آمده از به کارگیری روش فوق نشان می دهد که علی رغم قدرت تفکیک پایین داده های AVHRR درمناطقی که مزارع برنج در سطح وسیع و پیوسته گسترش یافته اند، دقت محاسبات مربوط به سطح زیرکشت برنج تا میزان قابل توجهی افزایش پیدا می کند تا جایی که در مقایسه با نقشه مرجع دقت نهایی برابر با 96/91 درصد می باشد. باتوجه به پایین بودن هزینه های روش استفاده شده در تحقیق، بررسی های بیش تر به منظور ارزیابی دقیق تر آن توصیه می شود.
آمایش سرزمین را سازمان دهی هماهنگ و سزاوار فضای حیاتی کشور در قالب سیاست های کلی توسعه و ضرورت های دفاعی دانسته اند. اعمال دیدگاه های دفاعی و امنیتی در طرح های آمایش نشان دهنده هم پیوندی عملکردی میان فعالیت از یک طرف و تشکیلات دفاعی از طرف دیگر است. تاکنون در طرح های آمایش به ملاحظات دفاعی – امنیتی کم تر توجه شده و از ارائه طرح ها و راه کارهایی برای دفاع سرزمینی و حفاظت از استقرارگاه های نظامی، مراکز و تاسیسات حیاتی، حساس و مهم در مقابل تهدیدات و حملات نظامی غفلت شده است رعایت ملاحظات دفاعی و امنیتی در طرح های آمایش تابع متغیرهای متعددی است که باید در این گونه طرح ها مورد توجه قرار گیرند. موقعیت جغرافیایی منطقه مورد نظر، نوع و سطح تهدیدات نظامی و امنیتی متوجه منطقه مورد نظر، منشا و منبع تهدید و راهکارها و طرح های پدافند غیر عامل متناسب با نوع تهدیدات، مهم ترین این متغیرها هستند. استان های مرزی کشور دارای موقعیت، شرایط و ویژگی های خاص بوده و تفاوت های سیاسی- فضایی با سایر استان های داخل کشور دارند، از این رو در طرح های آمایش استان های مرزی باید ملاحظات دفاعی- امنیتی متناسب با این ویژگی ها تدوین و اجرا شود. استان خراسان رضوی به دلیل ویژگی های خاص جغرافیایی، سیاسی و ژئوپلیتیکی از جمله مجاورت با کشور افغانستان دارای خطرات و تهدیدهای ویژه ای است که لازم است در طرح های آمایش به این ملاحظات توجه شود.
این مقاله تلاش می کند تا با روش توصیفی- تحلیلی به تبیین اهمیت و جایگاه ملاحظات دفاعی- امنیتی در طرح های آمایش استان خراسان رضوی بپردازد. بر این اساس نخست انواع تهدیدات نظامی و مهم ترین کانون های این نوع تهدیدات برای استان مورد بررسی قرار می گیرد. سپس جایگاه و نقش ملاحظات دفاعی – امنیتی در استقرار و مکان گزینی مراکز و تاسیسات نظامی استان خراسان رضوی تجزیه و تحلیل می شود.
در طبقه بندی تصاویر، از اطلاعات بافت و واریانس استفاده شده؛ ولی اطلاعات قابل استخراج از واریوگرام کمتر به کار رفته و به تغییرات زمانی واریوگرام کمتر توجه شده است. در این تحقیق، برای تهیة نقشة کاربری و پوشش اراضی منطقة دهگلان واقع در استان کردستان، از تصاویر چند زمانة SPOT و ASTER استفاده شده است. مجموعه ای از شاخص های استخراج شده از واریوگرام معرفی، و پاره ای شاخص جدید استخراج شده و روش SVM برای طبقه بندی به کار رفته است. به طور کلی، این تحقیق در دو مرحله انجام شده است: 1- طبقه بندی باندهای طیفی؛ 2- طبقه بندی باندهای طیفی به همراه پارامترهای استخراج شده از واریوگرام. پس از ارزیابی دقت و مقایسة آن ها، شاخص های مناسب معرفی شده است. بعضی از شاخص ها باعث افزایش دقت اکثر کلاس ها می شوند و برخی از آن ها هم در بعضی کلاس ها بی تأثیرند که این ها را می توان شاخص های عمومی قلمداد کرد. برخی از شاخص ها نیز باعث افزایش دقت برخی کلاس ها و کاهش دقت برخی دیگر از آن ها می شوند که به آن ها شاخص های تخصصی می گویند. بررسی ها نشان می دهد هنگام استفاده از شاخص های استخراج شده از واریوگرام، دقت کلی حدود4 درصد و دقت در برخی از کلاس ها بیش از 9 درصد افزایش می یابد و دقت کلی از 88/98 درصد به 744/92 می رسد.
امروزه دیدگاه ها و نظریه های مدیریت سوانح و توسعة پایدار به دنبال ایجاد جوامع تاب آور در برابر مخاطرات طبیعی هستند. ازاین رو به نظر بسیاری از محققان، تاب آوری یکی از مهم ترین موضوعات برای رسیدن به پایداری است. در این ارتباط امروزه تاب آوری به عنوان راهی برای تقویت جوامع با استفاده از ظرفیت های آنان مطرح می شود و تعاریف، رویکردها، شاخص ها و مدل های سنجشی متفاوتی در مورد آن شکل گرفته است.برای پاسخ به این سؤال که کدام تعریف، رویکرد نظری و نظام شاخص سازی برای تحلیل و ارتقای جوامع تاب آور نسبت به مخاطرات طبیعی مناسب است؟ از روش توصیفی- تحلیلی و از ابزار کتابخانه ای استفاده شد.
نتایج نشان می دهد که تعریف کارپنتر و همکاران(2001) به عنوان تعریف قابل تأکید در جامعه علمی بوده و بر این اساس، شاخص های مطلوب برای جهت سنجش تاب آوری در قالب ابعاد چهارگانه اجتماعی، اقتصادی، نهادی و کالبدی- محیطی پیشنهاد و در نهایت این نتیجه حاصل شد که مناسب ترین مدل بر اساس رویکرد مفهومی و ساختار شاخص سازی ارائه شده، مدل ترکیبی DROP کاتر و CBDM می باشد ؛ زیرا این مدل ترکیبی به طور هم زمان دارای ویژگی هایی نظیر مکان محور بودن (جغرافیایی)، یکپارچه نگری در انتخاب ابعاد و شاخص ها و مشارکت پذیری مردم به عنوان ذی نفعان کلیدی برنامه ریزی و مدیریت سوانح طبیعی در جوامع محلی است.
طی دهههای اخیر افزایش نرخ بیکاری و در نتیجه خروج نسل جوان و افراد دارای تحصیلات بالاتر از اجتماعات روستایی، بافت و ساختار نواحی روستایی را به مخاطره انداخته است. در این میان گردشگری نه تنها به عنوان یک ابزار بالقوه برای تغییر این وضعیت بلکه یکی از عناصر جداییناپذیر راهبرد توسعهی روستایی مطرح است و به عنوان یک راهبرد توانمند و دارای مزیت نسبی و پاک می تواند جریانات اقتصادی ازجمله کارآفرینی و اشتغال، سرمایه گذاری و جمعیت را به سوی روستاها و نقاط طبیعی بکشاند، مطرح می باشد. با این رویکرد بارزترین نقش گردشگری در مناطقی چون محور مورد مطالعه می تواند حرکت به سوی توازن و تعادل منطقه ای باشد. اما آنچه در این فرآیند تحرک اقتصادی و اجتماعی مهم است سرمایه گذاری در مکان های دارای مزیت گردشگری می باشد و این امر میسر نمی شود مگر این که انتخاب درستی از بین مناطق گردشگری صورت گیرد تا زمینه ی پیشرفت کل منطقه را فراهم آورد. لازمه ی این امر استفاده از تکنیک ها و مدل-های اولویت بندی می باشد. در مقاله ی حاضر با طرح این پرسش که کدامیک از مناطق روستایی مورد مطالعه دارای مزیت براساس اولویت های ظرفیتی گردشگری هستند، تلاش شده است با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از مدل TOPSIS پاسخ علمی لازم را پیدا کند. یافته ها نشان می دهد که از میان 30 روستای مورد مطالعه، روستاهایی که دارای جاذبه های محیطی بیشتری هستند (سقزچی، شیران، ویند کلخوران، برجلو، گلستان، گوگرچین) از ارجحیت بیشتری برخوردارند.
فراهم نمودن زمینه ی برخورداری از خدمات مختلف رفاهی و زیربنایی، تسهیلات اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی از اساسی ترین شاخص های برنامه ریزی در هر واحد برنامه ریزی و بویژه مناطق روستایی است. هدف از انجام این پژوهش بررسی درجه ی توسعه یافتگی مناطق روستایی استان سیستان و بلوچستان برای سطوح شهرستان و بخش، در دو مقطع زمانی 1385 و 1375 می باشد. بر همین اساس 35 شاخص توسعه در 5 گروه شاخص های؛ جمعیتی، زیربنایی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و بهداشتی- درمانی تعریف و به روش تاکسونومی عددی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل یافته ها بیانگر آن است که در دهه ی 1375 اغلب روستاهای استان در طبقه مناطق نیمه توسعه یافته و توسعه نیافته قرار داشته اند، بطوری که تنها 14 درصد از روستاهای استان در نقاط برخوردار و 86 درصد در محدوده ی نیمه توسعه یافته و توسعه نیافته بوده اند. علاوه بر آن شکاف توسعه ای بین شهرستانی و بین بخشی نیز در آن مشهود است. توسعه ی نواحی روستایی استان در مقطع زمانی 1385 به جز در شهرستان زابل و بخش های تابعه ی آن، در سایر شهرستان ها و بخش ها نشان دهنده ی آن است که این روند رو به رشد بوده است. بطوری که در این سال، 54 درصد روستاها در طبقه ی توسعه یافته ، 30 درصد در ردیف نیمه توسعه یافته و 16 درصد هم در طبقه ی محروم قرار گرفته اند. با این وجود نتایج تفصیلی تر مبین عدم توازن در این رشد می باشد؛ بطوری که تغییر جایگاه و رتبه ی توسعه یافتگی روستاها، عمدتاً شامل بخش های مرکزی شهرستان ها بوده است. در واقع این عدم توازن بویژه منجر به اختلاف وضعیت توسعه یافتگی مناطق روستایی بخش مرکزی هر شهرستان با سایر بخش های آن شده است. این مهم بیانگر پابرجا بودن عدم تعادل های منطقه ای و در عین حال عدم توزیع یکنواخت امکانات در منطقه می باشد.
پایش تغییر عموماً جهت ارزیابی فرآیندهای طبیعی، از قبیل اثرات بلندمدت تغییر اقلیم که ناشی از علل نجومی است و همچنین فرآیندهای کوتاه مدت که شامل توالی پوشش گیاهی و فرآیندهای ژئومورفولوژیکی است صورت می گیرد. همچنین، پایش تغییر جهت ارزیابی اثرات ناشی از فعالیت های انسانی از قبیل جنگل زدایی، کشاورزی و شهرسازی مورد استفاده قرار می گیرد. همانگونه که تغییرات محیطی انعکاس دهنده ی وضعیت مدیریت اراضی است، روش های پایش تغییر می تواند به ارزیابی این عملیات کمک کند. در این مطالعه تصاویر سنجنده (MSS) سال 1976 و لندست(ETM+) سال 2002 با استفاده از چهار تکنیک پایش تغییر در حوضه ی سد ایلام با مساحت 751/476 کیلومتر مربع آنالیز شده اند. تکنیک-های پایش تغییر مورد استفاده در این مطالعه شامل تفاضل تصویر، نسبت گیری تصویر، تفاضل تجزیه مؤلفه ی اصلی و تفاضل تجریه ی مؤلفه ی اصلی استاندارد شده، بوده اند. با توجه به اینکه تکنیک های پایش تغییر مورد استفاده در این مطالعه نیازمند تعیین آستانه هستند جهت تعیین آستانه از روش آماری استفاده شده است و بر این اساس مشخص شده است که آستانه ی تغییر در منطقه ی مورد مطالعه با 1 انحراف از میانگین قرار داشته است. پس از تعیین آستانه ی تغییر، مناطق دارای تغییرات کاهشی، افزایشی و بدون تغییر مشخص گردیده است. جهت ارزیابی دقت تکنیک های پایش تغییر پس از برداشت واقعیات زمینی که از طریق بازدید میدانی و تصاویر ماهواره ای Google Earth به دست آمد، از دقت کل و ضریب کاپا استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده مشخص گردید که روش تفاضل باند قرمز با دقت کل 89 و ضریب کاپای 82/0 از بین تکنیک های پایش تغییر مورد استفاده در این مطالعه بیشترین دقت و روش نسبت گیری باند مادون قرمز نزدیک با دقت کل 5/64 و ضریب کاپای 34/0 کمترین دقت را در پایش تغییرات پوشش گیاهی منطقه ی مورد مطالعه داشته اند.
با توجه به اهمیت تصمیم گیریهای علمی در برنامه ریزیها، این مقاله به ارائه یک چارچوب نظام مند برای تصمیم گیری در برنامه ریزی بلندمدت تولید برق می پردازد. بر این اساس سناریوهایی برای 20 سال آینده تولید برق در ایران توسط نرم افزار LEAP، طراحی گردیده و برای انتخاب سناریو برتر از روش تحلیل سلسله مراتبی گروهی (AHP) که مبتنی بر نظرات متخصصین می باشد، استفاده شده است. از آنجا که منابع انرژی برای تولید برق در ایران به سه دسته کلی فسیلی، هسته ای و تجدیدپذیر قابل تقسیم هستند، سه سناریو که هرکدام مبتنی بر یکی از منابع یاد شده می باشد، طراحی شده است. برای مقایسه سناریوها معیارهای متنوعی از مقالات متعدد گردآوری شدند و برای در نظر گرفتن شرایط بومی در تصمیم گیری، چشم اندازها، سیاستها و قوانین کشور بررسی و معیارهای بومی تصمیم گیری استخراج گردیدند. در نهایت با جمع آوری نظرات گروهی از متخصصین حوزه های گوناگون انرژی الکتریکی، به کمک نرم افزارExpert Choice سناریوها رتبه بندی گردیدند. نتایج به دست آمده بیانگر برتری سناریو فسیلی نسبت به دو سناریو دیگر در شرایط فعلی می باشد و سناریو تجدیدپذیر اولویت دوم را داراست. طبق این بررسی در ایران مسائل زیست محیطی همچنان کم اهمیت ترین معیار تصمیم گیری است. درحالیکه معیارهای فنی و اقتصادی موثرترین عوامل تصمیم گیری هستند.
کوهریگ ها رسوباتی هستند که در دامنه ی برخی تپه ها و رشته کوه های نواحی بیابانی و نیمه بیابانی تشکیل می شوند. پیش از این، کوهریگ ها را محصول فرآیندهای بادی می-دانستند. مطالعات جدید، نشان می دهند که اگرچه در پیدایش آن نقش باد در درجه ی اول اهمیت قرار دارد ولی سایر فرآیندها، از قبیل فرآیندهای دامنه ای و آبی، نیز در تکامل آن دخالت دارند. چگونگی تشکیل و تجمع مواد بادی و سپس، دخالت سایر عوامل و فرآیندهای ژئومورفولوژیک، با تراکم لایه های مشخصی از مواد دامنه ای و جریانی (آبرفتی) هر کدام نشانه هایی از شرایط اقلیمی یا محیطی گذشته به شمار می روند. از آنجاکه اهمیت این پدیده در مطالعات ژئومورفولوژی یا جغرافیای طبیعی ایران مورد توجه قرار نگرفته است، هدف این مقاله بررسی ویژگی های قابل توجه این پدیده و معرفی آن به جامعه ی جغرافیای طبیعی ایران است. مطالعه ی شرایط فیزیکی، شکل استقرار و ساختار رسوبی چنین پدیده ای در موقعیت های جغرافیایی مختلف، به ما امکان دسترسی به اطلاعات مفیدی از قبیل جهت و شدت وزش باد، روند تغییر اقلیم، شرایط فرسایش در منطقه و حتی تاثیر برخی از رویدادهای تکتونیکی و حرکات دامنه ای را می دهد. برای تشریح بیشتر این پدیده، ضمن ارایه ی جمع بندی مطالعات کتابخانه ای، مثال هایی از مطالعات میدانی در استان یزد مطرح شده است.
هوشنگ مرادی کرمانی، نویسندهی مشهور حوزهی ادبیات کودک، پس از گذراندن چندین دهه نویسندگی به نگارش زندگی نامهی خود با عنوان شما که غریبه نیستید پرداخته است. این خودسرگذشت نامه به صورتی کاملا آشکار و هوشمندانه، صیرورت یک نویسنده ایرانی را از دوران کودکی به میانسالیِ سرشار از افتخار و موفقیت به تصویر میکشد. حضور پررنگ عنصر رنج و مشقت در این کتاب ما را بر آن داشت تا قیاسی هر چند کوتاه از گذشتهی خالق این اثر با زندگی گوستاو فلوبری داشته باشیم که تا سالها به عنوان یک بیمار ذهنی از سوی اطرافیان خود شناخته شده بود. در واقع همانگونه که فلوبر بر جریان ناکامانه زندگی خود غلبه کرد و به سردمدار بیبدیل رئالیسم فرانسه مبدّل شد، هوشو نیز در مواجهه با پیش داوریها و مرارتها به غرقه شدن در ادبیات پناه می برد، در خلوت گاه هنر مأوایی برای واپس زدگیهای خود مییابد و با تکیه بر این گزینش خودآگاه، سرنوشت خود را برخلاف آنچه محیط برایش در نظر گرفته رقم میزند. در نوشتار حاضر، ما با تکیه بر پاره ای از مفاهیم تحلیلی سارتر در باب صیرورت شخصیتهای ادبی و هنری، به بررسی چیستی و چرایی این درونمایه در شما که غریبه نیستید مرادی کرمانی می پردازیم.
نتایج تحقیقات در مورد تفاوت های جنسیتی از نظر اهداف و شیوه های استفاده از اینترنت متناقض بوده است، و اتفاق نظر کمی در این زمینه وجود دارد. این مقاله قصد دارد تا در محیط وب سایت های ایرانی، تفاوت بین نگرش ها، احساسات و ترجیحات زنان و مردان استفاده کننده از اینترنت را مقایسه و تحلیل نماید. بدین منظور داده های مورد نیاز از مراجعه کنندگان به پورتال های فروش اینترنتی شهر تهران گردآوری شد. پس از ارسال الکترونیکی پرسشنامه برای 150 نفر نمونه از زنان و مردان جامعه آماری، 89 پرسشنامه از مردان و 97 پرسشنامه زنان برگشت داده شد. داده ها از لحاظ شاخص های مرکزی و پراکندگی تحلیل و فرضیات تحقیق با آزمون های تی مستقل و فریدمن بررسی شد. یافته ها حاکی از آن است که نگرش مثبت زنان نسبت به خرید الکترونیک کاهش یافته است، در حالی که نگرش مردان کاملا برعکس است. همچنین احساسات، ادراکات و اولویت های خرید این دو گروه هم کاملا متفاوت است
با تمام تلاش و همتی که در جهت ارتقا و اعتلای حقوق زن از سوی اندیشمندان و نخبگان جامعه اسلامی در جمهوری اسلامی ایران صورت می گیرد، انتظار می رود که در قوانین حاضر، قانون گذار نسبت به برخی از قوانینی که احساس می شود به نوعی، بی عدالتی در حق زن است، تا جایی که امکان دارد اعمال نظرهایی صورت گیرد، یکی از این موارد، بحث غیبت و مفقودالاثر شدن زوج است که در وضعیت فعلی، قانون گذار زوجه را به ماده 1029 قانون مدنی ارجاع داده است، که بر طبق این ماده در صورت غیبت شوهر، زوجه باید چهار سال صبر کند و سپس با رعایت تشریفاتی خاص طلاق بگیرد. در این مقاله درصدد هستیم تا با بررسی شرایط و آثار مفقودالاثر شدن زوج، در دیدگاه فقها و حقوقدانان از جهت عسر و حرج زوجه، به این نتیجه برسیم که این مدت چهارسال موضوعیت ندارد، بلکه قابل تغییر است و به ویژه می بایست کاهش پیدا کند و در آخر مقاله نیز، پیشنهاداتی جهت اصلاح قوانین مرتبط داده شده است.
نظام عدالت کیفری دارای مشتریان ثابت و مستمری است که بخش مهمی از فعالیت ها و اشتغال های آن را به خود اختصاص می دهد. بزهکاران و به خصوص بزهکاران حرفه ای و مکرر، و نیز بزه دیدگان (از جمله بزه دیدگان مکرر)، از جمله مشتریان مستمر نظام کیفری به شمار می روند. سیاست گذاری جنایی برای پیشگیری از کاهش نرخ تکرار بزهکاری و بزه دیدگی، شرط بنیادین تقلیل جمعیت کیفری و هزینه های اجتماعی ـ اقتصادی ناشی از جرم است. در این مقاله، ضمن تاکید بر ضرورت توجه به سیاست گذاری افتراقی برای پیشگیری از تکرار بزهکاری و به ویژه بزهکاری مجرمان حرفه ای و نیز تصریح لزوم توجه به پیشگیری از بزه دیدگی مکرر، به عدم التزام مراجع اجرای عدالت کیفری جهت اتخاذ رویکردهای پیشگیرانه غیر کیفری در پیشگیری از بزهکاری مکرر و نیز فقدان سیاست گذاری مناسب جهت ایجاد سازوکارهای پیشگیرانه مذکور در نهاد اقدامات تامینی در ایران پرداخته شده است. در عین حال، با توجه به اهمیت پیشگیری از بزه دیدگی مکرر، نقش و کارکرد آسیب زای نظام عدالت کیفریِ سنتی به عنوان یکی از منابع ایجاد بزه دیدگیِ مکرر مدنظر واقع شده است؛ به نحوی که شرط ضروری هرگونه تحول در چرخه بزه دیدگی مکرر، ضرورت تغییر نگرش پارادایمی به نقش بزه دیدگان، حقوق و نیازهای آنان از عدالت در امور کیفری تلقی شده است. رویکردترمیمی، ظرفیت لازم برای چنین تحول پارادایمی است.
ویژگی های پنهان بلاغی نگارش علمی که تاکنون مورد مطالعه جامع و نظام مندی قرار نگرفته است، آن را به چالشی برای فعالان این حوزه در محیط علمی تبدیل نموده است. یکی از آن ویژگی های بلاغی که حساس به زمینه فرهنگی نیز می باشد استفاده از فراگفتمان است که از ویژگی های مهم بلاغی به شمار می رود. برای کمک به حل بخشی از این چالش، این مطالعه به تحلیل کاربرد فراگفتمان راهنمایی و تعاملی در ریزبخش های مقالات پژوهشی که هر کدام از نظر ژانر شناختی دارای هدف بلاغی متفاوتی می باشند، پرداخته است. برای این منظور 54 مقاله پژوهشی از علوم پایه و علوم انسانی برای تحلیل کیفی غیرماشینی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که علیرغم تشابه زیاد، بخش های مقدمه، روش، و بحث و نتیجه که اهداف بلاغی متفاوتی (مانند اقناع، توصیف، ادعا و ...) را دنبال می کنند، بطور متفاوتی از فراگفتمان راهنمایی و تعاملی استفاده می کنند. تحلیل یافته ها منجر به ارایه نکات کاربردی برای استفاده زبان آموزان در کلاس های انگلیسی برای اهداف آکادمیک گردیده و ادعا شده است که بدون این مختصات نویسندگان دارای زبان اول و فرهنگ متفاوت ممکن است با تعمیم قراردادها و هنجارهای فرهنگی خود موفق به رعایت ویژگی های نگارش انگلیسی نشوند.