این پژوهش با هدف شناسایی و رتبه بندی معیارهای مؤثر بر مکانیابی کتابخانه های عمومی انجام شده است. با بررسی متون و پژوهشهای مشابه، شش معیار اصلی و 24 معیار فرعی به دست آمد. این معیارها مطابق نظر استادان و متخصصان رشته های کتابداری و جغرافیای برنامه ریزی شهری و با استفاده از تکنیک TOPSIS فازی و ANP فازی رتبه بندی شد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها، با توجه به وزن نهایی به دست آمده برای هر یک از معیارهای اصلی و فرعی، معیارهای اصلی سازگاری، مرکزیت، اندازه و فضای مکان، عوامل و ویژگیهای بومی، جغرافیای طبیعی منطقه و جهتیابی مکان کتابخانه، به ترتیب در رتبه های اول تا ششم قرار گرفتند. نتایج این پژوهش میتواند در مکانیابی کتابخانه های عمومی کشور به کار گرفته شود و راهگشای پژوهشهای آتی باشد
در این مقاله، تابع سرمایه گذاری خصوصی به منظور بررسی تاثیر امنیت بر سرمایه گذاری در ایران، برآورد شده است. این تحقیق، برای دوره زمانی 87 – 1363 به کمک مدل خود توزیع با وقفه گسترده (ARDL ) انجام شده است. نتایج نشان داد که امنیت سرمایه گذاری هم در بلند مدت و هم در کوتاه مدت تاثیر معنی داری بر سرمایه گذاری در ایران دارد. این تاثیر در بلند مدت بیشتر از کوتاه مدت است. به طوری که یک واحد افزایش در نرخ ریسک، به طور متوسط در کوتاه مدت و بلند مدت به ترتیب باعث کاهش سرمایه گذاری به میزان 0/42 و 1/88 میلیارد ریال می شود. نتایج مدل تصحیح خطا نشان داد که ایجاد یک تغییر در متغیرهای تاثیر گذار بر سرمایه گذاری ، بعد از گذشت یک سال و نیم به طور کامل اثر خود را بر سرمایه گذاری در اقتصاد ایران نشان می دهد.
تصاویر کهن الگویی میراث ناخودآگاه فردی و جمعی انسان در طول تاریخ است که در ادبیات از طریق ذهن خلاق و حساس هنرمندان به فعلیت می رسد. این مقاله بر آن است که رمان جایی دیگر اثر گلی ترقی را برمبنای نظریات یونگ بررسی کند.
در این پژوهش، کهن الگوهای خود، آنیما و آنیموس، سفر، پیر خردمند، نقاب، سایه و سرانجام فرایند فردیت و تولد دوباره در داستان تحلیل می شود و مشخص می گردد که پیرنگ و نقش شخصیت های داستان بر پایه نظریات یونگ قابل بررسی است. «جایی دیگر» خود کهن الگوی دیگری است که ترقی داستان را با آن روایت می کند و کهن الگوی مهم رمان محسوب می شود، به این معنا که جای دیگری در روان انسان است که شخص باید طی فرایندی درونی از طریق تولد دوباره به آن دست یابد.
درآثار مولانا جلال الدین بلخی، تمثیل ها و تشبیه تمثیل های بسیاری به کار رفته است تا مفاهیم و آموزه های مورد نظر خالق آن را برای مخاطب بازگو کند. در برخی موارد، مطابقت زائدالوصف ممثل ها بررسی شدنی است؛ چراکه در همه آن ها شیری در وضعیتی قرار گرفته که به غلط گاو پنداشته یا دیده می شود. این ممثل، سمبل است؛ ترکیبی پنهان و پیدا از موجودی که اجزای سازنده آن، یعنی شیر و گاو، هریک نمادی مجزا هستند. آنچه در این میان دیدنی است، استادی شگفت آور مولانا جلال الدین در خلق هنریِ نمادی جدید با این سمبل هاست. دین، حدیث و سنت بر یکسان بودن حقیقت وجوه مختلف رسالت، یعنی کلمهالله، رسول الله، کلام الله و اولیاءالله، آن ها که به اصطلاح می توان «تئوفانی1» خواندشان، صحه گذارده اند. به همین دلیل، مولانا جلال الدین برای خلق نمادی که بتواند تئوفانی را سمبلیزه کند، از ترکیب نماد الوهیت (شیر) با نماد دنیاوی بودن (گاو) بهره می برد. او برای تمثیل کردن این ها نماد «شیر در میان نقش گاو» را به منزله ممثل برمی گزیند. این نماد در دیوان شمس هم دیده می شود؛ اما بیشترین کاربرد آن در مثنوی است. جالب توجه اینکه نحوه تکرار این نماد، ساختار معنایی کشف شده در مثنوی را تصدیق می کند و این ساختار نیز نحوه به کارگیری این نماد را در مثنوی توضیح می دهد. از این رو، اهمیت، جایگاه و تشخص آن در ذهن و زبان مولانا جلال الدین آشکار می شود.
رمزهای مشترک در ادبیات عرفانی اقوام مختلف جهان از موضوع هایی است که میتوان در ادبیات عرفانی به آن پرداخت. دلیل این اشتراک چیزی جز وجود یک مثال اعلای واحد نمی تواند باشد، که هرجا رخ نموده، حتی در سنت های مختلف، چهره ای یکسان نشان داده است. یکی از این رمزها «پر ریختن» است که معانی گوناگون دارد، و دو معنی آن در ادبیات عرفانی بارزتر است؛ یکی، ترک قدرت و ساز و برگ دنیایی است، که شرطی است برای پذیرا شدن ارتباط با عالم الهی؛ دیگر، از دست دادن قدرت روحانی است و به دنبال آن، هبوط.
علت تحقق دومین معنا را یکی کاهلی در امور معنوی، و دیگر، پرداختن به شهوات می توان دانست. در این زمینه میتوان مصادیقی همسان در ادبیات عرفانی و حِکمی هندی، یونانی، عربی و فارسی یافت و آن را به منزلة رمزی مشترک در ادبیات، دین و ورای دین، یعنی حقیقت واحدی که همة ادیان از آن سرچشمه میگیرند، معرفی کرد.
ژانر ادبی غنایی، در حقیقت مبین مجموعه ای گسترده و بی پایان از حالات تمرکز یافته روانی گوینده است که پرده از احساسات و عواطف پنهان شاعر برمی دارد.این گونه ادبی، بازتاب تخیلی عواطف و زاییده حالات متغیر ضمیر شاعر است که با «بیانی موزیکال و آهنگین»، تصویرگر حوادث ذهنی او
می شود و می توان آن را تفسیر و واکاوی اندیشه های نهفته ولایه های معنایی نهاد گوینده دانست. در
این گونه ادبی «درون مایه شعری» بر محور «من» شاعر استوار است و تحت تاثیر انگیزه های عینی و اشتغالات ذهنی به سخن درمی آید.
و اما هدف اصلی این نوشتار، انجام پزوهشی تحلیلی جهت دست یابی به نقطه نظرهای شاعر و
زمنیه های غالب اندیشه وتفکر او از منظر بازتاب تخیلی عاطفه، حالات تمرکز یافته روانی، لایه های معنایی درونی است که در قالب الگوهای غنایی و به گونه ای فشرده و اثرگذار نمود می یابد. روش اصلی تحقیق بر مبنای «تحلیل محتوا» استوار بوده است.
بررسی و تحلیل بسامد کاربردی این گونه درون مایه ها در دیوان «محمدولی دشت بیاضی»، نتایج ذیل را به دست می دهد: مدح فرمانروایان و کارگزاران (397مورد: 54درصد)، مدح و منقبت اولیاء و انبیاء (166: 22درصد)، مفاخره (79: 10درصد)، هجویه (54: 7درصد)، مفاهیم تغزلی (39: 5درصد).
مطالعات گسترده ای در مورد زمین شناسی و ژئومورفولوژی مناطق خشک و نیمه خشک بیابان های ایران انجام شده است. اما در این بین مخروط افکنه ها به عنوان یکی از اشکال ژئومورفیک نادیده گرفته شده و یا کمتر به طور تخصصی مورد مطالعه قرار گرفته است. در ا ی ن مقاله مخروط افکنه های رشته کوه باقران در جنوب شهر ب ی رجند از نظر شکل هندس ی مورد بررس ی قرار گرفته، بطوریکه در ابتدا 17 مخروط افکنه شناسا یی و نقشه بردار ی شده است. اندازه گیری های مربوط به پارامترهای تعیین کننده شکل هندسی مخروط افکنه های منطقه به طور مجزا صورت گرفته است. در مرحله بعدی این اندازه گیری ها برای بررسی روابط و مقایسه شکل هندس ی این لندفرم ها با یکدیگر مورد استفاده قرار گرفته است. برای این منظور از مدل های مختلف و نرم افزارهای ویژه برای تحلیل های چند متغیره مانند: تحلیل های عامل و تحلیل های خوشه ای و در نهایت ، برازش منحنی ها رگرس ی ون ی استفاده شده است. بر اساس نتا ی ج حاصله مهمترین متغیر موثر در شکل مخروط افکنه های منطقه مساحت حوضه زهکشی در بالا دست هر مخروط افکنه است که با عامل اول حاصل از تحل ی ل عامل ی همبستگی در حدود 88 درصد را نشان می دهد. با کمک تحل ی ل خوشه مخروط افکنه های منطقه در 5 گروه طبقه بند ی شده است. بر این اساس در گروه اول، تعداد 10 مخروط افکنه با میزان تشابه 35/70 درصد، در گروه دوم تعداد 3 مخروط افکنه با میزان تشابه 62/76 درصد، در گروه سوم تعداد 2 مخروط افکنه با میزان تشابه 86/73 درصد و در گروه های چهارم و پنجم هر کدام یک مخروط افکنه با میزان تشابه به ترتیب 45/60، 76/12 درصد قرار گرفته است. برازش های مختلفی که به شیوه های گوناگون بین دو متغیر اصل ی موثر در شکل هندس ی مخروط افکنه ها (مساحت حوضه زهکشی و مساحت مخروط افکنه ها در منطقه) انجام گرفته با توجه به مقدار ضریب تعیین مدل های مختلف ( ) تب ی ین کننده مناسب تر بودن مدل نمایی برای تخمین ارتباط بین این دو متغیر در منطقه است.
گسترش شهرنشینی و فشار ناشی از نیازهای مختلف جمعیت نه تنها ساختار فضائی شهرها را دچار دگرگونی نموده، بلکه نقاط روستایی پیرامون آنها را نیز دستخوش تغییرات چشمگیر اقتصادی– اجتماعی و کالبدی نموده است. بر این اساس ضرورت توجه به اصل مکمل بودن و تقسیم کار مناسب با اتکا بر شناخت قابلیتها، نیازها و تنگناها که لازمه ایجاد ارتباطی متعادل جهت تداوم حیات شهر و روستاهای پیرامونی است، جای خود را به نگرش به روستاها به عنوان آلترناتیوی جهت رفع مشکلات شهری داده است. تحقیق حاضر به شیوه تحلیلی- پیمایشی و با استفاده از جمع آوری داده ها به صورت میدانی و کتابخانه ای به بررسی و مقایسه ابعاد تغییرات فضائی روستاهای دور و نزدیک به شهر ساوه پرداخته و سعی در شناخت عملکرد این شهر بر روستاهای پیرامونی با تاکید بر اهمیت نقش فاصله از شهر داشته است. جامعه آماری تحقیق را 28 روستای دهستان نورعلی بیگ تشکیل می دهد که از آن میان 4 روستا با فواصل متفاوت به شهر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. یافته های تحقیق حاکی از اهمیت نقش فاصله از شهر ساوه در میزان تغییرات فضایی نقاط روستایی دهستان نورعلی بیگ همچون تحولات جمعیتی، اقتصادی و کالبدی می باشد. بطوریکه نیازهای فزاینده زندگی شهری، روستاهای پیرامونی را در قالب نظام مرکز– پیرامونی جدیدی با اتکاء بر کارگر و زمین ارزانقیمت، تابع تغییراتی جهت رفع این نیازها نموده است. از این رو نتایج حاصله بر ضرورت توجه مسئولین به اعمال نگرشی ناحیه ای در برنامه ریزی شهر و روستا و تعیین جایگاه هر روستا اعم از دور و نزدیک در ایجاد ارتباطی متعادل و منطقی مبتنی بر شناخت توانهای طبیعی و انسانی شهر و روستا را محرز می سازد.
پژوهش حاضر با هدف شناخت و تحلیل اثرات مثبت و منفی شهرک های صنعتی شباب و ایلام بر روستاهای اطراف این شهرک ها و مقایسه این دو منطقه از لحاظ دستیابی به اهداف توسعه پایدار طراحی شده است. این پژوهش به صورت پیمایشی انجام گرفته و جامعه آماری این تحقیق را روستاییان ساکن در روستاهای اطراف این دو شهرک تشکیل داده-اند(N=23004). حجم نمونه از طریق فرمول کوکران برآورد (n=364) و نمونه ها به روش نمونه گیری چند مرحله ای و به صورت تصادفی با انتساب متناسب انتخاب گردیدند. نتایج تحلیل عاملی اثرات مثبت شهرک صنعتی شباب در منطقه نشان می دهد که اثرات اجتماعی، کشاورزی، کالبدی، اقتصادی و زیست محیطی در مجموع60/73 درصد از کل واریانس متغیر وابسته را تبیین می کند. اثرات مثبت شهرک صنعتی ایلام نیز در منطقه شامل آثار اجتماعی، کشاورزی، کالبدی، اقتصادی و زیست محیطی در مجموع 89/59 درصد از کل واریانس متغیر وابسته را تبیین می کند. به طور کلی می توان بیان کرد که شهرک صنعتی شباب تاثیرات مثبت بیشتری بر روستاهای همجوار دارد.
جلوگیری از حرکت رسوبات بادی در مناطق برداشت، یک کار بنیادی است و عملیات اجرایی باید در منطقه برداشت بیشتر متمرکز شود. به منظور منشایابی رسوبات بادی منطقه ارگ نوق ، از روش گام به گام (اریفر) استفاده شد. این کار طی دو مرحله انجام می گیرد. ابتدا جهت یابی مناطق برداشت و سپس مکان یابی به منظورجهت یابی قطاع برداشت منطقه ارگ نوق. ابتدا اطلاعات مربوط به جهت طوفانهای گرد و خاک منطقه با تکمیل پرسشنامه از ساکنان محدوده اطراف ارگ به دست آمد. سپس تصاویرماهوارهای و عکسهای هوایی مربوط به دو دوره زمانی با یکدیگر مقایسه شد و با استفاده از تصویر ماهوارهای و بازدیدهای صحرایی، مورفولوژی تپههای ماسهای ارگ، تعیین گردید. درنهایت، با مطالعه رژیم باد و رسم گلبادها، بادهای فرساینده وموثر در تشکیل تپههای ماسهای شناسایی شد. پس از مشخص شدن قطاع برداشت (جنوبغربی و شمالشرقی)، مرحله مکانیابی نقاط برداشت آغاز گردید. در این مرحله با نمونه برداری از رسوبات، اقدام به مطالعه کانی شناسی و مورفوسکپی رسوبات تپههای ماسهای نموده و ارتباط ژنتیکی عناصر با یکدیگر بررسی گردید. ابزارهای این پژوهش شامل نقشههای توپوگرافی1:25000، نقشههای زمین شناسی 1:250000، عکسهای هوایی 1:55000 و 1:4000، تصاویر ماهواره ای منطقه مورد مطالعه، نرم افزارهای GIS و Wind Rose Plote است. نتایج با توجه به شواهد مورفولوژی تپههای ماسهای همانند: سیفها (در بخش جنوب شرقی) و پیکانهای ماسهای و برخانها در بخش غربی منطقه، شدید بودن میزان انرژی باد جنوبغربی را نشان میدهد. همچنین وجود درصد زیاد کانیهای آذرین (کانی سنگین) در نمونههای بخش غربی، زیاد بودن میانه قطر نمونهها (293 میکرون)، رابطه میانگین قطر ذرات با فاصله حمل (کمتر از 20کیلومتر)، کج شدگی برخی نمونهها به سمت ذرات درشت دانه، ضرایب گردشدگی نیمهزاویه دار را در اکثر نمونهها نمایش می دهد. همچنین ضرایب هاله مانند: نمونهها نماینده حمل آنها توسط آب بوده و نشان دهنده این واقعیت است که منشاء رسوبات تپههای ماسهای در منطقه نزدیک و از سطوح مخروط افکنه (دشتسر) و اراضی زراعی متروکه واقع در شرق منطقه و همچنین بستر رودخانه شور و سطوح دشتسر در بخش جنوب غرب و غرب منطقه است.