ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹۶٬۶۶۱ تا ۱۹۶٬۶۸۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۱۹۶۶۶۱.

شناخت سواد دانشگاهی؛ چیستی و ماهیت آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۹ تعداد دانلود : ۷۴۸
در این مقاله مفهوم سواد دانشگاهی به طور عمیقی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. به همین منظور دیدگاهی تاریخی با ریشه یابی تکامل سواد دانشگاهی برگرفته از ادبیات نظری مربوطه فراهم خواهیم آورد. با وجود این، از همه مهم تر، در این مقاله به دنبال تعریف سواد دانشگاهی از طریق توصیف دیدگاه ها، رویکردها و الگوهای بسیار متفاوتی که متضمن این اصطلاح بسیار پیچیده است خواهیم بود. سپس به بررسی مفهوم «سواد» برگرفته از «مطالعات جدید سواد» خواهیم پرداخت، گفتمان های دانشگاهی را در ارتباط با حوزه ی سواد دانشگاهی مورد توجه قرار خواهیم داد و به نقش «مهارت زبانی» در توسعه ی سواد دانشگاهی خواهیم پرداخت. در خاتمه ی مقاله، آثار متأخر در زمینه ی سواد دانشگاهی بحث خواهد شد، و موضوع «وضعیت سواد دانشگاهی در نظام آموزش عالی ایران» را با تفسیری انتقادی مورد بررسی قرار خواهیم داد. لذا مجموع مباحث مطرح شده در این مقاله منظری مناسب ارائه می کند که از طریق آن کار تجربی در این حوزه از «توسعه ی دانشگاهی» می تواند مورد تحلیل قرار گیرد.
۱۹۶۶۶۲.

تصورات تاریخی افلاطون از پیشینیان و ارتباط آن با ریشه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۱ تعداد دانلود : ۶۱۵
چکیده: افلاطون در کراتیلوس و دیگر آثار خود عقایدی متعارض درباب ریشه شناسی ابراز کرده که از دیرباز موجب اختلاف نظر بوده است. وی در کراتیلوس استفاده از ریشه شناسی را منع می کند زیرا به عقیده او مطابقتی میان نامها و چیزها وجود ندارد و تحلیل نام به حروف و هجاهای سازنده اش ماهیت نامیده را آشکار نمی سازد. اما او در دیگر آثار خود در چند مورد به ریشه شناسی نامها پرداخته است که ظاهراً ناقض سخنان قبلی او به نظر می رسد و به همین جهت مفسران درباب موافقت یا مخالفت او با ریشه شناسی اختلاف نظر داشته اند. کراتیلوس به زعم اکثر محققان از آثار دوره میانی افلاطون است در حالی که ریشه شناسیهای مذکور در آثار متأخر وی مطرح شده است و این نشان می دهد که او احتمالاً پس از کراتیلوس درباره ریشه شناسی تجدید نظر کرده و به استفاده از این روش گرایش یافته است. ریشه شناسی در کراتیلوس بدین سبب منع شده است که به عقیده افلاطون نامگذاران یونانی ماهیت حقیقی چیزها را نمی شناخته اند و در نتیجه نامهایی که وضع کرده اند ماهیت چیزها را منعکس نمی سازد. نامگذاران که افلاطون معمولاً آنان را قانونگذار می خواند، همان پیشینیانی هستند که علاوه بر نامها، قوانین و سنن و اعتقادات یونانیان را بنیاد گذاشته اند. افلاطون در کراتیلوس و آثار نزدیک به آن به دانش پیشینیان بدگمان است و مخالفت او با ریشه شناسی نیز از نتایج همین بدگمانی است. وی در آثار متأخر خود به علتی نامعلوم از عقیده سابق خود برگشته، فضایل پیشینیان را ستوده و به دانش برتر آنان اذعان کرده است. همزمان با این تغییر عقیده و برخلاف آنچه در کراتیلوس مطرح شده بود، گفته می شود که نامهای یونانی از هر جهت با چیزها مطابقت دارند و این ناشی از دانش نامگذارانی است که به گفته افلاطون ماهیت حقیقی چیزها را می شناخته اند. بر اثر این تغییر عقیده افلاطون به ریشه شناسی گرایش یافته و در آثار این دوره در چندین مورد از این روش استفاده کرده است. بنابراین علت مخالفت و سپس موافقت افلاطون با ریشه شناسی، تغییر عقیده او درباره دانش نامگذاران و پیشینیان بوده است. در این مقاله ضمن گردآوری و تحلیل فقراتی از محاورات افلاطون که در آنها به موضوع نامها، نامگذاران و پیشینیان اشاره می شود، ارتباط میان این موضوعات و سیر تدریجی تغییر عقیده او بررسی خواهد شد.
۱۹۶۶۶۳.

استدلال قیاسی و سیاست گذاری خارجی؛ مطالعه موردی: قیاس های تاریخی مورد استفاده قیاسگران خارجی درباره مسئله هسته ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۸ تعداد دانلود : ۵۲۵
مسئله هسته ای به عنوان یکی از مسائل مهم سیاست خارجی ایران توسط پژوهشگران این حوزه و بر اساس رویکردهای نظری مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. استدلال قیاسی یکی از رویکردهای شناختی در تحلیل سیاست خارجی است که در تحلیل سیاست خارجی ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر این است که با استفاده از رویکرد استدلال قیاسی، قیاسهای تاریخی به کار گرفته شده درباره مسئله هسته ای ایران بین سال های 2016-2003 را بررسی کرده و تلاش کرده نشان دهد چگونه مقامات دولتی و تحلیلگران خارج از ایران، در مواجهه با رویداد جاری مسئله هسته ای ایران از گذر قیاس این رویداد با رویدادهای تاریخی، نبردی قیاسی را شکل داده اند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که «قیاس مونیخ»، «قیاس یالتا»، «قیاس نیکسون-چین کمونیست»، «قیاس اتحاد شوروی»، «قیاس ریکیاویک» و «قیاس کره شمالی»، قیاس هایی هستند که قیاسگران با بهره گیری از آنها، استدلال های خود را در مواجهه با موقعیت جاری «مسئله هسته ای ایران» مبنی بر موافقت یا مخالفت با مذاکرات هسته ای، بیان و از این طریق کوشیده اند به تبیین یا توجیه سیاست های خود و اقناع افکار عمومی بپردازند.
۱۹۶۶۶۴.

عوامل مؤثر بر ارتباط و نشانه شناسی در معماری - (مطالعه موردی مسجد کبود تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۵ تعداد دانلود : ۹۰۵
نشانه شناسی دانشی با هدف چگونگی معنایابی نشانه ای است و خود نمود عینی از مفهوم یا پدیده ای غایب جهت برقراری ارتباط با مخاطب می باشد. رومن یاکوبسن و امبرتو اکو نشانه شناسی را برآمده از زبان می دانستند؛ یاکوبسن نشانه شناسی را فرایند معنی دار شدن بر اساس متن و اکو نشانه شناسی معماری را پدیده ای فرهنگی و ابزاری برای برقراری ارتباط معرفی کرده اند؛ شهرها در جوامع اسلامی نشانه هایی دارند و مسجد شاخص ترین نمود معماری در این شهرها می باشد و استفاده از عناصر کالبدی آن باعث شده است تا به عنوان ابزار ارتباط با ذهن مخاطب شناخته شود، به گونه ای که با دربرداشتن این نشانه ها برای ساکنان قابل درک هستند. هدف این پژوهش تحلیل عناصری در معماری مساجد است که درگذر زمان تبدیل به نشانه ارتباطی در شهرها شده اند تا به این سؤال پاسخ داده شود: عناصر کالبدی معماری با چه مؤلفه هایی ابزار برقراری ارتباط معنایی شده اند؟ تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی بر پایه تحلیل مؤلفه های نظریه ارتباط کلامی یاکوبسن شامل موضوع، پیام، فرستنده، گیرنده، مجرای ارتباطی و رمزگان در نشانه شناسی و تطبیق آن ها با دیدگاه اکو در نشانه شناسی معماری پژوهش شده است و این عوامل در نشانه های به کاررفته در مسجد کبود تبریز به عنوان نمونه موردی جهت استخراج چگونگی برقراری ارتباط موردمطالعه قرار گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که با تعمیم نظریه یاکوبسن، عوامل موثر بر ارتباط شامل زمینه فرهنگی و اجتماعی، کارکرد نمادین، رمزگان های معماری، کاربرد صریح، ابزار برقراری ارتباط و رمزگان های فرامعماری میباشند. با بررسی این عوامل در مسجد کبود می توان به رابطه مستقیم عوامل یاد شده با ایجاد ارتباط نزد مخاطبان پی برد.
۱۹۶۶۶۵.

Obama’s “Pivot to Asia” Policy (2011- 2016): the Case of China(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۴ تعداد دانلود : ۴۷۹
It has been argued and stated that the 21st century is America's Pacific Century, the century or millennium of Asia, and century or era of China, the inevitable superpower. This paper explains the essence of the new changes when the Pivot Policy was announced by President Obama in 2011. The main question discussed is therefore the following: ‘Why (and how) did President Obama adopt (and implement) the Pivot to Asia policy in 2011?’ One probable answer to this question is that President Obama intended to prevent China’s hegemony in East Asia through the Pivot Policy; however, China’s hegemony was carried out by economic and military levers. The theory applied is Joseph Nye’s “Liberal Realism,” because the Pivot as a question of foreign policy is considered to be part of Realism and Liberalism simultaneously, and can be used for analysis at both global and domestic levels. The methodology used in this research is a mix methodology of Qualitative Content Analysis and Case study. The “Pivot” or “Rebalance” to Asia is a policy based on significant changes such as the rise of China and the US relative decline, at global and domestic levels, respectively. The Pivot is a regional coherent strategy from the Indian ocean to the Americas, a strategy of cooperation and competition toward China, implemented through smart leadership, rather than hegemony by economic and military tools like modern alliances, partnerships and institutions in order to prevent “China’s hegemony” and lead it to a responsible emerging power when in the half of the millennium, 2050, it reaches its peak of progress. The U.S. tries to maintain its worldwide leadership status up to the 22th century through the implementation of the Pivot Policy in 2011.
۱۹۶۶۶۶.

شناسایی و پایش ناپایداری دامنه ای به روش پردازش اینترفرومتری تفاضلی در حوضه آبریز طالقان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۵ تعداد دانلود : ۵۰۷
امروزه، اینترفرومتری تفاضلی راداری(DInSAR) به عنوان یکی از روش های کارآمد در اندازه  گیری جابجایی سطح زمین محسوب میشود. به طوری که با استفاده از این فناوری، امکان پایش حرکات کوچک سطح زمین به صورت پیوسته، با دقت بالا و در گستره وسیعی امکان پذیراست. در این پژوهش، از تکنیک اینترفرومتری تفاضلی بر اساس سری زمانی 29 تصویر راداری سنجنده ASAR ماهواره Envisat در بازه زمانی سال 2003 الی 2009 جهت شناسایی و پایش مناطق ناپایدار حوضه آبریز طالقان استفاده گردید. نتایج حاصله از این تحقیق بر اساس مشاهدات میدانی مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس نتایج این تحقیق 17 پهنه ناپایدار در بازه زمانی فوق شناسایی شد که بزرگترین آن ها از نوع لغزش مرکب میناوند با میزان جابجایی 5/2 سانتی متر در این مدت جابجایی داشته است و همچنین کوچکترین پهنه لغزشی به نام لغزش زیدشت از نوع چرخشی با 5/1 سانتی متر در بازه زمانی فوق جابجایی داشته است . انطباق موقعیت مکانی زمین لغزش های شناسایی با برخی مناطق لغزشی قدیمی بیانگر فعالی بودن پهنه های لغزشی پیشین منطقه است. از نظر توزیع مکانی، مناطق لغزشی شناسایی شده عمدتاً در مجاورت شبکه زهکشی و مناطق مسکونی حوضه قرار داشته و این امر ضمن اشاره به تأثیر شبکه زهکشی در وقوع ناپایداری دامنه ای، در ارتباط با جابجایی و انتقال مواد گسیخته شده به داخل شبکه هیدروگرافی و افزایش بار رسوبی رودخانه و دریاچه سد طالقان نیز حائز اهمیت است.نتایج به دست آمده در این بازه زمانی حاکی از آن است مناطق ناپایدار در دامنه های غربی با دقت بالائی نسبت به شیب های شرقی آشکارسازی شده اند.میانگین میزان جابجایی محاسبه شده  این پهنه های لغزشی در این دوره 6- تا 13 میلی متر می باشد. مهم ترین نقطه لغزشی شناسایی شده در دوره اخیر، توده لغزشی میناوند و زیدشت می باشند که در مجاورت سد طالقان و مناطق مسکونی قرار دارند.
۱۹۶۶۶۷.

ارزیابی زمین ساخت فعال نسبی کوه های گرین با استفاده از شاخص های مورفومتری و تحلیل الگوی فرکتالی (نهاوند، باختر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۲ تعداد دانلود : ۶۵۵
هدف از این پژوهش ارزیابی شواهد زمین ساختی تأثیرگذار بر ژئومورفولوژی کنونی کوه های گرین با استفاده از شاخص های مورفومتری و تحلیل های فراکتالی می باشد. رودخانه ها و شبکه زهکشی ازجمله مهم ترین عوارضی هستند که نسبت به تغییرات زمین ساختی بسیار حساس می باشند. جهت بررسی تأثیرات گسل نهاوند بر ژئومورفولوژی شبکه زهکشی، ابتدا محدوده مورد مطالعه به 47 حوضه تقسیم گردید. سپس شاخص های کمی مورفومتری از قبیل شاخص گرادیان - طول رودخانه (SL)، شاخص عدم تقارن حوضه زهکشی (Af)، شاخص تقارن توپوگرافی عرضی (T) و شاخص سینوسیتی جبهه کوهستان (Smf) محاسبه شده است. به منظور تعیین میزان فعالیت زمین ساختی نسبی در منطقه مورد مطالعه، شاخص زمین ساخت فعال نسبی (Iat) محاسبه شده است. همچنین بعد فرکتالی در 6 پهنه در منطقه مورد مطالعه برای الگوی گسل ها و شبکه زهکشی منطقه به روش مربع شمار، نمودارهای Log – Log و استفاده از تحلیل های فرکتالی مربوطه محاسبه شده است. نتایج بدست آمده از بررسی شاخص های مورفومتری و ابعاد فرکتالی برای سیستم گسلی فعال و شبکه زهکشی در کوه های گرین نشان دهنده فعالیت بیشتر بخش مرکزی (در راستای کوه گرین) و بخش جنوبی منطقه (پهنه گسل نهاوند) نسبت به دیگر بخش های منطقه می باشد. به طور کلی می توان بیان نمود که ژئومورفولوژی شبکه زهکشی منطقه مورد مطالعه از نیروهای فعال زمین ساختی تأثیر پذیرفته است.
۱۹۶۶۶۸.

مقایسه و ارزیابی روش های طبقه بندی نظارت شده در استخراج و آشکارسازی تغییرات لند فرم های ژئومورفولوژی حوضه آبریز سجاسرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۴ تعداد دانلود : ۴۷۳
شناخت لند فرم های ژئومورفولوژی و بررسی تحولات و تغییرات آن در همه مناطق بخصوص مناطق کوهستانی در جهت مدیریت محیطی در زمینه های مختلف از نیازهای مهم و ضروری علم ژئومورفولوِژی است. عوامل دینامیک درونی و بیرونی زمین دائماً باعث ایجاد تغییرات در لند فرم های ژئومورفولوژی می شوند. بنابراین شناخت این تحولات و تغییرات جهت مدیریت بهتر در زمینه های مختلف طبیعی و انسانی ضروری است. مناطق کوهستانی به علت صعب العبور بودن مطالعات میدانی را دچار چالش می کنند. علم ژئومورفولوژی نیز همگام با سایر علوم از فنّاوری های روز دنیا مانند علم سنجش از دور جهت تسریع در پیشبرد اهداف و نیازها استفاده می کند. در همین راستا جهت شناسایی لند فرم های سطحی و مهم حوضه آبریز سجاسرود و بررسی روند تغییرات آن در طول سال های 1986 تا 2018 از تصاویر ماهواره ای لندست TM و OLI استفاده گردید. جهت شناسایی لند فرم ها، ضمن بررسی های میدانی از تصاویر نرم افزار گوگل ارث و نقشه های توپوگرافی کمک گرفته شد. سپس از طریق روش های طبقه بندی نظارت شده حداکثر احتمال، شبکه عصبی و ماشین بردار پشتیبان لند فرم های اصلی استخراج گردید. نتایج ارزیابی دقت طبقه بندی را نشان داد. روش حداکثر احتمال با صحت کلی 70/97 و ضریب کاپای 96 درصد در سال های 1986 و 2018 نسبت به دو روش دیگر عملکرد بهتری در تهیه نقشه ژئومورفولوژی و روند تغییرات دارد. برای بررسی روند تغییرات لند فرم ها و آشکارسازی تغییرات در بازه زمانی 32 ساله از نقشه طبقه بندی حداکثر احتمال و الگوریتم MNF در محیط نرم افزار ENVI استفاده گردید. نتایج نهایی نشان داد، پهنه های پوشش گیاهی و دشت آبرفتی به ترتیب با 159/479 و 26/572 درصد افزایش مساحت داشتند. در مقابل کوه ها و تپه ها، پادگانه های آبرفتی، مخروط افکنه ها و آبرفت های جدید با کاهش مساحت مواجه بودند. همچنین نتایج الگوریتم MNF نشان داد بیشترین شدت و سرعت تغییرات مربوط به دشت های آبرفتی، کوه ها، تپه ها و کمترین سرعت تغییرات مربوط به مخروط افکنه ها است.
۱۹۶۶۶۹.

بررسی بالاآمدگی تکتونیکی در کوه های شکراب واقع در شمال بیرجند (خراسان جنوبی) با استفاده از شواهد ریخت زمین ساختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۷ تعداد دانلود : ۴۶۴
ویژگی های ژئومورفیکی ساختارهایی که در نتیجه ی بالاآمدگی تکتونیکی ایجاد می شوند اطلاعات باارزشی در رابطه با نیروهای تکتونیکی به وجود آورنده ی آن ها را فراهم می کنند. منطقه ی مورد مطالعه یکی از سرشاخه های انتهایی گسل نهبندان می باشد که درشرق ایران و شمال بیرجند قرار دارد. هدف از این پژوهش تفکیک مناطق با بالاآمدگی متفاوت در طول کوه های شکراب می باشد، برای رسیدن به هدف پژوهش از داده های صحرایی، داده های توپوگرافی و شاخص های ژئومورفیک استفاده گردید. با استفاده از عملیات صحرایی گسل ها که یکی از مهم ترین ساختارها در منطقه ی مورد مطالعه هستند شناسایی گردید. شاخص های ژئومورفیک که در این پژوهش استفاده گردید شامل: نسبت عرض کف دره به ارتفاع دره (Vf)، انتگرال هیپسومتریک (Hi)، منحنی هیپسومتریک (Hc)، شکل حوضه(Bs)  و زمین ساخت فعال نسبی  (Iat)می باشد. محاسبه ی شاخص Vf در کوه های شکراب نشان می دهد کمترین مقدار شاخص Vf و بیشترین مقدار نرخ بالاآمدگی تکتونیکی مربوط به قسمت غربی و شمال شرقی کوه های شکراب می باشد. بیشترین مقدار شاخص های Hi و Hc مربوط بخش های غربی و شمال شرقی منطقه ی مورد مطالعه می باشد. محاسبه ی شاخص  Bsنشان می دهد بیشترین مقدار شاخص Bs مربوط به بخش غربی کوه های شکراب است، افزایش شاخص Bs و وجود حوضه های کشیده در قسمت های غربی و شمال شرقی کوه های شکراب نشان می دهد که بیشترین بالاآمدگی مربوط به قسمت غربی منطقه ی مورد مطالعه است. نتایج این پژوهش نشان می دهد در مناطقی از کوه های شکراب که شاهد بیشترین تراکم گسل های تراستی هستیم، تحت تاثیر عملکرد مولفه ی فشارشی گسل های تراستی بالاآمدگی تکتونیکی نیز افزایش یافته است. وجود گسل های تراستی در قسمت های غربی و شمال شرقی منطقه ی مورد مطالعه باعث فشارش، بالاآمدگی تکتونیکی و ایجاد دره های V شکل گردیده است.
۱۹۶۶۷۰.

شناسایی فصلی و ماهانه ابرناکی در ایران با بهره گیری از داده های فرآورده ابر سنجنده مودیس ماهواره تررا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۰ تعداد دانلود : ۵۲۴
هدف از این پژوهش، شناسایی توزیع مکانی و برآورد میانگین بلندمدت ابرناکی(روزهای ابری، نیمه ابری و صاف) در مقیاس زمانی فصلی و ماهانه در ایران است. بنابراین، از داده های فراسنج درصدابرپوش در فرآورده ابر سنجنده مودیس تررا (MOD06) استفاده شده است.در این پژوهش، با توجه به نامنظم بودن شبکه ی مختصات جغرافیایی تصاویر روزانه ی مودیس بر فراز کشور، ابتدا داده های درصدابرپوش به شبکه ی منظم 5×5 کیلومتری که بر اساس چارچوب مختصات جغرافیایی ایران تهیه شده بود منتقل گردید تا به واکاوی بلندمدت اقلیمی پوشش ابر پرداخته شود. یافته های پژوهش نشان داد که بیش ترین فراوانی تعداد روزهای ابری در فصل زمستان با 36 روز و کم ترین آن در فصل تابستان با 8/7 روز رخ می دهد. در مقیاس ماهانه، بیش ترین فراوانی روزهای ابری در ماه بهمن با 8/12 روز و کم ترین آن در شهریور با 8/1 روز رخ می دهد. توزیع مکانی پوشش ابر نشان داد که گستره ی بیشینه ی فراوانی تعداد روزهای ابری در فصول بهار، تابستان و پاییز در سواحل جنوبی و غربی دریای خزر است اما در فصل زمستان بر روی ارتفاعات کوهستانی شمال کشور قرار می گیرد، گستره ی کمینه ی روزهای ابری در فصول بهار، پاییز و زمستان در جنوب شرق کشور است اما در فصل تابستان از جنوب و جنوب شرقی کشور جدا می شود و در مناطق مرکزی کشور دیده می شود. گستره ی بیشینه ی روزهای نیمه ابری بر روی ارتفاعات کوهستانی کشور و کمینه ی آن در مناطق جنوبی، مرکزی و پایکوه ها و جلگه ها است. در مجموع، فراوانی تعداد روزهای ابری (روزهای صاف) از شمال به جنوب شرقی کشور کاهش (افزایش) می یابد اما در فصل تابستان در جنوب شرق و شمال تنگه ی هرمز و در فصل زمستان بر روی ارتفاعات کوهستانی شمال کشور افزایش می یابد و جهت کاهشی (افزایشی) روزهای ابری(روزهای صاف) در کشور بر هم می خورد.
۱۹۶۶۷۱.

بررسی پایداری توسعه در منطقه 22 تهران باروش جاپای اکولوژیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۵۶۰
در این تحقیق پایداری توسعه شهری تهران در منطقه 22 به روشی علمی مورد مطالعه قرار گرفت. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش بر اساس محاسبه دو پارامتر ظرفیت زیستی و جای پای اکولوژیک بود. از نظر علمی هنگامی توسعه در منطقه ای پایدار است که میزان این دو پارامتر برابر باشد. برای محاسبه پارامتر ظرفیت زیستی از دو نرم افزار Google Earth و Arc GIS استفاده گردید و مساحت نواحی موجود قابل بهره برداری برای هر یک از مصارف زمین محاسبه شد، ظرفیت زیستی منطقه 22 تهران؛ 005/0 برحسب هکتار جهانی برای هر نفر بدست آمد که با مقایسه آن با ظرفیت زیستی ایران، آسیا و جهان، مشخص گردید که منطقه 22 تهران ظرفیت زیستی بسیار کمتری نسبت به موارد ذکر شده دارد. برای محاسبه میزان جای پای اکولوژیکی منطقه 22 تهران از تراکم جمعیتی و اطلاعات مرتبط با شیوه زندگی مردم استفاده شد و میزان این پارمتر 1/4 برحسب هکتار جهانی برای هر نفر بدست آمد. با مقایسه ی جای پای اکولوژیکی منطقه 22 تهران با میزان متوسط این شاخص در ایران (67/2)، آسیا (8/1) و همچنین در جهان (7/2)، مشخص گردید منطقه 22 تهران جای پای اکولوژیکی بیشتری نسبت به همه ی این موارد داراست که باید جای پای اکولوژیک از طریق تغییر الگوی زندگی و کاهش جمعیت در منطقه کاهش یابد. به علت اختلاف فاحش بین مقادیر ظرفیت زیستی و جای پای اکولوژیکی در این منظقه، وضعیت توسعه؛ ناپایدار ارزیابی گشت. نتایج پژوهش؛ بیان گر میزان مصرف سریع و نابودی باقی مانده منابع طبیعی در منطقه 22 تهران بوده و بر اساس این نتایج؛ برای پایدار شدن توسعه این منطقه، باید بهبود توزیع جمعیت و سیاست های استفاده از منابع طبیعی منطقه بازنگری گردد.
۱۹۶۶۷۲.

سنجش عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی در بافت مرکزی شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۲ تعداد دانلود : ۴۹۹
طرح مسئله : یکی از راهکارهای افزایش کیفیت محیط، توجه به موضوع پیاده مداری و حمایت از فعالیت های اجتماعی و فرهنگی است. بدیهی است ارتقای شاخص های پیاده مداری منوط به برنامه ریزی دقیق در عرصه های مختلف و توجه به جزئیات مؤثر در کیفیت محیط ازجمله فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی است. یکی از راهبردهای موفقیت طرح های توسعه شهری، ارزیابی از دیدگاه ساکنان است. در این مقاله بافت مرکزی شهرکرد، به منزله جامعه آماری پژوهش انتخاب و با نمونه گیری به روش کوکران، عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی در این محدوده بررسی شده است. هدف: هدف مقاله، سنجش میزان رضایت ساکنان بافت مرکزی شهرکرد از عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه های پیاده راهی با استفاده از رویکرد نوشهرسازی است. روش: این مقاله از نوع کاربردی، روش آن توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها، پیمایشی با استفاده از پرسش نامه است. برای تعیین روایی و پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده و تحلیل آن با روش آزمون کروسکال والیس است. نتایج: بررسی موقعیت و عملکرد فضاهای پشتیبان منتخب نشان می دهد پراکنش فضاهای پشتیبان از ساختار پیاده راهی موجود حمایت می کند. بیشترین رضایت مربوط به بناهای تاریخی، مراکز تجاری و پایانه های حمل ونقل عمومی و کمترین رضایت مربوط به فعالیت های فرهنگی هنری، فضاهای سبز و فضاهای تفریحی است. نوآوری: به نظر می رسد تقویت فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی رضایت ساکنان را از کیفیت محیط ارتقا می بخشد و گام مؤثری در مسیر افزایش پیاده مداری است.
۱۹۶۶۷۳.

بررسی و پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با استفاده از داده های ماهواره ای چند زمانه شهر شاندیز (طی سال های 1379-1394)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۵ تعداد دانلود : ۵۷۷
در دهه های اخیر تغییرات سریع کاربری اراضی و پوشش زمین در شهرگردشگری شاندیز که در 15 کیلومتری غرب کلانشهر مشهد در دامنه های بینالود قرار دارد با پیامده ای مهمی مانند تخریب منابع طبیعی، آلودگی های زیست محیطی و رشد نامناسب شهر همراه بوده است. اطلاع از تغییرات کاربری و بررسی علل و عوامل آنها در چند دوره زمانی می تواند بسیار مورد توجه برنامه ریزان و مدیران شهری قرار گیرد. هدف تحقیق بررسی و پیش بینی روند تغییرات کاربری اراضی با استفاده از داده های ماهواره ای چند زمانه شهر شاندیز طی سالهای 1379-1394 می باشد.در این پژوهش تغییرات پوشش زمین در کاربریهای باغات و زمینهای کشاورزی و محدوده های ساخته شده، زمینهای بایر و مراتع با استفاده از تصاویر ماهواره ای لند ست در بازه زمانی سالهای ،1379 -1394 با الگوریتم حداکثر مشابهت، روش نظارت شده و مدل زنجیره مارکوف بررسی شد. درمدل زنجیره مارکوف از کلاس های پوشش به عنوان حالت یا همان وضعیت های زنجیره استفاده شده و( ماتریس مساحت انتقال که نشان دهنده تعداد پیکسل هایی که از هر کلاس به کلاس های دیگر تبدیل شوند) یا همان مقدار وسعتی که از هر کاربری به کاربری دیگر در بازه زمانی 1379-1394 تغییر یافته است. براساس مدل CA مارکوف،پیش بینی مساحت 4 طبقه پوشش زمین در کاربری های ذکر شده در افق1400 مشخص گردید با توجه به خروجی داده ها، مشخص گردید که در طی سالهای 1388،1379 و 1394 مساحت کاربریهای محدوده های ساخته شده و اراضی بایر به شدت افزایش یافته و از مساحت کاربریهای باغات و زمینهای کشاورزی و مراتع کاسته شده است. و مساحت کاربریها در افق 1400 به نسبت سال 1394 نیز به همین گونه می باشد. به طوری مساحت باغات و زمینهای کشاورزی( 63%) ، محدوده های ساخته شده (126%)، اراضی بایر (97%) و مراتع (96%) تغییر خواهد کرد.ا
۱۹۶۶۷۴.

بررسی عوامل مؤثر بر نابرابری سطوح درآمدی روستاییان در چهارچوب مدل سه شاخگی (مورد مطالعه: شهرستان اسلامشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۸ تعداد دانلود : ۱۰۴۳
هدف این مطالعه ارزیابی اهمیت نسبی عوامل مؤثر بر تمایز سطوح مختلف درآمدی و موفقیت سرمایه گذاری در کسب وکارهای کشاورزی در روستاهای شهرستان اسلامشهر است. اثربخشی و سودآوری متفاوت فعالیت کشاورزی، آسیب پراکندگی و تفاوت وضعیت معیشتی کشاورزان و عدم توازن صرفه های اقتصادی بین فعالان کسب وکار کشاورزی در یک منطقه روستایی را تشدید می کند. با توجه به تنوع سطح زیر کشت بهره برداران زراعی در منطقه، روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب و حجم نمونه آماری به تعداد 195 نفر محاسبه و با استفاده از مصاحبه و پرسشنامه ها تکمیل گردید. در این مطالعه بر اساس رهیافت توصیفی و استنباطی، با استفاده از چهارچوب مدل سه وجهی الگوی سه شاخگی و مدل آماری تحلیل تمایزی چندگانه به ارزیابی اهمیت نسبی عوامل مؤثر بر نابرابری سطوح درآمدی کشاورزان روستایی پرداخته شد. نتایج نشان داد که اکثر کشاورزان مالک زمین زراعی بوده و میزان تحصیلات بیشتر آنان در سطح تحصیلات متوسطه و دیپلم است. متوسط تجربه فعالیت کشاورزی حدوداً 20 سال و شغل اصلی غالب آنان کشاورزی است. اکثر زمین های زراعی در منطقه همچنان از روش های سنتی آبیاری استفاده می کنند و بیش از 28 درصد کشاورزان، وضعیت دسترسی به آب را مطلوب نمی دانند. نتایج نشان داد عوامل ساختاری و محیطی مهم ترین عوامل مؤثر بر شکاف درآمدی در سطح کشاورزان می باشند و در شاخه عوامل ساختاری، نوع مالکیت زمین و سطح زیر کشت مهم ترین عامل در احتمال قرار گرفتن در گروه با کمترین درآمد دیگر دارد.
۱۹۶۶۷۵.

گونه شناسی الگوهای ذهنی زنان روستایی در زمینه پبش برنده های توسعه کارآفرینی روستایی : کاربست روش شناسی کیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۵ تعداد دانلود : ۶۴۸
پژوهش حاضر باهدف گونه شناسی الگوهای ذهنی زنان کارآفرین روستایی در زمینه پیش برنده های توسعه کارآفرینی روستایی در سطح استان ایلام با استفاده از روش شناسی کیو انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی، به لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات اکتشافی و ازنظر روش گردآوری دادها، کمی - کیفی از نوع کیو است. مشارکت کنندگان این پژوهش تعداد 26 نفر از زنان کارآفرین روستایی بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. تالار گفتمان پژوهش از پیشینه و مصاحبه گردآوری و تعداد 49 عبارت به عنوان نمونه عبارات کیو انتخاب شد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش به کمک تحلیل عاملی انجام شد. بر اساس یافته های به دست آمده از تحلیل عاملی اکتشافی، ذهنیت های زنان روستایی کارآفرین در زمینه پیش برنده های توسعه کارآفرینی روستایی در 6 دسته ذهنیت کارآفرینانه - آموزشی بازارمحور، اقتصادگرا، محیط گرا، مشارکتی و حمایتی دسته بندی شدند.
۱۹۶۶۷۶.

تحلیل و پیش بینی جمعیت لازم التعلیم دانش آموزی تا افق 1420 براساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن1390 و1395(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۰۴
برنامه ریزی آموزشی بدون هیچ شکی نیازمند شناخت و آگاهی از آمار دانش آموزان در چند سال آینده است، البته این امر تا حدی پیچیده می باشد، زیرا جمعیت ایران به دلیل سیاست های جمعیتی متفاوت در ادوار مختلف از روندهای موجی برخوردار بوده که همین امر مستقیما بر جمعیت لازم التعلیم دانش آموزی اثر گذار است و باید مورد توجه دقیق قرار گیرد. در این مقاله تلاش شده است با توجه به پیش بینی های بین المللی و با استفاده از فرضیات مختلف، جمعیت دانش آموزان لازم التعلیم یا در سن مدرسه به تفکیک دوره های تحصیلی تا سال1420 در یک سناریو محتمل محاسبه و تحلیل گردد، مبنای تحلیل و سال پایه، داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سالهای 1390 و1395 می باشد. در تحلیل های صورت گرفته علاوه بر پیش بینی جمعیت لازم التعلیم به تفکیک سال در کل کشور، پیش بینی های ثبت نام نیز با توجه به نرخ بازماندگی از تحصیل برآورد شده است، اگرچه این نرخ عمدتا در دوره تحصیلی متوسطه دوم میزان اریبی آمار مربوطه را افزایش می دهد. بنابراین پیش بینی ها نشان می دهند جمعیت لازم التعلیم به تفکیک دوره های تحصیلی (ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم) روند سینوسی با شیب کاهشی را تا سال 1420 طی می کند، لذا ضروری است برنامه ریزی در این سالها، با توجه به این روند صورت بگیرد.
۱۹۶۶۷۷.

بررسی اثر تمپو و کوانتوم بر وقایع جمعیّتی و معرّفی روشهایی برای تعدیل شاخص ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶۴ تعداد دانلود : ۵۶۹
اثر تمپو به معنی توّرم یا اُفتِ موقّتی یک واقعه جمعیتی(تولد، ازدواج و فوت) براثر افزایش یا کاهش در میانگین سن وقوع آن رویداد تعریف می شود. تورشِ ناشی از اثر تمپو درمیزان «مرگ ومیر ویژه سنی» و «امید زندگی» به دلیل تغییر در توزیع سنی مرگ ومیرهای نسلی به سمت سنین پیرتر و یا جوان تر رخ می دهد. در خصوص شاخص های باروری نیز، تغییرات در برنامه های باروریِ «نسلی» می تواند روندهای گمراه کننده ای در میزان باروری کل ( TFR ) «مقطعی» ایجاد کند. تشخیص اینکه باروری تا چه اندازه بوسیله اثرات تمپو(زمانی) کاهش یا افزایش می یابد، موضوع بسیار مهمی است؛ چراکه با تعمیم میزان های پایینِ باروری فعلی به آینده، این واقعیت که این میزان ها بر اثر افزایش موقتیِ سنِ فرزندآوری کاهش یافته اند، اغلبناآگاهانه نادیده گرفته می شود. در همین راستا برخی جمعیت شناسان به منظور حذف اثر تمپو(زمانبندی)، راه حل هایی برای تعدیل شاخص باروری کل ارائه داده اند که به تناسب داده های موجود و مورد نیاز، قابل استفاده می باشند. در این مقاله به شیوه مرور دیدگاه صاحبنظران جمعیت شناسی، ابتدا اثرات تمپو و کوانتوم بر شاخص های مرگ و میرو باروری مورد بررسی قرار می گیرد و سپس روشها و تکنیکهای محاسبه شاخص باروری «تعدیل شده زمانی [1] » معرفی می گردد. 2-Tempo- Adjusted
۱۹۶۶۷۸.

هرمنوتیکِ ریکور و گفتگویی دوسویه با نظریه ادبی ساختارگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۱ تعداد دانلود : ۵۴۱
علم هرمنوتیک در بستر تاریخی خود، دستخوش قرائت های پرشمار، مباحثات و منازعات بسیاری بوده است. به شکل خلاصه می توان دو رویکرد عمده در حوزه ی هرمنوتیک معاصر را اینگونه از هم بازشناخت: هرمنوتیکِ رمانتیک و هرمنوتیک پدیدارشناسانه. در این میان، پُل ریکور فیلسوف معاصر فرانسوی، به شکل قابل توجهی خوانش مخصوص به خودش از هرمنوتیک فلسفی را ارائه داد، به طوری که هرمنوتیکِ هستی شناسانه او سودای جمع آراء فیلسوفان دو رویکرد عمده ی هرمنوتیکِ معاصر را در سر دارد. آنچه در مقاله ی حاضر مورد بررسی قرار گرفته، نگاه خاص ریکور و مُدل جدید هرمنوتیک فلسفی اش است، که او را وارد گفتگویی دوسویه با نظریه ی ادبی ساختارگرا نمود؛ بطوری که از طرفی وی عطف توجه به عناصری ساختاری متن و نگاه عینی گرایانه ساختارگرایان در جهت تقلیل خوانش های ممکنِ متن را می ستود و از سوی دیگر اصرار مفرط آنان بر این تقلیل، که به حذف جایگاه خواننده متن می انجامید و همچنین صرفِ توجه به بُعد نشانه شناسانه ی متن (در ذیلِ نظامِ لانگِ سوسوری) و کوشش در جهت دست یابی به ساختارِ نهاییِ متن را تقبیح می نمود. برخورد ویژه ی ریکور با ساختارگرایی البته هم محصولِ قرائتِ جدید او از هرمنوتیک فلسفی و هم نظریه ی تفسیری اش (مُدل قوسِ هرمنوتیکی ) است؛ مُدلی که هم نگاه عینی و ساختاری به متن را توجیه می نماید و هم جایگاه ذهنیّت و سوبژکتیویته را حفظ کرده است. لذا در ادامه این موضوع مورد بررسی و ایضاح قرار می گیرد که نظریه ی تفسیری ریکور چگونه با دست یازیدن به دستاوردهای متنوّع در حوزه ی زبان شناسی و ساختارگرایی، به نظریه ای ترکیبی درباره ی تفسیر متن منتهی شد؛ نظریه ای که از یک سو می توان آنرا مُدلی میانجی گرایانه در تقابل بین هرمنوتیکِ روش مند و هرمنوتیکِ زمینه گرا دانست و از سوی دیگر واجدِ برخوردی دوسویه با نظریه ی ادبی ساختارگرا.
۱۹۶۶۷۹.

انسجام پیوندی " وجلوه های زیبایی آن در مقامه ساویّه "حریری" براساس نظریه هالیدی و رقیه حسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۲ تعداد دانلود : ۵۷۶
«هالیدی و رقیه حسن» در سال 1976 نظریه انسجام متنی را مطرح کردند. آن ها انسجام را یک مفهوم معنایی می دانند که از طریق نشانه های انسجامی (عناصر دستوری، واژگانی و پیوندی) میان اجزاء متن، ارتباط معنایی ایجاد می کند و ادات پیوندی یا ربط به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای انسجامی که عبارت است از: «وجود ارتباط معنایی و منطقی بین جمله های یک متن»، نقشی به مراتب مهم تر از عناصر واژگانی و دستوری دارد؛ چون این ارتباط بر پایه منطق استوار است و خواننده باید رابطه منطقی بین مطالب را تحلیل نماید تا پیوستگی معنایی و ارتباط بین جملات را دریافت کند. مقامات یکی از فنون نثر داستانی به شمار می آید که عده ای ازجمله زکی مبارک معتقدند، مقامات به خاطر هنرنمایی ادبی نویسنده از انسجام لازم برخوردار نیست. در این مقاله تلاش شده است تا با روش توصیفی_تحلیلی یکی از عوامل انسجامی یعنی، انسجام پیوندی با زیر شاخه های اضافی، سببی، تقابلی و زمانی مورد بررسی قرار گیرد و تعیین نماید کدام یک از این زیرشاخه ها بیشترین بسامد را در مقامات حریری دارد. علاوه بر آن، تسلط نویسنده در بهره گیری از توانایی های زبان و ایجاد نثری آهنگین چه تأثیری در زیبایی انسجام پیوندی متن گذاشته است؟ ازجمله نتایج مهم تحقیق این است که بسامد بالای ارتباط پیوندی به ویژه اضافی و سببی در سراسر داستان مشهود است و رابطه زمانی بعد از رابطه اضافی مانند زنجیره ای، رویدادهای داستان را که اشاره به مرگ و جدایی دارد به هم متصل می کند، کارکرد ادوات پیوندی، علاوه بر جنبه زیباشناختی، انسجام بخشی معنایی در مقامه است.
۱۹۶۶۸۰.

بازنمایی معناهای فضاهای شهری اردبیل دوره صفویه با نظریه فرهنگی هال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۸ تعداد دانلود : ۸۱۴
فرهنگ هر شهر هم الگوی پدیداری شهر است و هم حامل حال وهوا و فضای معنایی است که شهر در درون آن توسعه و تحول می یابد. از این رو فرهنگ شهر عبارت است از نظام معنا یا نمادهای معنادار و یا معانی نمادین و الگوی کالبدی آن. بنابراین راهبرد اساسی در شناسایی فرهنگ شهری، توجه به انواع یا اشکال گوناگون فضاهای شهری و معانی و مفاهیم آن هاست. در این راستا، مطالعه فرهنگی شهرهای تاریخی زمینه مناسبی جهت درک تحولات تاریخی و دگردیسی شهر و شناخت فرهنگ شهرسازی جامعه می باشد. شهر اردبیل از شهرهای تاریخی مهم است که در دوره صفویه به غنای فرهنگی خاصی رسیده و نقش مهمی در فرهنگ شهرسازی آن دوره ایفا نموده است. لذا شناخت کامل مراحل تکوین و تکامل فضاهای شهر، همچنین ارتباط بازنمایی معنا و فرهنگ در این دوره ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر با روش اکتشافی- اسنادی و با استفاده از مدار فرهنگی استوارت هال، با هدف بررسی بازنمایی معناهای فضاهای مهم شهری اردبیلِ دوره صفویه جهت دستیابی به الگوی فرهنگی آن انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بقعه شیخ صفی الدین به دلیل قداست معنایی، به شهر هویت مقدس بخشیده و بازار به عنوان ستون فقرات شهر دلالت بر مکنت آن داشته و همچنین جمعه مسجد نیز یکپارچگی مکانی- معنایی شهر را بازنمایی می کرده است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که بازنمایی معانی فضاهای شهر اردبیل در دوره صفویه پیوند تنگاتنگی با مناسبات قدرت داشت و فرهنگ شهر بر اساس نظام دینی مبتنی بر مشروعیت حکومت شیعی صفویه نمود پیدا کرده بود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان