ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۵۵۴٬۰۳۹ مورد.
۱۶۱.

تأثیر کارایی عملیاتی موقت و پایدار بر عملکرد کوتاه مدت و ارزش شرکت براساس تابع مرزی تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۱
افزایش فزاینده علاقه به ایجاد ارزش به افزایش فشار سهام داران به شرکت ها برای بهبود کارایی عملیاتی منجر شده است. در چنین شرایطی، شرکت ها با هدف ارزش آفرینی و افزایش سهم خود از بازار در جهت پویایی و موفقیت آتی خود، باید از منابع موجود واحد تجاری به صورت کارا و مؤثر استفاده کنند؛ بنابراین، بر پایه این استدلال، پژوهش حاضر تأثیر کارایی عملیاتی موقت و پایدار را بر عملکرد و ارزش شرکت بررسی کرده است. برای سنجش کارایی عملیاتی موقت و پایدار از تابع مرزی تصادفی و رویکرد چندمرحله ای کومباکار و همکاران (Kumbhakar et al., 2014) استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده از نمونه ای شامل 167 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1385 تا 1401 و با بهره گیری از تابع مرزی تصادفی و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرم افزار استتا نسخه 17 بررسی شد. یافته ها نشان داد که متغیرهای بهای تمام شده کالای فروش رفته، دارایی های ثابت مشهود و هزینه های فروش، اداری و عمومی با تأثیر مثبت بر جریان های نقدی شرکت نقش تعیین کننده ای در اندازه گیری و تفکیک کارایی عملیاتی پایدار و موقت شرکت دارد؛ اما دارایی های نامشهود نقش مؤثری در تبیین کارایی عملیاتی ندارد. در ادامه نتایج پژوهش نشان داد که کارایی عملیاتی پایدار شرکت، تأثیر منفی بر بازده دارایی های شرکت (عملکرد کوتاه مدت) دارد و با افزایش کارایی عملیاتی پایدار، شاخص کیوتوبین نیز کاهش پیدا می کند؛ اما کارایی عملیاتی موقت تأثیر مثبتی بر بازده دارایی ها دارد. از طرفی، کارایی عملیاتی موقت، تأثیری بر ارزش بازار شرکت ندارد. نوآوری این پژوهش در به کارگیری تابع مرزی تصادفی و رویکرد چندمرحله ای کومباکار و همکاران (Kumbhakar et al., 2014) در سنجش کارایی عملیاتی موقت و پایدار شرکت ها است؛ علاوه براین، متغیرهای تعیین کننده کارایی عملیاتی موقت و پایدار شناسایی شدند و تأثیر اجزای کارایی عملیاتی بر سودآوری و ارزش شرکت بررسی شد. در تبیین نتایج می توان گفت که سیاست های مدیریت، بیشتر در جهت نتایج کوتاه مدت تدوین و اجرا شده است و ارزش آفرینی در بلندمدت و در بازار، هدف اصلی مدیریت نبوده است؛ بنابراین، بیشتر شرکت ها با افزایش سطح کارایی موقت (در یک سال) در تلاش هستند که حتی با فروش های غیرنقدی و مخارج غیرسرمایه ای سود کسب کنند، حتی اگر اندک باشد. نتایج پژوهش حاضر می تواند برای سرمایه گذاران، تحلیلگران، مدیران، کارآفرینان و سیاست گذاران بازار مفید باشد.
۱۶۲.

More than Helping: Exploring Youth Motivations and Meaningful Co-Creation in Volunteer Tourism(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵
This study explores how volunteer tourism fosters empathy and meaningful impact by examining the motivations and experiences of young participants in Ho Chi Minh City, Vietnam. Drawing on data from 522 youth engaged in volunteer tourism, the research focuses on three key dimensions: support for local communities, altruistic values, and the desire for co-created, emotionally rich experiences. The findings indicate that participants are not only motivated by a commitment to address social, economic, and environmental challenges, but also by a deep sense of empathy, ethical responsibility, and a need for cultural immersion. Emotional safety, mutual understanding, and interpersonal connection emerged as critical components of a meaningful volunteer tourism experience. The results also revealed statistically significant differences across demographic groups, underscoring the need for inclusive and adaptive program designs in volunteer tourism initiatives. Theoretically, the study contributes to a more holistic understanding of youth volunteer tourism by integrating emotional, ethical, and experiential perspectives. Practically, it calls for volunteer program designs that balance service activities with opportunities for personal growth, cross-cultural learning, and sustained community engagement .
۱۶۳.

رهیافت میان رشته ای در خوانش حس مکان از منظر هنر های معماری و سینما(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۸
حس مکان، به عنوان مفهومی میان رشته ای و چندلایه، نقشی محوری در درک تجربه زیسته انسان ایفا می کند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی و بهره گیری از روش تحلیل تطبیقی، به بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری حس مکان در دو حوزه معماری و سینما می پردازد و با تکیه بر ظرفیت های تحلیلی مطالعات میان رشته ای، چارچوبی برای خوانش این پدیده ارائه می دهد. هدف اصلی پژوهش، تبیین بنیان های مشترک حس مکان در قالب رویکرد میان رشته ای است. این مطالعه به عنوان نمونه ای از به کارگیری رویکرد میان رشته ای در علوم انسانی، هم به توسعه روش شناسی تحقیق میان رشته ای و هم به درک عمیق تر مفهوم حس مکان کمک می کند. در این راستا، سه بعد فیزیکی، فعالیتی و معنایی به عنوان ابعاد اصلی تحلیل انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد سازوکارهای شکل گیری حس مکان در هر دو حوزه، از الگویی مشابه پیروی می کنند و از طریق تعامل عناصر کالبدی، رفتاری و معنایی، موجب تجربه ای یکپارچه و معنامند می شوند. پژوهش حاضر بر ظرفیت هم افزای معماری و سینما در خلق فضاهای معنادار و روایت محور تأکید دارد و رهیافت میان رشته ای را ابزاری کارآمد برای فهم پیچیدگی های تجربه مکان در بسترهای فرهنگی و اجتماعی معاصر معرفی می کند.
۱۶۴.

صحنه آرایی فضایی و روایت در معماری: مقایسه رویکرد رخدادمحور چومی با روایت محوری پسارا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۵
بیان مسئله: توجه به روایت و صحنه آرایی فضایی در معماری معاصر، امکانی تازه برای تفسیر و سازمان دهی تعاملی فضا فراهم کرده است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی دو رویکرد نظری شاخص، یعنی رخدادمحوری در اندیشه برنارد چومی و روایت محوری در نظریه سوفیا پسارا انجام شده است تا ظرفیت های صحنه آرایی فضایی را در طراحی معماری روایت محور تبیین کند. روش پژوهش: این مطالعه با روش کیفی، مبتنی بر تحلیل تطبیقی نظری مفهومی و تحلیل گفتمانی انجام شده است. داده ها ازطریق مرور متون تخصصی و تحلیل نمونه های شاخص (مانند پارک دولاویلت چومی و پروژه های منتخب پسارا) گردآوری و با معیارهای ساختار روایی، کنش کاربر و فرم فضایی مقایسه شده اند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد معماری رخدادمحور چومی بر خلق گسست، تنش و تعامل میان فضا و رخداد تأکید دارد، درحالی که پسارا بر روایت چندلایه، تفسیرپذیری و تجربه محوری فضایی تمرکز می کند. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تلفیق این دو رویکرد می تواند الگوهای نوینی برای معماری فرهنگی و عمومی معاصر ارائه دهد. این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در فرایند طراحی معماری با رویکرد روایت محور و استفاده از ابزارهای نشانه شناختی و تحلیلی برای خلق فضاهای معنادار و مشارکتی تأکید می کند.
۱۶۵.

ارزیابی ریسک و تحلیل تهدید برای زیرساخت های درمانی در منطقه ساحلی مکران با رویکرد پدافند غیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۳
بیان مسئله: در سال های اخیر، افزایش بلایای طبیعی و تهدیدات انسان ساز، زیرساخت های درمانی را به عنوان عناصر کلیدی نظام سلامت و مدیریت بحران با چالش های اساسی مواجه کرده است. منطقه ساحلی مکران به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک، قرارگیری بر پهنه گسل فعال و مجاورت با دریا، از آسیب پذیرترین نواحی کشور محسوب می شود. این پژوهش با رویکرد پدافند غیرعامل، به ارزیابی ریسک و تحلیل تهدیدات مؤثر بر زیرساخت های درمانی منطقه می پردازد.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش شناسایی تهدیدات طبیعی و انسانی منطقه و ارائه راهکارهای مدیریتی به منظور کاهش آسیب پذیری و افزایش تاب آوری مراکز درمانی است. روش پژوهش: این پژوهش با طرح ترکیبی تبیینی- متوالی اجرا شد. در مرحله کیفی، ۱۰ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران درمانی، متخصصان پدافند غیرعامل و کارشناسان مدیریت بحران انجام شد. در مرحله کمی، ۵۰ پرسش نامه محقق ساخته بین کارشناسان و مدیران مراکز درمانی منطقه توزیع شد. داده ها با تحلیل مضمون، آمار توصیفی و رگرسیون چندگانه بررسی شدند.نتیجه گیری: براساس یافته ها، تقویت سیستم های هشدار سریع، آموزش مداوم کارکنان، مقاوم سازی فیزیکی زیرساخت ها و تأمین منابع تجهیزاتی می تواند به طور مستقیم آسیب پذیری مراکز درمانی مکران را کاهش دهد. نوآوری این مطالعه در آن است که برای نخستین بار تهدیدات ترکیبی طبیعی و انسانی بر زیرساخت های درمانی مکران را با رویکرد پدافند غیرعامل مدل سازی کرده است. نتایج می تواند مبنای سیاست گذاری عملی برای افزایش تاب آوری زیرساخت های درمانی در سایر مناطق پرخطر مشابه باشد.
۱۶۶.

معماری به مثابه رسانه ای برای بازنمایی زمان در نقاشی؛ مطالعه ای تطبیقی بر ساختارهای فضایی در آثار جنید بغدادی و مازاتچو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
زمان، به عنوان یکی از پیچیده ترین مفاهیم در تاریخ اندیشه بشری، همواره مورد توجه اندیشمندان حوزه های مختلف بوده است. این پیچیدگی ذاتی سبب شده است تا بازنمایی های فلسفی زمان در آثار هنری به یکی از مباحث کلیدی در مطالعات میان رشته ای تبدیل شود. فهم سازوکارهای این بازنمایی ها ضمن درک عمیق تر جهان بینی های حاکم بر دوران های هنری، زمینه تازه ای برای تحلیل فلسفی آثار هنری می گشاید. پژوهش، به بررسی بازنمایی ماهیت فیزیکی زمان در نقاشی های قرن پانزدهم میلادی می پردازد. این مطالعه که بر دو مکتب هنری شرق و غرب (نگارگری ایرانی با محوریت آثار جنید بغدادی و رنسانس ایتالیایی با تأکید بر آثار مازاتچو) تمرکز دارد، تفاوت های فرهنگی در ادراک زمان را برجسته می کند و پیوندهای فلسفی- هنری را آشکار می سازد. این پژوهش بنیادی با رویکرد کیفی- تطبیقی، به تحلیل شش اثر شاخص از جنید بغدادی و مازاتچو می پردازد. داده ها به روش کتابخانه ای گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی، عناصر بصری و معنایی آثار با محوریت «معماری در نقاشی» به عنوان واسطی کلیدی، واکاوی شده اند. در نهایت، از رهگذر مقایسه تطبیقی، شباهت ها و تفاوت های نگرش این دو مکتب به مفهوم زمان استنباط شده است. تحلیل تطبیقی آثار، دو نظام بازنمایی متمایز از مفهوم زمان را آشکار ساخت. در مکتب غربی (مازاتچو)، زمان به صورت خطی و لحظه ای و با ابزارهایی چون پرسپکتیو تک نقطه ای، معماری واقع گرا و عمق فیزیکی بازنمایی شده که بازتاب جهان بینی ارسطویی و انسان محور رنسانس است. در مقابل، مکتب شرقی (جنید بغدادی) با استفاده از پرسپکتیو مقامی، معماری نمادین و بازنمایی هم زمان رویدادها، زمان را به شکلی چرخه ای و فرازمانی ارائه می دهد که ریشه در حکمت اشراقی و نگرش عرفانی دارد. این دو شیوه بازنمایی، به ترتیب، همخوانی پیش بینانه ای با مفاهیم فیزیک نیوتنی و نسبیت انیشتینی نشان می دهند. این پژوهش از رهگذر تأکید بر پیوند جهان بینی های فلسفی و بیان هنری، افق های تازه ای در مطالعات میان رشته ای فلسفه هنر، تاریخ علم و نشانه شناسی تصویری می گشاید..
۱۶۷.

سیاست هژمونی سازی چین و بازنمایی آن در آفریقا؛ کنش ها و واکنش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه و اهداف: بحث در خصوص جایگاه چین در ساختار نظام بین الملل کنونی، همچنان یکی از مسائل کلیدی برای تحلیلگران سیاست خارجی است. این مقاله به این پرسش اصلی می پردازد که چین چگونه به ایجاد و تثبیت هژمونی خود در سطح جهانی می اندیشد و آفریقا در این راهبرد چه نقش و جایگاهی دارد؟ هدف اصلی این پژوهش، ارائه تحلیلی انتقادی از روابط چین و آفریقا فراتر از ابعاد صرفاً اقتصادی یا ژئوپلیتیکی، با تمرکز بر چگونگی شکل گیری، حفظ و به چالش کشیده شدن هژمونی احتمالی چین در این قاره است. فرضیه تحقیق بر این مبناست که نفوذ چین در آفریقا، تلاشی برای ایجاد موقعیت مسلط از طریق سازوکارهای «رضایت» و «اجبار» است که با کنشگری فعالانه بازیگران آفریقایی مواجه می شود. این فرآیند که در قالب «جنگ موضعی» گرامشی قابل تحلیل است، روابط را پویا و همواره در معرض مذاکره قرار می دهد. این پژوهش با بهره گیری از نظریه هژمونی آنتونیو گرامشی، به بررسی لایه های پنهان قدرت، رهبری فکری و فرهنگی، و کنترل جامعه مدنی می پردازد تا درکی عمیق تر از پدیده نفوذ روزافزون چین ارائه دهد. روش: تحقیق حاضر کیفی و از نوع تحلیلی است و از روش تحلیل مضمون برای شناسایی الگوهای کلیدی بهره می برد. داده ها از منابع کتابخانه ای، اسناد علمی، گزارش های رسمی و متون مرتبط گردآوری شده اند. فرآیند تحلیل شامل مراحل آشنایی با داده ها، ایجاد کدهای اولیه، جستجوی مضامین، بازبینی و تعریف مضامین، و در نهایت، تهیه گزارش نهایی است. چارچوب نظری بر مفاهیم گرامشی مانند هژمونی، رضایت و اجبار، ایدئولوژی ارگانیک، روشنفکران ارگانیک، بلوک تاریخی و جنگ موضعی استوار است. در بخش پیشینه پژوهش، با مرور ادبیات موجود، نوآوری تحقیق در به کارگیری یکپارچه نظریه گرامشی برای تحلیل نفوذ چین برجسته می شود. ساختار مقاله شامل مبانی نظری، پیشینه، روش شناسی، یافته ها و نتیجه گیری است و برای سازماندهی تحلیل از جدول مضامین استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که استراتژی چین در آفریقا ترکیبی هوشمندانه از «رضایت» و «اجبار» است. این راهبرد شامل سرمایه گذاری های کلان زیرساختی (مانند راه آهن و بنادر)، ارائه وام های گسترده (۱۵۳ میلیارد دلار بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲)، و ترویج گفتمان هایی نظیر «همکاری برد-برد» و «همبستگی جنوب-جنوب» از طریق رسانه های دولتی، مؤسسات کنفوسیوس و مجمع همکاری چین و آفریقا (FOCAC) می شود. این اقدامات، ضمن پرورش یک ایدئولوژی ارگانیک و هم راستا کردن نخبگان، با نگرانی هایی مانند «دیپلماسی تله بدهی» و عدم شفافیت همراه است. در مقابل، کنشگری آفریقایی ها در قالب یک «جنگ موضعی» – شامل روزنامه نگاری تحقیقی، فعالیت های جامعه مدنی، اتحادیه های کارگری، تحقیقات آکادمیک و ابتکارات پان آفریقایی مانند «دستور کار ۲۰۶۳» – هژمونی چین را به چالش می کشد. نخبگان آفریقایی (مانند پل کاگامه در رواندا) به طور استراتژیک با چین تعامل می کنند، در حالی که جامعه مدنی بر مسائل کاری، زیست محیطی و خطر وابستگی تمرکز دارد. این تعاملات، ماهیت پویا و غیریک طرفه روابط را آشکار می سازد. نتیجه گیری: هژمونی چین در آفریقا نه یک سلطه مستقیم استعماری، بلکه نوعی نوین و مبتنی بر رضایت اقتصادی، همسویی ایدئولوژیک و وابستگی است که با چالش های مداوم از سوی بازیگران آفریقایی مواجه می شود. این فرآیند نشان دهنده پویایی روابطی است که آینده آن به شدت به عاملیت آفریقایی ها، تحولات جهانی و توانایی چین در حفظ رضایت وابسته است. پیشنهاد می شود تحقیقات آینده بر مطالعات موردی کشورهای خاص و نقش روشنفکران ارگانیک متمرکز شوند تا تنوع تأثیرات و پاسخ ها بهتر درک شود. این تحلیل تأکید می کند که هژمونی همواره در حال مذاکره است و آفریقا می تواند از طریق «جنگ موضعی»، جایگاه خود را در نظم جهانی بازتعریف کند.
۱۶۸.

استقلال متوازن پوینده؛ بازتعریف سیاست منطقه ای ایران در نظم چندقطبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۷
تحولات ژئوپلیتیکی و پیشرفت های فناورانه در سال های اخیر، فضای سیاست خارجی ایران را به محیطی پیچیده، چندلایه و در حال تحول تبدیل کرده اند که بازتعریف سیاست منطقه ای را اجتناب ناپذیر می سازد. گذار نظم بین المللی از وضعیت تک قطبی به ساختار چندقطبی، ظهور قدرت های نوظهور منطقه ای و جهانی و شکل گیری انقلاب صنعتی پنجم، شرایط و فرصت های نوینی را برای ایران به عنوان یک بازیگر میانی فراهم کرده اند، در حالی که تهدیدهای متنوع و پیچیده نیز بر اهمیت تدوین سیاستی انعطاف پذیر و هوشمندانه تأکید دارند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی نوین برای بازتعریف سیاست منطقه ای ایران، مفهوم «استقلال متوازن پوینده» را معرفی می کند. این چارچوب بر سه مؤلفه اصلی تأکید دارد: استقلال راهبردی، موازنه چندلایه و پویندگی کنشگری. هدف این مدل، ایجاد توازنی میان حفظ استقلال ملی و امکان تعامل فعال، هوشمندانه و موازنه گرایانه با قدرت های بزرگ و بازیگران منطقه ای است، به گونه ای که جایگاه ایران در نظم بین المللی چندقطبی تقویت شود و توانایی مدیریت تهدیدها و بهره برداری از فرصت های ژئوپلیتیکی افزایش یابد. روش پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر تحلیل تبیینی داده ها است. داده ها از منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و گزارش های رسمی گردآوری شده اند و با استفاده از روش های تحلیل مفهومی و تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته اند. این تحلیل با بهره گیری از نظریه های روابط بین الملل، از جمله واقع گرایی، نئولیبرالیسم و سازه انگاری، امکان مطالعه تعامل میان قدرت سخت، قدرت نرم و هویت تمدنی ایران را فراهم می کند. به این ترتیب، پژوهش می تواند ساختار و اهمیت استقلال، موازنه و پویندگی را در سیاست منطقه ای ایران به طور دقیق تبیین کند و چارچوب عملیاتی مناسبی برای سیاست گذاری آینده ارائه دهد. یافته های پژوهش نشان می دهند که تحقق «استقلال متوازن پوینده» مستلزم توجه همزمان به چند محور اصلی است. نخست، دیپلماسی چندسطحی که بتواند تنوع بخشی به شرکای منطقه ای و بین المللی ایران را تضمین کند. دوم، توسعه اقتصاد دانش بنیان و بهره گیری از فناوری های پیشرفته برای افزایش قدرت رقابتی و کاهش وابستگی به بازیگران خارجی. سوم، تقویت نهادسازی منطقه ای و شبکه سازی پنج بُعدی که ایران را قادر می سازد نقش فعال و الهام بخش در ساختارهای منطقه ای ایفا کند. چهارم، استفاده از قدرت نرم به منظور ارتقای جایگاه فرهنگی و تمدنی ایران و تأثیرگذاری بر سیاست ها و رفتار بازیگران منطقه ای. این رویکرد جامع، ایران را از وابستگی یک جانبه یا واکنش صرف نسبت به فشارهای خارجی رها می سازد و امکان ایفای نقش نوآورانه و موازنه گر را فراهم می کند. تحلیل نشان می دهد که ترکیب پویندگی، موازنه و استقلال در یک تعامل پویا، ایران را قادر می سازد تا تهدیدهای منطقه ای و بین المللی را مدیریت کرده و از فرصت های ژئوپلیتیکی، اقتصادی و فناورانه حداکثر بهره را ببرد. بازتعریف سیاست منطقه ای بر اساس چارچوب «استقلال متوازن پوینده» نه تنها به تثبیت جایگاه ایران به عنوان یک قدرت میانی پایدار و هوشمند کمک می کند، بلکه امکان توسعه پایدار، ارتقای امنیت ملی و نفوذ تمدنی ایران در منطقه و جهان را نیز فراهم می سازد. در نهایت، این رویکرد جامع با تلفیق مؤلفه های امنیتی، اقتصادی، فناوری، قدرت نرم و هویت تمدنی، ایران را قادر می سازد ضمن حفظ استقلال استراتژیک، انعطاف پذیری و کنشگری فعال خود در محیط پیچیده منطقه ای و جهانی را افزایش دهد. همچنین، شبکه سازی پنج بُعدی و نهادسازی منطقه ای، سازوکار عملیاتی تحقق این چارچوب را فراهم می آورد و جایگاه ایران را به عنوان یک بازیگر موازنه گر، الهام بخش و هوشمند در غرب آسیا تثبیت می کند. این چارچوب، مسیر ایران را برای تحقق سیاستی مستقل، نوآورانه و تأثیرگذار در نظم بین المللی چندقطبی هموار می سازد و افق های جدیدی برای توسعه و قدرت نرم کشور باز می کند.
۱۶۹.

مطالعه تطبیقی نوسلفی گری جهادی در اهل سنت و نوسلفی گری شیعی (با تأکید بر القاعده، داعش و مکتب تفکیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۴
در چند دهه اخیر، ظهور جریانات نوسلفی در جهان اسلام، چالش هایی مانند اسلام هراسی و فرقهگرایی را به وجود آورده است. در تسنن، نوسلفی گری جریانی افراطی است که با خشونت علیه غرب، ترویج بنیادگرایی اسلامی و اطاعت مطلق از نصوص دینی شناخته می شود. القاعده و داعش از بارزترین نمونه های نوسلفی گری در تسنن هستند که در زمینه هایی مانند دشمن شناسی، جهاد و حکومت با یکدیگر هم پوشانی دارند. در مذهب تشیع، به دلیل وجود مفهوم ظهور و نگاه رو به جلو، ایجاد سلفی گری به شکل سنتی دشوار است. با این حال، مکاتبی مانند مکتب تفکیک به دلیل نصگرایی و تاثیرپذیری از بنیادگرایی، شباهت هایی به نوسلفی گری دارند. این پژوهش به بررسی تطبیقی نوسلفی گری در دو مذهب شیعه و سنی با تمرکز بر سه جریان: القاعده، داعش و مکتب تفکیک، بهشکل تحلیلی-تطبیقی، در شش محور عقل و نص، نسبت با مدرنیته، جهاد، دشمن شناسی، حاکمیت و آزادیهای سیاسی، و عدالت به اندیشه های آنها می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در حالی که القاعده و داعش در بسیاری از اصول نوسلفی گری اشتراک دارند، مکتب تفکیک به دلیل تفاوت های عمیق در مبانی اندیشه، شباهت خاصی به این دو جریان ندارد.
۱۷۰.

Literary Translation and Politics: The Study of Iranian Women’s Citizenship Rights(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
This interdisciplinary study examines the role of literary translation in responding to socio-political reforms in Iran during the Second Pahlavi era, particularly after the White Revolution. Three English novels, translated into Persian within five years following the White Revolution, were analyzed to explore references to women’s rights, employing Marshall’s model of citizenship rights. The examination of Persian translations revealed that all instances of women’s civil, social, and political rights were preserved, with a majority remaining unaltered and a minority altered for further endorsement. Translators intervened to oppose women’s rights in only 3% of cases. While policies aimed at enhancing Iranian women’s quality of life, particularly concerning health and family rights, garnered support in these translations, those geared towards aligning women’s social roles and lives with Western modernization standards, rather than societal cultural norms, encountered resistance and changed. These findings underscore the impact of the White Revolution on societal attitudes in Iran and highlight the role of literary translation as a potential platform for reacting to socio-political developments, shedding light on the complexities of modernization in Iran during this period.
۱۷۱.

بررسی و تحلیل بازتاب مفاهیم رمانتیک در شعر مطبوعاتی افغانستان (مطالعه موردی: اشعار منتشرشده در مجله ژوندون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۵
این پژوهش به بررسی و تحلیلِ گونه های مفاهیم رمانتیک در شعر مطبوعاتی افغانستان، با تأکید بر اشعار منتشرشده در مجله ژوندون، یکی از نشریات بسیار مهم ادبی و فرهنگی افغانستان در نیمه دوم قرن بیستم پرداخته است؛ در نتیجه هدف اصلی این پژوهش تحلیل محتوای رمانتیک اشعار این مجله است که در دوره ای از تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان فعال و محملی برای انتشار اشعاری با رویکردهای متنوع و درون مایه های مختلف بوده است. به همین سبب، در این جستار، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، مفاهیم رمانتیک در این نشریه بررسی و تحلیل شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که اشعار منتشرشده در مجله ژوندون، در بستر تاریخی پُرتنش، بازتاب دهنده احساسات عمیق انسانی نظیر عشق، ایثار، هیجان، عرفان و توصیف عواطف میهنی بوده است. همچنین، این اشعار با توجه به مضامینی چون طبیعت گرایی، نوستالژی، شهادت، آزادی و نیز محکومیت ظلم، تجلی گر روحیه انقلابی و عاشقانه اند که شاعران برجسته ای با تأکید بر این مفاهیم، نقش مؤثری در تصویرسازی و مضمون پردازی جریان شعر رمانتیک افغانستان در مجله ژوندون ایفا کرده اند.
۱۷۲.

دیالکتیک عبادت و یقین در قرآن: تبیین پراکسیس هستی شناختی فهم و پاسخ به اشکال دور هرمنوتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۲
این پژوهش با رویکردی فلسفی-قرآنی، به تبیین رابطه دیالکتیکی عبادت و یقین در منظومه معرفتی قرآن می پردازد. فرضیه اصلی آن است که قرآن، فهم را نه یک امر نظری محض، بلکه معرفتی می داند که در پراکسیس (کنش وجودی) عبادت تحقق می یابد. با تحلیل آیات کلیدی، استدلال می شود که عبادت به مثابه یک «پراکسیس هستی شناختی»، با تغییر «شیوه بودن» انسان، شرط امکان دستیابی به یقین است و یقین حاصل شده، به نوبه خود، کیفیت عبادت را تعمیق می بخشد. چالش محوری این نظریه - که چگونه می توان پیش از حصول یقین، به عبادت متعهد شد - مورد بررسی قرار گرفته است. در پاسخ به آن، با تفکیک سطوح معرفت (از علم الیقین تا حق الیقین) و با تکیه بر مفاهیم فطرت و پیش فهم، نشان داده شد که این رابطه یک دور باطل نیست، بلکه یک حرکت مارپیچی صعودی است که با حداقلی از معرفت گزاره ای و انگیزش وجودی آغاز شده و در سیر التزام عملی، به معرفتی وجودی و تام می رسد. این خوانش، الگویی اصیل برای نسبت سنجی علم و عمل در معرفت شناسی دینی ارائه می دهد.
۱۷۳.

La palingénésie sociale: la théorie des changements culturels(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۸
L'étude de la théorie des transformations culturelles de Pierre-Simon Ballanche, basée sur le concept de palingénésie, questionne la position de cet écrivain dans l'histoire intellectuelle du dix-neuvième siècle. Pourquoi Ballanche a-t-il été négligé dans l'histoire intellectuelle du XIXe siècle ? L'information concernant Ballanche (1776–1847) est très restreinte, ce qui suggère qu'il n'a pas été adéquatement situé dans son contexte. Hormis quelques détails biographiques et références à Ballanche en lien avec l'Orphisme et en tant que précurseur potentiel de Victor Hugo, les recherches originales sur son travail et ses théories demeurent limitées. Cette recherche a pour objectif de prouver que le rôle de Ballanche dans l'histoire culturelle, notamment pendant la période romantique et son influence majeure sur la philosophie contemporaine, a été négligé. Actuellement, la pensée de Ballanche propose un angle unique pour traiter de la philosophie historique et des sciences sociales. Elle suggère de voir l'histoire non pas simplement comme une chaîne d'événements, mais comme un processus cyclique de renouvellement, dans lequel chaque période contient les semences de sa propre évolution. Dans un monde actuel traversé par diverses crises, cette perspective peut apporter une lumière sur les discussions concernant le sens historique, la capacité de résilience des sociétés et la recherche de signification dans un univers en transformation.
۱۷۴.

Rescue Archaeology Survey in the Reservoir Area of Azaroud Dam, Mazandaran: A Look at Environmental Capacities and Tourism Attractions

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
This study aimed to identify and document archaeological sites within the catchment area of the Azaroud Dam and to prepare an archaeological map of the region. The primary research question was whether there is evidence of historical human settlements in the Azaroud Dam reservoir area and how environmental and geological factors have influenced the formation or absence of such settlements. The methodology was based on a field survey of the region. The results indicate that there is no evidence of historical human settlements within the Azaroud Dam reservoir area. Only scattered fragments of eroded pottery were found along the riverbanks, likely transported to the area by seasonal floods from upstream regions. Environmental and geological analyses also reveal that factors such as dense forest cover, steep slopes, difficult terrain, and annual torrential rainfall have created unfavorable conditions for the establishment of permanent or even temporary settlements in this area. However, these findings are limited to the reservoir area, and the possibility of human settlements in adjacent areas, particularly in upstream regions with gentler slopes and flatter terrain, cannot be ruled out. Despite this, the significant tourism potential of the studied area, both naturally and due to the construction of the Azaroud Dam, can play a prominent role in attracting investment and promoting sustainable development in the region.
۱۷۵.

مقایسه اثربخشی آموزش مثبت نگری و درمان راه حل محور بر استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت تعامل مادر-فرزند در مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۹۹
زمینه: مادران کودکان کم توان ذهنی به دلیل مشکلات ناشی از محدودیت های شناختی و رفتاری فرزند و نیاز به مراقبت های ویژه، با چالش هایی مانند استرس، کاهش تاب آوری و مشکلات در رابطه والد - فرزند روبه رو هستند. مداخلات روانشناختی مانند آموزش مثبت نگری و درمان راه حل محور به عنوان روش هایی برای کاهش استرس و افزایش تاب آوری معرفی شده اند. بااین حال، پژوهش های کمی به مقایسه اثربخشی این دو روش پرداخته اند. این مطالعه باهدف مقایسه تأثیر هر یک از این مداخلات انجام شده است. هدف: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش مثبت اندیشی و درمان راه حل مدار بر استرس ادراک شده، تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک در مادران کودکان کم توان ذهنی بود. روش: روش پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان کم توان ذهنی شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، ۴۵ مادر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه ۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش به مدت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان دریافت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از مقیاس تاب آوری توسط کانر و دیویدسون (۲۰۰۳)، مقیاس روابط والدین - کودک توسط پیانتا (1994) و مقیاس استرس درک شده کوهن و همکاران (1983) جمع آوری شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله، آموزش مثبت نگری و درمان راه حل مدار، استرس ادراک شده را به طور معناداری کاهش داده و تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک را بهبود می بخشد (01/0 >p) علاوه بر این، تفاوت معناداری در اثربخشی این دو رویکرد مشاهده نشد (01/0 p>). اثرات مثبت هر دو مداخله در طول دوره پیگیری ثابت باقی ماند. نتیجه گیری: آموزش مثبت نگری و درمان راه حل مدار به طور مؤثری استرس را کاهش و تاب آوری و کیفیت تعامل مادر و کودک را در مادران کودکان کم توان ذهنی بهبود می بخشد؛ بنابراین این روش ها می تواند در برنامه های درمانی و مشاوره ای برای مادران کودکان کم توان ذهنی در مراکز روان شناسی و آموزشی مفید باشد.
۱۷۶.

اثربخشی برنامه اسپارک در تعامل با هوش اخلاقی بر کفایت اجتماعی دانش آموزان دارای قلدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۸۴
زمینه: قلدری به عنوان یک رفتار پرخاشگرانه محسوب می شود که مشکلات زیادی در مدرسه و جامعه برای دانش آموز و دیگر افراد ایجاد می کند. علاوه بر این؛ قلدری می تواند بر کارکردهای مختلفی در عملکرد دانش آموزان همچون کفایت اجتماعی آنان تأثیرگذار باشد. هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه اسپارک در تعامل با هوش اخلاقی بر کفایت اجتماعی در دانش آموزان قلدر بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان قلدر دوره دوم ابتدایی شهرستان شهریار در سال تحصیلی 1402-1401 بود. از جامعه مذکور 48 نفر، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در چهار گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های کفایت اجتماعی (پرندین)، قلدری (ایلیویز) و هوش اخلاقی (لینک و کیل) بود. پس از اجرای پیش آزمون گروه های آزمایش طی 16 جلسه ی 90 دقیقه ای هفته ای یکبار تحت آموزش برنامه اسپارک قرار گرفتند. داده ها به وسیله تحلیل واریانس آمیخته از طریق نرم افزار SPSS-27 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد با توجه به جدول تحلیل واریانس آمیخته تنها در مؤلفه مهارت رفتاری برون گروهی (گروه و هوش) معنادار نیست ولی تمام مؤلفه های دیگر اثر مرحله، گروه و هوش معنادار است (05/0 >p). بنابراین تغییرات در خرده مقیاس های کفایت اجتماعی متاثر از برنامه آموزشی اسپارک بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاصل پیشنهاد می شود؛ درمانگران و مشاوران مدارس، از برنامه آموزش اسپارک در جهت بهبود کفایت اجتماعی در دانش آموزان با تشخیص قلدری استفاده نمایند. چرا که برنامه آموزشی اسپارک می تواند کارکردهای اجتماعی دانش آموزان را ارتقاء بخشد و در نتیجه می توان از این روش برای ارتقا کفایت اجتماعی دانش آموزان قلدر استفاده کرد.
۱۷۷.

اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر احساس گناه، بازداری هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۳۰۰
زمینه: با توجه به احساس گناه و سطح بازداری هیجانی در بیماران وسواسی به عنوان متغیرهای هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی به عنوان یک بعد شناختی بکارگیری راهبردهای درمانی که بتوانند با تمرکز بر زیربنایی وسواس (اضطراب) بخشی از این هیجان بازداری شده و درونی را تعدیل کنند یک ضرورت بنیادی است؛ که با رویکردهای روان پویشی کوتاه مدت می تواند قابل درمان باشد. هدف: این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر احساس گناه، بازداری هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی افراد مبتلا به وسواس انجام شد. روش: پژوهش حاضر، شبه آزمایشی از نوع طرح های تک آزمودنی A-B-A است. مرحله اول این طرح (A) خط پایه، مرحله دوم (B) مرحله مداخله و پس از اتمام مرحله مداخله، مرحله پیگیری (A) انجام شد. جامعه ی آماری شامل تمامی افراد مبتلا به وسواس مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی منطقه 7 شهر تهران در بازه زمانی اسفندماه 1401 تا فروردین ماه 1402 صورت گرفت و 5 نفر از افراد جامعه که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه های احساس گناه کوگلر و جونز (1992)، بازداری هیجانی کلنر (1986) و مسئولیت پذیری کالیفرنیا (1984) پاسخ دادند. روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت (دوانلو، 1997) توسط پژوهشگر در ده جلسه 45 دقیقه ای برای هر بیمار اجرا شد. در مرحله خط پایه، جلسات روان درمانی (جلسات دوم، چهارم، ششم، هشتم و دهم درمان) و جلسه پیگیری (45 روز بعد از درمان) مجددا شرکت کننده ها به سؤالات پرسشنامه ها پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش ترسیم دیداری، درصد بهبودی، شاخص های تغییر روند و شیب برای هر بیمار استفاده و روند تغییرات هر متغیر در طی جلسات روی نمودار به طور جداگانه نمایش داده شد. برای معناداری بالینی از درصد بهبودی و اندازه اثر نیز استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل های آماری نشان داد که روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت بر احساس گناه (با درصد بهبودی کلی 53%)، بازداری هیجانی (با درصد بهبودی کلی 64%) و مسئولیت پذیری افراطی (با درصد بهبودی کلی 33%) با اندازه اثرهای متوسط برای احساس گناه و بازداری هیجانی و اندازه اثر ضعیف برای مسئولیت پذیری افراطی در افراد مبتلا به وسواس اثربخش است (05/0 >P). نتایج نشان داد که میزان اندازه اثر مداخله بر احساس گناه بیش از دو متغیر دیگر بوده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش روان درمانی پویشی فشرده ک وتاه مدت در درک عمیق تر تجربیات عاطفی، محرک ها و الگوهای آزاردهنده و توانایی تحمل آن ها را در بیماران مبتلا به وسواس فکری عملی تسهیل می کند. بنابراین پیشنهاد می شود از روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت برای کاهش احساس گناه و بهبود بازداری هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی در مبتلایان به وسواس استفاده شود. زمینه: با توجه به احساس گناه و سطح بازداری هیجانی در بیماران وسواسی به عنوان متغیرهای هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی به عنوان یک بعد شناختی بکارگیری راهبردهای درمانی که بتوانند با تمرکز بر زیربنایی وسواس (اضطراب) بخشی از این هیجان بازداری شده و درونی را تعدیل کنند یک ضرورت بنیادی است؛ که با رویکردهای روان پویشی کوتاه مدت می تواند قابل درمان باشد. هدف: این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت بر احساس گناه، بازداری هیجانی و مسئولیت پذیری افراطی افراد مبتلا به وسواس انجام شد. روش: پژوهش حاضر، شبه آزمایشی از نوع طرح های تک آزمودنی A-B-A است. مرحله اول این طرح (A) خط پایه، مرحله دوم (B) مرحله مداخله و پس از اتمام مرحله مداخله، مرحله پیگیری (A) انجام شد. جامعه ی آماری شامل تمامی افراد مبتلا به وسواس مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی منطقه 7 شهر تهران در بازه زمانی اسفندماه 1401 تا فروردین ماه 1402 صورت گرفت و 5 نفر از افراد جامعه که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه های احساس گناه کوگلر و جونز (1992)، بازداری هیجانی کلنر (1986) و مسئولیت پذیری کالیفرنیا (1984) پاسخ دادند. روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت (دوانلو، 1997) توسط پژوهشگر در ده جلسه 45 دقیقه ای برای هر بیمار اجرا شد. در مرحله خط پایه، جلسات روان درمانی (جلسات دوم، چهارم، ششم، هشتم و دهم درمان) و جلسه پیگیری (45 روز بعد از درمان) مجددا شرکت کننده ها به سؤالات پرسشنامه ها پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش ترسیم دیداری، درصد بهبودی، شاخص های تغییر روند و شیب برای هر بیمار استفاده و روند تغییرات هر متغیر در طی جلسات روی نمودار به طور جداگانه نمایش داده شد. برای معناداری بالینی از درصد بهبودی و اندازه اثر نیز ا
۱۷۸.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) بر سازگاری دانش آموزان دبیرستانی دارای رفتار خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۲۵۵
زمینه: رفتارهای خودجرحی اغلب به عنوان یک راهبرد ناسازگارانه برای مقابله با پریشانی های روانی توسط دانش آموزان به کار می رود. ازاین رو، تقویت و بهبود مهارت های سازگاری دانش آموزان دارای رفتار خودجرحی امری ضروری به شمار می رود. علی رغم استفاده از روش های درمانی متعدد در بهبود سازگاری دانش آموزان دارای رفتار خودجرحی، در مورد بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر سازگاری این دسته از دانش آموزان در ایران، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) بر سازگاری دانش آموزان دبیرستانی دارای رفتار خودجرحی بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری 28 روزه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر پارس آباد در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از بین آن ها، تعداد ۴۰ دانش آموز واجد شرایط پس از غربال گری با پرسشنامه آسیب به خود، به صورت هدفمند انتخاب شده و پس از همتاسازی، به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) گمارش شدند. داده های پژوهش نیز با استفاده از پرسشنامه های آسیب به خود (سانسون و همکاران، 1998) و سازگاری برای دانش آموزان مدرسه (سینها و سینگ، ۱۹۹۳) جمع آوری شدند. هم چنین گروه آزمایش به مدت یک ماه، طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) تحت درمان گروهی مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی (مک کی و همکاران، 2019) قرار گرفتند. داده های پژوهش نیز با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-28 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که رفتار درمانی دیالکتیکی بر سازگاری دانش آموزان دارای رفتارخودجرحی اثربخش بود (01/0 P<). هم چنین نتایج نشان داد که اثر این نوع درمان در مرحله پیگیری نیز از پایداری مناسب برخوردار بود (01/0 P<). نتیجه گیری: مطابق با یافته های پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیکی یک روش درمانی مؤثر در جهت بهبود سازگاری دانش آموزان دبیرستانی دارای رفتار خودجرحی است. ازاین رو، پیشنهاد می شود روان شناسان مدرسه از این شیوه درمانی در جهت بهبود و تقویت سازگاری دانش آموزان دارای سابقه خودجرحی استفاده کنند.
۱۷۹.

بررسی نقش تعدیلگر شرایط نااطمینانی اقتصادی و سودآوری بر رابطه بین قیمت سهام و افشای ریسک آینده نگر با استفاده از رویکرد ایستا و پویا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
در بازار سرمایه انواع مختلفی از ریسک وجود دارد. یکی از این انواع ریسک، ریسک آینده نگر است. سهام داران بااطلاع از نوع راهبردهای شرکت، می توانند استنباط مناسبی از اهداف کوتاه مدت و بلندمدت، عملکرد و حجم افشای اطلاعات آینده نگر توسط شرکت ها داشته باشند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با تمرکز بر نقش تعدیلگری شرایط عدم اطمینان اقتصادی و سودآوری، تأثیر این عوامل بر ارتباط ارزشی افشای ریسک آینده نگر در گزارش های سالانه بررسی شده است. متغیر وابسته پژوهش قیمت سهام، متغیر مستقل افشای ریسک آینده نگر و متغیر تعدیلگر نااطمینانی اقتصادی و سودآوری است؛ بدین منظور 93 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1396 تا 1402 با روش حذف سیستماتیک انتخاب شدند و به منظور افزایش درجه اطمینان از نتایج حاصل از آزمون فرضیات، از روش پیشرفته گشتاورهای تعمیم یافته استفاده شده است. برای اندازه گیری افشای ریسک آینده نگر از روش فراوانی واژگان بهره گرفته شده است. طبق یافته های پژوهش، افشای ریسک آینده نگر بر قیمت سهام تأثیر منفی و معناداری دارد و نااطمینانی اقتصادی و سودآوری به عنوان تعدیلگر بر رابطه بین افشای ریسک آینده نگر و قیمت سهام به ترتیب تأثیر مثبت و منفی معناداری می گذارد. می توان ادعا کرد که بازار اوراق بهادار تهران بیشتر متأثر از متغیرهای اقتصادی است؛ بنابراین، سیاست گذاری در حوزه های کلان برای افزایش افشای ریسک آینده نگر اقتصادی لازم به نظر می رسد.
۱۸۰.

مدل سازی ساختاری تفسیری عوامل استراتژیک بروز شوک های مالی در صنعت پتروشیمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
هدف این تحقیق تعیین تأثیرات ساختاری عوامل بروز شوک های مالی در صنعت پتروشیمی ایران است. روش انجام پژوهش توصیفی اکتشافی است. جامعه آماری شامل دو گروه خبرگان برای شناسایی عوامل بروز شوک های مالی و تأثیرات ساختاری آن ها بر یکدیگر و گروه دوم مدیران ارشد شرکت های پتروشیمی برای واقعی سازی مدل پیشنهادی است. از ادبیات تحقیق، تعداد ده عامل بروز شوک های مالی تهیه و با میانگین فازی و اجماع خبرگان در تمام عوامل به دست آمد. مدل ساختاری تأثیرات عوامل با استفاده از ISM به دست آمد. با نظرات مدیران ارشد در شرکت های پتروشیمی، وضعیت موجود با آزمون میانگین تعیین شد. نتایج نشان داد که تأثیر نه عامل از ده عامل تأیید شد. رویدادهای طبیعی از عوامل حذف شد. اولین عامل بروز شوک های مالی در صنعت پتروشیمی، نوسانات سیاسی است و آخرین عامل تغییرات مدیریتی است که معمولاً برای کنترل شوک های مالی از این عامل استفاده می شود درحالی که خود تحت تأثیر عوامل دیگر است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان