منازعه به وضعیتی گفته می شود که گروه انسانی معینی با گروه انسانی دیگر به دلیل ناسازگاری در اهدافشان با یکدیگر تعارض داشته باشند. جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی با توجه به ویژگی ها و ظرفیت های خود، دو کشور تعیین کننده و مهم در منطقه محسوب می شوند. با شکل گیری انقلاب اسلامی ایران، زمینه بروز رقابت و منازعه میان دو کشور شکل گرفته و سایر فضاهای همجوار را تحت تاثیر قرار داده است. یکی از مهمترین فضاهای مذکور، کشور یمن است که بواسطه عواملی همچون همجواری با عربستان، بهار عربی، تعداد قابل ملاحظه جمعیت شیعیان، قدرت گیری احزاب و گروه های شیعی، موقعیت ژئواستراتژیک و... در حوزه علائق ژئوپلیتیکی دو قدرت منطقه ای قرار گرفته است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به دنبال بررسی ماهیت منازعه ایران و عربستان در یمن است. سوال اصلی پژوهش بدین صورت است که چه عواملی منجر به شکل گیری منازعه و رقابت میان ایران و عربستان در یمن شده است؟ یافته های تحقیق بیانگر آن است که منازعه دو کشور در یمن ریشه های ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیکی دارد.
جغرافیای انتخابات شاخه ای از جغرافیای سیاسی است که به مطالعه جنبه های جغرافیای انتخابات مانند: سازماندهی فضایی انتخابات، تنوع فضایی در الگوهای رای گیری و تاثیر عوامل جغرافیای و فضایی در تصمیم های رای دهندگان می پردازد. معمولا رای دهندگان با توجه به نیازها، باورها و سبک زندگی که دارند در قالب الگوهای متنوعی به کاندیداهای مختلفی رای می دهند که یکی از این انواع الگوها، الگوی رای همسایگی می باشد. براساس این الگو، ساکنان یک فضای جغرافیایی خاص مانند (محله، روستا، شهر و استان) در قالب جامعه رای دهندگان با نامزدهایی که در آن مکان زاده شده اند یا زندگی می کنند همذات پنداری دارند و تصور می کنند که نامزد آن محدوده خاص (زادگاه) شان تنگناها و مشکلات آنان را بهتر درک می کنند از این رو بیشتر به او رای می دهند. این پژوهش به دنبال بررسی نقش متغیر همسایگی و گرایشات طایفه ای در یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه بویراحمد، دنا و مارگون است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است و برای تبیین بهتر موضوع از نرم افزارهای GIS وEXCEL استفاده شده است. بربنیاد یافته های پژوهش این نتیجه حاصل می شود که متغیر همسایگی و گرایشات زادگاهی و طایفه ای مهمترین عامل موثر بر الگوی رای نامزدهای انتخاباتی حوزه انتخابیه یاد شده می باشد. از طرفی با بررسی میزان و شدت همسایگی در بین طوایف و اقوام ساکن در شهرستان های حوزه انتخابیه مذکور، مشخص شد که تاثیر همسایگی در برخی شهرستان ها و حوزه ها (بویراحمد و دنا) بیشتر و در برخی مکان ها و فضاها (مارگون) کمتر است. چنین تفاوت هایی به واسطه معیار میزان جمعیت شهرستان های مذکور خلق شده است.
زمینه: احزاب به گونه ای در نظام های سیاسی معاصر اهمیت دارند که به نظر می رسد سازوکار جایگزینی برای آنها وجود ندارد؛ آنها در سه سطح خرد، میانی و کلان موجب تسهیل حکمرانی می شوند. احزاب سیاسی برای پیروزی در رقابت سیاسی و به دست گرفتن قدرت به منابع مالی نیاز دارند و همین مسئله سبب ساز طرح نظام تامین مالی احزاب سیاسی از دیدگاه حقوق عمومی می شود. دولت ها همواره از رهگذر سیاست های قاعده مند کننده و توزیعی در تامین مالی احزاب سیاسی مداخله می کنند. روش تحقیق استفاده شده در این مقاله، روش اسنادی- کتابخانه ای بوده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که یکی از مهم ترین علل ناکامی احزاب سیاسی در ایران، حل نشدن مسئله نظام حقوقی تامین احزاب است؛ اگرچه سیاست های قاعده مند کننده و توزیعی در راستای بهبود وضعیت عملکرد احزاب اتخاذ شده است که می توان به ابلاغ «سیاست های کلی انتخابات» از سوی رهبری و تصویب قانون نحوه فعالیت احزاب و گروه های سیاسی اشاره کرد؛ لیکن هنوز مسئله نظارت بر تامین مالی احزاب نیازمند قانون گذاری است. به منظور نظارت بر نظام تامین مالی احزاب سیاسی می بایست نهاد جدیدی ذیل عنوان «کمیسیون انتخابات و احزاب» تاسیس شود و این نهاد مسئولیت این نظارت را بر عهده گیرد. نوآوری این مقاله طرح مسئله نظام تامین مالی احزاب از دیدگاه حقوق عمومی و ارائه راهکار برای حل این موضوع است.
ترکیه به عنوان کشوری مهم در غرب آسیا جایگاهی تاثیرگذار بر سیاست خارجی ایران دارد و توجه به مناسبات دو سطحی و فرامنطقه ای در روابط دو کشور، از نگاه ژئوپلیتیک می تواند بسیار حائز اهمیت باشد. تحولات سال های اخیر ترکیه عمدتا مربوط به سیاست خارجی آن کشور بوده است. روابط ترکیه و ایران در طول تاریخ دستخوش تحولات زیادی شده است. این دو کشور، به عنوان کشورهای غیرعربی قدرتمند در منطقه محسوب می شوند که دارای ویژگی های جغرافیایی و فرهنگی مشترکی هستند و یکدیگر را به عنوان تهدید وجودی تلقی نمی کنند. در سال های اخیر، اختلاف نظر سیاسی دو کشور در مسائل سوریه و گاهی عراق موجب به وجود آمدن مناقشات سیاسی بین آن ها شده است. این پژوهش علمی به بررسی تاثیر کنش های ژئوپلیتیکی ترکیه در عراق و سوریه بر کاهش نفوذ منطقه ای ایران پرداخته است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است، توصیفی است به این دلیل که به توصیف کنش های ژئوپلیتیکی ترکیه در عراق و سوریه می پردازد و تحلیلی است به این دلیل که تاثیر این کنش ها را بر کاهش نفوذ منطقه ای ایران بیان می کند. روش گردآوری اطلاعات آن کتابخانه ای، مبتنی بر بهره گیری از مکتوبات مرتبط، گزارشات، اطلاعات و داده های معتبر می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که اگرچه کنش های ژئوپلیتیکی ترکیه باعث ایجاد مناقشات بین دو کشور شده است اما پختگی دیپلماسی دو کشور و برخی هم سویی ها موجب پایداری روابط بوده است
اهداف: مطالعه پیش رو با هدف بررسی میزان بهره مندی از رویکرد زیست تقلیدی در خانه های روستای کندوان انجام شده تا مشخص شود ایرانیان پیشین که امکانات بسیار محدودتری نسبت به ایرانیان امروز داشته اند با توجه به چه معیارهایی سکونتگاه ها با پایداری چند صد ساله را طراحی کرده اند. روش ها: برای رسیدن به هدف مذکور ابتدا رویکرد زیست تقلیدی که رویکردی نوین است، شناسایی شد و سپس سکونتگاه های روستای کندوان مورد مطالعه قرار گرفتند و با استفاده از مدلی که مؤلفه و معیارهای آن با نرم افزار سوپر دسیژنز ارزش دهی شده بود، ارزیابی شد تا معیارهای پاسخده اقلیمی در این منطقه شناسایی و تدقیق شوند. یافته ها: معیارهای پاسخده اقلیمی همراستا با هدف پایداری در رویکرد زیست تقلیدی و در سه گروه مؤلفه شکلی، کالبدی و عملکردی در روستای کندوان شناسایی و ارزیابی شدند. نتیجه گیری: خانه های کندوان با توجه به پتانسیل خاص اکوسیستم منطقه ای طراحی شده اند و عواملی که می توانند کمک کننده در شکل دهی چنین مسکن های پایداری باشند شناخته شدند. با معرفی معیارها و ارزیابی آنها می توان با توجه به میراث ارزشمند گذشتگان و تکنولوژی های امروز اقامتگاه هایی هماهنگ تر با طبیعت و با پایداری بیشتر طراحی کرد.
بیان مسئله: انسان ابتدایی در برخورد با عجایب خلقت در طبیعت و عناصر آن، خود را در برابر جهان و گستردگی اش ناچیز و حقیر می پندارد. انسان، طبیعت را جاندار می داند و برای هر یک از مظاهر هستی، نیرویی ماورایی تصوّر می کند. توتم ها بی جان هستند. توتمیسم به سیستم هایی برگرفته از نمادها یا بازنمایی وابستگی های انسان به حیوانات، گیاهان و اشیاء بنیادی و اعتقادی بشر مبتنی بر توتم مربوط می شود. اهداف: بررسی توتم و توتمیسم از نظر روانشناختی و یافتن یک روش منحصربه فرد برای کشف ذهن انسان و تأثیرات بر جای گذاشته در طراحی فضاهای ساخته شده است. روش تحقیق: بر اساس مطالعات تحلیلی و توصیفی بوده و با مطالعه منابع کتابخانه ای، بررسی و تحلیل شده است و بر اساس روابط متقابل و مقایسه میان متغیرهای مستقل و نظریه ها و توتم در ادیان مختلف و متغیرهای وابسته تدوین شده است. یافته ها: در شناخت توتم و توتمیسم درک بسیاری از جنبه های شگفت انگیز حیوانات و گیاهان و اشیاء برای انسان تا حدودی ناممکن به نظر می رسید و همین موضوع به تقدّس بخشی آنها انجامید؛ البته تقّدسی که ترس و احترام را به دنبال داشت. چنین نگاه و پنداشتی، باعث پیدایش و رواج باورهایی مانند آنیمیسم و تناسخ و توتمیسم شد. نتیجه گیری: توتمیسم و اعتقاد به توتم و تابو یکی از باورهای باستانی و موضوعی مربوط به تاریخ انسان های اولیه بود که از نمونه های آغازین ادیان بشر شمرده می شود. پیامد عملی این باورها در زندگی انسان های اولیه، به پیدایش آیین ها و مناسک و اعمالی انجامید که در آن بر اهمیّت جانوران و گیاهان تأکید می شد که تأثیرات آنها بر طراحی فضاها و اعتقادات نسل کنونی کاملاً مشهود است.
اهداف: در فضای داخلی، دما و رطوبت نسبی اغلب کنترل می شود و حتی بدون استفاده از سیستم های گرمایش و سرمایش، تغییرات دما و رطوبت نسبی فضای داخلی کمتر از فضای باز خارجی است. ساختمان ها در برابر آلاینده هایی که منشأ بیرونی دارند، به صورت نسبی محافظت می شوند. مساله اصلی پژوهش تحلیل و بررسی اثرات زیست محیطی حاصل از قرار گرفتن در معرض ذرات و گازهایی که در داخل خانه منتشر یا تولید می شوند؛ و به خصوص تاثیر این آلاینده ها بر سلامت ساکنان می باشد. روش ها: روش تحقیق این پژوهش بر اساس استدلال منطقی استوار شده است. مبانی علمی موضوع با رویکرد شبه تجربی تحلیل شده، نتایج با روش مدل سازی ترکیبی ارایه می شود. از نظر روش شناختی، در این پژوهش، واکنش های شیمیایی انجام شده در فضاهای داخلی مورد بررسی قرار می گیرند. در این راستا، مکانیسم ها و سینیتیک واکنش ها، ویژگی های سطوح مختلف و اثر عواملی چون نور و دما مورد بررسی قرار خواهد گرفت. یافته ها: محیط زیست سالم پیش نیاز زندگی سالم برای ساکنان است؛ این مهم در فضاهای بسته به اندازه فضاهای باز و نیمه باز دارای اهمیت است. یافته های پژوهش بر اهمیت ویژه ریزآلاینده ها و تاثیر آن ها بر سلامت ساکنان تاکید دارد. نتیجه گیری: تبیین اهمیت و نقش مصالح ساختمانی در سلامت هوای داخل، یکی از مهمترین دستاوردهای این پژوهش است. دستاوری که بیش از هرچیز بر اهمیت آموزش محیط زیست در ترویج ساختمان سالم، رایانش زیستی و کاربرد مصالح دوستدار محیط زیست تاکید دارد.
اهداف: آسایش فضای داخلی نه تنها از معماری ساختمان، بلکه از سازگاری فیزیولوژیک و تنظیمات رفتاری تاثیر می پذیرد. از آنجا که رفتار انسان ها نقش مهمی در تعادل حرارتی شان با محیط دارد موضوع پژوهش، رفتارهای سازگارانه ساکنان در ازای متغیرهای محیطی، معماری، فردی-جمعیتی و نقش عوامل موثر بر رضایت حرارتی ساکنان تعیین گردید. هدف، بررسی سازگاری حرارتی ساکنان ساختمان های مسکونی شهر رشت در زمستان برای صرفه جویی در مصرف انرژی است. روش ها: این پژوهش،کاربردی و جمع آوری داده ها، حال نگر و پرسش اصلی پژوهش، "کدام یک از الگوهای رفتاری ساکنان در ساختمان های ویلایی و آپارتمانی بر آسایش حرارتی و کاهش مصرف انرژی در دوره سرد سال تاثیرگذار هستند؟"می باشد. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه و بررسی های میدانی تهیه و از مدل رگرسیونی دومتغیره و چندمتغیره برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: با توجه به استاندارد اشری (1±)، درصد فراوانی ساکنان در محدوده آسایش به ترتیب 8/88 و 3/84 برای ساختمان های ویلایی و آپارتمانی بدست آمد. سازگاری ساکنان خانه های ویلایی به میزان 9/4– و 9/1+ و ساکنان واحدهای آپارتمانی 1/2- و 8/0 درجه سانتی گراد از حد پایین و بالای دامنه استاندارد آسایش (21 تا 25) می باشد. ساکنان از رفتارهای سازگارانه متعددی که نشانگر اولویت بهره گیری از راهکارهای غیرفعال در مقابل راهکارهای فعال بود، برای کسب آسایش حرارتی بهره می بردند. نتیجه گیری: نتایج مدل رگرسیون چندگانه نشان داد فاکتورهای محیطی در خانه های ویلایی و فردی-جمعیتی در آپارتمان ها بیشترین تاثیر را در آسایش حرارتی دارند. بهره گیری از نتایج این پژوهش می تواند در طراحی فضاهای مسکونی مناسب و منعطف تر، مفید واقع شده و به کاهش مصرف انرژی منجر گردد
در مباحث گذشته به برخی مباحث مقدماتی درباره ارزش های اخلاقی اشاره شد. ضمن آن مباحث، با استفاده از کتاب و سنت، ویژگی هایی که مناسب با موضوع علم اخلاق بود، مطرح شد. نکته درخور توجه این است که تعریف ما از ارزش اخلاقی، به معنای نادیده گرفتن تعریف سایر دانشمندان، اعم از مسلمان یا غیرمسلمان، از علم اخلاق نیست. طبعاً علوم، متناسب با موضوع و مباحث مطرح در آنها، با یکدیگر تفاوت هایی دارند. دانشمندان برای اینکه مجهولات به معلومات تبدیل شوند، آنها را دسته بندی می کنند و مجموعه مسائل مرتبط با یکدیگر را یک «علم» می نامند. سپس با توجه به گسترده بودن مسائل برخی از علوم، حیثیتی را به موضوع آنها می افزایند و براساس آن حیثیت، علم را به چند باب تقسیم می کنند. اینها قراردادهایی است که از گذشته در علوم مختلف و در بین دانشمندان یونانی وجود داشته و همچنان وجود دارد.
برای آشنایان با فلسفه اسلامی شکی نیست که آیت الله مصباح یزدی از چهره های شاخص فلسفه اسلامی در عصر حاضر هستند. آثار متعدد و شاگردان بسیار او در این رشته گواه این مدعاست. آنچه نیاز به بحث و تبیین دارد این است که نشان داده شود آیت الله مصباح یزدی چه جایگاهی در فلسفه اسلامی دارد و چه سهم و نقشی در این حوزه ایفا کرده است. رویکرد او به فلسفه چیست، تفکر فلسفی او چه ویژگی هایی دارد، دستاوردهای او در این زمینه چیست و چه درس هایی می توانیم از سیره فلسفی او بیاموزیم؟ در نوشتار حاضر که به روش تحلیلی توصیفی به اختصار و فهرست وار انواع فعالیت های فلسفی او، ویژگی های تفکر فلسفی او و دستاوردهایش بررسی می شود.
علوم انسانی نرم افزار هر تمدن است. علوم انسانی موجود متناسب با بافت فرهنگی و ایدئولوژی جهان غرب است. علی رغم نیاز منطقی تمدن نوین اسلامی به اسلامی سازی علوم انسانی، برخی همچنان در امکان علوم انسانی اسلامی تشکیک می کنند. بدین سان، لازم است چالش های نظری اسلامی سازی علوم انسانی را شناسایی، تحلیل و ارزیابی کرد. پژوهش حاضر با محوریت دیدگاه های فیلسوف برجسته جهان اسلام، علامه مصباح یزدی درصدد است با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد انتقادی به بررسی چالش های معرفت شناختی «امکان علوم انسانی اسلامی» بپردازد. براساس نتایج به دست آمده، انحصارگرایی معرفتی در علم مدرن، ناواقع گرایی زبان دین، پارادوکسیکال بودن علم اسلامی، تفکیک علم از تکنولوژی از مهم ترین چالش های معرفت شناختی امکان «علوم انسانی اسلامی» است. آیت الله مصباح یزدی با تبیین مبانی لازم جهت اسلامی سازی علوم انسانی، ازجمله مبانی معرفت شناختی، نه تنها به همه چالش های یادشده پاسخ داده اند؛ بلکه با تأکید بر ضرورت علم دینی، راه را برای ارائه نمونه های عینی علوم انسانی اسلامی نیز نشان داده اند.
هدف پژوهش حاضر تبیین مبانی هستی شناختی تعلیم و تربیت با تأکید بر مبانی فلسفی علامه مصباح یزدی است. شناسایی و تبیین عناصر و مؤلفه های اساسی در تعلیم و تربیت مبانی نظری تعلیم و تربیت از اساسی ترین پیش نیازها در دانش تربیت اسلامی است و ازجمله مهم ترین مبانی نظری تعلیم وتربیت، مبانی هستی شناختی آن است. ازاین رو تبیین دقیق مبانی هستی شناختی تعلیم و تربیت و جایگاه و تأثیر آن در مسائل و نظام تربیتی اسلام، مهم و ضروری است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با تأکید بر مبانی و دیدگاه های فلسفی و معرفتی علامه مصباح یزدی و با رویکردی عقلی، مبانی هستی شناختی تعلیم و تربیت اسلامی را بررسی و تبیین کرده است. ازجمله این مبانی که در منظومه فلسفی فکری علامه مصباح یزدی حائز اهمیت است، می توان به اصالت وجود و بداهت آن، وجود واجب الوجود (ذات باری تعالی)، وجود ممکن، مسئله علیت و معلولیت در وجود، مراتب داشتن موجودات، گستره وجود از مادی تا فرامادی، تدریجی بودن عالم ماده و موجودات متعلق به آن، وجود تزاحم در عالم ماده، اشاره کرد.
مهر و محبت یکی از برترین و باارزش ترین گوهرهای فطری و وجودی انسان است. دین اسلام نیز به مقوله محبت در خانواده اهمیتی ویژه داده است و ایجاد و تعمیق آن را برای خانواده ها ضروری دانسته؛ اما از بین رفتن و کم رنگ شدن محبت در میان اعضای خانواده، مسئله مهم حال حاضر دنیاست. هدف از این پژوهش، بررسی جایگاه و آثار محبت در خانواده و همچنین راه کارهای ایجاد آن در خانواده است. به منظور نیل به این هدف، در این مقاله از روش توصیفی تحلیلی و منابع کتابخانه ای بهره گرفته شده است. با تحلیل و بررسی منابع دینی و اسلامی ایرانی، همچنین بررسی نظرات مختلف اندیشمندان اسلامی، درمی یابیم که حداقل 9 راهکار عملی برای ایجاد محبت در میان اعضای خانواده، و 12 اثر عملی از محبت در خانواده وجود دارد. ایجاد آرامش، استحکام خانواده، تربیت صحیح وبازدارندگی از فساد، از نتایج ایجاد محبت در خانواده است که در این مقاله به تفصیل به بیان هرکدام از آنها خواهیم پرداخت.
یکی از مهم ترین جنبش های خانوادگی و شهری گردشگری است. این روزها از گردشگری با عنوان صنعت یاد می شود، که تأمین امنیت آن و پایداری توسعه برای گردشگری از مهم ترین دغدغه های برنامه ریزان شهری است. در این پژوهش سعی شده است مهم ترین شاخص های امنیت گردشگری با تکیه بر جغرافیای استان خوزستان استخراج و به لحاظ اهمیت معرفی شوند. از روش تحلیل مضمون و مدل یابی معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد که شاخص های زمینه ای مثل امنیت فضا، طبیعت و جغرافیای شهر، سرزندگی و میزان توجه به تفاوت های فردی و جنسیتی بیشترین تأثیر را بر امنیت شهر دارند و در مقابل طراحی مناسب فضای شهری، حمل و نقل و ارتباط مناسب، و امنیت محلی در کنار امکانات رفاهی و گردشگری مناسب مهم ترین شرایط علّی را برای امنیت گردشگری فراهم می کنند. مدل یابی علّی نشان داد که طراحی و برنامه ریزی باکیفیت در فضای شهری مهم ترین عامل در افزایش امنیت گردشگری و جذب گردشگر است. پیشنهاد می شود که طراحان و برنامه ریزان فضای شهری به عناصر شهر، گرافیک شهر، دسترس پذیری شهر، و زیست پذیری آن بیشتر توجه داشته باشند تا زمینه مناسبی را برای افزیش امنیت گردشگری فراهم کنند. افزایش کمی و کیفی اماکن تفریحی و گردشگری در کنار ترمیم و توسعه سیستم حمل و نقل نقش سازنده ای در ایجاد امنیت گردشگری دارند.
این مقاله به بررسی عوامل فرهنگی مؤثر بر شکل گیری هیجان ها و عواطف و شیوه مدیریت آن ها در امثال و حکم دهخدا می پردازد. برای دستیابی به این هدف، از روش «تحلیل محتوای استنباطی» استفاده شده است. جامعه آماری، کتاب چهارجلدی امثال و حکم دهخداست و نمونه تحقیق تمامی امثال و حکم فارسی موجود در این اثر است. روش کار به این ترتیب است که نخست شواهد مربوط به هیجان های اصلی یعنی «خشم و نفرت، ترس، شادی و غم، عشق، تعجب و شرم» از امثال و حکم دهخدا استخراج شده سپس شواهد، طبقه بندی و بسامد هیجان ها، عوامل بروز آن ها و راهکارهای مدیریتی شان مشخص شده است. درنهایت براساس روان شناسی جدید تفاوت ها و شباهت ها تعیین و به بررسی وجوه فرهنگی آن ها پرداخته شده است. نتیجه حاکی از این است که از میان هیجان ها به ترتیب هیجان های خشم، ترس، شادی و غم بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده اند. بقیه هیجان ها در فرهنگ عامه برخلاف روان شناسی جدید، کم تر موردتوجه بوده اند و با توجه به این که شواهدی برای راهکارهای مدیریتی آن ها یافت نشده یا در فرهنگ ما بُعد منفی نداشته اند؛ مانند هیجان عشق یا هیجان محسوب نمی شده اند؛ مانند هیجان تعجب یا یک اصل اخلاقی به شمار می آمده اند؛ مانند هیجان شرم. علاوه براین، عوامل بروز هیجان ها و راهکارهای مدیریتی به نوعی در مظاهر فرهنگی ایران مانند عقاید دینی، سیاسی، تربیتی و غیره ریشه دارند.
از آن جا که مثل ها، حاوی تجربه های زیسته مردم و باورها و نگرش های آنان درباره موضوع های مختلف، ازجمله موضوع کودک و دوران کودکی هستند، با بررسی آن ها، می توان به درک بهتری از نگرش افراد در این زمینه ها پی برد. بر این اساس، هدف در این پژوهش نیز تحلیل نگرش به کودک و دوران کودکی در مثل های رایج در فرهنگ بختیاری، بر مبنای روش تحلیل محتواست. مقوله هایی چون جایگاه فرزند (اهمیت داشتن فرزند، تعداد فرزند و ترجیح جنسی)، مسائل تربیتی (مسئول تربیت کودک، عوامل مؤثر بر تربیت کودک و تصورات قالبی جنسیتی) و رابطه والد و کودک (مطیع بودن فرزند، خیرخواه بودن والدین و انتظارات والدین از کودک)، ازجمله موضوع های بررسی شده در این پژوهش هستند. نتایج پژوهش نشان دهنده این است که در فرهنگ بختیاری، نگرش به کودک و دوران کودکی، متأثر از آموزه های ایرانی و اسلامی است. در این مثل ها، بیشتر مسائل تربیتی چون نقش عوامل وراثتی و محیطی بر شکل گیری شخصیت کودک، برجسته شده است؛ این که کودک از جنبه جسمانی و رفتاری، بسیار شبیه به دایی و مادر خود خواهد شد. در این فرهنگ، ترجیح جنسی، تابعی از تعداد فرزند در خانواده است و از نظر تصورات قالبی، دختران را وفادارتر و زرنگ تر از پسران توصیف کرده اند. در ضمن از کودکان انتظار می رود احترام والدین خود را نگه دارند؛ با این حال به والدین نیز یادآوری می شود نباید انتظارات زیادی از فرزندان خود داشته باشند.