دانشها و فناوریها و نهادهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی نو اکثراٌ آفریده جوامع غربی هستند و ارزشهای فرهنگی و اجتماعی آفرینندگان خود را به همراه می آورند. شرط به کارگیری درست و کارا و صرفه جویانه و عاری از تنش از این امکانات و دستاوردها، شناخت ارزشها و باورهای اجتماعی آنها و فراهم کردن بسترهای مناسب فرهنگی برای کنار آمدن با تبعات و الزامات آنهاست.
در این مجموعه سیستم فعلی آموزش رشته مهندسی شیمی به عنوان یکی از رشته های مهندسی استراتژیک کشور مورد ارزیابی و نقد قرا گرفته و با توجه به تغییرات عمده در صنعت جهان و نگرش جدید به فناوری، یک تعریف جدید از این رشته ارائه شده است. بر اساس تعریف ارائه شده، پیشنهادهای لازم به منظور بهبود بازده سیستم آموزش مهندسی شیمی در ایران ارائه شده است. در این زمینه از یک سو توجه به نیاز صنعت و از سوی دیگر، توجه بیشتر صنعت به امر سرمایه گذاری در جهت تولید فناوری با استفاده از متخصصان دانشگاهی به عنوان دو راهکار اساسی در شناسایی هرچه بیشتر و کارایی بیشتر این رشته مورد توجه قرار گرفته است.
در این مجموعه معایب سیستم آموزشی مهندسی شیمی در ایران از جهات مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرا گرفته و راهکارهای لازم برای کاهش اثرهای منفی این معایب یا حذف آنها ارائه شده است. همچنین، با توجه به شرایط فعلی آموزش این رشته در ایران اولویت های اساسی در زمینه آموزش مهندسی شیمی ارائه شده است به منظور کاهش محدودیت های شغلی فارغ التحصیلان این رشته و نظر به قابلیت های فارغ التحصیلان آن در کلیه صنایع پیشنهاد شد تا تمام گرایش های موجود در دوره کارشناسی حذف گردد. همچنین، با تحلیل و ارزیابی قابلیت های مهندسان شیمی در چهار زمینه شبیه سازی، طراحی، برآورد پارامترهای فرایندی و بهینه سازی نیازها و اولویت های آموزشی مهندسی ارائه شده است. همچنین، در زمینه گزینش دانشجویان دوره های کارشناسی پیشنهاد شد که به منظور انتخاب دانشجویان مستعدتر ضریب مؤثر بودن درس شیمی از 4 به 2 کاهش یابد و در آزمون های ورودی دوره های کارشناسی ارشد حداقل در دروس اصلی شامل پدیده های انتقال آزمون بهصورت تشریحی برگزار شود.
نویسنده مسأله رابطه عقل و ایمان را تبیین کرده، سپس به ذکر پنج راه حلى که هانس فراى، الهى دان آمریکایى ارائه داده است مى پردازد و با ذکر سخنان متعارضى در باب رابطه عقل و ایمان نتیجه مى گیرد که باید این مسأله را که بزرگترین مشکل و مسأله ماست جدى بگیریم.
نویسنده ابتدا مفهوم مشروعیت سیاسى و سپس نظریه هاى مختلف درباره مصداق آن را توضیح مى دهد. وى پنج نظریه را بر مى شمارد که سه نظریه آن اختیارگرا و دو نظریه دیگر غیراختیارگرا هستند. از نظر وى، مشروعیت حکومت دینى از نوع مشروعیت غیراختیارگراست. بر هر یک از نظریه هاى اختیارگرا سه انتقاد جدى وارد است که بر نظریه هاى غیراختیاگرا وارد نیست.
در این مقاله ابتدا بر ضرورت تبیین پدیده اصلاحات و ابعاد و ویژگى هاى آن تأکید شده، سپس معناى عامیانه و تخصصى آن و نیز آنچه موجب پشتیبانى مردم از اصلاحات مى گردد، بیان گردیده است. همچنین تفاوت انقلاب و اصلاح به معناى تخصصى و ضرورت اصلاح در جامعه ایران پس از انقلاب اسلامى بررسى شده است.
در این مقاله نویسنده با اشاره به سه مؤلفه تعقل، آزادى و اصلاحطلبى در تعریف روشنفکرى، نسبت دین با روشنفکرى را مورد بررسى قرار مىدهد و تلاش مىکند تا به نوعى میان روشنفکرى و دیندارى پیوند برقرار نماید.
در این گفتگو ضمن پرداختن به سیر تاریخى اصطلاح روشنفکرى در غرب و ایران، به طرح مباحث قابل اعتنایى چون ویژگىهاى روشنفکران و جایگاه و میزان تأثیر آنان در جامعه و فرهنگ و امکان وجود روشنفکر دینى پرداخته شده است.
نویسنده معتقد است تفکر اقتدارگرایانه در اندیشه سیاسى اسلام تحت تأثیر الگوى قبیلهاى قبل از اسلام و سلطنتهاى ایرانى قرار دارد و با نقد نگاه سنتى که متأثر از شرایط تاریخى است مىتوان عناصر صرفاً تاریخى را از عناصر عقیدتى و اسلامى در اندیشه سیاسى اسلام جدا کرد.
در این گفتار، مبانى مختلفى که در باب توجیه الزام قانون ارائه شده است، مورد بررسى قرار گرفته و در نهایت، توافق جمعى یا قرارداد اجتماعى به عنوان تنها مبناى مورد قبول پذیرفته شده است.
در این گفتگو ابتدا به تفاوتهاى جهانبینى اسلامى وتفکر اومانیستى نسبت به انسان اشاره مىشود و سپس به تفکر مادى درباره منابع شناخت پرداخته و گفته شده بر اساس این دیدگاه دولت باید نقش حداقلى در مداخله امور مردم داشته باشد. در بخش دیگرى از این گفتگو، خطوط محورى مردمسالارى دینى ذکر گردیده و ویژگىهاى مردمسالارى بیان شده است.
کسانى که حکومت دینى و حکومت دموکراتیک را ناسازگار و غیر قابل جمع مىدانند، خواه از طرفداران حکومت دینى و خواه از طرفداران حکومت دموکراتیک، هردو از دو سوى این تناقض یک تعریف و تفسیر دارند و آنها را به دو مقوله ثابت، مطلق و کلیشهاى مبدل مىسازند. حال آنکه هم دموکراسى و هم حکومت دینى هر دو «گفتمان» هستند و مانند هر گفتمان دیگرى، امرى تاریخى، تحولپذیر و نسبى مىباشند. بحث حاضر در دنباله سلسله مقالاتى است که در شماره گذشته بازتاب اندیشه تلخیص و تحلیلى آن ارائه شد.
نویسنده دموکراسى را حاکمیت مردم مىداند و معتقد است در جوامع لیبرال چنین حاکمیتى تحقق نیافته و نمىیابد؛ زیرا لیبرالیسم از حکومت انتظار دارد امنیت و آزادى را محقق سازد و گاهى مردم چنین خواستههایى ندارند. بنابراین میان دموکراسى و لیبرالیسم تضاد مىافتد. لیبرالیسم در واقع نوعى حکومت الیگارشى (نخبگان) است که اقلیتى را تشکیل مىدهند.
در این مقاله پنج تحلیل از جنبش دانشجویى مطرح شده است و در پارهاى موارد سعى شده تا جنبش دانشجویى ایران نیز در آن قالبها جاى داده شود. توسعه کمى دانشجویان، نقشآفرینى در مبارزه طبقه کارگر بر ضد سرمایهداران، ایفاى یک نقش سمبولیک، مشارکت در قدرت و دخالت در فرهنگسازى پنج تحلیلى هستند که در مقاله آمدهاند.
معنویت، نحوه مواجهه انسان با هستى است که رضایت باطن را به دنبال دارد و گوهر اصلى دین است. سه مرتبه معنویت عبارتاند از عدل و احسان و محبت. انسانهاى معنوى ویژگىهایى دارند که در رأس آنها «خود دوستى» قرار دارد.
در این مقاله بعد از تبیین ضرورت و مفهوم کنترل و نظارت به موانع و مراحل و آثار کنترل و نظارت پرداخته شده و نظارت از دیدگاه امام علىعلیه السلام مورد بررسى قرار گرفته است و اهمیت مسائلى چون ارزشیابى، نظام تشویق و تنبیه، اهداف نظارت و کنترل و برخى وظایف کارگزارانه در رفتار با مردم از دیدگاه امام علىعلیه السلام تبیین شده است.