اختیارات سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای عوامل مهمی در فرایند تصمیم گیری های سرمایه گذاری هستند که تکنیک های جریان های نقدی تنزیلی آن ها را نادیده می گیرند. در نبود مدل های صریح ارزشیابی اختیارات سرمایه گذاری در عمل؛ جالب خواهد بود بدانیم چگونه مدیران مالی ارزش این گونه اختیارات را در تصمیم گیری خود منظور می کنند. شواهد گفتاری حاکی از آن است که تصمیم گیرندگان سرمایه گذاری ها با افزایش نرخ مبنا به بیش از هزینه سرمایه در شرکت به نحوی برای منظور نمودن اختیارات سرمایه گذاری ها در دارایی های سرمایه ای فاکتوری در نظر می گیرند. یافته های این تحقیق نشان داد که مدیران مالی از وجود اختیارات سرمایه گذاری ها آگاه اند و به شیوه غیر رسمی و نظری آن ها را در شرکت های بزرگ انگلیسی اعمال می کنند.
هدف از سرمایه گذاری در سهام شرکتها، حداکثر کردن سود و رفاه سرمایه گذار است. برای رسیدن به این هدف، باید تصمیمات سرمایه گذاری مناسبی اتخاذ شود. یکی از پارامترها و معیارهایی که سرمایه گذاران در تصمیم گیری از آن بهره می برند، اطلاعات حسابداری منتشر شده توسط شرکتهاست. امروزه، حسابداری و گزارش گری اجتماعی شرکتها، به عنوان یکی از رویکردهای با اهمیت حسابداری مطرح است که در صورت اجرا می تواند اطلاعات باارزشی را در اختیار استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری، از جمله سرمایه گذاران قرار دهد. هدف تحقیق حاضر، بررسی این موضوع است که اگر اطلاعات حسابداری اجتماعی در اختیار سرمایه گذاران قرار گیرد، در تصمیم گیری آنها موثر خواهد بود یا خیر؟ و در صورتی که جواب مثبت است، میزان این تاثیر را برآورد و مشخص کنیم.
امروزه سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و مدیران در جستجوی شاخصی به موقع و قابل اتکا برای اندازه گیری ثروت سهامداران هستند. با بهره گیری از چنین شاخصی، سرمایه گذارن درباره فروش و یا نگهداری سهام، اعتباردهندگان درباره میزان امنیت سرمایه گذاری خود و مدیران درباره عملکرد خود و بخش های مختلف شرکت قضاوت خواهند کرد. این مقاله بر آن است تا با بررسی رابطه جریانهای نقد عملیاتی، سود عملیاتی و ارزش افزوده اقتصادی، با ثروت ایجاد شده برای سهامداران، میزان اعتبار این شاخصهارا در بورس اوراق بهادار تهران ارزیابی کند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، EVA شاخص بهتری برای پیش بینی CSV بوده و قادر است به سهامداران نشان دهد مدیریت تا چه حد در ثروت آنها دخیل بوده است. از دیگر نتایج این تحقیق می توان به این مطلب اشاره کرد که شاخصهای حسابداری که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته اند، ناکافی هستند و در برابر چالشهای روبه افزایش بازارهای سرمایه و مالکان مقاوم نخواهند بود و EVA شاخصی است که می تواند جایگزین سایر شاخصهابرای ارزیابی مدیریت در زمینه نیل به هدف اصلی که همانا حداکثر کردن ثروت سهامداران است، شود.
اهمیت اطلاعات در پیش بینی بازده سهام، محققان را بر آن داشته تا به دنبال متغیرها و شاخص هایی باشند که ارتباط معنی دار با بازده سهام دارند. این اطلاعات می تواند به دو دسته اطلاعات مالی که قابل استخراج از صورت های مالی بوده و اطلاعات غیر مالی تقسیم شود. نتایج به دست آمده از تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می دهد که اطلاعات مالی و غیر مالی هر دو بر بازده سهام موثر هستند. تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین متغیرهای مالی و غیرمالی با بازده سهام می پردازد. در این تحقیق شش متغیر اطلاعات مالی و غیرمالی مورد بررسی قرار گرفته است. تحقیق در یک دوره دو ساله و برای سال های 1381 و 1382 است. جامعه آماری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است. فنون آماری در این تحقیق برای آزمون فرضیه ها، مقایسه میانگین، تحلیل همبستگی و رگرسیون است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین متغیرهای مالی و غیرمالی با بازده سهام همبستگی وجود دارد. ضمنا شرکت های موفق بازده بیش تری نسبت به شرکت های ناموفق کسب کرده اند.